طرحها -نقاشي - صنايع دستي - صحافي و ...

آمار مطالب

کل مطالب : 465
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 81

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 49
باردید دیروز : 36
بازدید هفته : 190
بازدید ماه : 1310
بازدید سال : 2055
بازدید کلی : 2055
نویسنده : mandala
تاریخ : چهارشنبه 23 خرداد 1397
نظرات 0

 شعر سکوت مشیری, شعر فریدون مشیری

 من سکوت خویش را گم کرده‌ام!
لاجرم در این هیاهو گم شدم

من، که خود افسانه می‌پرداختم،
عاقبت، افسانه‌ی مردم شدم!

ای سکوت، ای مادر فریادها،
ساز جانم از تو پرآوازه بود،

تا در آغوش تو راهی داشتم،
چون شراب کهنه، شعرم تازه بود.

در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت، ای مادر فریادها!

گم شدم در این هیاهو، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

منبع:rahpoo.com


تعداد بازدید از این مطلب: 449
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران