طرحها -نقاشي - صنايع دستي - صحافي و ...

آمار مطالب

کل مطالب : 465
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 81

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 0
باردید دیروز : 74
بازدید هفته : 324
بازدید ماه : 1251
بازدید سال : 2273
بازدید کلی : 2273
نویسنده : mandala
تاریخ : جمعه 09 فروردین 1398
نظرات 0

ایجاد انگیزه برای عکاسی با هفت ایده‌ی جالب

عکاسی برای افراد مختلف معانی متفاوت دارد؛ اما بعضی ایده‌ها هستند که انگیزه‌ی قوی‌تری برای عکاسی به شما می‌دهند تا بتوانید تصاویری ماندگار و شگفت‌انگیز خلق کنید.

حاصل عکاسی فقط «عکس» نیست. درواقع، عکس‌گرفتن نوعی بازی است که نتیجه‌اش شخصیت و طرزتفکر و موضوعات مهم ما را به‌نمایش می‌گذارد. اگر بخواهیم حاصل عکاسی‌هایمان تصاویر خیرکننده‌ای باشد، باید ایده‌های خوبی داشته باشیم که بتواند انگیزه‌ی قدرتمندی در ما ایجاد کند و باعث رشد و بالندگی ما شود. هنری میلر نویسنده‌بودن را این‌گونه توصیف می‌کند:

جذابیت‌های زندگی را آن‌گونه توصیف کن که خود می‌بینی. مردم، اشیاء، داستان‌ها، موسیقی و... بخش‌هایی از زیبایی دنیا هستند. فقط کافی است ثروت‌های واقعی و ارواح زیبا و افراد دوست‌داشتنی را درک و خودت را فراموش کنی.

به‌نظر می‌رسد همین توصیف برای عکاسی هم صحیح باشد. باید با دقت بیشتری به دنیای پیرامون خودمان نگاه کنیم و ایده‌هایی را بیابیم که خیال‌پردازی و انرژی را در ما تحریک کند.

111

گاهی گوش‌دادن به موسیقی یا تماشای آثار هنری یک هنرمند این انگیزه را ایجاد می‌کند که دوربین به‌دست بگیریم و عکاسی کنیم. هرچند گاهی موضوعی که درباره‌ی آن خوانده یا شنیده‌ایم با موضوعی کاملا متفاوت خواهد بود که درباره‌اش عکاسی می‌کنیم. مهم نیست انگیزه از کجا سرچشمه می‌گیرد؛ بلکه مهم این است که نتیجه‌اش لذت‌بردن از تلاش برای گرفتن عکس‌های بهتر است.

222

پیتر مک‌ویلیام درباره‌ی خلاقیت می‌گوید:

یکی از لذت‌های بزرگ‌ زندگی خلاقیت است. در خلاقیت اطلاعات وارد ذهن و درهم آمیخته می‌شوند و سپس، به‌گونه‌ای نوین ارائه می‌شوند.

در این مقاله، ایده‌هایی را معرفی می‌کنیم که آنتونی ایپس، عکاس آن‌ها می‌گوید در سال گذشته، باعث تغییر زیادی در او شده است. عکس‌هایی که در اینجا می‌بینید، در نقاط مختلف دنیا گرفته و توصیف‌های هریک از عکس‌ها از زبان عکاس بیان شده است.

۱. تجربه‌های جدید زمان را کُند می‌کند

333

این ایده‌ی کلی درباره‌ی انسان‌ها وجود دارد که افزایش سن باعث تندشدن گذر زمان برای انسان می‌شود و به‌نظر می‌رسد صحیح باشد. وقتی کودک‌اید، بعدازظهر روز جمعه بسیار طولانی به‌نظر می‌رسد؛ گویی به‌اندازه‌ی چندین روز. بااین‌حال در بزرگ‌سالی، بعدازظهر جمعه به‌سرعت سپری می‌شود.

ازلحاظ علمی دلیل این اتفاق آشنا بودن یا نبودن با محیط است. وقتی با محیط، آداب و رسوم و افراد پیرامونتان آشنا باشید، مغزتان به پردازش اطلاعات کمتری نیاز دارد و درنتیجه، به‌نظر می‌رسد زمان سریع‌تر می‌گذرد. درمقابل، وقتی در محیط جدیدی قرار می‌گیریم، مغز ما اطلاعات بیشتری پردازش می‌کند و درنتیجه، زمان کُندتر می‌گذرد.

از دیدگاه من، فقط مکان‌های کاملا جدید یا تجربه‌های کاملا متفاوت نیستند که این اثر را دارند. اتفاقات و تغییرات بسیاری وجود دارند که می‌توانند زندگی روزمره شما را تغییر دهند و باعث شوند زمان برای شما کُندتر شود. برای نمونه، اینکه از مسیر متفاوتی به محل کارتان بروید یا از منطقه‌ای از شهر بازدید کنید که تاکنون به آنجا نرفته‌اید یا حتی صبح خیلی زود یا شب دیرهنگام از خانه بیرون بروید.

من زمان بسیار زیادی برای عکاسی از سپیده‌دم گذاشته‌ام، نه‌فقط برای اینکه سپیده‌دم بسیار زیبا است؛ بلکه به این دلیل که هنگام سپیده‌دم، تقریبا هیچ‌کس بیرون از خانه نیست. بیرون از خانه بودن هنگام سپیده‌دم و بدون حضور دیگر افراد جامعه تجربه‌ی بسیار شگفت‌انگیزی است؛ تجربه‌ای بسیار متفاوت از طلوع زیبای خورشید و تولد روزی جدید. افزون‌براین، شب‌های بسیاری را به‌خاطر دارم که نیمه‌شب از خانه بیرون رفته‌ام تا از ماه کامل عکاسی کنم. این تجربه‌ تا ابد در ذهنم باقی خواهد ماند.

شما چه تجربه‌های جدیدی در هفته‌ی گذشته داشته‌اید؟ مهم نیست چقدر در یک محیط بوده‌اید یا چقدر با آن آشنا هستید. حتی اگر مدت زیادی در یک محیط بوده‌اید، بازهم راه‌هایی وجود دارد که تجربه‌های جدیدی برای خودتان رقم بزنید.

۲. اتفاقات غیرمنتظره برای زندگی‌تان ایجاد کنید؛ البته در سکوت

444

می‌دانیم چقدر مهم است که زندگی را طوری برنامه‌ریزی نکنیم که فقط کار و روزمرگی در آن جای بگیرد و دیگر جایی برای خلاقیت باقی نماند. مدتی پیش عبارتی خواندم که از زاویه‌ای نو به خلاقیت در زندگی نگاه می‌کرد. مفهوم عبارت این بود که کنارگذاشتن روزمرگی و بی‌برنامگی در سکوت، می‌تواند به زندگی و کارتان خلاقیت ببخشد. عبارتی که خواندم نوشته‌ی اُرسالا فرانکلین بود:

سکوت تنها به این معنا نیست که صدایی نباشد؛ بلکه می‌تواند به‌معنای بی‌برنامگی هم باشد. ازآنجاکه برنامه‌ای وجود ندارد، تمام آنچه برنامه‌ریزی‌نشدنی است، امکان دارد به‌وقوع بپیوندد. بااین‌حال، چطور ممکن است اتفاقات جدید رخ دهد؟ در دنیایی که همه‌چیز برنامه‌ریزی‌شده و مشخص است، اولین قدم برای داشتن اتفاقات جدید این است که قدری راحت‌تر و بی‌برنامه‌تر با زندگی رو‌به‌رو شوید.

معنی این کار این نیست که رویداد خارق‌العاده‌ای اتفاق خواهد افتاد؛ اما اگر این قدم را برندارید، می‌توانید مطمئن باشید اتفاق جدیدی نخواهد افتاد؛ چون هیچ‌کس وقت آن را ندارد که بتواند اتفاقات جدید را ببیند؛ حتی تفکرات جدید خودش را .

وقتی در پیِ یافتن ایده‌ای جدید برای عکاسی هستم، در اولین قدم کاری انجام نمی‌دهم و در سکوت منتظر می‌مانم. تمام دل‌مشغولی‌ها و عجله‌ام در زندگی را کنار می‌گذارم و اجازه می‌دهم ذهنم آزادانه به‌دنبال ایده‌های جدید بگردد. معنی این سکوت آن نیست که کاری انجام ندهیم؛ بلکه به این معنا است که بخشی از کارهای روزمره را تعطیل کنیم؛ کارها و افکاری که ذهن ما را بسیار درگیر کرده است. در این حالت، ایده‌های جدید مجال بُروز پیدا می‌کنند.

۳. کارها را به‌تعویق نیندازید؛ چون ممکن است هرگز آن را انجام ندهید

555

سال گذشته، من و همسر و فرزندانم برای سفری طولانی لندن را ترک کردیم تا پروژه‌های عکاسی جدید را انجام دهیم. وقتی درباره‌ی این سفر با آشنایان صحبت می‌کردم، بسیاری از آن‌ها می‌گفتند زمانی قصد انجام این کار را داشته‌اند و تمام برنامه‌ریزی آن را انجام داده‌اند؛ اما درنهایت، نتوانسته‌اند به آن جامه‌ی عمل بپوشانند. وقتی صحبت‌های آن‌ها را شنیدم، ناراحت شدم؛ چون من هم می‌دانم موانع موجود بر سر راه انجام کارهای دلخواهمان گاهی نفوذناپذیر به‌نظر می‌رسد. علاوه‌براین، بسیار ساده است که بگوییم بعدا انجامش می‌دهیم؛ شاید وقتی دوربین مجهزتر یا زمان یا دانش بیشتری داشته باشم.

بااین‌حال، می‌توان از دید دیگری هم به ماجرا نگاه کرد. اگر زمان داشتن دوربین مجهزتر و زمان یا دانش بیشتر هیچ‌وقت فرانرسد و شما به سنی برسید که دیگر نتوانید سفر کنید، آن‌وقت چه احساسی خواهید داشت؟ وقتی به گذشته بر می‌گردید، چه احساسی درباره‌ی موانع موجود بر سر راه خواهید داشت؟ آیا از این دید بازهم این موانع نفوذناپذیرند؟ اگر این‌گونه بیندیشیم، تعداد موانع واقعا نفوذناپذیر را بسیاربسیار اندک خواهیم یافت. جرج برنارد شاو در‌این‌باره می‌گوید:

مردم همیشه شرایط را مقصر وضعیتی می‌دانند که در آن هستند؛ اما من به این قضاوت اعتقاد ندارم. تمام مردمی که در دنیا زندگی می‌کنند، همواره در جست‌وجوی وضعیتی هستند که موردپسندشان باشد و اگر نتوانند چنین وضعیتی را پیدا کنند، آن را خواهند ساخت.

۴. جَک کَنفیلد: ترس روی دیگر همه‌ی چیزهایی است که می‌خواهید داشته باشید

666

ترس به‌طور نامحسوس در همه‌ی ابعاد زندگی ما حضور دارد؛ حتی در فعالیت‌های خلاقانه‌ای مانند عکاسی. مثلا فرض کنید در خیابان مشغول قدم‌زدن هستید که غریبه‌ای خوش‌چهره را می‌بینید. ابتدا تصمیم می‌گیرید از او عکس بگیرید. قدری به تصمیمتان فکر می‌کنید و در آخر، مانعی جلوِ شما را می‌گیرد. شاید به‌جای اینکه تصمیمتان را عملی کنید، بدون عکس‌گرفتن و با خون‌سردی از کنار آن غریبه رد شوید و اگرهم در آخر به این نتیجه برسید که آن عکس را بگیرید، این ترس در شما وجود داد که شاید آن‌قدر به او نزدیک نباشید که بتوانید عکس باکیفیتی بگیرید و شاید خجالت بکشید آن‌قدر به او نزدیک شوید که بتوانید عکس باکیفیتی بگیرید.

ترس ممکن است به شیوه‌های مختلفی خلاقیت ما را محدود کند. ممکن است از تمام امکانات دوربینمان استفاده نکنیم؛ چون می‌ترسیم نتوانیم به‌درستی از آن استفاده کنیم یا ممکن است جاده‌ی زیبایی ببینیم که برای عکاسی بسیار مناسب است؛ اما چون نمی‌دانیم این جاده به کجا منتهی می‌شود، ترس بر ما غلبه می‌کند و به‌سمت آن مسیر نمی‌رویم. ممکن است زمانی به این نتیجه برسیم که اگر در خیابانی روی زمین دراز بکشیم و عکس بگیریم، حاصل کار، عکس بسیار زیبایی خواهد شد؛ اما با وجود افراد زیادی حاضر در آنجا، می‌ترسیم این کار را انجام دهیم؛ چون ممکن است از دید آن‌ها دیوانه به‌نظر بیاییم.

از دیدگاه من، مشکل اصلی در همه‌ی این وضعیت‌ها ترس است؛ ترس از ناشناخته‌ها، ترس از اشتباه‌کردن، ترس از ایجاد وضعیت ناگوار یا ترس ازدست‌دادن چیزی. اگر بتوانیم این نکته را بپذیریم که ترس فقط حسی گذرا است که باید آن را تحمل کنید، وضعیت آسان‌تر می‌شود. شما به ترس اجازه می‌دهید از ذهن شما عبور کند تا بتوانید در ورای آن به زیبایی‌های دلخواهتان برسید.

این همان اتفاقی است که موقع خطرکردن برایمان می‌افتد. وقتی می‌خواهیم خطر کنیم، به این فکر می‌کنیم که چه چیزی را ازدست خواهیم داد؛ اما بهتر آن است به آنچه بیندیشیم که به‌دست خواهیم آورد. برای من در عکاسی، آنچه به‌دست می‌آورم، تصویری است که هیچ فرد دیگری ندارد.

۵. جادوی شگفتی

ایجاد انگیزه برای عکاسی

آنچه برای عکاسی به من انگیزه می‌دهد، نوعی شگفتی و حیرت است. اگر موقع عکاسی از سوژه‌ام، هیچ هیبت یا حیرتی از آن احساس نکنم، می‌دانم حاصل کار تصویر خیره‌کننده‌ای نخواهد شد. نیاز نیست این شگفتی یا حیرت بسیار بزرگ و ستودنی باشد؛ بلکه ممکن است ویژگی حیرت‌آوری باشد. برای مثال، هنگام مشاهده‌ی زنبوری که بادقت مشغول انجام کارهایش است، نکته‌ی حیرت‌انگیز این است که زنبور به‌‌طور ذاتی می‌داند باید چه کارهایی انجام دهد. همچنین، تلألؤ نور خورشید در عصر هنگام و پس از روز بارانی که کوچه‌ها را روشن می‌کند. مهم نیست از این اتفاقات حیرت‌انگیز چه حسی به‌دست می‌آورید؛ چون انسان‌ها ذاتا جذب پدیده‌های مختلفی می‌شوند؛ اما قطعا اگر از دیدن چیزی شگفت‌زده شوید، مطمئنا تصویر بهتری خلق خواهید کرد.

ییتز دراین‌باره می‌گوید:

دنیا مملو از جادوهایی است که بی‌صبرانه منتظرند آن‌ها را درک کنیم تا بیشتر خودشان را نشان دهند.

بادقت به اطراف خود نگاه کنید. قطعا پدیده‌هایی خواهید یافت که شگفتی و تحسین شما را برانگیزند.

۶. پیکاسو: الهام‌بخشی حقیقت دارد؛ اما اگر شما هم برایش تلاش کنید

888

این جمله بسیار دوست‌داشتنی است. از دیدگاه من، مهم نیست چقدر تکنیک عکاسی فراگرفته‌اید یا دوربین باکیفیت و حرفه‌ای دارید یا چقدر می‌توانید از آن استفاده کنید؛ بلکه مهم این است اگر بخواهید پیشرفت کنید، باید در موقعیت عکاسی قرار بگیرید تا بیشتر ببینید. هیچ‌وقت برای موقعیت عالی یا نور شگفت‌انگیز منتظر نمانید. در روزهایی عکس‌های فوق‌العاده‌ای گرفته‌ام که اصلا انتظارش را نداشتم؛ روزهایی که با میل خودم برای عکاسی بیرون رفته‌ام.

۷. توماس جفرسون: اگر چیزی را می‌خواهید که تاکنون نداشته‌اید، باید انتظار انجام‌دادن کارهایی را داشته باشید که تاکنون انجام نداده‌اید

این عبارت بسیار تأمل‌برانگیز است؛ چون بسیاری از افرادی که می‌شناسم و البته خودم، در زندگی خود به رکود و عادات خودمان تمایل داریم. با گذر عمر و افزایش سن، از تجربه‌های جدید دوری می‌کنیم و دیگر به‌دنبال آنچه نمی‌گردیم که در ما ایجاد هیجان و شگفتی می‌کند.

باوجوداین، اگر عاشق عکاسی باشیم، به این معنا است که از دیدن دنیای پیرامون خودمان هیجان‌زده می‌شویم. نور‌های زیبا، مردم دوست‌داشتنی، رنگ‌ها، سایه‌ها و حالت‌ها در ما ایجاد هیجان می‌کند و سعی می‌کنیم این دنیای بی‌نهایت را در عکس‌های زیبا خلاصه کنیم.

افرادی هستیم که می‌خواهیم دنیا را ببینیم؛ اما نمی‌خواهیم فقط از آن عبور کنیم؛ بلکه می‌خواهیم آن را کشف کنیم. به‌همین‌دلیل، سعی می‌کنم این عبارت را در ذهنم حفظ کنم تا همیشه برای انجام کارهایی تلاش کنم که توانش را ندارم. نتیجه‌ این کار آن خواهد بود که رفتاری مانند عکاس خواهم داشت.

نویسنده: مریم آقائی

تعداد بازدید از این مطلب: 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : جمعه 09 فروردین 1398
نظرات 0

کیوه چیست و چگونه بافته میشود؟

 

تعداد بازدید از این مطلب: 250
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 03 فروردین 1398
نظرات 0

نتیجه تصویری برای تبريك سال نو

و بر آمد بهاری دیگر
مست و زیبا و فریبا ، چون دوست
سبدی پیدا کن
پر کن از سوسن و سنبل که نکوست
همره باد بهاری بفرست
پیک نوروزی و شادی بر دوست . . .
سال نو بر شما مبارک

 

بوی جان می آید اینک از نفس های بهار
دستهای پر گل اند این شاخه ها ، بهر نثار
با پیام دلکش ” نوروزتان پیروز باد ”
با سرود تازه ” هر روزتان نوروز باد ”
شهر سرشار است از لبخند ، از گل ، از امید
تا جهان باقی است این آئین جهان افروز باد . .

 

نتیجه تصویری برای تبريك سال نو

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 198
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 03 فروردین 1398
نظرات 0

1-شاخه هاي عكاسي را نام ببريد؟

2- در چه سالي عكاسي وارد ايران شد؟

3-همه ي دوربين هاي عكاسي در قسمت هاي اصلي مشتركند ؟

4-منظره ياب چيست ؟

5-منظره ياب بيشترين سهم را در تهيه يك تصوير خوب دارد ؟

6- يكي از مهمترين وظيفه ديافراگم كنترل مقدار نور وارد شده به دوربين است ؟

7- بعد از انتخاب موضوع براي گرفتن عكس چه نكاتي را بايد رعايت كنيم ؟

8- قسمت هاي اصلي يك دوربينعكاسي كدامند ؟

9- اصطلاحا به منظره ياب مي گويند ؟

10- به عمل واضح سازي عكس اصطلاحا چه مي گو ييم ؟

پاسخ ها را در قسمت نظرات بدهيد 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 229
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : جمعه 24 اسفند 1397
نظرات 0

نویسنده: هنرآباد 

آنچه از انباشته شدن بقاياي ساختماني در مراكز اجتماعات اوليه انساني برجاي مانده است امروزه به عنوان تپه هاي باستاني در سرزمين ايران خودنمايي مي كند و بياني بر سابقه هنر و معماري ايران ميباشد .

بديهي است تپه هاي باستاني در فاصله هاي زماني متعددي پديد آمده اند كه لايه هاي زيرين برخي از اين تپه ها تا حدود هزاره 6 و 7 قبل از ميلاد نيز ميرسد در حالي كه لايه هاي بالايي ممكن است به محدوده ممكن است به محدوده زماني بعد از تاريخ ميلادي نيز مربوط شود.

 

عنوان تپه

موقعيت جغرافيايي

دوره تاريخي

هفت  تپه

شوش – خوزستان

حدود هزاره پنجم قبل از ميلاد

تپه سيلك

كاشان

حدود هزاره پنجم قبل از ميلاد

يانيق تپه

اروميه – آذربايجان

حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد

تپه حصار

دامغان

حدود هزاره چهارم قبل از ميلاد

تپه چشمه علي

ري – تهران

حدود هزاره سوم قبل از ميلاد

تپه زاغه

نزديك قزوين

حدود هزاره سوم قبل از ميلاد

سگزآباد

نزديك قزوين

حدود هزاره سوم قبل از ميلاد

 
تعداد بازدید از این مطلب: 287
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : جمعه 24 اسفند 1397
نظرات 0
مجله اينترنتي هنر آباد در اين مقاله قصد معرفي انواع روغن گياهي در نقاشي را براي شما عزيزان دارد، به ادامه مطلب توجه كنيد :

اين نوع روغن ها را براي ساختن رنگ ماده و نيز در واسطه هاي نقاشي به كار مي برند. عمده­ترين آنها عبارتند از : روغن بزرك (روغن دانه كتان) ، روغن آفتابگردان ، روغن خشخاش ، روغن گياهي به نام كافيشه و روغن گردو.

در اين ميان روغن بزرك كاملا خشك شونده و پايدار است و از اين رو زيادبه كار مي رود. روغن خشخاش زودتر از روغن بزرك خشك مي شود و رنگ آن روشن تر و استعداد زرد شدنش كمتر است.

به همين سبب ، روغن خشخاش را در گذشته براي رنگيزه هاي سفيد و آبي به كار مي برند. روغن گردو نسبتا زود خشك مي شود و به زردي نمي گرايد. در زمان قديم ، اين روغن را زياد مصرف مي كردندولي چون خيلي زود فاسد مي شود امروزه كاربرد چنداني ندارد.

روغن ها به علت تبخير خشك نمي شوند بلكه به علت جذب اكسيژن هوا به صورت پوسته اي خشك در مي آيند. در واقع، كنش و وكنشي كه در روند خشك شدن روغن هاي گياهي مستعمل در هنر نقاشي به كار مي رود بسيار پيچيده بوده و امكان ندارد كه دوباره در اثر مرور زمان به مايع و حلت اوليه تبديل شود.

روغن هاي خشك شونده چهار نقش مختلف دارند:

نخست اينكه با ايجاد لايه اي به دور ذرات رنگيزه از آنها محافظت مي كنند.

دوم اينكه واسطه اي مي شوند براي رنگ گذاري نقاش

سوم اينكه رنگيزه را به زمينه مي چسبانند.

چهارم اينكه با ايجاد كردن رنگسايه و ژرفاي رنك به جلوه بصري نقاشي كمك كرده و باعث زيباتر شدن نقاشي رنگ روغن مي شوند.

روغن گیاهی نقاشی رنگ روغن

روغن گیاهی نقاشی رنگ روغن

طرز عمل آوردن روغن گياهي نقاشي

 در اينجا ميخواهم شما را در هنر اباد با عمل آوري و طرز تهيه روغن گياهي آشنا كنم، روغن را با فشاراز دانه گياه مي گيرند. امروزه معمولا روغن هاي فشرده گرم را با استفاده از بخار به دست مي آورند، اما روغن هاي فشرده سرد نيز يافت مي شوند و برخي از كارسناسان هنرهاي تجسمي آنها را ترجيح مي دهند.

در مرحله بعد بايد روغن از ناخالصي ها پاك شود. اين كار از طريق شستشو و ته نشين شدن مواد زايد و يا فرآيند شيميايي و تصفيه كردن با اسيد يا قليا انجام مي شود. البته معمولا از روغن هاي تصفيه شده با اسيد در هنرهاي تجسمي استفاده نمي شود زبرا تاثير نامطلوبي بر رنگيزه هايي مانند سفيد زينك و سفيد سرب دارد.

نویسنده: هنرآباد 

تعداد بازدید از این مطلب: 232
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : جمعه 24 اسفند 1397
نظرات 0

مقدمه ای بر هنر تشعیر در نقاشی ایرانی مطلب است که امروز برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم

ساخت و پرداخت حاشیه قاب تصویر یا متن (تشعیر) در دیوان و کتب خطی ایرانی دارای سابقه ای دیرینه است. از نمونه های اولیه کامل و قابل ذکر در این زمینه میتوان از تشعیرهای دیوان (سلطان احمد جلایر) نام برد.

در آثار برجسته ی اوج هنر نگارگری ایران در دوران (شاه طهماسب صفوی) میتوان از خمسه نظامی و در نزد پادشاهان گورکانی هند مرقع گلشن را باید نام برد که از مهمترین آثار دارای تشعیرهای فوق العاده ایست که توسط نقاشان ایرانی در دربار پادشاهان گورکانی هند خلق شده است.

هنرمندان بسیاری در این زمینه آثاری را خلق کرده اند که از آن میان (عبدالحی) ، (آقا میرک) ، (سلطان محمد) ، (صادقی بیک افشار) قابل ذکر هستند.

تشعیر ، مینیاتور و هنر نقاشی ایرانی

تشعیر ، مینیاتور و هنر نقاشی ایرانی

پرداختن به حاشیه تصویر یا متن طراحان در نقاشی ایرانی موضوعی است که در تاریخ هنر ایران از آن با نام تشعیر یاد می شود.

طراحی تشعیرها در دوره های مختلف نقاشی ایران به همراه آثار نقاشی تکوین و تکامل یافته و از ویژگی های خاص خود برخوردار است

در تشعیر حاشیه اطراف قاب متن یا تصویر توسط طراحی های تزئینی از طبیعت – انسان و حیوانات انجام می شود و برخی از این طراحی ها شامل حیوانات خاص – واقعی و خیالی هستند که در حال نزاع و حرکت و چرخش در میان فضای دوبعدی دیده میشوند، این نوع از کار را گرفت و گیر مینامند.

 بررسی نقش فضا در هنر تشعیر و هنر کتاب آرایی و هنر تشعیر ،آثاری چون دیوان سلطان احمد جلایر، رساله قانون اصور صادقی بیگ افشار، خمسه نظامی شاه طهماسب، گلستان سعدی، روضه الانوار ، سلامان وآبسال و مرقع گلشن.

تعداد بازدید از این مطلب: 336
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : چهارشنبه 22 اسفند 1397
نظرات 0

 

دنیای پیرامون ما از دو عنصر فرم (شکل) و رنگ تشکیل شده است . تاثیر رنگ در زندگی انسان به قدری است که حتی تصور زندگی بدون رنگ  امکان ندارد . رنگ پدیده و موهبت شگفت انگیز و شکوهمند هستی است و به زندگی انسان احساس و اشتیاق می بخشد . رنگ به فرم کمال می بخشد و به آن جان می دهد و از مهمترین ابعاد هنر است، انتخاب بجا و درست رنگ در کار باعث افزایش تاثیرگذاری طرح شما می شود .

فیزیکدانی بنام یونگ – رنگ های موجود در نور را با ترکیب کرد و به نور سفید رسید. یونگ پی برد با ترکیب سه رنگ : آبی – قرمز – سبز نیز می توان به رنگ سفید رسید. از سوی دیگر با ترکیب این سه رنگ به صورت دو به دو سه رنگ دیگر نیز به دست می آید که عبارتند از : قرمز (ماژنتا) آبی (سایان) و زرد. یونگ مشخص کرد که رنگ های اصلی یا رنگ های اولیه طیف و نیز رنگ های درجه دوم یا ثانویه چه رنگ هایی هستند. هر جا نور وجود دارد رنگ نیز هم هست و با وجود نور است که رنگ نمود پیدا می کند و می تواند حضور داشته باشد .از این رو باید گفت که : رنگ همان نور ونور نیز همان رنگ است . تمامی اشیا این خاصیت را دارند که وقتی در برابر نور قرار می گیرند بخشی یا تمامی آن را منعکس می کند . این پدیدار سبب پیدایش رنگ اجسام می شود . رنگ ها دارای طول موجهای مختلف بلند و کوتاه هستند . چشم انسان می تواند طول موجهای نوری بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلی میکرون را دریافت کند .از این رو رنگ هایی که انسان می بیند در محدوده ی طول موجها قرار دارد.(m) رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج یعنی حدود ۷۰۰ متر و بنفش دارای کوتاه ترین طول موج با حدود ۴۰۰ متر است .

 

تعداد بازدید از این مطلب: 234
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : چهارشنبه 22 اسفند 1397
نظرات 0
هماهنگي در رنگ يعني آفرينش يك تركيب رنگي منظم، سازگار و دلنشين با استفاده درست و بجا از تفاوتهاي رنگ. به عبارتي ديگر هماهنگي بايد داراي ۴ خصوصيت باشد. دلنشيني، سازگاري با موضوع، وحدت ‍و تنوع  اين هماهنگي لازمه ايجاد محيطي است كه يك طراح گرافيك محيطي مانند يك شاعر و نويسنده احساسات و تفكرات خود را هم در راستاي اهداف تجاري و هم در جهت نزديكي بيشتر به مفهوم هنر، بيان كند.
 

 

منابع رنگ:
منابع رنگ را به دو قسمت زير مي توان تقسيم بندي كرد:
۱ـ رنگ منبع نور
۲ـرنگ سوژه (شيء)
 
 
رنگ منبع نور رنگ منبع نور توسعه يافته به وسيلة يك منبع نوري مي باشد. خورشيد، چراغ الكتريكي، نور آتش يا روشنائي حاصله از هر منبع خود يك رنگ منبع نور محسوب مي شود. رنگ سوژه (شيء) وقتي نور سفيد به يك شي مي تابد، يا منعكس مي شود يا جذب مي گردد، و يا از آن عبور مي كند بنابراين نور منعكس شده و تاثير آن در چشم انسان رنگ سوژه را نمايان مي سازد.
به عبارت ديگر رنگهاي متشكله از يك نور سفيد خواص جذب متفاوتي دارند. رنگ منبع نور در عين حال مي تواند رنگ سوژه نيز باشد. جسم سياه رنگ تقريباً نورهايي را كه به سطح مي رسد برخلاف جسم سفيد جذب مي كند. در واقع ما هيچگاه نمي توانيم رنگهاي خالص را ببينيم همچنين نمي توانيم سفيد يا سياه را مشاهده كنيم در واقع ما انواع سياه و سفيد را مي بينيم مانند سياه زغالي، سياه آبي، سفيد تخم مرغي، سفيد شيري و به همين ترتيب….
 
ويژگي هاي رنگ:
 
براي شناخت و درك بيشتر رنگها و كاربرد صحيح آنها در آفرينش آثار هنري بايد به چهار جنبه با ويژگي رنگ توجه كامل داشت.
اين ويژگي ها عبارتند از:
۱ـ نام رنگ (hue) 2ـ ارزش رنگ (Value) (تاريكي ـ روشني) ۳ـ خلوص يا اشباع رنگ (intensity) 4ـ نوع رنگ يا كروما (chroma) 1ـ نام رنگ: در ابتدا كه انسان تنها رنگهاي اصلي را مي شناخت، مشكلي براي نامگذاري وجود نداشت. اما با مرور زمان و با افزايش شناخت انسان دربارة رنگهاي تركيبي بايد روشي براي نامگذاري مناسب پيدا مي كرد. روشهاي گوناگوني پيشنهاد شد. به طور مثال به هر رنگي شماره اي مي دادند كه ميزان روشنائي و درجه اشباع آن را مشخص مي نمود و روش ديگر، نسبت دادن رنگها به نمونه هايي از آنها كه در طبيعت وجود داشت مانند آبي لاجوردي و مانند قرمز، آبي، زرد و… ۲ـ ارزش (تاريكي ـ روشني) رنگ: درجة تاريكي و روشني رنگها را ارزش رنگي آنها مي ناميم مثلاً رنگ زرد از رنگ بنفش روشن تر و يا قرمز از زرد تاريك تر به نظر مي رسد. در اينجا بايد تاكيد كنيم كه تاريكي و روشني رنگ، هيچ تاثيري در درخشندگي آن ندارد. (تاريكي و روشني هميشه ثابت است سواري آنكه رنگ در آن با چه درخششي جلوه كند سفيد روشن تر سياه تيره ترين رنگها هستند از اضافه كردن سياه و سفيد درجات مختلفي از خاكستري تيره به دست مي آيد چنانچه به رنگ مشخصي مقداري سياه يا سفيد اضافه كنيم برحسب مقدار اضافه شده درجات مختلفي از ارزشهاي رنگي آن رنگ بخصوص به وجود مي آيد. ۳ـ خلوص يا اشباع رنگ: نهايت خالص بودن رنگ را خلوص يا اشباع رنگ مي ناميم مثلاً قرمز خالص در مقايسه با قـرمـز روشـن كه با سفيد تركيب شده باشد، داراي خلوص يا اشباع رنگي است.
تركيـب خاكستـري، سيـاه و سفيـد و رنـگ مكمل با رنگ خالص، باعث كاهش خلوص رنگ مي گردد. (اصطلاحاَ به حالت ناخالصي در رنگها، لفظ چرك اطلاق مي گردد. رنگهاي چرك در مقايسه با رنگ اشباع شده يا ناخالص درخشش و وضوح بسيار كمتري هستند. رنگهاي اشباع شده بسيار ساده و جذابند. اين نوع رنگها بيشتر مورد توجه كودكان قرار مي گيرند و نيز در هنرهاي بوي اقوام مختلف ديده مي شود. هر چه درجة خلوص رنگ بالاتر باشد، حامل بار عاطفي بيشتر و تندتري است و هرچه از ميزان اشباع بودن آن بكاهيم كه در نهايت به يك اثر غيررنگي سياه و سفيد مي رسيم، بار عاطفي رنگ را ملايم تر و آرامتر بيان كرده ايم. ۴ـ نوع رنگ يا كروما Chroma: تعداد رنگها از لحاظ نوع، از صدها مورد نيز تجاوز مي كند. رنگهاي مربوط به يك گروه يا خانواده داراي خواص مشابهي هستند.
در ميان رنگها بيشمار، سه رنگ را به عنوان رنگ اصلي مي توان معرفي كرد: زرد، قرمز، آبي. هر يك از رنگهاي اصلي داراي خصوصيات ويژه اي هستند. زرد، رنگي است كه بيش از همه به نور و گرما نزديك است.
تحرك و حالت عاطفي، بيش از همه در رنگ قرمز مشاهده مي شود و بالاخره آبي داراي حالتي ملايم و بي حركت است. در يك اثر بصري به نظر مي رسد كه رنگ قرمز و زرد حالت انبساط و گسترش دارند، حال آنكه آبي حالت انقباض و سكون دارد. علت برجسته به نظر رسيدن رنگ زرد و قرمز در زمينه يك اثر فرورفته وعمق دار جلوه كردن آبي، نتيجة همان خصوصيات ذكر شده است حال اگر رنگ قرمز را با آبي مخلوط كنيم از حالت تحرك آن كاسته مي شود و زرد نيز در تركيب با آبي ملايم مي گردد و مخلوط كردن زرد با قرمز به حرارت و تحرك آن مي افزايد. رنگهاي اصلي را اصطلاحاً رنگهاي اوليه مي نامند. حدفاصل بين هر دو رنگ اصلي را رنگ ثانوي مي نامند. فيزيك رنگ: نور سفيد خورشيد منشأ تمامي رنگهاي موجود در طبيعت است كه از تجزية آن هفت رنگ ايجاد مي گردد كه مجموع آنها را طيف خورشيد مي نامند.
 
رنگهاي طيف به ترتيب عبارتند از:

قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش كه تركيب آنها با يكديگر به طور متعادل نور سفيد ايجاد مي كند. هيچ چيز در جهان ذاتاًٍ رنگي نيست بلكه نور باعث ايجاد رنگ در اشياء است. بـه اين ترتيـب كه وقتـي نور به جسم مي تابد، جسم متناسب با ويژگي هاي خود ضمن جذب تمام رنگهاي طيـف، يـك رنـگ را منعكس مي كند و ما جسم را با آن رنگ شناسائي مي كنيم. در سال۱۸۰۱ ميلادي توماس يونگ دانشمند انگليسي متوجه گرديد كه بافت هاي حساسي در شبكية چشم وجود دارند و هر بافت، از سه قسمت تشكيل شده و هر كدام از آنها نسبت به طول موجهاي ويژه اي تحريك مي شوند كه با طول موجهاي سه رنگ قرمز و سبز و بنفش مطابقت دارد. او معتقد بود كه احساس ساير رنگها از اين سه رنگ سرچشمه مي گيرد. يعني چشم ما سه رنگ اصلي زرد و آبي و قرمز را مخلوط مي كند تا تمامي رنگها را تشخيص دهد. در گذشته عادي ترين باور، اين بود كه درك نور نتيجه تحريك مستقيم و واكنش گيرنده‌هاي رنگ چشم به قرمز سبز يا آبي است كه به طور انفرادي از سطح اجسام به چشم مي رسد. امروزه اين تئوري مطرح مي شود كه درك رنگ بستگي به نوري دارد كه از يك سطح خاص به چشم مي رسد كه تركيبي از نور انعكاسي سطوح محيطي است. كاربرد رنگ ها: رنگها اغلب براي مقاصدي غير از دكوراسيون و طراحي استفاده مي شوند. براي مثال رنگهاي روشن در بزرگراهها براي علامت ها و نشانه ها و همچنين به وسيلة بعضي از بخشهاي آتش نشاني براي ماشين هاي مخصوصي، استفاده مي شوند. رنگ نارنجي روشن در مقاصد فراواني مانند جليقه هاي نجات، لوازم شكار و شب نماهاي دوچرخه ها استفاده مي شود. اين رنگ اجازه مي دهد كه مردم به سرعت آن را ببيند به گفته كتاب Color in interior design and Architecture در موسسات تحصيلي، اغلب رنگها معاني خاصي دارند؛ مثلاً مقاطع تحصيلي را با رنگهاي خاصي نشان دهند كه تاثير شخصي و رفتاري آن انكارناپذير است. به طور مثال قرمز رنگ مناسبي براي سرعت بخشيدن به مشتريان يك رستوران مي باشد و رنگ سبز رنگ آرامش بخشي براي آرام كردن شاگردان پرانرژي يك مدرسه است.

به طور مرسوم از رنگ سبز تيره براي ديواره هاي مدارس استفاده مي شود كه به مراتب بهتر از رنگهاي گرم و درخشان مي باشد. زير ميزان توجه دانش آموزان را افزايش مي دهد و قرمز محرك و فعاليت آنهاست بهترين رنگها، براي استفاده در بيمارستان ها، رنگهاي گرم خنثي و رنگ سبز روشن است. سبز، بهترين رنگ براي اتاق جراحي مي باشد به اين دليل كه مكمل رنگ قرمز است و اثرات رنگ ناشي از خون و بافت را خنثي مي كند. فضاي عمومي در يك بيمارستان اغلب از رنگ نارنجي يا قرمز بهره مي برد تا به شادابي محيط كمك كند.

رنگ بعضي از قسمتهاي بيمارستان نيز مي تواند آبي باشد وقتي ديوارها آبي باشند، محيط توسعه داده شده و سكون و آرامش را القاء مي كند. رنگ سفيد، هيچ كاربرد درماني ندارد، اما نشان دهندة مفهوم استريل بودن و پاكي است و به همين خاطر اكثراً در بخشهاي درماني استفاده مي شود.

رنگ هاي آبي، قهوه اي، سبز و رنگهاي خاكستري داراي تاثير تسكين دهنده هستند كه معمولاً در محيط زندانها استفاده مي شوند و برعكس بايد از استفاده رنگهاي قرمز و نارنجي كه باعث افزايش هيجانات مي شود در اين اماكن اجتناب كرد. در رستورانها از رنگهايي استفاده مي شود كه خوشايند ذهنيت انساني باشند، يك انتخاب مناسب مي تواند نورهاي صورتي رنگي باشد كه بر روي رنگهاي خنثي مي تابد. با استفاده از رنگ قرمز كه تحريك كننده است، سرعت خوردن را مي توان افزايش داد و برعكس بايد از رنگ آبي به علت بد منظره كردن گوشت قرمز اجتناب كرد. 
نوشته  بهارک نژاد مبشر
گرافیک : رنگ شناسی و مبانی شناخت روابط رنگها

۱-ماهيت رنگ :


هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طيف نور سفيد به چشم ماست.

بطور مثال : همه رنگهای طيف نور سفيد پس از تابيدن به گل سرخ جذب می شوند بجز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

شايد بارها از انديشيدن به تنوع بيکران رنگها در طبيعت شگفت زده شده باشيد. اما بيشتر شگفت زده خواهيد شد اگر بدانيد منشا اين همه رنگ تنها سه رنگ هستند.

سعی می کنيم در تئوری زير به سادگی هر چه بيشتر اين مسئله را برای شما حل کنيم . اين تئوری علاوه براينکه راز و رمز رنگها را برای شما خواهد گشود. به شما کمک خواهد کرد که برای خلق آثارتان راحت تر رنگ مورد نظرتان را بيابيد.

سه رنگ اصلی :

ترکيب رنگهای اصلی :

( زرد + قرمز = نارنجی ) ( زرد + آبی = سبز) ( آبی + قرمز = بنفش)

سه رنگ ثانويه:

اين شش رنگ را همراه با درجات مابين آن رنگهای ناب يا زنده می ناميم.

تنهاراه بدست آوردن محصول جديد از اين مجموعه ترکيب رنگهايی است که در اين طيف با هم برخوردی ندارند.اين سه ترکيب را رنگهای مکمل می نامند که شامل سه مورد زير خواهد بود.

نکته: قبل ترکيب اين سه رنگ بايد بدانيم که محصول ترکيب سه رنگ اصلی سياه يا خاکستری است. پس زرد + قرمز + آبی = سياه (خاکستری)

۱- نارنجی + آبی = (زرد + قرمز) + آبی = سياه (خاکستری)

۲- بنفش + زرد = (آبی + قرمز) + زرد = سياه (خاکستری)

۳- سبز + قرمز = (آبی + زرد) + قرمز = سياه (خاکستری)

بنا بر اين متوجه می شويم که محصول اين سه ترکيب چيزی جز خاکستری نيست .

اما تنها در صورتی که اين ترکيب ها در تناسب علمی خاص خود ترکيب شوند نتيجه اينچنين خواهد بود و در غير اينصورت خاکستری بدست آمده به يکی از رنگهای ناب متمايل خواهد بود . مثال زير را ببينيد :

درنتيجه محدوده رنگهای خنثی خود شامل طيف وسيع و متنوعی خواهد بود. کليه رنگهای خنثی بعلاوه رنگهای ناب مجموعه ای را تشکيل می دهد که اگر برای هرکدام درجات تيرگی و روشنی را هم در نظر بگيريم کليه رنگهای موجود در طبيعت را شامل خواهد شد.

حال که ارتباط را دانستيد. می توانيد براحتی رنگ مورد نظر خود را هنگام کار بيابيد يا ترکيب کرده وبسازيد . در حيطه رنگهای ناب مشکل چندانی وجود ندارد. وشما به راحتی آنرا در طيف رنگهای ناب پيدا خواهيد کرد.

اما اکثر رنگهای طبيعی شامل مجموعه رنگهای خنثی می شوند . و هرچه از خلوصشان کاسته شود يافتن مکان آنها در طيف رنگ مشکلتر خواهد بود. برای شروع حدس بزنيد رنگی را که می بينيد به کدام قسمت از طيف رنگهای ناب تعلق دارد .سپس آنرا با رنگ مکملش يا يک خاکستری * ترکيب کنيد .وسپس برای رسيدن به درجه روشنايی مطلوب آنرا با سفيد ترکيب کنيد ** و اين کار را تا رسيدن به رنگ مورد نظر ادامه دهيد.

به مثالهای زير توجه کنيد:

*رنگ خاکستری طبق آنچه در متن درس عنوان کرديم خاصيت سه رنگ اصلی را در خود دارد. ودر نتيجه با هر رنگی که ترکيب شود نقش رنگ مکمل را ايفا می کند و رنگ مورد نظر را خنثی می کند.

مثلا: خاکستری + آبی = (آبی + قرمز + زرد ) + آبی = ( قرمز + زرد) + آبی= نارنجی+ آبی = آبی خاکستری

** در ابزار مختلف نقاشی گاهی شفافيت ودرخشش نقش رنگ سفيد را بازی می کند مثلا در آبرنگ بجای افزودن رنگ سفيد تنها آنرا با آب بيشتر ترکيب می کنيم . تا لايه شفاف تری را ايجاد کند.
نوشته شده توسط بهارک نژاد مبشر

مبانی رنگ شناسی

دنیای پیرامون ما از دو عنصر فرم (شکل) و رنگ تشکیل شده است .

تاثیر رنگ در زندگی انسان به قدری است که حتی تصور زندگی بدون رنگ ناممکن است . رنگ پدیده و موهبت شگفت انگیز و شکوهمند هستی است و به زندگی انسان احساس و اشتیاق می بخشد .

رنگ به فرم کمال می بخشد و به آن جان می دهد. فیزیکدانی بنام یونگ – رنگ های موجود در نور را با ترکیب کرد و به نور سفید رسید .

یونگ پی برد با ترکیب سه رنگ : آبی – قرمز – سبز نیز می توان به رنگ سفید رسید.

از سوی دیگر با ترکیب این سه نگ به صورت دو به دو سه رنگ دیگر نیز به دست می آید که عبارتند از : قرمز (ماژنتا) آبی (سایان) و زرد .یونگ مشخص کرد که رنگ های اصلی یا رنگ های اولیه طیف و نیز رنگ های درجه دوم یا ثانویه چه رنگ هایی هستند.

هر جا نور وجود دارد رنگ نیز هم هست .و با وجود نور است که رنگ نمود پیدا می کند.و می تواند حضور داشته باشد .از این رو باید گفت که : رنگ همان نور ونور نیز همان رنگ است .

تمامی اشیا این خاصیت را دارند که وقتی در برابر نور قرار می گیرند بخشی یا تمامی آن را منعکس می کند . این پدیدار سبب پیدایش رنگ اجسام می شود .

رنگ ها دارای طول موجهای مختلف بلند و کوتاه هستند . چشم انسان می تواند طول موجهای نوری بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلی میکرون را دریافت کند .از این رو رنگ هایی که انسان می بیند در محدوده ی طول موجها قرار دارد.(m (

رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج یعنی حدود ۷۰۰ متر و بنفش دارای کوتاه ترین طول موج با حدود ۴۰۰ متر است .

چرخه دوازده گانه رنگ ها :

رنگ های اصلی عبارتند از : قرمز – آبی – زرد

حاصل ترکیب رنگ های اصلی به صورت دو به دو شامل رنگهای ثانویه یا درجه دو می شود که عبارتند از :

قرمز + آبی = بنفش

قرمز + زرد = نارنجی

آبی + زرد = سبز

رنگ های دسته سوم یا ثالثه ( شش رنگ در دایره رنگ هستند) که هر کدام حاصل ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ فرعی است.

ترکیب افزایش یا کاهشی نورها :

به نوع ترکیب نور های رنگی که حاصل ترکیب آنها نور روشنتری خواهد بود ترکیب افزایشی می گویند. ( دو رنگ مکمل نوری وقتی با هم ترکیب می شوند رنگ سفید به دست می آید .

ترکیب افزایشی یا کاهشی رنگ ها :

در دنیای مواد رنگی برعکس رنگهای نوری حاصل ترکیب رنگ ها رنگ تیره تر است .

خصوصیت رنگ ها:

hue ته رنگ یا فام یا هیو-۱

Value- روشنی یا درخشندگی۲

chroma- شدت یا خلوص۳

منظور از فام یا ته رنگ همان خصوصیت و کیفیت رنگین بودن رنگ است . ( مانند زرد – سبز-قرمز – آبی و ………. است)

درخشندگی یا روشنایی یک رنگ درجه ای از روشنایی آن است که متمایز از درجات روشنی یا تیرگی همان رنگ می باشد .

منظور از خلوص رنگ درجه اشباع یا سیری آن است که آن را در خالص ترین آن نشان می دهد.

زیبایی شناسی و ارزیابی رنگ ها :

۱٫ امپرسیون یا احساس عینی و بصر

۲٫ اکسپرسیون یا هیجان و تاثیر بیانی

.۳٫کنستراکسیون یا ساختمان ( سمبولیک

منظور از امپرسیون رنگ احساس رنگ و مقصود از اکسپرسیون رنگ حالت رنگ است.

به درجات مختلف تاریکی و روشنی یک رنگ ( تونالیته) می گویند .

اختلاف – تقابل و تفاوت مابین ماهیت و حالت های گوناگون رنگ را ( کنتراست ) می گویند .

خصوصیات رنگ ها :

زرد روشنترین و بنفش تیره ترین رنگ دایره رنگی به شمار میرود .

رنگهای گرم و سرد:

رنگ های قرمز و نارنجی وقتی در کنار هم قرار می گیرند بالا ترین درجه گرما را نمایش می دهند .

رنگهای سبز و آبی هم در کنار هم قرار می گیرند سرد ترین رنگ ها را نمایش می دهند .

رنگ های سبز و بنفش در اصطلاح ( ولرم ) نه سرد و نه گرم می گویند .

در یک تابلو از منظره رنگ های بخش جلو باید شادتر – گرمتر – خالص تر و دارای تیرگی و روشنی قوی تر باشد . در مقابل رنگ های دورتر تابلو دارای کنتراست سایه روشن کمتر و رنگهای ملایم و سرد باشد و به جزئیات آن نیز کمتر پرداخته شود.

رنگ ها از نظر ماهیت به دو دسته تقسیم می شوند:

رنگ های کروماتیک :

به رنگ های قرمز – آبی – زرد و ترکیبات آنها گفته می شود .

رنگهای آکروماتیک :

شامل سیاه و سفید و خاکستری حاصل از ترکیب آنها می شود.

این رنگ ها در واقع رنگ نیستند بلکه بیرنگ هستند و آوردن رنگ در ابتدای نام آنها حالت مصطلح دارد .

وقتی رنگ ها در زمینه سفید قرار می گیرند خاموش تر و تیره تر به نظر می آیند و هنگامی که آنها را در زمینه سیاه قرار می دهیم درخشش بیشتری پیدا می کند . و روشن تر دیده می شوند .

از نظر بصری رنگ آبی سبک تر – رنگ قرمز سنگین تر – رنگ زرد نزدیک تر – و رنگ نارنجی بزرگتر و وسیع تر به نظر می آید .

کیاروسکورو :

به تیره روشنی یا جلوه های نور و سایه در نقاشی یا طراحی گفته می شود .

به رنگ های مات و جرم دار ( جسمی ) و به رنگهای شفاف و بدون جرم ( روحی ) گفته می شود . ( گواش رنگ جسمی و آبرنگ رنگ روحی است )

هر یک از فرم ها یا شکل ها دارای ارزش و رنگ هستند که شامل:

مربع : با رنگ قرمز هماهنگی و تناسب دارد و این دو نوع نماد مادیت – سنگینی و صراحت هستند .

مثلث : با رنگ زرد همخوانی دارد و سمبول فکر و اندیشه است .

دایره : با رنگ آبی همخوانی دارد . پس نمادی از عشق و لطافت و احساس و ظرافت است.

ویژگی رنگ ها :

قرمز:

سمبول گرایش های زمینی و دنیوی – عشق – خون – شهادت – پایداری – خشم – غرور – خودخواهی – خطر – جنگجویی – شورش و همرنگ سیاره مریخ ( سیاره سرخ ) است.

آبی :

نماد عرفان و روشنفکری – روح – درون – شکیبایی – فضای بیکران – فروتنی – تحمل و معنویت است .

زرد :

مظهر علم و خرد – اندیشه – آخرت – فهم و دانایی – نور و روشنی – هوشیاری و کوشیاری – کار و حرکت – پادشاهی و سلطنت – خورشید- مهربانی – و مهمان نوازی است .

نارنجی :

نماد جوانی وشادابی – گرما – فعالیت – بلوغ – غرور – نشاط و خود نمایی است .

سفید :

مظهر برف – روز – روشنی – تابناکی – پاکی – بهداشت – صبر – صداقت – معنویت – پرهیز کاری – حرکت – تقوا است.

سبز:

امنیت – امیدواری – رشد – جوانه زدن – تجدید حیات طبیعت – تولد و زندگی – رستاخیز – آرامش – بهار وخوش قلبی است.

بنفش :

برابر تعادل – رنگ ابهام – مرموز – ولرم – خیال انگیز – تنهایی – ترس زیاد و اسرار آمیز است .

سیاه:
نماد جهل – فنا – نا آشنایی – ابهام – تاریکی – نیستی – مرگ – سکون – نادانی – ظلمت – پیچیدگی و محبوس بودن است .

http://omidpenhani.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 217
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : چهارشنبه 22 اسفند 1397
نظرات 0

مبانی تئوری رنگ ها را بیاموزید تا کار با آنها را یاد بگیرید

رنگ ها برای زیبا کردن هر چیزی مهم هستند، حالا چه لباسی که می پوشید یا دکور خانه باشد، چه طراحی و ساخت صفحات وب. اما کمتر کسی به صورت غریزی می داند که آبی و نارنجی ترکیبی کامل هستند. اگر نمی توانید به قضاوت خود اطمینان کنید، می توانید با درک مبانی تئوری رنگ ها همیشه بهترین انتخاب را انجام دهید.

چرخه رنگ های را بیاموزید

مبانی تئوری رنگ ها را بیاموزید تا کار با آنها را یاد بگیرید

 

تصویر بالا چرخه ی اساسی رنگ ها است و به شما در انتخاب رنگ کمک می کند. شاید این تصویر را قبلا هم دیده باشید، اما قبل از هر چیز می خواهیم برای یادآوری توضیحش دهیم.

قرمز، آبی و زرد رنگ های اصلی هستند، وقتی قرمز و زرد را ترکیب می کنیم، نارنجی بدست می آوریم، با ترکیب آبی و زرد، سبز بدست می آید، با ترکیب آبی و قرمز، بنفش بدست می آید. نارنجی، بنفش و سبز رنگ های ثانویه نامیده می شوند. رنگ های بخش سوم مانند قرمز – بنفش و آبی – بنفش از ترکیب رنگ های گروه اولیه و گروه ثانویه ایجاد می شوند.

همه رنگ ها ته رنگ و سایه دارند. ته رنگ به تغییر رنگ ها زمانی که با سفید ترکیب می شوند می گویند، و سایه نیز به زمانی گفته می شود که رنگ با مشکی ترکیب می شود. اما برای طرح های رنگی عمومی در واقع نیاز نیست نگران ته رنگ ها و سایه ها باشید. متخصصان چرخه رنگ ها می گویند:

با توجه به تئوری رنگ ها، برای ترکیب رنگ های هماهنگ از دو رنگی که در چرخه ی رنگ ها روبروی یکدیگر قرار دارند استفاده می کنند، هر سه رنگی که به صورت مساوی در چرخه رنگ از هم فاصله داشته باشند یک مثلث می سازند، و یا هر چهار رنگ یک مربع مستطیل می سازند. ترکیب رنگ هماهنگ را طرح رنگ ها می گویند.

در چرخه رنگ ها یک تفکیک دیگر نیز وجود دارد که باید از آن آگاهی داشته باشید تا بتوانید طرح رنگ ها را بهتر درک کنید: رنگ های سرد و گرم. هر کدام از این رنگ ها برای انتقال احساسات هدفی خاص را دنبال می کنند. رنگ های گرم نشان دهنده ی انرژی و نشاط هستند، در حالی که رنگ های سرد نشان دهنده آرامش و صلح هستند. چرخه رنگ به خودی خود می تواند به سادگی تقسیم شود که کدام رنگ ها گرم و کدام سرد هستند. در تصویر زیر این تقسیم بندی را می توانید مشاهده کنید:

مبانی تئوری رنگ ها را بیاموزید تا کار با آنها را یاد بگیرید

تخصص در مبانی طرح رنگ ها

مبانی تئوری رنگ ها را بیاموزید تا کار با آنها را یاد بگیرید

 

بر اساس چرخه رنگ ها، قوانین بنیادی محدودی برای مطابقت رنگ ها وجود دارد. و آنها بسیار ساده هستند.

رنگ های مکمل: به هر دو رنگی می گویند که در چرخه رنگ ها مقابل یکدیگر قرار دارند. برای مثال آبی و نارنجی، قرمز و سبز.

اینها با هم تضاد بالایی می سازند، پس برای برجسته کردن از آنها استفاده می شود. معمولا از یک رنگ به عنوان پس زمینه و از رنگ دیگر به عنوان تاکید استفاده می شود. در اینجا می توانید از ته رنگ ها و سایه ها نیز استفاده کنید، برای مثال، ته رنگ روشن آبی در تضاد نارنجی تیره تر قرار می گیرد.

رنگ های شبه مکمل: از سه رنگ استفاده می کنند. در این طرح یک رنگ با دورنگ مجاور خود منطبق می شود. برای مثال آبی، زرد – نارنجی و قرمز – نارنجی.

این طرح برای مبتدیان مناسب است چون مشکل خراب در می آید. دلیلش این است که رنگ های تضاد دارید، اما کاملا مانند رنگ های مکمل روبروی یکدیگر نیستند.

رنگ های مشابه: سه رنگی که در چرخه در کنار هم هستند را رنگ های مشابه می گویند. برای مثال، نارنجی، زرد – نارنجی، و زرد.

برای کار با رنگ های مشابه بهتر است روی ته رنگ های آنها کار کنید، همچنین بهتر است در این طرح از رنگ های گرم و سرد نیز استفاده نکنید.

رنگ های سه گانه: به سه رنگی گفته می شود که در چرخه رنگ ها به صورت مساوی از هم جدا هستند. برای مثال، قرمز، زرد و آبی.

رنگ های سه گانه نیز تضاد بالایی دارند، اما تعادل بیشتری نسبت به رنگ های مکمل دارند. بهتر است یک رنگ نسبت به دو رنگ دیگر تسلط بیشتری داشته باشد.

رنگ های Tetradic ( مستطیلی ): چهار رنگ با هم استفاده می شوند، در قالب دو مجموعه از رنگ های مکمل. برای مثال، آبی و نارنجی با زرد و بنفش زوج هستند. به تعادل رساندن این طرح بسیار سخت است.

در این طرح رنگ های بیشتری استفاده می شود، اگر چهار رنگ در اندازه های برابر استفاده شوند، طرح نهایی ممکن است غیر متعادل به نظر بیاید. پس باید رنگی انتخاب کنید که تسلط داشته باشد یا به دیگر رنگ ها برتری پیدا کند. از رنگ های خالص در اندازه های برابر استفاده نکنید.

استفاده از تئوری رنگ ها در زندگی روزانه

مبانی تئوری رنگ ها را بیاموزید تا کار با آنها را یاد بگیرید

 

حالا مقداری با تئوری رنگ ها آشنا شدید، اما چطور می توان از آن در زندگی روزانه استفاده کرد؟ سعی می کنیم به شما بیاموزیم چگونه ازآن استفاده کنید.

برخی افراد قادر هستند که همیشه خوب لباس بپوشند، در حالی که برخی دیگر لباس هایی می پوشند که اصلا بهم نمی آیند. از چرخه رنگ یک پرینت بگیرید و به کمد لباس خود بچسبانید. دفعه دیگری که خواستید لباس بردارید، به چرخه رنگ نگاه کنید تا ببینید کدام رنگ می تواند مکمل لباسی که برداشتید باشد. همچنین می توانید از رنگ های سرد و گرم برای نشان دادن احساسات خود نیز استفاده کنید. البته یادگیری استفاده از رنگ ها تنها بخشی از هنر خوش لباس بودن است. چند نکته برای استفاده از رنگ ها:

درلباسی که می پوشید به بیش از سه رنگ احتیاجی ندارید. از رنگ های مناسب برای نوع پوست و آرایشی که دارید استفاده کنید. چند نوع رنگ را روی پوست خود امتحان کنید و ببینید کدامیک بیشتر از همه با آن سازگاری دارد. از ست کردن رنگ های خاکستری با رنگ های روشن مانند زرد پرهیز کنید.

تئوری رنگ ها در اداره نیز می تواند کمکتان کند. مثلا اگر برای یک مصاحبه می روید و یا چیزی را می خواهید معرفی کنید بهتر است باز هم لباستان بیش از سه رنگ نداشته باشد.

به خاطر داشته باشید اگر معرفی کارتان جلوی پروژکتور انجام می شود لباس های روشن باید به تن کنید. این یعنی رنگی با تضاد زیاد.

البته تئوری رنگ ها هنگام نقاشی خانه و یا لوازم داخل آن نیز تاثیر دارد. سایت ها و متخصصان زیادی هستند که می توانند در انتخاب رنگ مناسب کمکتان کنند. این سه نکته را درباره خانه به خاطر داشته باشید:

بیش از سه رنگ در یک اتاق می تواند عالی باشد، اما اگر می خواهید چنین کاری را بکنید، حداکثر از سه رنگ استفاده شود. اگر از دو رنگ برجسته استفاده می کنید، رنگ سوم باید ساده باشد تا به چشم استراحت داده شود.

موقع انتخاب رنگ ابتدا برجسته ترین را انتخاب کنید. و سپس با در نظر داشتن اولین رنگ دیگر رنگ ها را انتخاب کنید.

از انتخاب رنگ نترسید، چون موقت است و همیشه می توانید تغییرش دهید.

البته این موارد شامل همه استفاده ای که می توانید از تئوری رنگ ها بکنید نمی شود. رنگ ها و ترکیب آنها در مواقع زیادی به کار می آید و دانستن این مبانی کمکتان می کند بتوانید بهتر از رنگ ها استفاده کنید و کم کم تجربه خود در این مورد را افزایش دهید.

 

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 294
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران