طرحها -نقاشي - صنايع دستي - صحافي و ...

آمار مطالب

کل مطالب : 465
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 81

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 9
باردید دیروز : 195
بازدید هفته : 685
بازدید ماه : 1881
بازدید سال : 5378
بازدید کلی : 5378
نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

کارکرد لنزها


مقایسه لنز پرایم (Prime) با لنز زوم (Zoom)


لنزهای تک کانونی یا پرایم (Prime) دارای فاصله کانونی ثابت می باشند به همین دلیل گاهی به آنها لفظ لنز ثابت (Fixed lens) نیز اتلاق می گردد. ولی لنزهای زوم (Zoom) دارای فاصله کانونی متغیر هستند. در این لنزها با چرخاندن حلقه زوم، فاصله کانونی لنز تغییر می کند. بنابراین زاویه دید و بزرگنمایی آن نیز تغییر می نماید.

در لنزهای زوم، فاصله کانونی حداقل و حداکثر لنز با دو عدد مشخص شده است. عدد کوچکتر نشان دهنده حداقل فاصله کانونی و عدد بزرگتر نشان دهنده حداکثر فاصله کانونی است که لنز می تواند داشته باشد.

در بعضی از لنزهای زوم، حداکثر اندازه روزنه دیافراگم متغیر است و با دو عدد مختلف نمایش داده می شود. در این لنزها در هر فاصله کانونی، حداکثر اندازه روزنه دیافراگم متفاوت است بطوریکه وقتی لنز بر روی کمترین فاصله کانونی تنظیم شده است، اندازه روزنه دیافراگم در بیشترین حد خود باز خواهد شد (f کوچکتر) و برعکس در فواصل کانونی بلندتر، حداکثر باز شدن روزنه دیافراگم کمتر خواهد بود(f بزرگتر).

در لنزهای زومی که کیفیت بیشتری دارند و گران قیمت تر نیز هستند، طوری طراحی شده اند که حداکثر اندازه روزنه دیافراگم آنها ثابت باشد.

چند نمونه لنز از نوع پرایم و زوم

در سالهای اخیر لنزهای زوم جایگاه بالایی در بین عکاسان حرفه ای پیدا کرده اند. پیشرفت تکنولوژی ساخت سنسورهای جدید و قابلیت عکاسی با ایزو (ISO) بالا موجب شده است که قابلیت دوربین های عکاسی افزایش یابد و مردم برای راحتی به سمت لنزهای زوم بروند.

انواع مختلفی از لنزهای زوم با قابلیت شارپنس بالا و قیمت مناسب و سیستم های تثبیت کننده تصویر(Image Stabilazer) تولید شده است. در مواردی کیفیت آنها از لنزهای پرایم با فاصله کانونی مشابه چیزی کم ندارد. با این وجود لنزهای پرایم هنوز جذابیت خود را برای عکاسان از دست نداده است.

در ادامه مطلب این دو نوع لنز را از نظر جزئیات و اختلاف هایی که با هم دارند مورد بررسی قرار خواهیم داد.

مزایای لنزهای تک کانونی( پرایم)


کیفیت (Quality)

لنزهای پرایم اصولا کیفیت تصویری بیشتری نسبت به لنزهای زوم ارایه می دهند و با آنها می توان عکس های شفاف تر، شارپ تر و دقیق تری گرفت. اگرچه با تکنولوژی های جدید، کیفیت لنزهای زوم نیز بطور قابل توجهی افزایش یافته است. البته باید دقت نمود که هر لنز پرایمی حتما دارای کیفیت بالا نیست و برعکس، همین موضوع برای لنزهای زوم صادق است. عناصر داخل لنزهای پرایم کمتر از لنز های زوم است به همین علت اختلالات ناشی از عیوب اپتیکال مثل کج نمایی رنگی (Chromatic Aberration) یا اعوجاج تصویر (Lens Distortion) در آنها کمتر است. همچنین میزان عبور نور و شفافیت تصویر در لنز های پرایم بیشتر می باشد.

تصاویر با لنزهای پرایم از شفافیت و شارپی بیشتری برخوردارند.

سرعت لنز (Speed)

یک لنز سریع که قابلیت باز شدن روزنه دیافراگم (Aperture) بزرگتری دارد، امکان دریافت نور بیشتری از داخل لنز خواهد داشت. بعضی از لنزهای پرایم دارای روزنه دیافراگم خیلی بزرگی هستند، مثلا f/1.4 یا f/1.2 که اصولا در لنزهای زوم قابل دستیابی نمی باشد. این لنزهای سریع به شما اجازه می دهند که در شرایطی که نور محیط کم است بدون استفاده از فلاش و حتی سه پایه بتوانید تصاویر شارپی ثبت نمایید.

لنزهای پرایم اصولا حداکثر اندازه روزنه دیافراگم بزرگتری نسبت به لنز های زوم دارند. به عبارتی عدد f در آنها کوچکتر از انواع زوم می باشد. بنابراین در این نوع لنزها که سریع تر هستند امکان ایجاد عمق میدان (DOF) های باریک تر نیز فراهم می باشد.

توانایی ایجاد عمق میدان باریک (Shallow depth of field) خصوصا در بعضی انواع عکاسی ها مثل عکاسی پرتره (Portrait)، برای جداکردن سوژه از پسزمینه توسط لنزهای سریع به خوبی انجام می شود. همچنین ایجاد بوکه (Bokeh) در لنزهای پرایم ساده تر و در شرایط کنترل شده تری قابل انجام می باشد.

عمق میدان باریک در عکاسی پرتره به صورت شایع بکار می رود.

جنبه های تکنیکی

هنوز خیلی از عکاسان عقیده دارند برای یادگیری و مهارت در کادربندی، انتخاب ترکیب بندی و زاویه دید بهتر، مناسب ترین کار راه رفتن و تغییر مکان عکاس است.

لنزهای زوم عکاس را تنبل می کند. با لنزهای زوم، عکاسان تمایل پیدا می کنند که به جای جابجا شدن، اقدام به زوم کردن (Zoom In) و از زوم خارج کردن (Zoom Out) لنز نمایند و این قدرت خلاقانه و توانایی های کادربندی را در آنها ضعیف می کند. ولی با استفاده از لنزهای پرایم لازم است که عکاس در خصوص راه های مختلف گرفتن یک عکس بیشتر فکر کند و سخت تر کار نماید و این به شکوفایی خلاقیت وی کمک می کند.

به همین علت در لنزهای پرایم معمولا از حداکثر قابلیت های لنز و فاصله کانونی آن بیشتر استفاده می شود.

با لنز پرایم توانایی توانایی عکاس در کادربندی، زاویه دید بهتر و انتخاب ترکیب بندی افزایش می یابد.

قیمت لنز (Price)

بیشتر لنزهای جدید تک کانونی (پرایم) بطور مشخصی از لنزهای زوم ارزان تر هستند. به این دلیل عکاسان بر اساس بودجه خود می توانند انتخاب های مختلفی داشته باشند و لنزهای با کیفیتی را تهیه کنند.

از دلایل ارزان تر بودن لنزهای پرایم این است که مواد اولیه ، قسمت های متحرک و اجزای کمتری در ساختار آنها بکار رفته است و در نتیجه هزینه ساخت آنها کمتر از انواع زوم خواهد بود.

البته قیمت یک لنز به عوامل مختلفی بستگی دارد و سازندگان لنزها هر چه کیفیت لنز بیشتر باشد، آن را گران تر عرضه می کنند. بنابراین همه لنزهای پرایم ارزان قیمت نیستند و چه بسا بعضی لنزهای پرایم قیمت های بسیار بالایی را در بازار به خود اختصاص داده اند.

اندازه و وزن لنز (Size and Weight)

اصولا لنزهای زوم به دلیل استفاده از عناصر اپتیکی بیشتر و بزرگتر بودن اندازه آنها، نسبت به لنزهای پرایم سنگین تر هستند. وزن زیاد بعضی از لنزهای زوم آنقدر زیاد است که در هنگام استفاده وقتی توسط عکاس حمل می شوند منجر به خستگی وی خواهند شد و حتی می توانند منجر به ایجاد درد گردن یا کمر شوند. به همین دلیل گاهی دیده شده است افرادی که دارای لنزهای زوم بزرگ می باشند بیشتر از اینکه آنها را با خود به عکاسی ببرند، از آنها در کمد منزل یا استودیو مراقبت می نمایند! لنزهای پرایم اندازه های کوچکتری نسبت به انواع زوم دارند و وزن آنها کمتر است و به همین دلیل حمل و جابجایی آنها نیز راحت تر است.

لنزهای زوم سنگین تر و حمل و نقل آنها دشوارتر است.

مزایای لنز زوم


علی رغم اینکه در موارد متعددی لنزهای پرایم نسبت به لنزهای زوم برتری دارند، ولی لنزهای زوم علی رغم وزن و اندازه بزرگتری که دارند، در بین مردم محبوب ترند و استفاده از آنها می تواند بسیار راحت تر باشد.

چندکاره بودن و انعطاف پذیری

مشخص ترین دلیل برای خریدن یک لنز زوم، قابلیت تغییر فاصله کانونی و تطبیق پذیری بالای آن است. لنزهای زوم اجازه می دهند با تغییر فاصله کانونی، به سرعت پرسپکتیو (Perspective) و بزرگنمایی (Magnification) تصویر را تغییر دهید.

با یک لنز زوم می توان شرایط مختلفی را مدیریت نمود. مثلا می توانید با گرداندن ساده یک حلقه بر روی لنز، در مدت زمان کمی آن را از یک محدوده واید به یک محدوده تله تنظیم کنید و نیازی به تعویض لنز نداشته باشید. بزرگنمایی سوژه را بدون اینکه از جای خود حرکت کنید تغییر دهید. در مکان هایی که امکان نزدیک شدن به سوژه وجود ندارد و یا وقت کافی برای تعویض لنز نیست، به راحتی بر روی آن زوم کنید و کادر مناسب را ببندید.

این نوع قابلیت برای خیلی از انواع سبک های عکاسی بسیار مناسب است. عکاسی از عروسی (Wedding)، عکاسی ورزشی (Sport) و عکاسی از حیات وحش (Wildlife) از این موارد هستند.

لنز های زوم در طیف های مختلفی ارائه می شوند. بعضی از آنها در محدوده واید و یا تله فوتو فواصل کانونی متغیری دارند و برخی نیز فواصل کانونی واید تا تله فوتو را شامل می شوند. لنزهای سوپرزوم (Superzoom) فواصل کانونی بسیار متغیری را از واید تا فواصل کانونی خیلی بلند ارائه می دهند.

با لنزهای زوم می توان شرایط محیطی مختلف را مدیریت نمود.

وجود تثبیت کننده تصویر (Image Stabilization)

در سیستم های پیشرفته و جدید تثبیت کننده تصویر (Image Stabilization) که عموما بر روی لنزهای زوم بکار می رود، می توان دو تا سه گام (استاپ) (Stop) از سرعت شاتر کم نمود بدون اینکه موجب لرزش دوربین و تاری تصویر گردد. در این تکنولوژی در هنگام لرزش دوربین، تعدادی از عناصر اپتیکال داخل لنز ، بر خلاف لرزش دوربین حرکت داده می شوند تا از تاری تصویر (Blur) جلوگیری کنند. اکثر برندهای سازنده دوربین عکاسی همچون کانن (Canon) و نیکون (Nikon) از این فناوری در ساخت لنزها استفاده می کنند.

البته در بعضی از لنزهای پرایم جدید نیز از سیستم تثبیت کننده تصویر استفاده شده است. همچنین بعضی از تولید کنندگان دوربین عکاسی همچون سونی (Sony) و پنتاکس (Pentax) این فناوری را در ساختمان تنه دوربین بکار برده اند و بدون توجه به نوع لنز از این فناوری بهره می برند.

قابلیت حمل و نقل

یک لنز زوم شبیه به دو یا سه لنز پرایم عمل می کند و مثل این می ماند که شما چند لنز پرایم را در قالب یک لنز حمل نمایید. گر چه لنز زوم به تنهایی وزن و اندازه (Size) بزرگتری دارد، ولی شما با استفاده از آنها فقط یک لنز که به تنه دوربین وصل شده است را حمل می کنید و لازم نیست لنزهای دیگری نیز همراه خود داشته باشید.

بنابراین نیازی نیست که یک کیف بزرگ برای حمل چند لنز پرایم همراه داشته باشید. پس برای دستیابی وسیع تر به فواصل کانونی بیشتر، می توان از یک لنز زوم به جای چند لنز پرایم استفاده نمود و در عین حال وزن کم تری نیز حمل کرد.

با استفاده از یک لنز زوم به جای چند لنز پرایم، نیازی به تعویض مکرر لنز ها و افزایش ریسک ورود گرد و خاک به داخل دوربین و بر روی حسگر (Sensor) آن وجود نخواهد داشت.

قیمت (Price)

یک لنز زوم معمولا قیمت بیشتری از لنز پرایم دارد، ولی خرید چند لنز پرایم که بتوان با آنها فواصل کانونی که توسط یک لنز زوم قابل دستیابی است را فراهم کند، جمعا نیاز به صرف هزینه بیشتری خواهد داشت.

از یک لنز زوم می توان به جای چند لنز پرایم استفاده نمود.

انتخاب لنزهای پرایم و زوم


عکاسان تازه کار عموما در انتخاب یک لنز زوم یا یک لنز پرایم دچار سرگردانی می شوند. هر کدام از آنها مزایا و معایبی دارد که گاهی انتخاب را دچار مشکل می کند. عوامل مختلفی وجود دارد که بر اساس آنها بین لنز زوم و پرایم بتوان یکی را انتخاب کرد.

چیزی که از همه مهمتر است اینکه سبک عکاسی شما چیست و برای عکس هایی که مورد نظر شماست چه نوع لنزی مناسب تر است. هر یک از این نوع لنزها کاربردهای مختلفی می توانند داشته باشند. افرادی هستند که یک لنز همه کاره سوپرزوم (Superzoom) را ترجیح می دهند و گروهی نیز اصلا سراغ لنزهای زوم نمی روند.

بودجه مورد نظر برای خرید لنز، نیاز به قابلیت حمل لنز در مکانهای خاص یا مسافت های زیاد، نیاز به استفاده از فواصل کانونی مختلف، کیفیتی که از لنز انتظار می رود و همچنین شرایطی که در آن عکاسی انجام می شود، همه از عواملی است که در انتخاب لنز مناسب برای شما باید در نظر گرفته شود.

در اثر زمان و تمرین زیاد وقتی که فرد مهارت های لازم برای کنترل نور و گرفتن عکس در شرایط مختلف را کسب نمود، خواهد دید علی رغم محدودیت هایی که هر کدام از این لنزها دارند ولی هر دو نوع آنها امکان ایجاد خلاقیت و خلق تصاویر بدیع را خواهند داشت.

رویکرد خیلی از عکاسان این است که در شرایط مختلف و بر حسب نوع عکسی که می خواهند بگیرند از هر دو نوع لنز پرایم و زوم استفاده می کنند.

در اثر زمان و تمرین زیاد امکان ایجاد خلاقیت و خلق تصاویر بدیع بوجود می اید.

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری              


منابع:

  1. Romanas Naryskin (2018). Prime vs Zoom Lenses, Retrieve from http://photographylife.com on Feb 20.
  2. Daren Rowse (2018). Prime or Zoom Lenses, Which are Best? Retrieve from http://digital-photography-school.com on May 21.
  3. Josh (2018). Prime vs Zoom Lenses. Retrieve from http://expertphotography.com on May 24.
  4. Kunal Malhotra (2018). Prime versus Zoom Lenses: Which Lens to Use and Why? Retrieve from http://digital-photography-school.com on May 24.
  5. Cole Joseph (2018). Prime vs Zoom Lenses: Top 7 Reasons to use Primes Lenses. Retrieve from www.colesclassroom.com on May 24.
  6. Chris Roberts (2018). Prime and Zoom Lenses. Retrieve from www.digital-slr-guide.com on May 24.
تعداد بازدید از این مطلب: 353
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

روشهای انجام عکاسی پرشی (Jumping Photography)


عکاسی از افراد در حال پریدن (Jumping Photography) در عکاسی پرتره ، عروسی و یا عکاسی از شخصیت های هنری و معروف بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. سابقه شهرت این نوع عکاسی به نیمه اول قرن بیستم می رسد.

فیلیپ هالزمن ( Philippe Halsman) عکاسی امریکایی بود که این نوع وضعیت (Pose) را در سالهای میانه قرن بیستم به شهرت رسانید. وی با این سبک عکس های زیادی از مشاهیر هنر و سینما گرفت. فیلیپ هالزمن عقیده داشت با این روش می توان شخصیت واقعی افراد را به نمایش گذاشت. او با این رویکرد، اصطلاح پرش شناسی (Jumpology) را ابداع کرد. اصولا عکاسی پرشی با جنبه هایی از شوخی و طنز همراه است.

نمونه عکس های فیلیپ هالزمن از شخصیت های مشهور.

آماده سازی سوژه قبل از گرفتن عکس

هنگام پرش، اکثر افراد حالت صورت خود را تغییر می دهند و عضلات آن را به شکل فشرده نگه می دارند. حتی ممکن است چهره آنها به صورت شکلک درآید.

قبل از شروع به عکاسی، سوژه را توجیه کنید که هنگام پرش سعی کند حالت چهره اش را معمولی نگه دارد، انگار در جایی نشسته است یا مثلا به نقطه ای خیره شده است. اگر چه این موضوع، نکته ساده ای است ولی در کیفیت عکس نهایی اثر بسیار زیادی دارد.

اگر فرد نتوانست که حالت معمولی به چهره اش بدهد، او را تشویق کنید که بخندد. این کار حالت سبکبالی را در تصویر تداعی می کند.

هنگام پرش اکثر افراد حالت صورت خود را تغییر می دهند.

به جای اینکه فرد به صورت مستقیم به هوا بپرد، او را تشویق کنید که هنگام پرش حرکات خلاقانه از خود نشان دهد.

این کار کمک می کند سوژه بیشتر به شکل شناور دیده شود تا در حال پرش. سوژه می تواند در حالت های مختلف پرش کند همچون مسیر مستقیم به سمت بالا، حالت تمایل به یک سمت، پرش با یک پا یا با جفت پاها و یا هر شکل دیگری که به موقعیت قرارگیری سوژه در هوا حالت جذابی بدهد.

فرد را تشویق کنید هنگام پرش حرکات خلاقانه از خود نشان دهد.

عکاسی پرشی را می توان برای گروهی از افراد نیز انجام داد. در این موارد بهتر است چیدمان قرارگیری افراد و نحوه پرش آنها را از قبل مشخص کنید تا هنگام پرش، تک تک آنها در موقعیت مناسبی قرار داشته باشند و نتیجه کار جذاب تر باشد. قبل از شروع عکاسی به کادر تصویر توجه کنید که سطح مناسبی از محیط را شامل شود.

در این موارد همزمانی پرش توسط همه افراد مهم است. می توانید یکی از خود آنها را به عنوان هماهنگ کننده تعیین کنید که با شمارش معکوس لحظه پریدن را تعیین کند.

یک نمونه پرش گروهی در عکاسی پرشی

تنظیمات دوربین عکاسی

با توجه به سوژه و موقعیت پرشی مورد نظر، محل مناسبی برای استقرار دوربین عکاسی در نظر بگیرید. اگر امکانش بود بهتر است از سه پایه استفاده شود.

در زاویه پایین تری نسبت به سوژه قرار گیرید. در این حالت به نظر می رسد که فاصله بیشتری بین سوژه و زمین وجود دارد.

وضعیت عکاس معمولا به صورت نشسته یا چمباتمه مناسب تر است. هر چه نزدیک تر به سوژه باشید، احساس پرش بلند تری در تصویر ایجاد می شود.

به ترکیب بندی مورد نظر فکر کنید و بطور آزمایشی صحنه را در چشمی دوربین (منظره یاب) کادربندی کنید. مشخص کنید از چه زاویه ای در مقابل سوژه قرار بگیرید.

هر چه نزدیک تر به سوژه باشید، احساس پرش بلند تری در تصویر ایجاد می شود.

معمولا تنظیمات دوربین شبیه به گرفتن پرتره انجام می شود. این کار موجب می شود که نمایش پرش فرد تشدید شده و سوژه در تصویر برجستگی داشته باشد.

سطح فوکوس دوربین را با پیش بینی محل قرارگیری سوژه تعیین کنید. معمولا از سیستم فوکوس خودکار (Auto Focus) دوربین استفاده می شود. گر چه بعضی عکاسان دوربین را بر روی سه پایه قرار می دهند و ناحیه پرش سوژه را بطور دستی فوکوس می کنند تا از تغییر احتمالی نقطه فوکوس حین عکاسی بپرهیزند.

بکار بردن حالت پیوسته شاتر (Continuous) این امکان را فراهم می کند که از ابتدای بلند شدن سوژه از زمین تا بالا رفتن و دوباره پایین آمدن، تصاویر مختلفی ثبت شود و بتوانید بعدا بهترین تصویر را از میان آنها انتخاب کنید.

برای منجمد کردن (Freeze) تصویر از سرعت های بالای شاتر ( حدود 1/400 ثانیه و بالاتر) استفاده شود. برای این کار لازم است نور کافی وجود داشته باشد. می توان از فلاش استفاده کرد تا امکان منجمد کردن تصویر بیشتر فراهم شود.

اندازه روزنه دیافراگم (Aperture) به اندازه ای باشد که سوژه کاملا در عمق میدان تصویر قرار گیرد. به عنوان مثال اندازه f/5.6 و بالاتر می تواند مناسب باشد. در صورتیکه نور کافی باشد، می توان از عمق میدان های بزرگتری نیز استفاده کرد.

برای منجمد کردن حرکت سوژه از سرعت های بالاتر شاتر استفاده شود.

چند نکته کاربردی

  • با سیستم فوکوس خودکار دوربین (Auto Focus) می توان ابتدا فوکوس را بر روی سوژه انجام داد. اگر سوژه در محل قرارگیری خود و در همان امتداد به هوا بپرد بطوریکه سطح فوکوس به هم نخورد، یک روش این است که ابتدا بر روی سوژه فوکوس نموده و دکمه شاتر را تا نیمه فشار دهید یعنی یک حالت پیش فوکوس (Pre-focusing) انجام دهید و پس از پرش سوژه، درادامه دکمه شاتر را برای گرفتن عکس تا آخر بفشارید.
  • گفتن شمارش معکوس از 3 تا 1 برای شروع پرش و عکاسی، بهتر است توسط سوژه انجام شود. این کار برای سوژه آرامش بیشتری ایجاد می کند.
  • در هنگام عکاسی پرشی این آمادگی را داشته باشید که در بار اول نتیجه مطلوب بدست نیاورید. دلسرد نشوید و دوباره مراحل عکاسی را تکرار کنید تا وقتی که عکس مورد نظرتان را ثبت کنید.
  • هر وقت نتایج حاصل از عکاسی مطلوب نبود، آماده باشید که تنظیمات دوربین را تغییر دهید و یا از محل خود جابجا شده و زوایای جدیدی برای ثبت عکس انتخاب کنید.
عکاسی پرشی گروهی در شرایط ضد نور

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری               


منابع:

  1. Candice Stringham (2014). 9 Tips For Better Jumping Photos, Retrieve from http://www.abeautifulmess.com on Aug 14.
  2. Unknown (2010), How To Take Jumping Photos, Retrieve from https://photographyicon.com on Aug 14.
  3. Abrams (1986), Halsman Photos, Retrieve from http://philippehalsman.com on Aug 14.
  4. Tanya Puntti (2016). How to photograph people jumping, Retrieve from www.slrphotographyguide.com on Aug 14.
  5. Jeanette D. Moses (2016). The Fine Art of the Jumping Photo: Philippe Halsman's Jumpology, Retrieve from www.americanphotomag.com on Aug 14.
  6. Vivienne McMaster (2016). How to take Amazing Jumping Photos, Retrieve from www.viviennemcmasterphotography.com on Aug 15.
تعداد بازدید از این مطلب: 422
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

کارکرد لنزها


علائم اختصاری حک شده بر روی لنزها (Lens Abbreviations)


بر روی لنز دوربین های عکاسی علائم اختصاری (Lens Abbreviations)، اعداد و حروف خاصی نوشته شده است که هر یک از آنها به مشخصه ویژه ای از لنز اشاره دارند. برای کاربران دوربین های عکاسی خصوصا دوربین هایی که قابلیت تعویض لنز دارند مثل دوربین های DSLR و بدون آیینه (Mirrorless) دانستن این علایم لازم است. با کمک این علائم می توان به مشخصات، امکانات و توانایی های لنز مورد نظر دست یافت و در انتخاب یا استفاده از آنها بکار برد.

بعضی از این علائم اختصاری در لنزهایی که توسط شرکت های مختلف ساخته می شود بطور یکسان مورد استفاده قرار می گیرد و در مواردی برای نمایش خصوصیت ویژه ای در یک لنز، هر شرکت برای خود از یک علامت اختصاصی استفاده می کند. در ادامه به علایم مورد استفاده بر روی لنز ها و علائم اختصاصی شایعترین برندهای سازنده لنز برای دوربین های عکاسی می پردازیم.

 

فاصله کانونی(Focal Length)

فاصله کانونی لنز (Focal Length) که از مشخصه های اصلی آن می باشد، به صورت عدد و با واحد میلیمتر (mm) معمولا بر روی بدنه لنز ها و همچنین در قسمت جلو آنها حک شده است. در لنز های پرایم (Prime) فاصله کانونی به صورت یک عدد نمایش داده می شود که علامت اختصاری میلیمتر به صورت mm در دنبال آن نوشته شده است. مثلا 50mm یا 85mm در لنزهای زوم (Zoom) که فاصله کانونی متغیر دارند، دو عدد که نشان دهنده حداقل و حداکثر فاصله کانونی لنز است بر روی آن ثبت شده است. به عنوان مثال، 24-105mm به معنی آن است که فاصله کانونی لنز از 24mm تا 105mm قابل تغییر می باشد. یا مثلا 16-35mm یا 100-400mm که نشان دهنده محدوده فواصل کانونی لنز مورد نظر می باشند.

نمایش فاصله کانونی لنز بر روی دو نمونه لنز پرایم و زوم

 

حداکثر اندازه روزنه دیافراگم (Maximum Aperture)

حداکثر اندازه روزنه دیافراگم (Maximum Aperture) نشان دهنده حداکثر محدوده ای است که دیافراگم لنز قابل باز شدن است. این اندازه که به آن عدد f لنز نیز می گویند به صورت یک عدد کسری نمایش داده می شود که صورت کسر عدد 1 و مخرج آن یک عدد که مشخص کننده نسبت کوچکی یا بزرگی دهانه روزنه دیافراگم است، می باشد. مثلا 1:2.8 یا 1:4 هر چه عدد مخرج کسر کوچکتر باشد یعنی حداکثر بازشدن روزنه دیافراگم در آن لنز بیشتر است. بنابراین لنزی که عدد f آن 1:1.4 است نسبت به لنزی که عدد f آن 1:4 است، قابلیت باز شدن روزنه دیافراگم بیشتری دارد. هر چه عدد f لنز کوچکتر باشد، اصطلاحا آن لنز سریعتر (Fast) است.

در لنزهای پرایم اصولا حداکثر اندازه روزنه دیافراگم (Maximum Aperture) به شکل یک عدد کسری واحد نمایش داده می شود، مثلا 1:2.8

در بعضی لنزهای زوم، با تغییر در فاصله کانونی، میزان حداکثر باز شدن دیافراگم تغییر می کند. به عبارتی این نوع لنزها هرچه به طرف فواصل کانونی بلندتر، زوم شوند، میزان حداکثر اندازه روزنه دیافراگم کاهش می یابد و بنابراین مخرج کسری عدد f آنها بزرگتر می شود. در این نوع لنزهای زوم حداکثر اندازه روزنه دیافراگم در فواصل کانونی مختلف ثابت نمی باشد و برای نشان دادن این موضوع بر روی بدنه لنز با دو عدد در مخرج کسر، حداکثر اندازه روزنه دیافراگم در شرایط تنظیم لنز بر روی حداقل و حداکثر فاصله کانونی مشخص شده است.

مثلا 1:3.5-5.6 یعنی در واید ترین حالت لنز، عدد f لنز 1:3.5 و در حداکثر زوم آن 1:5.6 می باشد.

در بعضی لنزهای زوم، ساختمان اپتیکال آنها طوری طراحی شده ست که اندازه عدد f در محدوده فاصله کانونی زوم لنز ثابت بماند. یعنی با تغییر فاصله کانونی، عدد f تغییر نمی کند. این نوع لنز های زوم عموما لنزهای گران قیمت تری نسبت به انواع دیگر می باشند.

 

نمایش حداکثر اندازه روزنه دیافراگم بر روی دو نمونه لنز

 

فوکوس خودکار لنز (Autofocus)

اکثر لنزها دارای سیستم فوکوس خودکار هستند و در خیلی از آنها کلیدی برای فعال کردن این سیستم بر روی بدنه لنز تعبیه شده است. با تغییر کلید، حالت لنز بین سیستم دستی (Manual Focus) و خودکار(AutoFocus) تغییر می کند.

در لنز های ساخت شرکت های کانن (Canon) و سونی (Sony) ، فوکوس خودکار با حروف AF و سیستم دستی با MF مشخص شده است. در لنزهای ساخت شرکت نیکون (Nikon) علائم مورد استفاده برای فوکوس خودکار و دستی به ترتیب A و M می باشد.

اکثر لنزهای ساخت سایر شرکت های سازنده لنز و دوربین عکاسی که دارای کلید تبدیل سیستم اتوفوکوس به سیستم دستی می باشند نیز از علائم مشابهی استفاده می کنند.

کلید تغییر فوکوس لنز بین دو حالت خودکار و دستی در دو نمونه لنز

 

سیستم تثبیت کننده تصویر (Image Stabilizer)

سیستم تثبیت کننده تصویر (Image Stabilizer)، سیستمی است که بر روی برخی از لنزها و یا بدنه دوربین عکاسی قرار داده می شود تا اثرات نامطلوب حرکت دوربین و لرزش دست و تاری ناشی از آن را کاهش دهد و معمولا وقتی که از سرعت های پایین شاتر و بدون سه پایه از دوربین استفاده می شود بیشتر بکار می رود. در لنزهای با فاصله کانونی بلندتر که زاویه دید کوچکتری ایجاد می کنند و احتمال لرزش دوربین در عکاسی روی دست افزایش می یابد، کاربرد این سیستم بیشتر است.

علائم نمایش دهنده سیستم تثبیت کننده تصویر در چند نمونه لنز

سیستم تثبیت کننده تصویر که با عنوان لرزش گیر اپتیکال نیز خوانده می شود معمولا بر روی لنزهایی که دارای این سیستم باشند با حروف ویژه ای مشخص شده است. مثلا در لنزهای کانن (Canon) با علامت IS (مخفف Image Stabilizer) و در لنزهای نیکون (Nikon) با علامت VR (مخفف Vibration Reduction) نمایش داده می شوند. در اکثر دوربین های DSLR و بدون آیینه شرکت سونی (Sony) سیستم های تثبیت کننده تصویر در داخل بدنه دوربین تعبیه شده است و در ساختمان لنز نمی باشد. ولی در بعضی از انواع دوربین های این شرکت که در داخل لنز از سیستم مذکور استفاده شده است با علامت OSS (مخفف Optical Steady Shot) مشخص گردیده است.

در جدول زیر تعدادی از علائم اختصاری بکار رفته توسط شرکت های مختلف سازنده لنز را ملاحظه می کنید:

تعدادی از علایم اختصاری مورد استفاده توسط شرکت های سازنده لنز برای نمایش وجود سیستم تثبیت کننده تصویر در داخل لنز

 

اندازه قطر فیلتر(Filter size )

اندازه قطر فیلتر در لنزها نشان دهنده اندازه قطر دهانه لنز است. در هر لنز می توان فقط از فیلترهایی استفاده کرد که اندازه آنها با اندازه دهانه لنز برابر است و قابلیت اتصال بر روی لنز را دارا هستند.

اندازه فیلتر بر روی لنزها معمولا به میلیمتر و در کنار حرف فی (ϕ) یونانی حک شده است. مثلا ϕ58mm به این معنی است که اندازه قطر دهانه لنز 58 میلیمتر می باشد. معمولا در لنزهای سریع تر و با کیفیت تر که عبور نور بیشتری از دهانه لنز انجام می شود ، اندازه دهانه لنز نیز بزرگتر است.

نمایش اندازه قطر فیلتر بر روی دو نمونه لنز

 

لنزهای ساخته شده برای دوربین های تمام کادر (Full Frame)

با توجه به تنوع زیاد در تولید دوربین های عکاسی تمام کادر (Full Frame) و دوربین هایی که سنسورهای کوچکتر از تمام کادر دارند (Crop Sensor)، لنزهای ویژه ای برای هر دو نوع این دوربین ها ساخته شده است. در طراحی این لنزها متناسب با سطح سنسور، اندازه دهانه پشت لنز متفاوت می باشد بطوریکه در لنزهای مختص دوربین های تمام کادر، این اندازه بزرگ تر است. در اکثر لنزها برای مشخص کردن نوع لنز مورد استفاده در دوربین های تمام کادر و کراپ سنسور (Crop Sensor) از علائم اختصاری استفاده می شود.

اصولا لنزهای فول فریم قابلیت استفاده در دوربین های کراپ سنسور را دارا هستند بدون اینکه مشکلی بوجود آید ولی اگر از لنزی که برای دوربین های کراپ سنسور طراحی شده است بر روی دوربین فول فریم استفاده شود، به علت کوچک بودن دهانه پشت لنز، قسمتی از سنسور دوربین پوشش داده نمی شود و ناحیه سیاه رنگی در اطراف تصویر تشکیل می شود. بنابراین لنزهای مذکور مناسب استفاده بر روی دوربین های فول فریم نمی باشند.

در اکثر شرکت های تولید کننده لنز، اگر لنز برای استفاده در دوربین عکاسی فول فریم طراحی شده باشد، علائم اختصاری ویژه ای بر روی آن حک می گردد. به عنوان مثال لنز فول فریم برای دوربین های کانن با علامت EF و برای نیکون با علامت FX مشخص می شوند.

در جدول زیر تعدادی از شایعترین علائم اختصاری مورد استفاده را ملاحظه می فرمایید.

علایم اختصاری نشان دهنده لنزهای طراحی شده برای دوربین های تمام کادر در تعدادی از شرکت های سازنده لنز

 

لنزهای ساخته شده برای دوربین های با سنسور برش خورده (Crop Sensor)

وقتی که یک لنز برای دوربین های کراپ سنسور ساخته می شود، معمولا با استفاده از علائم اختصاری بر روی آن نشان داده می شود. مثلا در لنزهای کانن با علامت EF-S ، در لنزهای نیکون با علامت DX و در انواع ساخت شرکت سونی با علامت DT مشخص می گردد. در جدول زیر تعدادی از شایعترین آنها ذکر شده است.

علایم اختصاری نشان دهنده لنزهای طراحی شده برای دوربین های کراپ سنسور در تعدادی از شرکت های سازنده لنز

 

در لنز های مختص دوربین های کراپ سنسور، در بعضی مدل ها مثل انواعی که ساخت شرکت کانن می باشد، این لنزها را طوری طراحی می کنند که قابل اتصال به دوربین های فول فریم نمی باشند. در بعضی دیگر از مدل ها مثل لنزهای نیکون، این لنزها قابلیت اتصال به دوربین های فول فریم را دارند ولی باید دوربین بر روی حالت (Mode) تعریف شده ای تنظیم شود که فقط یک قسمت مرکزی از سنسور دوربین (شبیه به حالت کراپ شده) فعال می گردد و عکس نهایی با رزولوشن کمتر (و سطح کوچکتر) در دوربین ثبت می شود.

علایم مشخص کننده لنز دوربین های تمام کادر و کراپ سنسور در چند نمونه لنز

 

موتور اولتراسونیک

برای انجام فوکوس خودکار (Autufocus) در داخل بعضی لنزها موتوری تعبیه شده است که با انجام جابجایی در عناصر اپتیکی داخل لنز عمل فوکوس را انجام می دهد. موتورهای اولتراسونیک نوعی از این موتورها هستند که سریعتر فوکوس می کنند و بی صداتر می باشند. قیمت این لنزها معمولا بیشتر از انواع مشابه می باشد.

دو نمونه علامت اختصاری مشخص کننده وجود موتور اولتراسونیک در لنز

 

 

علامت اختصاری مشخص کننده موتور اولتراسونیک عموما بر روی بدنه لنز نوشته می شود. مثلا علامت اختصاری بکار رفته در لنزهای کانن USM (مخفف Ultrasonic Motor) است. در لنزهای قدیمی تر نیکون از علامت SWM (مخفف Silent Wave Motor) و در مدل های جدیدتر از علامت AF-S (مخفف Silent Wave Motor) استفاده می شود. در لنزهای سونی از علامت اختصاری SSM (مخفف Super Sonic Motor ) برای نمایش وجود موتورهای اولتراسونیک در لنز استفاده می گردد.

در جدول زیر تعدادی از این علائم را که توسط شرکت های مختلف سازنده لنز استفاده می شود، ملاحظه می فرمایید.

علایم اختصاری نشان دهنده وجود موتور اولتراسونیک در تعدادی از شرکت های سازنده لنز

 

لنزهایی که از شیشه های low Dispersion استفاده می کنند.

شیشه همه عدسی ها مقداری پراکندگی (Dispersion) در نور ایجاد می کنند. این امر منجر به جدا شدن طول موج های نوری مختلف و در نتیجه شکستن نور به پرتوهای رنگی متفاوت خواهد شد و در نتیجه در تصویر نهایی کجراهی رنگی (Chromatic Aberration) بوجود می آید. کجراهی رنگی موجب کاهش در شارپنس، دقت رنگی و تفکیک پذیری (Resolution) تصویر می شود.

عدسی هایی که از شیشه های با خاصیت low Dispersion یا کاهش پراکندگی ساخته می شوند، می توانند کجراهی رنگی را به حداقل برسانند.

بر روی این نوع لنزها علائم اختصاری ویژه ای ثبت می شود تا وجود این سیستم کاهنده اختلالات رنگی برای مصرف کنندگان مشخص گردد. مثلا در لنزهای ساخت کانن، نیکون و سونی با حروف ED ، در سیگما با SLD و در تامرون با LD نمایش داده می شود. در جدول زیر تعدادی از این علائم اختصاری که در شرکت های مختلف برای نشان دادن لنزهای low Dispersion مورد استفاده قرار می گیرد آمده است.

علایم اختصاری مشخص کننده لنزهای low Dispersion در تعدادی از شرکت های سازنده لنز

 

لنزهای ویژه و حرفه ای (Professional Grade)

اکثر شرکت های تولید کننده لنز، برای مشتریان حرفه ای خود لنزهایی با کیفیت اپتیکی و ویژگی های ساختاری بالاتر ارائه می دهند. این لنزها عموما از عناصر اپتیکال با کیفیت تر، بدنه مقاوم تر، امکانات الکترونیکی و فیزیکی بهتر ساخته شده اند و در نهایت با قیمت بسیار بیشتری نیز به مشتریان ارائه می گردند.

هر کدام از شرکت های سازنده لنز برای نشان دادن این رده از لنزهای خود از علائم اختصاری و یا طراحی متفاوتی بر روی بدنه لنز استفاده می کند. مثلا در لنزهای کانن، یک نوار قرمز رنگ باریک در ناحیه جلوی بدنه لنز به دور آن کشیده شده است و علاوه بر آن حرف L نیز در مشخصات لنز نمایش داده می شود. یا در برند نیکون، لنزهای با کیفیت تر ، با یک نوار طلایی که بر روی بدنه لنز کشیده شده است مشخص می گردد. شرکت سونی با حرف G ، شرکت سیگما با EX و شرکت تامرون با SP آن را مشخص می کنند.

در جدول زیر تعدادی از حروف و علائم اختصاری مورد استفاده برای مشخص کردن لنزهای حرفه ای و با کیفیت بالا توسط شرکت های مختلف نمایش داده شده است.

 

علایم اختصاری مشخص کننده لنزهای ویژه و حرفه ای در تعدادی از شرکت های سازنده لنز

 

علائم و نشانه هایی که بر روی لنزهای دوربین عکاسی حک می شوند و در بخش های بالا توضیح داده شد، در واقع شامل شایع ترین و پر کاربرد ترین انواع آنها می باشند که اکثرا توسط شرکت های سازنده لنز مورد استفاده قرار می گیرند. ولی در مواردی علائم و نشانه های دیگری نیز بر روی بدنه لنزها حک می گردد که بر اساس شرکت سازنده از معنا و مفهوم متفاوتی برخوردار می باشند.

مثلا وجود حرف G بر روی لنزهای نیکون (Nikkor lens) نشان دهنده این است که آن لنز به یک موتور الکترونیکی کنترل کننده دیافراگم مجهز می باشد. وجود حرف N بر روی لنزهای نیکون به معنی وجود پوشش نانوکریستال بر روی عناصر اپتیکال لنز است. علامت اختصاری STM در لنزهای کانن نشان دهنده این می باشد که آن لنز دارای موتور پله ای (Stepper Motor) است که در هنگام فیلمبرداری کاربرد زیادی دارد. یا وجود عبارت Macro مشخص می کند که نوع لنز مورد نظر ماکرو است.

از این نوع علائم اختصاری، می توان موارد مختلف دیگری نیز در انواع برندهای لنز مشاهده نمود.

توصیه می شود هنگامی که قصد تهیه یا استفاده از یک لنز جدید را دارید، با استفاده از اطلاعاتی که در بالا شرح داده شد، مشخصات اصلی لنز مورد نظر خود را بررسی و با سایر لنزهای مشابه مقایسه نمایید تا بتوانید به راحتی به مشخصات لنز مورد نظر خود پی برده و بهترین انتخاب را داشته باشید.

در صورتیکه شما از کاربران حرفه ای لنزهای عکاسی می باشید، لازم است برای دستیابی به بیشترین اطلاعات، سایر علائم و مشخصات مندرج بر روی لنز و سایر موارد ذکر شده در دفترچه راهنمای آن را نیز بررسی و مورد توجه قرار دهید.

 


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری   


منابع:

  1. Matt Golowczynski (2017). Brand-by-brand guide to image stabilization. Retrieve from www.techradar.com on Jun 21.
  2. Jim Harmer (2018). A Simple Guide to the Numbers and Acronyms on Your Lenses. Retrieve from https://improvephotography.com on Jun 26.
  3. Gil De Sousa (2018). Manufacturer's abbreviations explained. Retrieve from https://lenstests.com on Jun 26.
  4. Editors (2017). The Complete Tamron, Sigma, Sony, Nikon and Canon Lens Abbreviations and Acronyms. Retrieve from https://xlightphotography.com on Jun 3.
  5. Ian Burley (2015). Low-dispersion lens element: What is it and how does it work? Retrieve from www.whatdigitalcamera.com on Jun 26.
  6. • Dustin Olsen (2018). What is an EF lens? Retrieve from https://improvephotography.com on Jun 26. • Romanas Naryskin (2018). Canon Lens Abbreviations. Retrieve from https://photographylife.com on Apr 25.
تعداد بازدید از این مطلب: 1058
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

نحوه پیدا کردن مردمک ورودی (Entrance Pupil) یا نقطه گرهی(Nodal Point) در لنز


عکس پانوراما، تصویری وسیع یا گسترش یافته از دو یا چند عکس متوالی است. در عکاسی پانوراما (Panorama) لازم است عکس های متوالی طوری گرفته شوند که بتوان آنها را با کیفیت خوب به هم چسباند. برای اینکه تصاویر گرفته شده در هنگام ویرایش تصویر نهایی پانوراما در نرم افزار بتوانند کاملا با یکدیگر تطبیق داشته باشند بایستی چرخش دوربین حول محوری صورت بگیرد که از محل مردمک ورودی (Entrance Pupil) یا نقطه بدون خطای انطباق (No-Parallax Point) یا NPP می گذرد. به این نقطه بطور اشتباه نقطه گرهی (Nodal Point) نیز گفته می شود.

ابتدا در مورد خطای انطباق توضیحاتی ارائه می گردد و سپس به تعریف مردمک ورودی و نتایج استفاده از آن در عکاسی پانوراما خواهیم پرداخت.

 

خطای انطباق یا پارالکس (Parallax Error)

برای شروع یک آزمایش انجام دهید. یک جسم کوچک مثل یک قلم را در مقابل خود بگیرید و نگاه خود را بر روی پسزمینه صحنه روبرو فوکوس کنید. اگر شما سر خود را به راست یا چپ بچرخانید، خواهید دید که موقعیت قلم که نزدیک به شماست نسبت به ناحیه پسزمینه تصویر تغییر می کند و جابجا می شود. به این پدیده عدم انطباق (Parallax) گفته می شود. حال اگر به جای چشم شما، دوربین عکاسی قرار داشت و با این شرایط دو تصویر از صحنه مقابل خود می گرفتید، در عکس های بدست آمده می دیدید که اجزای پیشزمینه و پسزمینه در صحنه مقابل نسبت به هم عدم انطباق دارند و امکان قراردادن آنها بر روی یکدیگر و تطبیق آنها در نرم افزار وجود نخواهد داشت. نمونه ای از این مثال را در تصویر زیر مشاهده می فرمایید.

با چرخش سر به سمت راست و چپ، قلمی که در مقابل چشم گرفته اید به چپ و راست جابجا می شود.

در عکس های متوالی که به طور معمول در عکاسی پانوراما گرفته می شود، لازم است حداقل یک سوم از هر عکس با عکس قبلی و بعدی خود تطبیق داشته باشد تا توسط نرم افزار بطور دقیق به یکدیگر چسبانده شوند.

در هنگام چسباندن دو عکس متوالی بایستی این دو عکس از یک نقطه دید یکسان عکاسی شده باشند و در عین حال پرسپکتیو تصاویر با یکدیگر تفاوت نداشته باشد.

اگر در تصاویری که برای ایجاد پانوراما گرفته می شوند، در نواحی مشترک عکس ها، راستای عناصر تصویر نسبت به هم یکسان نباشد و در هر عکس با عکس بعدی تفاوت داشته باشد، در هنگام چسباندن عکس ها در نرم افزار، کاملا بر روی یکدیگر تطبیق نخواهند داشت و در پیوستگی تصویر نهایی اختلال ایجاد می شود بطوریکه ممکن است راستای خطوط موجود در صحنه یا امتداد آنها، در تصویر نهایی شکسته شود و یا عدم پیوستگی پیدا کنند. این عدم تطبیق معمولا در مناطقی از تصویر که خطوط هندسی داشته باشد بیشتر دیده می شود. به این عدم تطبیق در نواحی مشترک عکس های پانوراما، اصطلاحا خطای انطباق یا پارالکس (Parallax Error) گفته می شود.

در خطای انطباق، راستای خطوط موجود در صحنه یا امتداد آنها در تصویر نهایی شکسته می شود. (محل نمایش داده شده با پیکان های زرد رنگ)

 

مردمک ورودی (Entrance Pupil)

مردمک ورودی (Entrance Pupil) تصویر اپتیکی روزنه دیافراگم لنز است که از ناحیه جلوی لنز دیده می شود.

در مقابل آن، در ناحیه پشت لنز (محل اتصال به تنه دوربین) تصویر اپتیکی روزنه دیافراگم به نام مردمک خروجی (Exit Pupil) نامیده می شود.از نظر فیزیکی، مردمک ورودی محل تلاقی زاویه دید لنز (Angle of View) است.

بنابراین اگر از جلوی لنز به داخل آن نگاه کنید، تصویر دیافراگم را خواهید دید. محل این تصویر در روی بدنه لنز، مشخص کننده محل مردمک ورودی لنز است.

تصویر روزنه دیافراگم که از جلو لنز دیده می شود، نشان دهنده محل مردمک ورودی لنز است.

حال اگر از لنز زوم استفاده کنید، خواهید دید که با تغییر فاصله کانونی لنز (تغییر زوم)، محل مردمک ورودی نیز در داخل لنز تغییر می کند. بطوریکه هر چه آن را زوم کنید (Zoom in) سطح تصویر دیافراگم یا همان مردمک ورودی به سمت داخل حرکت می کند. بنابراین در لنزهای زوم، سطحی که مردمک ورودی در آنجا واقع شده است ثابت نیست و با تغییر فاصله کانونی لنز، جای آن هم تغییر می کند

این نقطه در عکاسی پانوراما بسیار مهم است زیرا دوربین عکاسی بایستی حول محوری که بطور عمودی از این نقطه می گذرد بچرخد تا عکس های بدست آمده قابلیت چسبیدن و انطباق با یکدیگر را بطور کامل داشته باشند، بدون اینکه خطای پارالکس اتفاق افتد.

بر اساس نحوه طراحی لنز، این نقطه می تواند در نواحی مختلف لنز یا حتی در جلو یا پشت لنز واقع شده باشد. معمولا مردمک ورودی در لنزهای واید تر به ناحیه جلوی لنز نزدیک تر است و هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر می شود، در محور اپتیک لنز به سمت عقب تر حرکت می کند. البته در بعضی لنزهای زوم که فرمول اپتیکال پیچیده ای دارند، الزاما به این صورت نیست و ممکن است محل مردمک ورودی از نظم مشخصی پیروی نکند. به همین دلیل در هر لنزی بایستی محل مردمک ورودی را برای فواصل کانونی مختلف شناسایی نمود.

 

فاصله کانونی لنز 24mm    |فاصله کانونی لنز 70mm    

 

در این لنز زوم 24-70mm با زوم کردن لنز بر روی 70mm ، محل مردمک ورودی به سمت عقب تر جابجا می شود.

مردمک ورودی(Entrance Pupil) یا نقطه گرهی(Nodal Point)

مردمک ورودی و نقطه گرهی از نظر فیزیکی دو مفهوم متفاوت در داخل لنز می باشند که در عکاسی پانوراما از نظر تاریخی بطور اشتباه نقطه گرهی را (به جای مردمک ورودی) به عنوان محور چرخش دوربین ذکر کرده اند و خیلی از عکاسان قدیمی تر تحت همین عنوان آن را می شناسند. اصولا نقطه گرهی اصطلاحی در زمینه شکست نور در داخل عدسی ها می باشد و بکار بردن آن به جای اصطلاح مردمک ورودی خطا است.

اما آنچه مهم است اینکه به هر حال هر عنوانی که به این نقطه داده شود، در عکاسی پانوراما مکان مناسبی است که دوربین حول محوری که از آن می گذرد چرخش پیدا کند

اثر چرخش دوربین بر محور مردمک ورودی

اگر دوربین عکاسی بطور کلاسیک بر روی یک هد معمولی نصب شود، چرخش دوربین چه اثری بر پرسپکتیو دو تصویر متوالی خواهد گذاشت و اگر با استفاده از هد مخصوص پانوراما طوری بر روی سه پایه بسته شود که چرخش آن حول محور عمود بر مردمک ورودی باشد چه اثری بر پرسپکتیو خواهد داشت؟

هنگامیکه دوربین بر روی هد معمولی سه پایه بسته می شود، محور چرخش دوربین عقب تر از مردمک ورودی قرار می گیرد.

در این حالت با چرخش دوربین، میزان جابجایی عناصر پیشزمینه (Foreground) نسبت به عناصر پسزمینه (Background) تصویر متفاوت خواهد بود، بنابراین در عکسی که پس از چرخش گرفته می شود، نسبت به عکس اولیه مقداری جابجایی مختصر در راستای قرارگیری عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه بوجود خواهد آمد، یعنی در پرسپکتیو تصویر تغییر ایجاد می شود. مثل این می ماند که انگار فرد عکاس نسبت به صحنه به یک سمت حرکت کرده باشد.

در تصاویر بدست آمده از این طریق، نواحی مشترک دو تصویر متوالی کاملا بر هم منطبق نخواهند بود و در هنگام چسباندن آنها، نواحی مشترکشان کاملا بر روی یکدیگر قرار نمی گیرند.

با چرخش دوربین بر روی هد معمولی سه پایه، مقدار جابجایی ایجاد شده در راستای قرارگیری عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه در تصویر نشان داده شده است.

اما در حالتی که دوربین طوری بر روی سه پایه قرار گرفته است که محور چرخش آن با مردمک ورودی منطبق است (با استفاده از هد پانوراما)، با چرخش دوربین، راستای نواحی پیشزمینه و پسزمینه نسبت به هم تغییر نخواهند کرد و در هر دو عکس متوالی نسبت به هم جابجایی نخواهند داشت. بنابر این پرسپکتیو نیز تغییر نمی کند و در هنگام چسباندن تصاویر به یکدیگر، مناطق مشترک بر هم منطبق خواهند بود. به عبارتی خطای انطباق (Parallax Error) اتفاق نمی افتد.

اهمیت چرخش دوربین بر محور مردمک ورودی خصوصا زمانی بیشتر مشخص می شود که نقطه فوکوس لنز بر روی اجسام نزدیک تنظیم شده باشد، به عبارت دیگر فاصله دوربین تا نقطه فوکوس کوتاه باشد. در این موارد میزان جابجایی عناصر پیشزمینه نسبت به پسزمینه تصویر و تغییر پرسپکتیو در عکس های متوالی محسوس تر خواهد بود

با چرخش دوربین حول محور مردمک ورودی ، راستای نواحی پیشزمینه و پسزمینه تصویر نسبت به هم تغییر نخواهند کرد.

اگر به دو تصویر قبل در بالا دقت کنید. دو تصویر متوالی در حالی گرفته شده اند که دوربین بر روی یک هد معمولی سه پایه قرار داشته است و محور چرخش آن با مردمک ورودی منطبق نبوده است. همانطور که ملاحظه می کنید، جابجایی و تغییر فاصله عناصر پیشزمینه (مجسمه اسب) نسبت به عناصر پسزمینه ( ماکت درخت) و نیز تغییر پرسپکتیو کاملا مشخص می باشد.

ولی در تصویر بعدی، دوربین با استفاده از یک هد سه پایه پانوراما بر محور مردمک ورودی چرخش داده شده است. همانطور که دیده می شود، تغییر پرسپکتیو و جابجایی در عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه وجود ندارد و این عکس ها در هنگام چسباندن کاملا بر هم منطبق خواهند بود.

چرخش دوربین بدون استفاده از سه پایه

برای عکاسی پانوراما در مواردی که امکان استفاده از سه پایه را ندارید و دوربین را بر روی دست گرفته اید، اگر در شرایط خارج از منزل و در فضای باز (Outdoor) باشید که عناصر گرافیکی صحنه نیز خیلی زیاد نباشد، احتمال گرفتن یک عکس پانورامای خوب افزایش می یابد.

عکاسی پانوراما روی دست خصوصا در عکاسی از صحنه هایی که عناصر گرافیکی زیاد دارند مثل مناطق شهری با ساختمان های زیاد یا صحنه های داخلی (Indoor) نتایج مطلوبی به دست نمی دهد و در هنگام مونتاژ عکس ها مشکلات زیادی خصوصا خطای پارالکس یا انطباق پدید خواهد آمد.

هر چه در تصویر، سوژه خیلی نزدیک نباشد و عناصر صحنه در دور دست قرار داشه باشند، مشکلات عدم استفاده از مردمک ورودی کمتر خواهد بود. در عکاسی پانوراما بدون سه پایه،در تصاویری که دارای هر دو نوع عناصر نزدیک و دور هستند، خطای پارالکس شدیدتری ایجاد خواهد شد.

هنگامی که دوربین را در دست گرفته اید، برای عکاسی پانوراما بهترین حالت این است که با محوریت دوربین ، خودتان به دور دوربین بچرخید و عکس ها را ثبت کنید. هر چه محور چرخش در ناحیه مردمک ورودی یا نزدیک به آن باشد، نتایج بهتری خواهد داشت.

 

چرخش دوربین حول محور مردمک ورودی

 

نحوه پیدا کردن مردمک ورودی

چند روش برای پیدا کردن مردمک ورودی (یا نقطه گرهی!) بکار می رود که در اینجا به دو روش آن اشاره می شود

روش اول

وقتی از محل سوژه که لنز بر روی آن فوکوس شده است، از جلو لنز به داخل آن نگاه کنید، تصویر دیافراگم باز را در داخل لنز خواهید دید. محل مردمک ورودی (یا نقطه گرهی) در سطح تصویر دیافراگم لنز می باشد.

توجه کنید که اگر در شرایطی قرار گرفتید که محل تصویر دیافراگم را خوب تشخیص ندادید، می توانید دکمه دستی پیش نمایش عمق میدان (DOF Preview Button) که بر روی تنه دوربین واقع شده است را بفشارید تا روزنه دیافراگم به سایزی که در موقع گرفتن عکس خواهد داشت تبدیل شود. در این حالت تصویر دیافراگم بهتر دیده می شود.

حال اگر لنز ما زوم باشد و آن را زوم کنیم (Zoom in) یعنی فواصل کانونی بلند تری انتخاب کنیم، خواهیم دید که این سطح یعنی تصویر دیافراگم، به سمت داخل حرکت می کند. برای مشخص کردن محل نقطه گرهی بر روی لنز می توانید انگشت خود را در کنار لنز و در سطحی که مردمک ورودی دیده می شود قرار دهید و محل تقریبی آن را بر روی بدنه لنز تعیین کنید.

اگر چه این روش خیلی دقیق نیست، ولی می توان با استفاده از آن محل تقریبی مردمک ورودی را بر روی لنز تعیین نمود و چرخش دوربین را بر اساس محوریت آن انجام داد.

تعیین محل تقریبی مردمک ورودی بر روی بدنه لنز با مشاهده آن از ناحیه جلو لنز

روش دوم

در این روش برای دوربین های SLR (بازتابی) و غیر SLR کمی متفاوت می باشد.

با استفاده از منظره یاب در دوربین های SLR (که تصویر صحنه قابل در واقع از میان لنز دوربین دیده می شود) و یا با کمک نمای زنده (Live view) در مونیتور دوربین وقتی به صحنه مقابل نگاه کنید، در صورتیکه دوربین در محور مردمک ورودی بچرخد، هیچ تغییری در پرسپکتیو مشاهده نخواهید کرد. بطوریکه اگر عکس بگیریم، در نرم افزار (مثلا فوتوشاپ) نیز خواهیم دید که نواحی مشترک بر هم منطبق خواهند بود.

ولی در صورتیکه در محور تنه دوربین چرخش انجام شود، تغییرات پرسپکتیو محسوس خواهد بود. در دوربین های غیر بازتابی که منظره یاب آنها از داخل لنز نمی بیند، نمی توان از منظره یاب برای پیدا کردن مردمک ورودی استفاده کرد. در این دوربین ها یا از مونیتور آنها برای دیدن تغییرات پرسپکتیو استفاده می شود و یا با گرفتن عکس و بررسی در رایانه (کامپیوتر ) این کار انجام می پذیرد.

برای سرعت بخشیدن به کار، می توان با استفاده از روش قبلی که در بالا شرح داده شد، محل تقریبی مردمک ورودی را تعیین نمود و سپس دوربین را بر روی یک هد سه پایه پانوراما متصل کرد و با جابجایی نقطه ای دوربین و مشاهده صحنه در حین چرخش دوربین در هر نقطه و بررسی تغییرات پرسپکتیو در آن نقطه، محل دقیق مردمک ورودی را پیدا نمود. در این روش مراحل پیداکردن مردمک ورودی به شرح زیر است:

مراحل پیداکردن مردمک ورودی

1) سر پانورامای سه پایه را تراز کنید. با استفاده از تراز روی سه پایه یا تراز جداگانه ای مثل ترازهای حبابی ، طوری سر سه پایه را تراز کنید که در محل محور چرخشی آن در تمام جهات تراز باشد.

تراز کردن سر سه پایه پانوراما در چند مدل مختلف (پیکان های قرمز محل تراز را نشان می دهند.)

2) دوربین عکاسی را بطور عمودی (در صورت امکان) و در حالتی که سطح سنسور آن تراز باشد بر روی سه پایه ببندید.

3) در ابتدا دوربین را طوری بر روی سه پایه تنظیم کنید که مرکز لنز دوربین در راستای مرکز محور چرخشی سه پایه قرار گرفته باشد. برای این کار از ناحیه جلو دوربین به آن نگاه کنید و آن را جابجا کنید تا خطی که بطور عمودی از وسط لنز می گذرد، در امتداد خط مرکزی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

دوربین را جابجا کنید تا خطی که بطور عمودی از وسط لنز می گذرد، در امتداد خط مرکزی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

4) با استفاده از ریل لغزنده سه پایه (Sliding rail)، دوربین را به سمت جلو یا عقب ببرید تا محلی که قبلا بطور تقریبی برای مردمک ورودی تعیین کرده بودید بر روی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد. برای این کار از زاویه کناری دوربین به آن نگاه کنید و آنقدر آن را جابجا کنید که محل تقریبی مردمک ورودی بر روی محور چرخشی سه پایه واقع شود. در لنزهای زوم دقت کنید برای هر فاصله کانونی مشخص، محل مردمک ورودی متفاوت است و محل مورد نظر برای فاصله کانونی خاصی که انتخاب کرده اید را به روش مذکور تنظیم کنید.

دوربین طوری جابجا شود که محل تقریبی مردمک ورودی بر روی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

 

 

5) دوربین را در مقابل یک صحنه قرار دهید که دارای عناصر نزدیک در پیشزمینه و همچنین عناصر دور در پسزمینه باشد.

حالا برای پیدا کردن محل دقیق مردمک ورودی، به داخل منظره یاب (Viewfinder) نگاه کنید(یا می توانید از مونیتور Live view دوربین هم استفاده کنید). یک جسم در ناحیه پیش زمینه را با یک ناحیه در پسزمینه را در نظر بگیرید و ببینید در داخل منظره یاب (یا مونیتور دوربین) چه راستایی نسبت به هم دارند.

6) در این مرحله دوربین را به یک سمت (چپ یا راست) بچرخانید به اندازه ای که یک سوم از سطح کادر تصویر جابجا شود. یعنی دوربین را به همان میزان که برای گرفتن عکس های متوالی پانوراما جابجا می کنید از طریق محور چرخشی سه پایه به یک سمت بچرخانید.

فرض کنید دوربین را به سمت راست حرکت دادید، در این حالت مجددا به راستای جسم درنظر گرفته شده در نزدیک نسبت به ناحیه دور در پسزمینه توجه کنید. اگر راستای آنها تغییر نکرد، یعنی محور چرخش دوربین دقیقا بر روی مردمک ورودی است (و خیلی خوش شانس بوده اید که زود آن را پیدا کرده اید! ) ولی اگر با چرخاندن دوربین به راست، ناحیه دور در پسزمینه هم نسبت به جسم نزدیک، به سمت راست جابجا شد این نشان دهنده این است که مردمک ورودی عقب تر از محور چرخش سه پایه است و باید دوربین را بر روی سه پایه کمی به جلو جابجا کنید. این کار را با تنظیم ریل لغزنده سه پایه انجام دهید.

7) جابجایی دوربین به جلو (و یا عقب) را به صورت میلیمتری آنقدر انجام می دهید تا زمانی که با چرخش دوربین حول محور چرخشی سه پایه، تغییری در راستای اجسام نزدیک نسبت به نواحی پسزمینه تصویر ایجاد نگردد.

در این حالت مردمک ورودی (Entrance Pupil) لنز شما دقیقا بر روی مرکز چرخشی سر سه پایه قرار گرفته است. پس این ناحیه از لنز را که بر مردمک ورودی آن منطبق است به خاطر بسپارید و یا بر روی بدنه لنز علامت گذاری کنید تا در هنگام استفاده مجدد از این لنز برای گرفتن عکس پانوراما، محل مردمک ورودی آن مشخص شده باشد.

اگر لنز شما زوم است، برای هر فاصله کانونی مشخص بایستی مراحل بالا را جداگانه انجام دهید تا بتوانید برای هر فاصله کانونی، محل مردمک ورودی آن را بر روی بدنه لنز تعیین کنید.

روش مورد استفاده در دوربین های عکاسی غیربازتابی

در دوربین های عکاسی غیربازتابی مثل دوربین های کامپکت که منظره یاب از میان لنز صحنه را نمی بیند، برای تعیین محل مردمک ورودی لنز، می توانید پس از استقرار دوربین بر روی هد پانورامای سه پایه، ابتدا با روش اول ناحیه تقریبی مردمک ورودی را تعیین کنید و سپس برای تعیین دقیق آن، با انجام هر تغییر در محل دوربین، یک عکس بگیرید و آن را در مونیتور باز کنید. با بزرگنمایی 100 درصد آن را مشاهده کنید و تغییرات راستای اجسام پیشزمینه را نسبت به پسزمینه بررسی کنید، و بر اساس آن دوربین را به صورت میلیمتری به جلو و عقب آنقدر جابجا کنید تا محل مردمک ورودی را بیابید.

جداول تعیین محل مردمک ورودی (نقطه گرهی )

برای تعیین محل مردمک ورودی بر روی لنز های مختلف، جداولی تنظیم شده است که در لنز های مختلف، محل مردمک ورودی را بر حسب فاصله از ناحیه ابتدای لنز (Base) که به تنه دوربین متصل می گردد نشان می دهند. این فاصله معمولا تحت عنوان طول مردمک ورودی (Entrance Pupil Length ) یا L2 نامیده می شود.

مثلا در یک لنز Nikor AF 18mm f/2.8 D طول مردمک ورودی به میزان 36mm تعیین شده است. یعنی از محل اتصال لنز به دوربین اگر به اندازه 36mm ، نقطه ای را در سمت ناحیه جلوی لنز مشخص کنید، آنجا محل مردمک ورودی لنز می باشد. یا مثلا در مورد لنز Canon EF 24-70 f/2,8 L II وقتی که لنز بر روی فاصله کانونی 24mm می باشد، اندازه L2 معادل با 77mm و وقتیکه فاصله کانونی آن روی 70mm باشد، اندازه L2 به میزان 49mm تعیین شده است.

توضیح اینکه L2 برای نمایش اندازه طول مردمک ورودی بکار می رود و L1 برای نشان دادن فاصله بین محل اتصال سه پایه روی دوربین (از نقطه وسط مونت یا روزنه ای که سر سه پایه روی دوربین پیچ می شود) تا لبه تنه دوربین در جایی که پایه لنز بر روی آن متصل می گردد بکار می رود. به عبارتی L1 اصطلاحا نشاندهنده طول مونت سه پایه (Tripod mount length) بر روی دوربین می باشد.

نمایش اندازه طول مردمک ورودی (L2) و طول مونت سه پایه (L1) بر روی یک مدل دوربین عکاسی

در پایان لازم است از استاد عکاسی صنعتی و تبلیغاتی جناب آقای مجید پناهی جو که رهنمود های ایشان در شکل گیری این مقاله بسیار موثر بود قدردانی به عمل آورم.


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری           


منابع:

  1. Arnaud Frich (2018). Finding the nodal point. Retrieve from www.panoramic-photo-guide.com on Mrc 8.
  2. Arnaud Frich (2018). Adjust Entrance Pupil. Retrieve from www.panoramic-photo-guide.com on Mrc 8.
  3. Josh (2018). Prime vs Zoom Lenses. Retrieve from http://expertphotography.com on May 24.
  4. Richard Korff (2005). Entrance Pupil Database. Retrieve from https://wiki.panotools.org on May 13.
  5. ohn Houghton (2013). Finding the No-Parallax Point. Retrieve from www.johnhpanos.com on Jun 2.
  6. Editors (2018). Nodal Points-Lens Types. Retrieve from https://dr-clauss.de on May 13.
  7. Bill Claff (2018). Where is the entrance for the pupil of a lens? Retrieve from www.nikonians.org on Jun 2.
تعداد بازدید از این مطلب: 378
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

مبانی عکاسی


 

عمق میدان و عوامل موثر بر آن (Depth of Field)


عمق میدان (Depth of Field) یا DOF یکی از مفاهیم مهم در عکاسی است که هر عکاسی باید در کنترل آن مهارت کافی بدست آورد.

عمق میدان (DOF) ناحیه وضوح قابل دسترس در صحنه مقابل دوربین است که در تصویر نهایی به صورت فوکوس دیده می شود. به عبارت دیگر عمق میدان به مسافتی در ناحیه جلو و عقب نقطه فوکوس گفته می شود که عناصر موجود در صحنه به صورت واضح و شارپ دیده می شوند.

هنگامی که با یک دوربین عکاسی بر روی یک سوژه فوکوس می کنید، در نقطه ای که دوربین بر روی آن فوکوس می شود، هر عنصر دیگری نیز که در سطح نقطه فوکوس باشد واضح و شارپ خواهد بود. در نواحی جلو و عقب نقطه فوکوس تا مسافت مشخصی هر عنصر دیگری که در صحنه باشد بصورت واضح و شارپ دیده خواهد شد و هر عنصری که در این فاصله قرار نداشته باشد ناواضح و تار می گردد. این فاصله که در دو طرف نقطه فوکوس است و همه عناصر داخل آن واضح دیده می شود، عمق میدان وضوح تصویر می باشد.

محدوده ناحیه وضوح تصویردر دو طرف نقطه فوکوس در تصویر مشخص شده است.

هر چه اندازه ناحیه دارای وضوح که عناصر تصویر در آن به صورت شارپ دیده می شود، بزرگ تر باشد، عمق میدان تصویر هم بیشتر است (Deep DOF) و هنگامی که این ناحیه کوچک می باشد، اصطلاحا گفته می شود که عمق میدان تصویر باریک است (Shallow DOF).

ناحیه واضح (Sharp) در داخل عمق میدان به طور ناگهانی با ناحیه غیر واضح و محو (Unsharp) در خارج از ناحیه عمق میدان به هم نمی رسند، بلکه به شکل تدریجی نواحی واضح و شارپ به نواحی محو و ناواضح تبدیل می شوند. به عبارتی در نواحی جلو و عقب ناحیه عمق میدان که تصویر شارپ است ، کم کم از میزان وضوح و شارپی تصویر کاسته می شود.

 

 

 

 

 

 

 

لبه عمق میدان به تدریج از ناحیه شارپ به ناحیه محو وارد می شود.

محدوده عمق میدان در دو طرف نقطه فوکوس توزیع شده است. حدود یک سوم آن در جلوی نقطه فوکوس و حدود دو سوم آن در ناحیه ی پشت نقطه فوکوس قرار می گیرد. پس عناصری که در یک سوم جلویی و دو سوم عقبی نقطه فوکوس و در ناحیه عمق میدان قرار دارند در تصویر بصورت واضح دیده می شوند.

البته باید به این نکته اشاره کرد که هر چه فاصله کانونی لنز بلند تر باشد، نسبت یک به دو منطقه وضوح در جلو و عقب نقطه فوکوس، به هم نزدیک تر می شود، یعنی اندازه طول ناحیه وضوح در جلو و عقب نقطه فوکوس مشابه می گردد.

 

N
N
 

عمق میدان (DOF)

2/3

1/3

 

نقطه فوکوس

 

 

نمای شماتیک از عمق میدان تصویر در دو طرف نقطه فوکوس


عوامل موثر بر عمق میدان


در هر دوربین عکاسی سه عامل اصلی بر عمق میدان تصویر تاثیر می گذارند و عکاسان برای کنترل عمق میدان از آنها استفاده می کنند:

    1. اندازه روزنه دیافراگم (Aperture)
    2. فاصله سوژه از دوربین
    3. فاصله کانونی لنز دوربین عکاسی

در ادامه هر یک از عوامل مذکور را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

عمق میدان باریک       |عمق میدان زیاد       

 

تاثیر عمق میدان بر وضوع عناصر موجود در صفحه

تاثیر اندازه روزنه دیافراگم بر عمق میدان

اندازه روزنه دیافراگم، میزان نور ورودی به داخل دوربین را کنترل می کند. همچنین بر روی اندازه عمق میدان تصویر موثر می باشد. هر چه روزنه دیافراگم بازتر باشد (عدد های کوچکتر f) عمق میدان کمتر است و هر چه اندازه آن کوچکتر باشد (عدد های بزرگتر f)، عمق میدان تصویر بیشتر می باشد.

پس اگر هنگام تنظیم نوردهی دوربین، از عدد های کوچک دیافراگم استفاده کنیم، عمق میدان تصویر کوچک خواهد شد. به عبارتی عمق میدان، فقط ناحیه کمی در جلو و عقب نقطه فوکوس را تشکیل می دهد و بقیه عناصر صحنه تار یا فلو می شوند. با کوچک کردن روزنه دیافراگم، عمق میدان افزایش می یابد و محدوده وضوح تصویر در جلو و عقب نقطه فوکوس گسترش می یابد.

به عنوان مثال با عدد دیافراگم f/2.8 عمق میدان تصویر باریک خواهد بود و با عدد دیافراگم f/16 عمق میدان بزرگتری ایجاد می گردد.

هر چه عمق میدان تصویر بزرگ تر باشد، مسافت بیشتری در جلو و عقب نقطه فوکوس، واضح و شارپ است. اگر عمق میدان خیلی بزرگ بشود تمام عناصر صحنه تا نقطه بینهایت شارپ دیده می شود.

در اندازه های بزرگتر روزنه دیافراگم (عدد f کوچکتر)، عمق میدان باریک تر است.

اثر فاصله سوژه تا دوربین

عامل مهم دیگری که بر روی عمق میدان(DOF) موثر است فاصله بین دوربین تا سوژه است. هر چه فاصله سوژه تا دوربین کمتر باشد، عمق میدان تصویر باریک تر خواهد بود. بنا براین یکی از راه های افزایش عمق میدان، دور کردن دوربین از سوژه است. در مواردی مثل عکاسی پرتره که یک عمق میدان باریک مورد نظرتان است، با مقداری نزدیک شدن به سوژه می توانید عمق میدان وضوح تصویر را کاهش دهید. هر چه به سمت سوژه نزدیک تر شویم محدوده جلو و عقب عمق میدان به سمت نقطه فوکوس میل می کند.

 

سوژه در فاصله نزدیک از دوربین عکاسی      |سوژه در فاصله دور از دوربین عکاسی      

 

تاثیر فاصله سوژه تا دوربین بر روی عمق میدان تصویر

تاثیر فاصله کانونی لنز بر عمق میدان

فاصله کانونی لنز نشان دهنده قابلیت لنز برای بزرگنمایی تصویر سوژه است. لنزهای با فاصله کانونی بلند، توانایی بزرگنمایی بیشتری دارند.

در لنزهای با فاصله کانونی بلندتر (تله تر) عمق میدان تصویرباریک تر از لنزهای با فاصله کانونی کوتاه تر است. پس هر چه لنز واید تر باشد، عمق میدان بیشتری خواهیم داشت. البته این درصورتی است که فاصله دوربین تا سوژه ثابت باشد.

اگر یک دوربین با لنز تله فوتو در یک فاصله مشخص از سوژه قرار گرفته باشد، با تغییر لنز به یک لنز وایدانگل در حالیکه سایر تنظیمات دوربین تغییر نکند، عمق میدان تصویر بیشتر خواهد شد. حال اگر دوربین را با لنز واید به سمت سوژه حرکت بدهیم تا جایی که اندازه سوژه در کادر تصویر معادل اندازه ای باشد که در موقعیت قبلی دوربین با لنز تله فوتو از سوژه عکس گرفته بودیم، خواهیم دید که عمق میدان نسبت به عکسی که با لنز تله فوتو گرفته شده بود تغییری نکرده است و مشابه آن می باشد. اگر چه به دلیل ماهیت مختلف دو لنز، پرسپکتیو دو تصویر با هم متفاوت خواهد بود.

در لنزهای با فاصله کانونی بلندتر، عمق میدان باریک تر است.

تاثیر اندازه سنسور دوربین بر عمق میدان


دوربین های عکاسی دارای حسگر (Sensor) کوچکتر ، عمق میدان بزرگتری نسبت به دوربین هایی با سنسور بزرگتر ایجاد می کنند به این علت که دوربین های با سنسور بزرگتر برای اینکه میدان دیدی معادل دوربین های با سنسور کوچکتر داشته باشند، بایستی از لنزهای با فاصله کانونی بلندتری استفاده نمایند.

برای مقایسه دو دوربین با سنسورهای مختلف، بایستی دقت کرد که لنزهای آنها از نظر فاصله کانونی موثر، مشابه باشند، یعنی ضریب برش (Crop factor) آنها در نظر گرفته شود. در این حالت میدان دید (Fields of view) آنها مشابه خواهد بود. اگر فاصله سوژه تا دوربین و اندازه دیافراگم نیز در هر دو دوربین یکسان تنظیم گردد، پس از گرفتن عکس با هر دو دوربین، خواهید دید که دوربینی که سنسور بزرگتری دارد، عمق میدان کمتری در تصویر خواهد داشت.

کنترل عمق میدان در دوربین های عکاسی تمام اتوماتیک


در دوربین هایی که تنظیمات دستی کنترل نوردهی از جمله تنظیم روزنه دیافراگم دیده نشده است، مثل بعضی از دوربین های کامپکت، می توان برای کنترل عمق میدان از منوی دوربین استفاده کرد. به این صورت که وقتی دوربین را بر روی حالت (Mode) عکاسی پرتره (Portrait) که معمولا با علامت سر انسان نمایش داده می شود قرار بدهیم، تنظیمات دوربین عمق میدان کوچکی به ما می دهد و اگر دوربین را بر روی حالت منظره (Landscape) که معمولا با علامت کوه در دوربین مشخص می شود، تنظیم کنیم، عمق میدان بزرگتری به ما خواهد داد.

چند نمونه علامت حالت پرتره و منظره در دوربین های مختلف

اثرات عمق میدان بر تصویر



کنترل عمق میدان یکی از ابزارهای مهم و در اختیار عکاس است که بوسیله آن می تواند تعیین کند چه بخش هایی از تصویر واضح و چه بخشهایی از آن تار باشند.

استفاده از عمق میدان باریک روش خوبی برای جدا کردن سوژه از پسزمینه تصویر است. در عکاسی پرتره از این تکنیک، زیاد استفاده می شود. همچنین در سایر شاخه های عکاسی مثل حیات وحش (Wildlife) یا عکاسی ورزشی (Sport) نیز از عمق میدان باریک برای جدا کردن سوژه از محیط اطراف و عناصر پسزمینه صحنه استفاده می گردد.

در مواردی که عکاسان قصد دارند عناصر بیشتری از صحنه دارای وضوح باشد و جزئیات بیشتری از آن را به نمایش بگذارند، از عمق میدان بزرگ تر استفاده می کنند. در عکاسی منظره (Landscape) عموما برای اینکه همه عناصر صحنه مقابل دوربین دارای وضوح باشد، عمق میدان های بزرگ انتخاب می شود.

تخمین اندازه عمق میدان


جداول مختلفی طراحی شده است که بر اساس نوع لنز و دوربین عکاسی، با تعیین فاصله دوربین تا سوژه، اندازه عمق میدان را مشخص می نماید. این جداول را می توان به سادگی در سایت های اینترنتی دریافت کرد.

همچنین تعداد زیادی برنامه (Apps) برای تعیین عمق میدان برای تلفن همراه موجود می باشد که می توان برای تخمین اندازه عمق میدان از آنها استفاده نمود.

در خیلی از دوربین های عکاسی دیجیتال خصوصا انواع DSLR دکمه ای برای نمایش عمق میدان وجود دارد (DOF preview button). با فشار دادن این دکمه و مشاهده صحنه از داخل منظره یاب (Viewfinder) دوربین، می توان صحنه مقابل را با نمایش عمق میدان مشاهده نمود.

در حالت عادی وقتی از داخل منظره یاب به صحنه نگاه می کنید، دیافراگم در بازترین حالت قرار دارد تا نور کافی برای دیدن صحنه از داخل منظره یاب فراهم باشد. هنگامیکه دکمه شاتر برای گرفتن عکس فشرده می شود، در زمان بسیار کمی قبل از باز شدن دریچه شاتر، ابتدا دیافراگم به اندازه ای بسته می شود که قبلا تنظیم شده است، یعنی روزنه دیافراگم به سایز تعیین شده می رسد و سپس بدنبال آن دریچه شاتر باز شده و عکس ثبت می شود.

با فشار دادن دکمه نمایش عمق میدان در واقع اندازه روزنه دیافراگم از حالت کاملا باز بطور دستی به اندازه ای که برای گرفتن عکس تنظیم شده است تغییر می یابد و با مشاهده صحنه از داخل منظره یاب ، وضوح واقعی نواحی مختلف صحنه دیده می شود. منتهی مشکلی که وجود دارد این است که وقتی روزنه دیافراگم در اندازه های کوچک تنظیم شده است، با فشردن دکمه نمایش عمق میدان، تصویر مشاهده شده در منظره یاب خیلی تاریک دیده می شود. به همین علت است که عملا اکثر عکاسان به ندرت از این دکمه استفاده می کنند.

محل قرارگیری دکمه نمایش عمق میدان در دو نمونه دوربین عکاسی

تنظیم حداکثر عمق میدان در دوربین عکاسی


برای اینکه بتوان تمام مناطق موجود در یک صحنه را بطور واضح ثبت نمود بایستی تنظیمات دوربین عکاسی به گونه ای انجام شود که حداکثر عمق میدان را فراهم نماید.

اصطلاحی به نام مسافت هایپرفوکال (Hyperfocal Distance) وجود دارد که برای این منظور بکار می رود. وقتی که نقطه فوکوس را بر روی نقطه ای که به اندازه مسافت هایپرفوکال از دوربین فاصله دارد قرار دهیم، از ناحیه نصف این مسافت تا بینهایت، عمق میدان گسترش خواهد یافت.

در دوربین های مختلف و با لنزهای مختلف از نظر فاصله کانونی، مسافت هایپرفوکال متفاوت است. البته در مقاله جداگانه ای بطور اختصاصی به نحوه محاسبه و استفاده از مسافت هایپرفوکال خواهیم پرداخت. ولی این نکته یادآوری می شود که جداول مختلفی برای تعیین آن طراحی شده است و برنامه های مختلفی نیز برای تلفن های همراه موجود است که این مسافت را محاسبه می نماید.

به عنوان یک قاعده سرنگشتی، اگر دسترسی به جداول مربوطه نداشتید، می توانید با استفاده از دیافراگم های بسته مثلا f/16 یا بالاتر و همچنین استفاده از لنزهای با فواصل کانونی کوتاه تر، بر روی نقطه ای در حدود یک سوم طول صحنه فوکوس کنید تا به عمق میدان مورد نظر خود دست یابید.

با استفاده از مسافت هایپرفوکال، تمامی تصویر تا بینهایت در عمق میدان قرار دارد.

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                  


منابع:

  1. Bruce Wunderlich (2018). Understanding Depth of Field for Beginners. Retrieve from http://digital-photography-school.com on May 14.
  2. Elizabeth Gray (2018). Understanding Depth of Field- ABeginner’s Guide. Retrieve from http://photographylife.com on Feb 11.
  3. Marcus Hawkins (2018). Depth of Field Explained. Retrieve from www.techradar.com on May 18.
  4. Sean McHugh (2018). Depth of Field. Retrieve from www.cambridgeincolour.com on May 18.
  5. Norman Koren (2013). Depth of Field and diffraction. Retrieve from www.normankoren.com on May 17.
تعداد بازدید از این مطلب: 456
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

مبانی عکاسی


تراز سفیدی (White Balance) در عکاسی دیجیتال


     در عکاسی دیجیتال تراز سفیدی (White Balance) عبارت است از تنظیم رنگ تصویر به گونه ای که طبیعی به نظر برسد. به عبارتی رنگ های موجود در تصویر با آنچه که در صحنه عکاسی با چشم دیده ایم همخوانی داشته باشند. در این حالت رنگ سفید موجود در تصویر به صورت سفید واقعی دیده می شود.

توجه کنید که کدامیک از دو تصویر بالا دارای رنگ طبیعی است.

برای روشن شدن مفهوم تراز سفیدی بهتر است ابتدا اصطلاح دمای رنگی ( Color Temperature) شرح داده شود:

دمای رنگی ( Color Temperature)

     مواد مختلفی وجود دارد که با حرارت دادن به آنها از خودشان نور ساطع می کنند. بر اساس میزان حرارت دریافتی توسط این مواد، نوری که ساطع می گردد به رنگ های متفاوتی دیده می شود. یکی از این مواد که آن را به نام جسم سیاه (Black Body) نامگذاری کرده اند برای تعیین دمای رنگهای مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی به جسم سیاه حرارت داده شود، ملتهب شده و تشعشعی پیوسته و یکنواخت ایجاد می کند. با حرارت دادن به جسم سیاه و بالا رفتن دمای آن، در ابتدا رنگ قرمز ساطع می شود و با افزایش حرارت، دمای جسم سیاه بالاتر رفته و نور ساطع شده از آن به سمت آبی تغییر رنگ می دهد. به این علت که رنگهای با طول موج کوتاه تر (مثل آبی) حاوی انرژی بیشتری هستند و در حرارت بالاتر که جسم سیاه داغ تر است نور ساطع شده نیز طول موج های کوتاه تری دارد، بنابراین رنگ نور ایجاد شده به آبی متمایل می گردد. برعکس در دماهای پایین تر جسم سیاه، نورهای با طول موج بلندتر ساطع می گردند پس رنگ آنها هم به سمت نارنجی و قرمز میل می کند. نور ساطع شده از سطح جسم سیاه در اثر حرارت، مبنای تعیین دمای رنگ است. دمای رنگی با واحد کلوین(K) نشـان داده می شود.

طیف رنگی حاصل از حرارت دادن جسم سیاه در دمای مختلف

     مغز انسان بطور اتوماتیک دمای رنگی تصویر را بر اساس اطلاعات دریافتی از چشم تحلیل می کند و بر اساس تجربیات ذهنی و قبلی خود، رنگ تصویر را بطور صحیح می بیند و در واقع درک می کند. مثلا کاغذ سفیدی را در نظر بگیرید که انسان آن را در هر دو وضعیت فضای داخلی و خارجی یک خانه، به صورت سفید می بیند در حالیکه ممکن است فضای داخلی با نور زرد یک لامپ تنگستن روشن شده باشد و فضای بیرون با نور خورشید.اگر چه دمای رنگی (Color Temperature) در نور خورشید با نور لامپ تنگستن بسیار متفاوت است، ولی تحلیل مغز از آنچه چشم می بیند، در هردو مورد، یک کاغذ سفید است.

 

ساعات اولیه ی صبح       |ظهر        |قبل از غروب آفتاب

 

سه نما از دریاچه گهر (استان لرستان) در ساعات مختلف روز

     منابع نور (خورشید، لامپ، فلاش و ... ) عموما هیچکدام نور سفید خالص از خود ساطع نمی کنند. نور هر کدام از آنها دمای رنگی (Color Temperature) مخصوص به خود را دارد.

     همچنین متوسط دمای رنگی نور در ساعات مختلف روز و شرایط جوی متفاوت تغییر می کند. یعنی متوسط دمای رنگی نور در نور صبحگاهی نسبت به بعدازظهر متفاوت است. معمولا در طول روز هر چه به سمت غروب می رویم، رنگهای زرد و نارنجی بیشتر می شود یعنی رنگ های با کلوین پایین تر بیشتر پدیدار می شوند. پس بطور کلی اگر دمای رنگی پایین باشد، نتیجه آن قرمز است و اگر دمای رنگی بالا باشد، نتیجه آن آبی است.

متوسط دمای رنگی (بر حسب کلوین) در شرایط نوری مختلف

 

تنظیم خودکار تراز سفیدی (AWB)

     دوربین های جدید با سیستم خودکار تنظیم تراز سفیدی (Auto White Balance=AWB) می توانند بر اساس نور محیط ، دمای رنگی را حدس بزنند. البته این سیستم های خودکار در مواردی هم دچار خطا می گردند و در نتیجه رنگ تصویر مثلا خیلی زرد و یا آبی می شود.

     طرز کار دوربین دیجیتال در حالت تنظیم تراز سفیدی خودکار (Auto White Balance) به این صورت است که سعی می کند با مرجع گرفتن یک قسمت سفید یا خاکستری میانه در صحنه مقابل دوربین، دمای رنگی (کلوین) آن را حدس بزند (مثلا سفیدی ابر در یک منظره) و با توجه به آنچه مرجع گرفته است سایر رنگ های موجود در صحنه را آنالیز کرده و دمای رنگی متناسب با آن را انتخاب می کند و سپس فرایند ثبت و تنظیم اطلاعات تصویر را انجام می دهد.

رنگ های سفید و خاکستری میانه در صحنه مقابل دوربین مرجع عملکرد AWB دوربین می باشد.

     در حالتی که عکس به صورت خام (RAW) گرفته می شود، اطلاعات تراز سفیدی آن دست نخورده باقی می ماند و در واقع فرایند اصلاح رنگ و تنظیم تراز سفیدی توسط دوربین انجام نمی شود. تنظیم تراز سفیدی عکس های با فورمت خام را می توان در نرم افزار های ویرایش عکس (مثل فتوشاپ) بطور دستی انجام داد.

     در حالتی که عکس به صورت JPEG گرفته می شود برای تنظیم تراز سفیدی (WB) در شرایط نوری مختلف و بدست آوردن رنگ های صحیح، می توان به یکی از روش های زیر عمل کرد:

الف) استفاده از پیش تنظیم های تراز سفیدی برای شرایط نوری مختلف که در دوربین های دیجیتال تعبیه شده است.

ب) بکار بردن یک کارت خاکستری 18 % (Gray card) در هنگام عکاسی و انجام تنظیم دستی تراز سفیدی در دوربین عکاسی.

در ادامه مطلب دو روش مذکور شرح داده خواهد شد.

 

پیش تنظیم های تراز سفیدی (White Balance Presets)

     در دوربین های عکاسی دیجیتال علاوه بر تنظیم دستی، برای کم شدن میزان خطا، پیش تنظیم های آماده ای از تراز سفیدی تعبیه گردیده است. هر یک از این پیش تنظیم ها برای یک وضعیت نوری ویژه در نظر گرفته شده است بطوریکه با انتخاب هر یک از آنها، تراز سفیدی بر روی یک عدد کلوین خاص تنظیم می شود. استفاده از این پیش تنظیم ها خصوصا هنگامی که با فورمت JPEG عکاسی می شود برای بدست آوردن رنگ طبیعی صحنه و در واقع تراز سفیدی صحیح بسیار کارآمد است. در عکاسی با فورمت خام (RAW) می توان تنظیمات مشابه با پیش تنظیم های دوربین را در هنگام ویرایش عکس در داخل نرم افزار انجام داد. در این موارد می توان تنظیم تراز سفیدی را در حالت خودکار قرار داد و عکس گرفت و در مرحله ویرایش عکس تراز سفیدی را تنظیم نمود. با این وجود توصیه می شود در همه حال برای بدست آوردن بهترین حالت رنگی تصویر تراز سفیدی دوربین بر اساس شرایط نوری صحنه تنظیم گردد.

 

     نحـوه تغییر تعـادل رنگی (یا تراز سفیدی) در دوربین های مختلف و در مدل های مختلف متفاوت است. در بعضی از آنها دکمه ای در بالای دوربین و یا در پشت آن برای تنظیم تراز سفیدی قرار داده شده است. در برخی دیگر از دوربین ها، پیش تنظیم های تراز سفیدی از طریق منوی دوربین و کلیدهای واسط تنظیم می شوند.

تنظیم تراز سفیدی خودکار (AWB)

     در حالت تنظیم خودکار تراز سفیدی (Auto White Balance) یا (AWB)، دوربین بر اساس نور محیط، تراز سفیدی را بطور اتوماتیک حدس می زند. البته ممکن است در شرایطی که نور محیط کم است، نور محیط صحنه می تواند بوسیله فلاش دوربین تامین گردد. معمولا هنگام عکاسی با فورمت خام (RAW) ، از حالت تنظیم خودکار تراز سفیدی استفاده می شود.

     تراز سفیدی خودکار(AWB) در دوربین های دیجیتال معمولا دمای رنگی محیط را در حدود 3000 تا 7000 درجه کلوین تنظیم می کند. با توجه به مکانیسم AWB که در دوربین های عکاسی دیجیتال تعبیه شده است، در صحنه هایی که در آن رنگ سفید یا خاکستری روشن وجود داشته باشد سیستم AWB بهتر و دقیق تر عمل می کند.

تنگستن یا لامپ روشنایی (Tungsten)

     از پیش تنظیم تنگستن (Tungsten) وقتی استفاده می شود که نور صحنه از طریق لامپ تنگستن تامین شده باشد. در این حالت که رنگ های گرم محیط زیاد است، دوربین با انجام واکنش متقابل مقداری ته رنگ آبی به تصویر اضافه می کند. به همین علت در هر شرایط نوری اگر بخواهید سوژه مورد نظر در عکس نهایی، آبی تر به نظر برسد می توانید تراز سفیدی دوربین را بر روی حالت تنگستن تنظیم کنید.

     معمولا دوربین عکاسی در حالت تنگستن، دمای رنگی را در حدود 3200 کلوین تنظیم می کند.

چراغ فلورسنت (Fluorescent)

     پیش تنظیم تراز سفیدی در حالت فلورسنت (Fluorescent) وقتی مورد استفاده قرار می گیرد که نور صحنه از نور چراغ فلورسنت تامین شده است. در مواردی که می خواهیم به تصویر نهایی، ته رنگ سبز اضافه شود و سبز تر به نظر برسد نیز از این حالت تراز سفیدی دوربین استفاده می نماییم.

     معمولا دوربین عکاسی در حالت فلورسنت، دمای رنگی محیط را در حدود 4000 کلوین تنظیم می کند.

نور مستقیم خورشید (Direct Sunlight)

     از این حالت وقتی استفاده می شود که عکاسی در فضای بیرون (Outdoor) انجام می شود و نور آفتاب بطور مستقیم بر روی سوژه می تابد.

     دوربین عکاسی در این حالت دمای رنگی محیط صحنه را در حدود 5200 کلوین تنظیم می کند.

نور فلاش (Flash )

     در پیش تنظیم های تراز سفیدی، حالت فلاش (Flash) برای وقتی است که هنگام عکاسی از فلاش استفاده می شود. معمولا دوربین عکاسی در حالتی که تراز سفیدی بر روی وضعیت فلاش تنظیم شده است دمای رنگی را به صورت خودکار تنظیم می کند.

شرایط ابری (Cloudy)

     حالت ابری (Cloudy) برای مواقعی است که هوا ابری می باشد و یا علی رغم وجود آسمان صاف و نور خورشید، صحنه عکاسی در سایه قرار گرفته است. در این حالت نسبت به حالت تابش خورشید، ته رنگ های گرمتری به رنگ تصویر افزوده می شود تا تمایل به رنگ های آبی را که در محیط ابری و سایه ایجاد می گردد تا حدی جبران شود.

     معمولا دوربین عکاسی در حالت شرایط ابری، دمای رنگی محیط را در حدود 6000 کلوین تنظیم می کند.

سایـه (Shade)

     دوربین عکاسی در حالت پیش تنظیم سایه (Shade) تصویر را نسبت به حالت ابری گرمتر می کند. به عبارت دیگر ته رنگ های گرم به تصویر می افزاید. حالت سایه بیشتر مناسب زمان غروب آفتاب و همچنین سایه تیره است.

     معمولا دوربین عکاسی در حالت سایه، دمای رنگی محیط را در حدود 7000 کلوین تنظیم می کند.

تنظیم دستی تراز سفیدی (Manual)

در این حالت تراز سفیدی بطور دستی تنظیم می شود. یعنی عکاس بر اساس تجربیات شخصی خود و یا با توجه به عکس های قبلی که گرفته است، بطور دستی عدد کلوین را برای تراز سفیدی تصویر تنظیم می نماید. معمولا در اکثر دوربین های عکاسی دیجیتال در حالت تنظیم دستی (Manual)، امکان تنظیم دمای رنگی بین 2500 تا 10000 کلوین با فواصل 100 K وجود دارد.

     در مواردی این پیش تنظیم تراز سفیدی در منوی دوربین های مختلف با علامت متفاوتی نمایش داده می شود. در تصویر مقابل علائم مربوط به دو شرکت Nikon و Canon نمایش داده شده است.

تنظیم سفارشی تراز سفیدی (Custom)

     حالت تنظیم سفارشی تراز سفیدی (Custom) به عکاس اجازه می دهد تا اندازه کلوین را بطور سفارشی برای یک منبع نور خاص تنظیم کند. در این حالت با قرار دادن جسمی با سطح سفید ( یا خاکستری 18 % ) در قسمتی از صحنه که مورد نظر است، تراز سفیدی دوربین بر طبق نور آن جسم تنظیم می شود و سپس عکاسی از کل صحنه بر اساس آن انجام می پذیرد. در ادامه مطلب توضیحات بیشتری در مورد این پیش تنظیم تراز سفیدی شرح داده شده است.

     معمولا در این حالت امکان تنظیم دمای رنگی محیط بین 2500 تا 10000 کلوین میسر می باشد.

علائم اختصاری پیش تنظیم های تراز سفیدی در دوربین های عکاسی دیجیتال

 

تاثیر پیش تنظیم های تراز سفیدی بر روی تصویر

     سیستم تنظیم تراز سفیدی در دوربین عکاسی به این شکل عمل می کند که بر اساس دمای نوری صحنه (اندازه کلوین آن) که یا توسط خودش بطور خودکار تعیین شده است و یا توسط عکاس برای دوربین تعریف گردیده است، رنگ نور دریافت شده توسط دوربین را به شکل جبرانی طوری تغییر می دهد که رنگ سفید ( و یا خاکستری 18%) به صورت طبیعی و واقعی دیده شود. به این صورت که در دمای رنگی پایین (عدد کلوین کوچکتر) که رنگ های زرد و قرمز در محیط صحنه بیشتر است، دوربین بطور جبرانی رنگ های آبی و سبز را در کل زمینه رنگی تصویر افزایش می دهد و سعی می کند تعادلی در رنگ های ثبت شده از صحنه ایجاد نماید. به همین شکل در دمای رنگی بالا (عدد کلوین بزرگتر) که رنگ نور عمومی صحنه بیشتر در نواحی آبی قرار گرفته است، دوربین عکاسی بطور جبرانی رنگ های زرد و قرمز را در زمینه کلی تصویر افزایش می دهد. این کار باعث می شود که تعادل رنگ ها در کل صحنه بیشتر شود و رنگ سفید به شکل سفید واقعی دیده شود.

     از این عملکرد دوربین عکاسی گاهی برای کارهای خلاقانه مثل ایجاد افکت های رنگی در عکس ها هم استفاده می شود. مثلا وقتی عکاس بخواهد رنگ کلی تصویر را به سمت آبی متمایل کند، پیش تنظیمات دوربین را بر روی اعداد پایین تر کلوین (مثل حالت تنگستن) قرار می دهد و دوربین واکنش جبرانی به این تنظیم را با آبی کردن تصویر پاسخ می گوید.

تاثیر پیش تنظیم های تراز سفیدی بر روی تصویر
تنظیم تراز سفیدی با استفاده از کارت خاکستری 18 درصد

     با این روش می توان تقریبا مطمئن شد که تراز سفیدی (WB) تصویر به درستی تنظیم می شود. استفاده از کارت خاکستری (Gray Card) به عنوان نقطه مرجع (Reference point) جهت اعمال تنظیمات رنگی دوربین، فرایند نرم افزاری پس از گرفتن عکس (Post processing) را به حداقل می رساند.

کارت های مشکی، خاکستری 18% و سفید

کارت خاکستری چطور کار می کند؟

     در این روش لازم است یک کارت خاکستری استاندارد (18 % Gray card) یا کاغذ خاکستری مات که نور را منعکس نمی کند تهیه نمود. شرکت های مختلف کارت های گوناگونی با سایز ها و رنگ های مختلف (خاکستری، سفید و سیاه) تولید کرده اند.

     خاکستری حالتی بدون رنگ و خنثی (Neutral tone) است و طیف گسترده ای را شامل می شود. خاکستری مورد استفاده در کارت، خاکستری میانه (Middle gray) یا 18 % است. در این کارت 18 درصد از نوری که به آن می تابد را بازتاب می دهد.

     وضعیت تشخیص نور در دوربین های عکاسی دیجیتال با خاکستری میانه تنظیم و هماهنگ شده است. در حالت تنظیم خودکار تراز سفیدی (Auto White Balance mode) دوربین بطور خودکار خاکستری میانه را در صحنه مقابل خود جستجو می کند تا نوردهی و تراز سفیدی درست را تشخیص دهد.

خاکستری میانه (18%) در تونالیته های مختلف خاکستری نمایش داده شده است.

     برای استفاده از کارت خاکستری، بایستی از حالت تراز سفیدی سفارشی (Custom White Balance mode ) در تنظیمات WB دوربین استفاده شود. به این صورت که در نقطه ای که سوژه در صحنه واقع شده است، کارت خاکستری را قرار می دهیم و طوری از آن عکس می گیریم که کل سطح قاب تصویر توسط کارت خاکستری پوشیده شود. سپس با استفاده از منوی تراز سفیدی سفارشی (Custom White Balance) عکسی را که گرفته ایم به دوربین معرفی می کنیم و به عبارت دیگر خاکستری استاندارد را برای دوربین مشخص می نماییم. دوربین هم بر اساس عکسی که از کارت گرفته ایم و برایش تعریف شده است، تراز سفیدی دوربین را تنظیم می نماید. پس از آن ، عکس مورد نظر گرفته می شود. در دوربین های مختلف اساس تنظیم تراز سفیدی سفارشی (Custom) یکسان است ولی ممکن است روش تنطیم آن و منوهای دوربین کمی با یکدیگر متفاوت باشد.

     درتنظیم سفارشی(Custom ) تراز سفیدی هنگامی که کارت خاکستری 18% در دسترس نمی باشد، می توان به جای آن از یک صفحه سفید رنگ مثل یک برگ کاغذ سفید استفاده کرد. عملکرد دوربین نسبت به صفحه سفید مشابه با کارت خاکستری خواهد بود. در هر دو مورد بازتاب رنگ های قرمز، سبز و آبی از سطح آنها یکسان می باشد.

استفاده از کاغذ سفید در صحنه برای تنظیم سفارشی تراز سفیدی (Custom).

     برای تنظیم تراز سفیدی سفارشی (Custom) علاوه بر کارت خاکستری استاندارد، از ابزاری به نام صفحه هدف کالیبراسیون (Calibration Target) نیز استفاده می شود. این صفحه شامل سه بخش سیاه، خاکستری و سفید است و می توان همچون کارت خاکستری آن را بکار برد.

موارد نامناسب برای استفاده از کارت خاکستری

     در موارد زیر به علت ایجاد مشکلات تکنیکی در فرایند عکاسی، استفاده از کارت خاکستری توصیه نمی شود:

• هنگامی که نور صحنه مرتب در حال تغییر است. در این شرایط ممکن است دمای رنگی محیط در لحظه ای که از کارت خاکستری عکاسی می شود با زمانیکه از صحنه اصلی عکاسی می گردد متفاوت باشد و در نتیجه تراز سفیدی تصویر اشتباه ثبت گردد.

• وقتی که از سوژه متحرک عکاسی می شود. در این حالت به دلیل اینکه نمی توان سوژه را ثابت کرد و کارت خاکستری را در کنار آن قرار داده و از آن عکس گرفت، استفاده از گزینه تنظیم تراز سفیدی سفارشی (Custom) بی معنی خواهد بود.

 

در شرایط آب و هوایی متغیر معمولا شرایط نوری محیط در حال تغییر می باشد.
هنگامی که سوژه در حال حرکت است استفاده از کارت خاکستری توصیه نمی شود.

تنظیم تراز سفیدی با استفاده از مرجع طبیعی

     برای تنظیم تراز سفیدی خصوصا اگر عکس با فورمت خام (RAW) ثبت شده باشد، می توان از شگردهای نرم افزاری نیز بهره برد. در نرم افزارهای ویرایش عکس (مثل پلاگین ویرایش تصاویر خام (ACR) در نرم افزار فوتوشاپ) پس از باز کردن عکس می توان بخشی از تصویر را که قبلا در هنگام حضور در صحنه عکاسی تشخیص داده ایم که دارای رنگ خاکستری یا سفید است را به عنوان مرجع تراز سفیدی انتخاب کنیم. سپس با استفاده از ابزارهای نرم افزار، تراز سفیدی عکس را بر اساس آن تنظیم کنیم.

ابزار تراز سفیدی در پلاگین ACR در نرم افزار فوتوشاپ

تنظیم تراز سفیدی در فوتوشاپ

    با توجه به کاربری بالایی که نرم افزار فوتوشاپ و پلاگین های آن در ویرایش عکس های دیجیتال دارند به عنوان نمونه و برای آشنایی مختصر شما با طرز کار کلی آنها دو نمونه از روش های تنظیم تراز سفیدی (White Balance) بطور مختصر شرح داده می شود:

الف) با استفاده از ابزار تراز سفیدی (WB tool) در پلاگین Adobe Camera RAW (ACR) یا فیلتر Camera RAW می توان با تعیین رنگ خاکستری یا سفید در قسمتی از تصویر، تراز سفیدی عکس را تنظیم نمود.

ب) از طریق فیلتر یا لایه Level adjustment که در این حالت پس از باز کردن فیلتر مذکور ، قطره چکانی که در وسط پنجره مربوطه قرار گرفته است (مربوط به خاکستری) را انتخاب کرده و بر روی کارت خاکستری (یا سطح خاکستری موجود در تصویر) کلیک کنید. فیلتر مذکور بطور خودکار سطح رنگ را تنظیم می کند. "برای توضیحات تکمیلی می توانید به مطالب مرتبط با طرز کار نرم افزارهای ویرایش عکس خام مراجعه نمایید."

ابزار Levels در نرم افزار فوتوشاپ

 


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری            


منابع:

  1. Liz Walker (2011). The Complete Digital Photo Manual, 1th ed. Carlton Book Limited, UK.
  2. Nasim Mansurov (2010). What is White Balance?, Retrieve from https://photographylife.com on Aug 9.
  3. Darren Rowse (2016). Get your White Balance Right in Seconds Using Grey Card, Retrieve from http://digital-photography-school.com on Aug 9.
  4. Thomas Kragelund (Pixelz) (2014). Need Accurate Color?, Retrieve from www.pixelz.com on Aug 10.
  5. Darlene Hildebrandt (2015). How to Use a Gray Card for Custom White Balance and Metering, Retrieve from www.digitalphotomentor.com on Aug 10.
  6. Cambridge in colour (2017).Understanding White Balance.Retrieve from www.cambridgeincolour.com on Aug 13.
  7. Jeff Meyer (2014). White balance explained: how cameras correct the color of different types of light. Retrieve from www.techradar.com on Aug 13.
  8. Michael Freeman 2008. Mastering Digital Photography, 1th ed. ILEX, UK.
تعداد بازدید از این مطلب: 506
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

مبانی عکاسی


اصول پایه نوردهی در عکاسی (Exposure)

بخش 3 – حساسیت سنسور (ISO)


     کلمه ISO قبلا در دوربین های عکاسی آنالوگ برای نشان دادن میزان حساسیت فیلم های عکاسی به نور بکار می رفت. این کلمه مخفف ISO = International Organization of Standardization می باشد. در فیلم های نگاتیو، به دانه های تشکیل دهنده تصویر، ترام گفته می شود. ( مشابه پیکسل در دنیای دیجیتال)، هرچه ISO فیلم بیشتر باشد ترام ها درشت تر و جزئیات تصویر کمتر می شود. در این حالت حساسیت فیلم به نور بیشتر شده و امکان عکاسی در شرایط کم نور فراهم می شود.

در عکاسی آنالوگ در فیلم های نگاتیو با افزایش ISO ، ترام های آن بزرگتر و تفکیک پذیری آن کمتر می شود.

     در دوربین های دیجیتال نیز برای نشان دادن میزان حساسیت سنسور به نور از عدد ISO استفاده می شود. با افزایش ISO دوربین، میزان نوری که به سنسور برخورد می کند توسط سیستم دیجیتال دوربین تقویت می شود و در هنگام ثبت در سیستم الکترونیکی دوربین به صورت نور تقویت شده درک می گردد.

     بنابراین در شرایطی که سرعت شاتر و اندازه دیافراگم را ثابت در نظر بگیریم، با افزایش ISO می توان در نورهای کم تر عکس گرفت.

نمایش نحوه اثر افزایش ISO بر شدت سیگنال های دریافتی توسط سنسور دوربین عکاسی

اثرات ISO

     با استفاده مناسب از افزایش ISO می توان در شرایط خاص از سرعت های بالاتر شاتر و یا دیافراگم های بسته تر استفاده نمود.

     هرچه ISO افزایش یابد، با تقویت امواج نوری که به سنسور برخورد می کند بطور همزمان پارازیت ها و امواج نامناسب نیز تقویت می گردد، که این امر موجب کاهش وضوح و کیفیت تصویر خواهد شد. به این دلیل با افزایش ISO ، دانه ها و نویز (Noise) در تصویر زیاد خواهد شد.

     وقتی منبع نور مناسب موجود نباشد، افزایش ISO می تواند امکان نوردهی مطلوب را فراهم نماید.

     اعداد ISO در دوربین های دیجیتال شبیه به آنالوگ در نظر گرفته شده است. معمولا اعداد بصورت: 100 ، 200 ، 400 ، 800 ، 1600 و ... بر روی دوربین قابل تنظیم است. یعنی هر عدد دو برابر عدد قبلی است.

     فاصله بین هر دو عدد معادل یک گام (Stop) نوردهی است. پس با دو برابر کردن ISO می توانیم به اندازه یک استاپ (Stop) جبران نوردهی داشته باشیم.

     کمترین میزان ISO در اکثر دوربین های دیجیتال، 100 می باشد. ولی در بعضی از دوربین ها مقادیر کمتر ISO (مثلا ایزو 50 ) نیز پیش بینی شده است.

نمایش تاثیر افزایش ISO بر میزان حساسیت سنسور و دانه دار شدن تصویر

تنظیم ISO در نوردهی

     این اصل را همیشه رعایت کنید که تا جای ممکن اندازه ISO دوربین را در پایین ترین حالت (100) قرار دهید، زیرا با افزایش ISO مقداری کیفیت تصویر کاهش خواهد یافت.

     در صورت لزوم اگر با تغییر در اندازه دیافراگم و سرعت شاتر میزان نور مورد نیاز جبران نشد، افزایش ISO را در نظر بگیرید. مثلا هنگام گرفتن عکس از اجسام متحرک که به سرعت های بالاتر شاتر نیاز است، ممکن است با باز کردن روزنه دیافراگم، نور مورد نیاز تامین نگردد، در این حالت برای جبران نوردهی می توان ISO را افزایش داد.

     هنگام شب و یا مکانهای کم نور که قصد استفاده از فلاش یا سایر منابع نوری را نداریم، افزایش ISO یکی از اقدامات لازم برای گرفتن عکس خوب می باشد.

     عناصر مثلث نوردهی همانطور که قبلا اشاره شد، شامل سرعت شاتر، روزنه دیافراگم و ISO است. برای بدست آوردن نور مناسب، با تغییر در هریک از عناصر مثلث نوردهی لازم است که دیگر عناصر آن را با تغییر ایجاد شده هماهنگ کنیم.

     مثلا اگر با کوچک کردن روزنه دیافراگم به اندازه دو گام (Stop) موجب کاهش نوردهی شوید ، لازم است برای جبران آن سرعت شاتر را به اندازه دو گام کمتر کنید و یا به همان اندازه به عدد ISO بیافزایید. البته در مورد این مثال می توان هر دو کار را انجام داد، یعنی سرعت شاتر را به اندازه یک گام کمتر کرده و اندازه ISO را نیز در حد یک گام افزایش دهید.

مقایسه تغییرات ایجاد شده در اندازه عناصر مثلث نوردهی با یکدیگر

     در دوربین های جدید ، میزان زیادی از Noise و دانه های ایجاد شده در تصویر (بر اثر افزایش ISO ) در نرم افزارهای ویرایش عکس همچون فوتوشاپ یا لایت روم قابل برطرف کردن است. هر چه عدد ISO پایین تر باشد، مقدار نویز کمتر و در نتیجه امکان اصلاح آن بیشتر است.

 

مقالات مرتبط:

-اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 1) مثلث نوردهی و سرعت شاتر

-اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 2) روزنه دیافراگم


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری              


منابع:

  1. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  2. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  3. Jim Harmer (2016). Photo Basics #1: Introduction and Exposure, Retrieve from http://improvephotography.com on Jul 17
  4. Josh (2016). Understand Focal Length in 4 Easy Steps, Retrieve from http://expertphotography.com on Jul 20.
  5. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained, Retrieve from www.techradar.com on Jul 21.
تعداد بازدید از این مطلب: 449
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

مبانی عکاسی


اصول پایه نوردهی در عکاسی (Exposure)

بخش 2 - روزنه دیافراگم (Aperture)


 

     دیافراگم (Diaphragm) اصولا در داخل استوانه لنز قرار گرفته است و شبیه به پرده ای است که در وسط آن روزنه ای وجود دارد..

     روزنه دیافراگم (Aperture) در وسط دیافراگم است و اندازه ورود نور به داخل محفظه دوربین را کنترل می کند. هر چه روزنه دیافراگم بزرگتری انتخاب کنیم، نور بیشتری وارد دوربین می شود.

     اندازه روزنه دیافراگم در دوربین های عکاسی قابل تغییر است. این روزنه قابلیت کوچک شدن و بزرگ شدن دارد و با تغییر اندازه آن، میزان نور ورودی به داخل دوربین تنظیم می شود. اندازه های مختلف روزنه دیافراگم با اعداد مشخصی نمایش داده می شود و هر عدد نشان دهنده اندازه خاصی از بزرگی روزنه دیافراگم است که مقدار نور مشخصی را از خود عبور می دهد.

 

f/2.0       |f/5.6       |f/22       

 

با تغییر اندازه روزنه دیافراگم ، مقدار نور ورودی به دوربین عکاسی تغییر می کند.

اعداد روزنه دیافراگم

     اندازه روزنه دیافراگم در دوربین های عکاسی قابل تنظیم است. برای هر اندازه از بزرگی یا کوچکی روزنه دیافراگم یک عدد استاندارد تعریف شده است که این عدد در همه دوربین ها معادل هم می باشند و به آن عدد f یا عدد دیافراگم می گویند و به صورت حرف لاتین f بر روی یک عدد صحیح نمایش داده می شود. مثلا f/16 و یا f/5.6

     اما در هنگام گفتن اندازه دیافراگم مثلا عدد f/16 به اختصار گفته می شود روزنه دیافراگم با عدد f/16 و گاهی اوقات هم حرف f گفته نمی شود و فقط عدد ذکر می گردد مثلا گفته می شود اندازه دیافراگم 16 است. برای هر اندازه از روزنه دیافراگم، اعداد مشخصی تعریف شده است که بر روی همه دوربین ها ثابت اند. این اعداد به ترتیب عبارتند از:

1.4     2    2.8     4      5.6      8      11      16      22      32

     هرچه عدد بزرگتر باشد، یعنی اندازه روزنه دیافراگم کوچکتر است و بر عکس عدد کوچکتر نشانه روزنه دیافراگم بزرگتر است.

     برای هر اندازه از بزرگی یا کوچکی روزنه دیافراگم یک عدد استاندارد تعریف شده است که این عدد در همه دوربین ها معادل هم می باشند و به یک میزان نور عبور می دهند.

اندازه های مختلف روزنه دیافراگم که نسبت به هم یک گام فاصله دارند.

تعریف گام (Stop) در دیافراگم

     فاصله بین هر دو عدد پشت سر هم دیافراگم به عنوان یک گام (Stop) یا f-Stop خوانده می شود. مقدار نوری که از یک دیافراگم عبور می کند نسبت به دیافراگم بعدی یا قبلی دو برابر یا نصف است. مثلا روزنه دیافراگم f/4 نصف نوری که از دیافراگم f/2.8 می گذرد را عبور می دهد. پس با تغییر هر عدد به عدد بالاتر (یعنی یک گام)، روزنه دیافراگم کوچکتر شده و نور ورودی به داخل دوربین نصف می شود.

     به یک مثال دیگر توجه کنید: اگر عدد f را از 11 به 16 تغییر دهیم، میزان نوری که از دیافراگم می گذرد نصف اندازه نوری است که با عدد دیافراگم 11 عبور می کرد و اگر عدد f را یعنی همان عدد دیافراگم را، از 11 به یک شماره پایین تر ببریم (عدد 8)، یعنی یک گام کمتر، پس روزنه دیافراگم بزرگتر شده و نور ورودی به دوربین دو برابر می شود و اگر یک شماره دیگر از عدد f کم کنیم (عدد 5.6 )، نور ورودی به دوربین نسبت به دیافراگم 11 ، چهار برابر می شود.

     پس دقت کنید که عدد دیافراگم با اندازه روزنه دیافراگم نسبت عکس دارد. یعنی عدد بزرگتر به معنی روزنه کوچکتر و ورود نور بیشتر است.

فرمول محاسبه عدد روزنه دیافراگم

نحوه تاثیر دیافراگم بر روی نوردهی تصویر

     اگر بخواهیم یک مقدار نور ثابت وارد محفظه دوربین شود مثلا با یک روزنه دیافراگم و یک سرعت شاتر مشخص، اگر روزنه دیافراگم را یک گام (F-stop) باز تر کنیم، یعنی نور ورودی را دو برابر کرده ایم، پس لازم است سرعت شاتر را یک گام بیشتر کنیم تا با کاهش زمان ورود نور به سطح سنسور، اثر افزایش نور ناشی از بازتر شدن روزنه دیافراگم را جبران کند و در نتیجه همان میزان نور قبلی تامین شود.

     دقت شود که هر چه عدد دیافراگم بزرگتر شود اندازه قطر روزنه آن کوچکتر می شود و میزان ورودی نور کمتر می گردد. پس برای جبران آن باید سرعت شاتر را کمتر کنیم تا اجازه دهد نور در زمان بیشتری وارد دوربین شود تا همان میزان نور قبلی را داشته باشیم.

     برای توضیح بیشتر به این مثال توجه فرمایید (تصویر زیر): اگر مقدار ثابتی از نور را معادل یک سطل پر از آب در نظر بگیریم، برای پر کردن آن، هر چه شیر آب را بیشتر باز کنیم تا آب بیشتری در لحظه جاری شود (شبیه باز کردن دیافراگم)، سطل زودتر پر می شود. از طرفی اگر شیر آب را ببندیم تا آنجا که آب کمی از شیر جاری شود، لازم است که مدت زمان بیشتری شیر باز باشد (شبیه به شاتر دوربین) تا سطل کاملا پر شود.

مقایسه شباهت عملکرد روزنه دیافراگم و سرعت شاتر با پر کردن سطل از شیر آب

     اگر سرعت شاتر دوربین عکاسی را ثابت نگه داریم ، با تغییر در اندازه روزنه دیافراگم، میزان نوری که وارد دوربین می شود تغییر خواهد کرد.

      بنابراین با کاهش اندازه روزنه دیافراگم ( افزایش عدد f )، تصویر تاریک تر خواهد شد.

در سرعت شاتر ثابت با افزایش عدد روزنه دیافراگم تصویر تاریک تر می شود.

تاثیر اندازه دیافراگم بر عمق میدان (DOF)

     عمق میدان (Depth of Field) به مسافتی در جلو دوربین عکاسی گفته می شودکه در تصویر بصورت واضح و شارپ دیده می شود. این فاصله بین جلو و عقب نقطه فوکوس است. هر چه این فاصله بیشتر باشد، عمق میدان تصویر هم بیشتر است.

     در نقطه ای که دوربین بر روی آن فوکوس می شود، هر عنصر دیگری نیز که در سطح نقطه فوکوس باشد واضح و شارپ خواهد بود.

     در نواحی جلو و عقب نقطه فوکوس تا مسافت مشخصی هر عنصر دیگری که در صحنه باشد بصورت واضح و شارپ دیده خواهد شد و هر عنصری که در این فاصله قرار نداشته باشد ناواضح و تار می گردد. در واقع این مسافت که در دو طرف نقطه فوکوس است و همه عناصر داخل آن واضح دیده می شود، عمق میدان وضوح تصویر می باشد.

     هر چه روزنه دیافراگم بازتر باشد (F کوچکتر) عمق میدان کمتر است و هر چه اندازه روزنه دیافراگم کمتر باشد (F بزرگتر) عمق میدان تصویر بیشتر می باشد.

     پس اگر هنگام تنظیم نوردهی دوربین، از عدد های کوچک دیافراگم استفاده کنیم، عمق میدان تصویر کوچک خواهد شد. به عبارتی عمق میدان، فقط ناحیه کمی در جلو و عقب نقطه فوکوس را تشکیل می دهد و بقیه عناصر صحنه تار یا فلو می شوند.

     با کوچک کردن روزنه دیافراگم، عمق میدان افزایش می یابد و محدوده وضوح تصویر در جلو و عقب نقطه فوکوس گسترش می یابد.

نمایش تفاوت در عمق میدان با دیافراگم های مختلف

     هر چه عمق میدان تصویر بزرگ تر باشد، مسافت بیشتری در جلو و عقب نقطه فوکوس، واضح و شارپ است. اگر عمق میدان خیلی بزرگ بشود تمام عناصر صحنه تا نقطه بینهایت شارپ دیده می شود.

     معمولا محدوده عمق میدان در دو طرف نقطه فوکوس توزیع شده است. حدود یک سوم آن در جلوی نقطه فوکوس و حدود دو سوم آن در ناحیه ی پشت نقطه فوکوس قرار می گیرد. پس عناصری که در یک سوم جلویی و دو سوم عقبی نقطه فوکوس، در ناحیه عمق میدان قرار دارند در تصویر بصورت واضح دیده می شوند.

تاثیر اندازه دیافراگم بر عمق میدان تصویر

     البته عوامل دیگری نیز بر عمق میدان تاثیر می گذارند، همچون فاصله کانونی لنز و فاصله سوژه تا دوربین که در مباحث مربوط به عمق میدان شرح داده خواهند شد.

مقایسه دیافراگم های مختلف و تاثیر آنها بر میزان نور ورودی و عمق میدان تصویر

مقالات مرتبط:

- اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 1) مثلث نوردهی و سرعت شاتر

-اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 3) حساسیت سنسور (ISO)


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری              


منابع:

  1. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  2. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  3. Jim Harmer (2016). Photo Basics #1: Introduction and Exposure, Retrieve from http://improvephotography.com on Jul 17
  4. Nicon USA (2016). Understanding Maximum Aperture, Retrieve from www.nikonusa.com on Jul 18.
  5. Josh (2016). Understand Focal Length in 4 Easy Steps, Retrieve from http://expertphotography.com on Jul 20.
  6. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained, Retrieve from www.techradar.com on Jul 21.
تعداد بازدید از این مطلب: 441
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

اصول پایه نوردهی در عکاسی (Exposure)

بخش 1- مثلث نوردهی و سرعت شاتر (Shutter Speed)


 

     در هنگام عکاسی برای ثبت عکس لازم است نور به میزان کافی به سنسور برسد. اگر میزان نور ورودی به دوربین کمتر از نیاز باشد، تصویر ایجاد شده، تیره و تاریک می شود و اگر نور ورودی بیش از حد نیاز باشد، تصویر خیلی روشن می گردد.

     نوردهی (Exposure) تصویر نشان دهنده این است که وقتی با دوربین عکاسی یک عکس ثبت می شود، چقدر روشنایی یا تاریکی در تصویر ایجاد می گردد.

نور اصلی ترین عنصر در عکاسی است و نوردهی مناسب، مهمترین مهارتی است که باید یک عکاس داشته باشد. اگر روشنایی عکسی خوب باشد یعنی نوردهی آن خوب است.

 

اگر میزان نور کم باشد، تصویر تاریک می شود و اگر نور بیش از حد باشد، تصویر خیلی روشن می گردد

    در اکثر دوربین های دیجیتال امکانی قرار داده شده است که بتوانند نوردهی را به صورت خودکار (اتوماتیک) انجام دهند (Auto Exposure). در این حالت، دوربین عکاسی خودش نوردهی مناسب را برای دوربین تنظیم می کند.

    استفاده از حالت نوردهی خودکار می تواند در خیلی مواقع عکس هایی با نور خوب ایجاد کند، ولی الزاما نمی تواند منجر به گرفتن یک عکس خوب شود. ایجاد خلاقیت در عکاسی در صورتی امکان پذیر است که عکاس بر نوردهی تصویر کنترل داشته باشد. کنترل اندازه، کیفیت و چگونگی ورود نور به داخل دوربین و برخورد آن با سنسور، اهمیت زیادی دارد.

عوامل کنترل کننده اصلی در نوردهی


     برای گرفتن یک عکس سالم که روشنایی کافی و مناسبی داشته باشد، لازم است بر روی عوامل تعیین کننده میزان نور در دوربین کنترل داشت.

     به یک مثال توجه کنید: فرض کنید که می خواهید اندازه مشخصی از آب باران را جمع کنید. برای این کار ظرفی را انتخاب می کنید و آن را در زیر باران قرار می دهید.

     جمع شدن آب باران در ظرف به میزان مورد نیاز به چند عامل بستگی دارد. یکی اینکه سطح دهانه ظرف شما چقدر باشد. چه مدت ظرف را در زیر باران قرار بدهید و حجم آبی که از آسمان می بارد به چه میزان باشد.

     در دوربین عکاسی نیز برای بدست آوردن اندازه مشخصی از نور، عوامل متعددی دخالت دارند و چگونگی نوردهی تصویر را مشخص می کنند.

سه عامل اصلی کنترل نوردهی (Exposure) در دوربین های عکاسی شامل موارد زیر است:

  1. سرعت شاتر (Shutter Speed)
  2. روزنه دیافراگم (Aperture)
  3. حساسیت سنسور (ISO)
عوامل کنترل کننده اصلی در نوردهی

مثلث نوردهی (Exposure Triangle)


     به دلیل ارتباطی که این سه عامل با یکدیگر دارند و نقشی که در نوردهی تصویر ایفا می کنند، به آنها و روابط بین آنها، اصطلاحا مثلث نوردهی (Exposure Triangle) گفته می شود

الف) روزنه دیافراگم (Aperture):

اندازه سطحی که نور از داخل آن وارد دوربین می شود را کنترل می کند.

ب) شاتر (Shutter):

مدت زمان نوردهی را کنترل می کند.

ج) سرعت ISO:

حساسیت سنسور دوربین را برای گرفتن میزان نور کنترل می کند.

     برای رسیدن به نوردهی مناسب، با تغییر در هریک از عناصر مثلث نوردهی لازم است که عناصر دیگر را با تغییر ایجاد شده هماهنگ کنیم.

     شبیه به مثال بالا در خصوص جمع آوری آب باران، هر چه از ظرف دهان گشاد تری استفاده شود، مدت زمان کمتری لازم است که ظرف در زیر باران بماند. در مورد نور هم به همین صورت است، اگر اجازه دهیم حجم نور زیادتری وارد دوربین شود، باید مدت زمان نوردهی را کاهش دهیم و برعکس.

     نکته مهم این است که سه عنصر مثلث نوردهی با هم کار می کنند و برای تنظیم نوردهی مورد نظر خود باید بین آنها تعادل برقرار نمود. با افزایش نوردهی در اثر تغییر در یک عنصر، لازم است در یک یا دو عنصر دیگر در جهت کاهش نوردهی اقدام کنید.

     پس به منظور دریافت یک مقدار نور مشخص که برای گرفتن یک عکس سالم مورد نیاز است، می توان انواع تنظیمات مختلف از این سه عامل را برگزید بطوریکه در هر نوع از این تنظیمات، میزان نور دریافتی توسط سنسور با نوع دیگر برابر باشد.

     سوالی که مطرح می شود این است که انجام تنظیمات مختلف و کم و زیاد شدن میزان هر یک از این عوامل چه تاثیری بر روی عکس نهایی خواهد گذاشت؟

     برای پاسخ دادن به این سوال، در ادامه هر یک از این عوامل را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

نمایش عناصر اصلی در مثلث نوردهی و ارتباط آنها با یکدیگر

سرعت شاتر (Shutter Speed)


     شاتر (Shutter) در دوربین عکاسی شبیه به پرده ای است که در جلوی سنسور قرار گرفته است و از برخورد نور به آن جلوگیری می کند. با فشردن دکمه شاتر، این پرده لحظه ای باز شده و اجازه می دهد نوری که از طریق لنز وارد دوربین شده است، به سنسور برخورد کند. تا زمانی که دکمه شاتر را برای گرفتن عکس فشار ندهیم این پرده بسته می ماند.

     سرعت شاتر(Shutter Speed) نشان دهنده مدت زمانی است که شاتر باز شده و به نور اجازه ورود می دهد تا به سنسور برخورد کند.

     بر اساس اینکه پرده شاتر با چه سرعتی باز و بسته شود، میزان نوردهی به سنسور نیز تغییر می کند. هر چه سرعت باز و بسته شدن آن بیشتر باشد، نور کمتری از آن عبور می کند.

     گاهی برای بیان سرعت شاتر، از اصطلاح زمان نوردهی (Exposure Time) استفاده می شود. هر چه سرعت شاتر بیشتر باشد، زمان نوردهی کمتر خواهد بود.

     اگر سایر عوامل موثر بر نوردهی ثابت باشند و تغییری در آنها ایجاد نکنید، با کاهش سرعت شاتر، نور بیشتری به سنسور برخورد کرده و تصویر تشکیل شده روشن تر خواهد شد.

 

شاتر بسته       |شاتر باز         

 

نمایش عملکرد شاتر در کنترل برخورد نور به سطح سنسور

انواع شاتر در دوربین های عکاسی

     در دوربین های عکاسی مختلف، شاتر به اشکال گوناگونی ساخته شده است. در دوربین های دیجیتال شاترها بطور کلی به دو نوع الکترونیکی (Electronic Shutter) و مکانیکی (Mechanical Shutter) تقسیم می شوند.

     شاتر الکترونیکی اصولا با خاموش و روشن کردن سنسور دوربین کار می کنند. این نوع شاتر کمتر در دوربین های عکاسی حرفه ای استفاده می شوند.

     شاترهای مکانیکی انواع مختلفی دارند. شایعترین آنها دو نوع شاتر های سطح-کانونی (Focal-plane Shutter) و برگی یا ورقه ای (Leaf Shutter) هستند.

     شاتر های سطح-کانونی (Focal-plane Shutter) یا پرده ای به این صورت عمل می کنند که هنگام فشردن دکمه شاتر، شکاف شاتر به صورت عمودی (یا افقی) بر روی سطح سنسور (یا فیلم) حرکت می کند تا تمام سطح آن را جاروب کند و در طی این مدت، نور به تمام سطح سنسور (یا فیلم) می رسد.

     مدل های قدیمی تر خصوصا در دوربین های آنالوگ (فیلمی) جنس پرده شاتر از پارچه بود. ولی در مدل های جدیدتر از فلز یا پلاستیک ساخته شده است.

     شاتر برگی یا ورقه ای (Leaf Shutter) نوعی شاتر است که معمولا از ورقه ای فلزی ساخته شده است که در مقابل روزنه شاتر قرار می گیرد و در حالت عادی اجازه ورود نور از روزنه را نمی دهد. با فشردن شاتر، ورقه مذکور کنار می رود و اجازه می دهد نور به سطح سنسور (یا فیلم) برخورد کند.

 

چند نوع از انواع شاترهای مورد استفاده در دوربین های عکاسی

در اکثر دوربین های SLR ، شاتر از نوع سطح-کانونی است و عموما از دو پرده تشکیل شده است. هنگام فشردن دکمه شاتر، ابتدا یکی از پرده ها شروع به حرکت می کند و با ایجاد روزنه ای شکاف مانند، نوردهی سنسور انجام می پذیرد. سپس با بسته شدن پرده دیگر، شکاف بسته می شود، به عبارتی نوردهی پایان می یابد. در ادامه، پرده ها به جای اولیه خود باز می گردند.

     هر چه سرعت شاتر بالا برود، پرده دوم سریعتر بسته می شود. در این حالت شکاف نوردهی باریک تر و در نتیجه میزان نور ورودی به دوربین کمتر خواهد شد.

 

نحوه نوردهی سنسور در یک شاتر سطح-کانونی (پرده ای) (Focal plane)

اعداد سرعت شاتر

     سرعت شاتر به صورت کسری از ثانیه نمایش داده می شود. مثلا: 1/15 ثانیه یا 1/500 ثانیه در فاصله بین هر دو عدد شاتر بر روی دوربین ، سرعت شاتر دو برابر می شود.

(.. - 1/500 - 1/250 - 1/125 - 1/60 - 1/30 ...) پس با کاهش یک درجه سرعت شاتر، میزان عبور نور دو برابر می شود.

در هنگام عکاسی با سرعت های پایین شاتر برای جلوگیری از تار شدن تصویر که در اثر تکان خوردن دست عکاس ایجاد می گردد، لازم است حتما از سه پایه استفاده شود.

      یک قانون سرانگشتی وجود دارد که می گوید اگر عدد سرعت شاتر کمتر از عدد فاصله کانونی لنز دوربین بود، برای عکاسی از سه پایه استفاده شود، زیرا عکاسی بر روی دست ممکن است منجر به لرزش دوربین و تاری تصویر گردد. مثلا اگر لنز دوربین با فاصله کانونی 50 mm و سرعت شـاتر کمتر از 1/50 ثانیه باشد، بهتر است از سه پایه استفاده کنیم.

تاثیر سرعت شاتر در عکاسی از سوژه متحرک

     هنگامیکه سوژه در حال حرکت است، سرعت شاتر بایستی آنقدر سریع باشد که دوربین تصویر سوژه را بی حرکت ثبت کند و به اصطلاح آن را منجمد (Freeze) نماید.

     اگر سرعت شاتر کم باشد ، وضوح سوژه متحرک از بین می رود و منجر به تاری می شود که به آن تاری حرکتی (Motion blur) می گویند.

     از این اثر ناشی از سرعت های پایین شاتر در عکاسی خلاقانه استفاده می شود. مثلا عکاسی از آبشار یا آب های جاری که با استفاده از ایجاد تاری حرکتی (Motion blur)، نرمی محوی در تصویر ایجاد می گردد.

     ولی در سایر موارد و خصوصا وقتی دوربین بدون سه پایه و بر روی دست استفاده می شود، برای جلوگیری از لرزش دست و یا تارشدن سوژه های متحرک، توجه به اندازه سرعت شاتر اهمیت زیادی خواهد داشت

در سرعت های بالاتر شاتر، جسم متحرک به صورت بی حرکت یا منجمد ثبت می گردد

مقالات مرتبط:

- اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 2) روزنه دیافراگم

-اصول پایه نوردهی در عکاسی (بخش 3) حساسیت سنسور (ISO)


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                     


منابع:

  1. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  2. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained. Retrieve from www.techradar.com on Jul 15.
  3. Jim Harmer (2016). Photo Basics #1: Introduction and Exposure, Retrieve from http://improvephotography.com on Jul 17
  4. Nicon USA (2016). Understanding Maximum Aperture, Retrieve from www.nikonusa.com on Jul 18.
  5. Nasim Mansurov (2009).Understanding Shutter Speed:A Beginner’s Guide, , Retrieve from https://photographylife.com on Jul 19.
  6. Amy Renfrey (2016). What is the slowest shutter speed You can use …, , Retrieve from www.picturecorrect.com on Jul 19.
  7. Josh (2016). Understand Focal Length in 4 Easy Steps, Retrieve from http://expertphotography.com on Jul 20.
  8. Marcus Hawkins (2017). The Exposure Triangle: aperture, shutter speed and ISO explained, Retrieve from www.techradar.com on Jul 21.

مبانی عکاسی


طرز صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی


یکی از شایعترین مشکلاتی که برای عکاسان جوان و تازه کار پیش می آید، ضعف در گرفتن عکس های شارپ و با وضوح بالاست. خیلی از افراد فکر می کنند مشکل از دوربین عکاسی یا لنز است. اما در بیشتر موارد علت تاری عکس، ناشی از تکنیک ضعیف آنها در نگهداشتن و گرفتن صحیح دوربین در دستشان می باشد. تصویر ایجاد شده در دوربین بر اثر ثبت نورهای محیط خارج از دوربین حاصل می شود و در صورتیکه هنگام ثبت این نورها، دست عکاس لرزش داشته باشد ، وضوح تصویر کاهش خواهد یافت. گاهی اوقات بعضی از افراد تازه کار برای خرید دوربین ها و لنزهای گرانقیمت و کیفیت بالا مبالغ بسیار زیادی هزینه می کنند تا بیشترین وضوح را در عکاسی داشته باشند، ولی ده دقیقه برای یادگیری و فکر کردن در مورد نحوه صحیح در دست گرفتن دوربین و ثابت نگهداشتن آن وقت نمی گذارند.

صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی

صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی در دست، مزایای زیادی برای عکاس به همراه خواهد داشت، از جمله:

 

  • باعث می شود در هنگام عکس گرفتن و فشاردادن دکمه شاتر با کم کردن لرزش دست ، وضوح و شارپی تصویر در اثر حرکت جزئی دوربین از بین نرود.
  • با ایجاد تسلط بیشتر بر نگهداشتن دوربین، دید بهتری در منظره یاب دوربین مهیا می گردد و قاب بندی بهتری برای تصویر انجام می شود. کج شدن خط افق و حذف کناره های سوژه در لبه های کادر عکس از شایعترین اشکالات کادربندی است که معمولا در هنگام ثابت نبودن موقعیت دوربین و عدم تسلط عکاس بر منظره یاب دوربین اتفاق می افتد.
  • در صورتیکه دوربین بطور صحیح در دست گرفته نشود، خطر افتادن دوربین و صدمه به آن افزایش خواهد یافت.
  • وقتی دوربین عکاسی به شکل مناسبی در دست قرار گیرد، دسترسی سریع و آسان به دکمه های کنترل کننده و لنز دوربین بهتر صورت می گیرد و دوربین راحت تر کنترل می شود.

قرار گیری دوربین عکاسی در جلوی صورت

در هنگامی که از داخل منظره یاب دوربین نگاه می کنید و هنگامی که دکمه شاتر را فشار می دهید، باید لبه منظره یاب بر روی برجستگی ابرو قرار گیرد. خیلی از عکاسان با نزدیک کردن دوربین به صورت و مقداری چرخش صورت ، قسمتی از دوربین که در زیر منظره یاب قرار گرفته است را به سطح گونه خود تکیه می دهند.

گرفتن دوربین عکاسی در دست

طرز گرفتن دوربین عکاسی در دست

دوربین های DSLR طوری طراحی شده است که توسط انگشتان دست راست گرفته شوند. سه انگشت در جلو دوربین، انگشت شست در پشت دوربین و انگشت اشاره بر روی دکمه شاتر قرار می گیرد که بتواند در هنگام عکاسی آن را به آرامی بفشارد. عکاس باید دکمه شاتر را طوری فشار دهد که موجب جابجایی و حرکت دوربین نشود. عکاسان تازه کار برای بدست آوردن این مهارت نیاز به تمرین خواهند داشت. دست چپ در ناحیه زیر لنز دوربین قرار می گیرد و به تعادل آن کمک می کند بطوریکه برای تحمل وزن دوربین حالت کمکی داشته باشد ولی وزن دوربین کاملا بر روی دست چپ نباشد. فوکوس کردن یا زوم کردن لنز به صورت دستی توسط انگشتان دست چپ انجام می شود. در هنگام عکاسی آرنج ها حتی الامکان نزدیک به بدن و چسبیده به آن قرار می گیرد تا دوربین بیشترین ثبات را در دستان فرد داشته باشد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در حالت افقی

در حالت افقی بهتر است برای ثبات بیشتر دوربین، آرنج های هر دو دست را به بدن خود بچسبانید. این حالت ممکن است خیلی خوشایند نباشد ولی در مواقع نور کم و یا در وضعیتی که سرعت شاتر پایین است روی ثبات دوربین بسیار تاثیرگذار خواهد بود. موقعیت پاها را طوری قرار دهید که تعادل بدن به خوبی حفظ شود. بهتر است فاصله پاها از هم به اندازه عرض شانه باشد و پاها کمی با هم زاویه داشته باشند. یک پا کمی جلوتر از پای دیگر باشد. به عبارت دیگر یک پا جلو، یک پا عقب و بدن در وسط قرار گیرد تا حالت ثابت و استواری پیدا کند. طرز قرارگیری بدن عکاس در هنگام عکاسی بسیار شبیه به حالتی است که افراد در هنگام تیراندازی به خود می گیرند. در هنگام عکاسی لازم است که عکاس از خم شدن به جلو و عقب خودداری کند و بدن خود را برای بهترین وضعیت بطور مستقیم نگهدارد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در حالت عمودی

در این حالت دست راست عکاس از بدن دور می باشد و موقعیت ثابت حالت افقی را ندارد. در این وضعیت دست راست نسبت به فرد برخلاف عقربه های ساعت می چرخد و در موقعیت بالا نسبت به دوربین قرار می گیرد. دست چپ در زیر لنز و در موقعیت پایین نسبت به دوربین قرار داده می شود و آرنج دست چپ همزمان به بدن می چسبد.

دوربین هایی که به آنها گریپ باتری (Battery Grip) متصل شده باشد، به علت اینکه بر روی گریپ، دکمه شاتر تعبیه شده است، در هنگام عکاسی در وضعیت عمودی، موقعیت دست و بدن عکاس همانند وضعیت عکاسی در حالت افقی می باشد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در موقعیت های مختلف بدن

گاهی عکاسی در وضعیت ایستاده امکان پذیر نیست و یا برای ایجاد زوایای مختلف لازم است عکاس به صورت نشسته و یا حتی خوابیده اقدام به عکاسی کند.

عکاسی در وضعیت نشسته

در وضعیت نشسته بهتر است موقعیت بدن طوری باشد که دست چپ برای دوربین حالت تکیه گاه داشته باشد. این کار با قرار دادن آرنج بر روی ناحیه ران امکان پذیر است. عکاسی در وضعیت نشسته به چندین روش انجام می شود. در یک روش، عکاس بر روی پاهایش طوری مینشیند که زانوی پای راست بر روی زمین قرار می گیرد (یا نزدیک به سطح زمین) و آرنج دست چپ بر روی ناحیه زانوی چپ تکیه می کند تا دوربین در وضعیت بی حرکت و ثابت باقی بماند. البته بهتر است برای اینکه یه زانو فشار زیادی وارد نشود، آرنج در قسمت عقب تر از ناحیه زانو بر روی ران تکیه نماید.

در روش دیگر ، عکاس بر روی زمین می نشیند و پاهایش را خم می کند و حالتی شبیه به سه پایه به خود می گیرد. در این حالت نیز از زانوها به عنوان تکیه گاه آرنج استفاده می شود.

عکاسی در وضعیت خوابیده روی زمین

در این حالت فرد از سطح شکم بر روی زمین می خوابد و آرنج هایش را شبیه یک سه پایه بر روی زمین قرار می دهد. فاصله آرنج ها از هم در حدود عرض شانه باشد. دقت کنید اگر آرنج ها بیش از حد از هم فاصله داشته باشند موجب بی ثباتی دستها و دوربین می شود. دوربین عکاسی طوری در دست قرار می گیرد که دست چپ در زیر لنز باشد. این حالت خصوصا برای مواردی که می خواهیم از زاویه پایین نسبت به سوژه عکاسی کنیم مناسب می باشد.

عکاسی در سایر وضعیت ها

وضعیت های دیگری نیز برای نگهداشتن دوربین توسط عکاسان مورد استفاده قرار می گیرد که ممکن است کمتر شایع باشد. به عنوان مثال وضعیتی که در تصویر زیر نشان داده شده است در مواقعی که از لنزهای بزرگ استفاده می شود بکار می رود.

روش های دیگری برای ثابت نگه داشتن دوربین عکاسی وجود دارد مثلا می توان با تکیه دادن دست ها به دیوار یا شیء ثابت، دوربین را بی حرکت کرده و سپس اقدام به عکاسی نمود .

کنترل تنفس در هنگام فشردن دکمه شاتر

در هنگام عکاسی برای کاهش لرزش بدن بهتر است عمل تنفس کنترل شود. ابتدا فرد یک نفس عمیق کشیده (دم) و آن را حبس می کند ، سپس دکمه شاتر را فشار می دهد و در ادامه عمل بازدم صورت می گیرد. البته روش دیگر برعکس آن است. یعنی ابتدا نفس بیرون داده می شود (بازدم) و پس از فشردن شاتر، نفس کشیده می شود (دم). به این نکته توجه کنید که در نهایت برای کنترل تنفس، هر فرد روش اختصاصی خود را انتخاب می کند.

 


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                                         تاریخ نگارش/آخرین ویرایش: 1396/07/01


منابع:

  1. Jim Harmer (2011). How to Properly Hold a DSLR Camera. Retrieve from https://improvephotography.com on Jul 15.
  2. Ben Fewtrell (2015). Ten Tips on How to Hold Your DSLR. Retrieve from http://onthreelegs.com on Jul 15.
  3. Darren Rowse (2017) How to Hold a Camera. Retrieve from http://digital-photography-school.com on Jul 16.
  4. Nobadfoto (2017) How to hold a DSLR camera. . Retrieve from www.nobadfoto.com on Jul 16.
  5. Joe Fotosiamo (2012) 5 Tips on How to Hold Your Camera . Retrieve from www.slrlounge.com on Jul 16.
تعداد بازدید از این مطلب: 544
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : یکشنبه 17 تیر 1397
نظرات 0

مبانی عکاسی


طرز صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی


یکی از شایعترین مشکلاتی که برای عکاسان جوان و تازه کار پیش می آید، ضعف در گرفتن عکس های شارپ و با وضوح بالاست. خیلی از افراد فکر می کنند مشکل از دوربین عکاسی یا لنز است. اما در بیشتر موارد علت تاری عکس، ناشی از تکنیک ضعیف آنها در نگهداشتن و گرفتن صحیح دوربین در دستشان می باشد. تصویر ایجاد شده در دوربین بر اثر ثبت نورهای محیط خارج از دوربین حاصل می شود و در صورتیکه هنگام ثبت این نورها، دست عکاس لرزش داشته باشد ، وضوح تصویر کاهش خواهد یافت. گاهی اوقات بعضی از افراد تازه کار برای خرید دوربین ها و لنزهای گرانقیمت و کیفیت بالا مبالغ بسیار زیادی هزینه می کنند تا بیشترین وضوح را در عکاسی داشته باشند، ولی ده دقیقه برای یادگیری و فکر کردن در مورد نحوه صحیح در دست گرفتن دوربین و ثابت نگهداشتن آن وقت نمی گذارند.

صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی

صحیح نگهداشتن دوربین عکاسی در دست، مزایای زیادی برای عکاس به همراه خواهد داشت، از جمله:

 

  • باعث می شود در هنگام عکس گرفتن و فشاردادن دکمه شاتر با کم کردن لرزش دست ، وضوح و شارپی تصویر در اثر حرکت جزئی دوربین از بین نرود.
  • با ایجاد تسلط بیشتر بر نگهداشتن دوربین، دید بهتری در منظره یاب دوربین مهیا می گردد و قاب بندی بهتری برای تصویر انجام می شود. کج شدن خط افق و حذف کناره های سوژه در لبه های کادر عکس از شایعترین اشکالات کادربندی است که معمولا در هنگام ثابت نبودن موقعیت دوربین و عدم تسلط عکاس بر منظره یاب دوربین اتفاق می افتد.
  • در صورتیکه دوربین بطور صحیح در دست گرفته نشود، خطر افتادن دوربین و صدمه به آن افزایش خواهد یافت.
  • وقتی دوربین عکاسی به شکل مناسبی در دست قرار گیرد، دسترسی سریع و آسان به دکمه های کنترل کننده و لنز دوربین بهتر صورت می گیرد و دوربین راحت تر کنترل می شود.

قرار گیری دوربین عکاسی در جلوی صورت

در هنگامی که از داخل منظره یاب دوربین نگاه می کنید و هنگامی که دکمه شاتر را فشار می دهید، باید لبه منظره یاب بر روی برجستگی ابرو قرار گیرد. خیلی از عکاسان با نزدیک کردن دوربین به صورت و مقداری چرخش صورت ، قسمتی از دوربین که در زیر منظره یاب قرار گرفته است را به سطح گونه خود تکیه می دهند.

گرفتن دوربین عکاسی در دست

طرز گرفتن دوربین عکاسی در دست

دوربین های DSLR طوری طراحی شده است که توسط انگشتان دست راست گرفته شوند. سه انگشت در جلو دوربین، انگشت شست در پشت دوربین و انگشت اشاره بر روی دکمه شاتر قرار می گیرد که بتواند در هنگام عکاسی آن را به آرامی بفشارد. عکاس باید دکمه شاتر را طوری فشار دهد که موجب جابجایی و حرکت دوربین نشود. عکاسان تازه کار برای بدست آوردن این مهارت نیاز به تمرین خواهند داشت. دست چپ در ناحیه زیر لنز دوربین قرار می گیرد و به تعادل آن کمک می کند بطوریکه برای تحمل وزن دوربین حالت کمکی داشته باشد ولی وزن دوربین کاملا بر روی دست چپ نباشد. فوکوس کردن یا زوم کردن لنز به صورت دستی توسط انگشتان دست چپ انجام می شود. در هنگام عکاسی آرنج ها حتی الامکان نزدیک به بدن و چسبیده به آن قرار می گیرد تا دوربین بیشترین ثبات را در دستان فرد داشته باشد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در حالت افقی

در حالت افقی بهتر است برای ثبات بیشتر دوربین، آرنج های هر دو دست را به بدن خود بچسبانید. این حالت ممکن است خیلی خوشایند نباشد ولی در مواقع نور کم و یا در وضعیتی که سرعت شاتر پایین است روی ثبات دوربین بسیار تاثیرگذار خواهد بود. موقعیت پاها را طوری قرار دهید که تعادل بدن به خوبی حفظ شود. بهتر است فاصله پاها از هم به اندازه عرض شانه باشد و پاها کمی با هم زاویه داشته باشند. یک پا کمی جلوتر از پای دیگر باشد. به عبارت دیگر یک پا جلو، یک پا عقب و بدن در وسط قرار گیرد تا حالت ثابت و استواری پیدا کند. طرز قرارگیری بدن عکاس در هنگام عکاسی بسیار شبیه به حالتی است که افراد در هنگام تیراندازی به خود می گیرند. در هنگام عکاسی لازم است که عکاس از خم شدن به جلو و عقب خودداری کند و بدن خود را برای بهترین وضعیت بطور مستقیم نگهدارد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در حالت عمودی

در این حالت دست راست عکاس از بدن دور می باشد و موقعیت ثابت حالت افقی را ندارد. در این وضعیت دست راست نسبت به فرد برخلاف عقربه های ساعت می چرخد و در موقعیت بالا نسبت به دوربین قرار می گیرد. دست چپ در زیر لنز و در موقعیت پایین نسبت به دوربین قرار داده می شود و آرنج دست چپ همزمان به بدن می چسبد.

دوربین هایی که به آنها گریپ باتری (Battery Grip) متصل شده باشد، به علت اینکه بر روی گریپ، دکمه شاتر تعبیه شده است، در هنگام عکاسی در وضعیت عمودی، موقعیت دست و بدن عکاس همانند وضعیت عکاسی در حالت افقی می باشد.

نگهداشتن دوربین عکاسی در موقعیت های مختلف بدن

گاهی عکاسی در وضعیت ایستاده امکان پذیر نیست و یا برای ایجاد زوایای مختلف لازم است عکاس به صورت نشسته و یا حتی خوابیده اقدام به عکاسی کند.

عکاسی در وضعیت نشسته

در وضعیت نشسته بهتر است موقعیت بدن طوری باشد که دست چپ برای دوربین حالت تکیه گاه داشته باشد. این کار با قرار دادن آرنج بر روی ناحیه ران امکان پذیر است. عکاسی در وضعیت نشسته به چندین روش انجام می شود. در یک روش، عکاس بر روی پاهایش طوری مینشیند که زانوی پای راست بر روی زمین قرار می گیرد (یا نزدیک به سطح زمین) و آرنج دست چپ بر روی ناحیه زانوی چپ تکیه می کند تا دوربین در وضعیت بی حرکت و ثابت باقی بماند. البته بهتر است برای اینکه یه زانو فشار زیادی وارد نشود، آرنج در قسمت عقب تر از ناحیه زانو بر روی ران تکیه نماید.

در روش دیگر ، عکاس بر روی زمین می نشیند و پاهایش را خم می کند و حالتی شبیه به سه پایه به خود می گیرد. در این حالت نیز از زانوها به عنوان تکیه گاه آرنج استفاده می شود.

عکاسی در وضعیت خوابیده روی زمین

در این حالت فرد از سطح شکم بر روی زمین می خوابد و آرنج هایش را شبیه یک سه پایه بر روی زمین قرار می دهد. فاصله آرنج ها از هم در حدود عرض شانه باشد. دقت کنید اگر آرنج ها بیش از حد از هم فاصله داشته باشند موجب بی ثباتی دستها و دوربین می شود. دوربین عکاسی طوری در دست قرار می گیرد که دست چپ در زیر لنز باشد. این حالت خصوصا برای مواردی که می خواهیم از زاویه پایین نسبت به سوژه عکاسی کنیم مناسب می باشد.

عکاسی در سایر وضعیت ها

وضعیت های دیگری نیز برای نگهداشتن دوربین توسط عکاسان مورد استفاده قرار می گیرد که ممکن است کمتر شایع باشد. به عنوان مثال وضعیتی که در تصویر زیر نشان داده شده است در مواقعی که از لنزهای بزرگ استفاده می شود بکار می رود.

روش های دیگری برای ثابت نگه داشتن دوربین عکاسی وجود دارد مثلا می توان با تکیه دادن دست ها به دیوار یا شیء ثابت، دوربین را بی حرکت کرده و سپس اقدام به عکاسی نمود .

کنترل تنفس در هنگام فشردن دکمه شاتر

در هنگام عکاسی برای کاهش لرزش بدن بهتر است عمل تنفس کنترل شود. ابتدا فرد یک نفس عمیق کشیده (دم) و آن را حبس می کند ، سپس دکمه شاتر را فشار می دهد و در ادامه عمل بازدم صورت می گیرد. البته روش دیگر برعکس آن است. یعنی ابتدا نفس بیرون داده می شود (بازدم) و پس از فشردن شاتر، نفس کشیده می شود (دم). به این نکته توجه کنید که در نهایت برای کنترل تنفس، هر فرد روش اختصاصی خود را انتخاب می کند.

 


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                          


منابع:

  1. Jim Harmer (2011). How to Properly Hold a DSLR Camera. Retrieve from https://improvephotography.com on Jul 15.
  2. Ben Fewtrell (2015). Ten Tips on How to Hold Your DSLR. Retrieve from http://onthreelegs.com on Jul 15.
  3. Darren Rowse (2017) How to Hold a Camera. Retrieve from http://digital-photography-school.com on Jul 16.
  4. Nobadfoto (2017) How to hold a DSLR camera. . Retrieve from www.nobadfoto.com on Jul 16.
  5. Joe Fotosiamo (2012) 5 Tips on How to Hold Your Camera . Retrieve from www.slrlounge.com on Jul 16.
تعداد بازدید از این مطلب: 461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید