طرحها -نقاشي - صنايع دستي - صحافي و ...

آمار مطالب

کل مطالب : 465
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 0
تعداد اعضا : 81

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 2
باردید دیروز : 138
بازدید هفته : 453
بازدید ماه : 1366
بازدید سال : 2413
بازدید کلی : 2413
نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

عناصر پایه در ترکیب بندی : بخش 1- قطع تصویر و نقطه


عناصر پایه در ترکیب بندی


     اجزا و عناصر بصری که در ترکیب یک عکس بکار می رود تحت عنوان "عناصر پایه در ترکیب بندی" (Composition basic Elements) طبقه بندی می شوند.

تقسیم بندی عناصر پایه در ترکیب بندی تصاویر

     در ترکیب هر تصویر تعدادی از عناصر پایه وجود دارد که اساس ترکیب بندی تصویر را تشکیل می دهند. شناخت این عناصر و تاثیراتی که بر ساختار عکس و انتقال مفاهیم بصری دارند برای هر عکاسی لازم است.

     در این مطلب خصوصیات دوعنصر شامل قطع تصویر و نقطه بررسی و اثرات آنها بر تصویر شرح داده می شود. پنج عنصر بعدی در دو مقاله دیگر تحت عناوین (عناصر پایه در ترکیب بندی: بخش 2- خط و شکل - عناصر پایه در ترکیب بندی: بخش 3- بافت، رنگ و روشنایی) در سایت تک لنز مورد بحث قرار گرفته است که برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آن مراجعه نمایید.

قطع تصویر (Image Format)


     قطع تصویر یا قالب عکس (Image Format) به شکل قاب تصویر گفته می شود. تصاویر و عکس ها بجز در موارد خاص اصولا در اشکال مربع یا مستطیل ارائه می شوند. قطع تصویری که توسط هنرمند استفاده می شود، بر اساس نوع کارکرد، محل ارائه آن و مفهومی که مورد نظر او است انتخاب می گردد. شایعترین قطع تصاویر که در عکاسی بکار می رود در جدول زیر نمایش داده شده است.

جدول شایعترین قطع تصاویر و ابعاد آنها که در عکاسی بکار می رود.

     انتخاب نسبت ابعاد تصویر (Aspect Ratio) می تواند بر ترکیب بندی عکس تاثیر گذار باشد. انتخاب مناسب موجب تاکید بر سوژه و انتخاب نامناسب موجب عدم تعادل در تصویر خواهد شد. هنگامی که برای عکاسی از داخل منظره یاب (Viewfinder) به صحنه نگاه می کنید بهتر است قبل از گرفتن عکس، سوژه را در هر دو حالت افقی و عمودی دوربین در قاب تصویر قرار دهید و به ترکیب بندی تصویر دقت کنید. بهتر است نسبت ابعاد تصویر در دوربین را بر روی حالتی تنظیم کنید که از حداکثر سطح سنسور استفاده شود. در این حالت می توانید با انعطاف بیشتری در هنگام ویرایش عکس، برای دستیابی به ابعاد مورد نظر خود تصویر را برش (Crop) دهید.

قطع مربع

     در قطع مربع، نسبت بلندی (Height) به پهنا (Width) تصویر یا نسبت ابعاد (Aspect Ratio) آن برابر با یک است، به عبارت دیگر طول و عرض آن با هم برابر است. این قطع تصویر حس تعادل و ایستایی ایجاد می کند.

     در مواقعی که فضای کافی برای ارائه عکس در قطع مستطیل افقی وجود ندارد، قطع مربع انتخاب مناسبی خواهد بود. با انتخاب قطع مربع می توان عناصری را که در مرکز تصویر واقع شده اند برجسته تر نمایش داد.

دو نمونه عکس با قطع مربع و نسبت ابعاد1:1

قطع مستطیل

     در این قطع تصویر، بلندی و یا پهنای تصویر از دیگری بلندتر است. قطع مستطیل به دو نوع تقسیم می شود:

الف) قطع افقی یا منظره (Landscape format)

     در قطع منظره، نسبت پهنا به بلندی تصویر بیشتر از یک است. به عبارتی عرض تصویر از بلندی آن بیشتر است. شایعترین نسبت مورد استفاده در عکس های با قطع منظره، نسبت سه به دو (3:2) است. این نسبت که به صورت (6:4) هم نمایش داده می شود نسبتی است که در فیلم های 35mm و سنسور های تمام کادر (فول فریم) و APS-C در دوربین های دیجیتال بکار می رود. البته نسبت چهار به سه (4:3) و نسبت عریض یا واید اسکرین (16:9) و نسبت های دیگری نیز مورد استفاده می باشند.

     قطع منظره برای ارائه عمومی تصاویر یا نمایش توالی موضوعات مناسب می باشد. قطع مستطیل افقی(منظره) نسبت به قطع مربع از ایستایی بیشتری برخوردار است و حس سکون را القا می کند. همچنین حس عمق و سردی با این قطع تصویر تشدید می شود.

مه غلیظ در جاده ای در استان گیلان- قطع منظره با نسبت ابعاد 3:2

ب) قطع عمودی یا پرتره (Portrait format)

     در قطع مستطیل عمودی نسبت بلندی تصویر به پهنای آن بیشتر از یک است. به عبارتی بلندی مستطیل از عرض آن بیشتر است. شایعترین نسبت مورد استفاده در قطع پرتره مثل قطع منظره، نسبت سه به دو (3:2) است. نسبت های دیگری نیز در این قطع تصویر بکار می رود همچون نسبت (4:3) و (5:4).

     قطع پرتره نسبت به سایر قطع تصاویر از پویایی (Dynamic) بیشتری برخوردار است و جنبش و حرکت را بیشتر القا می کند. با انتخاب قطع مستطیل عمودی برای تصاویر، حس نزدیکی و گرمی تشدید می شود.

دو نما از مناظر کوهستانی البرز- قطع پرتره با نسبت ابعاد 3:2

قطع پانوراما

     قطع پانوراما (Panorama format) در واقع یک نوع قطع مستطیل افقی است که اندازه پهنای آن خیلی بیشتر از اندازه بلندی آن است. معمولا وقتی این نسبت از دو برابر بیشتر باشد به آن قطع پانوراما گفته می شود. در این قطع نسبت های مختلفی بکار می رود ولی شایعترین آنها نسبت (2:1) و (3:1) می باشد. معمولا عکس های با قطع پانوراما با چسباندن دو یا چند عکس به یکدیگر ایجاد می شوند.

     تصاویر با قطع پانوراما حس ایستایی و سکون را تشدید می کند و گستردگی و وسعت را به نمایش می گذارد.

غروب در تهران - یک نمونه عکس با قطع پانوراما و نسبت ابعاد 3:1

نقطـه (Point)


     بخش مجزا و مشخصی از تصویر یا عنصری از تصویر که سطح قابل توجهـی از کل تصویر را در بر نمی گیرد را می توان به صورت یک نقطه تصور نمود. عنصر بصری که به عنوان نقطه در نظر گرفته می شود از سایر عناصر بصری موجود در تصویر قابل تفکیک است و بطور جداگانه دیده می شود. اگر عناصر تصویر به صورت یک خط کوچک و یا سطحی کوچک در میان تصویر قرار گیرد می تواند همانند یک نقطه درنظر گرفته شوند. نقطه می تواند عامل تمرکز بیننده بر قسمتی از تصویر باشد.

 

تصویر اصلی       |نقطه       |خط کوچک       

 

اسکی باز بر روی تله سیژ در ایستگاه 7 تله کابین توچال تهران

     همچنین مجموعه ای از خطوط یا نقاط که سطح محدودی را تشکیل می دهند می توانند همانند یک نقطه تصور گردد. چنین شکلی می تواند به صورت دایره، مربع، مثلث و غیره دیده شود و یا شکل های آزادی بوجود آورد ولی چون سطح کوچک تری از تصویر را تشکیل می دهد می توان آن را به صورت نقطه در نظر گرفت.

 

تصویر اصلی       |دایره       |مجموعه خطوط       |نقطه       

 

سطح کوچک گل را می توان به صورت یک نقطه در نظر گرفت.

     نقطه با فضای اطرافش ارتباطی بصری برقرار می کند. دو عامل مهمی که این ارتباط را شکل می دهد، اندازه بزرگی نقطه و محلی است که در کادر تصویر قرار گرفته است. نقطه در تصاویر، موقعیت ها و محل قرارگیری عناصر تصویر را برجسته می سازد. اگر نقطه در ناحیه مرکزی تصویر واقع گردد، حس قرینگی و سکون را تداعی می کند. در این حالت نقطه نسبت به فضای اطراف بطور برجسته تر دیده می شود. اگر نقطه در ناحیه غیر از مرکز تصویر قرار گیرد، نوعی غیرقرینگی ایجاد می کند و حالتی پویا و متحرک در تصویر ایجاد می نماید. اگر نقطه بیش از حد به کناره های کادر تصویر نزدیک شود، می تواند باعث احساس عدم تعادل در تصویر گردد.

 

تصویر اصلی       |نقطه نابجا       

 

نقطه می تواند باعث احساس عدم تعادل در تصویر گردد.

همجواری دو نقطـه

     هنگامی که دو نقطه در تصویر دیده می شود چشم حرکت رفت و برگشتی را بین آن دو نقطه انجام می دهد. هر چه فاصله بین دو نقطه کمتر باشد حس کشش بین آنها افزایش می یابد. اگر این فاصله خیلی کم شود و یا دو نقطه به هم برسند یا بر روی هم قرار گیرند، دو نقطه به عنوان یک شیء واحد دیده می شود.

     همجواری دو نقطه می تواند موجب تقویت ارتباطی در تصویر گردد و در مواردی ممکن است منجر شود چشمها گرایش به خارج شدن از تصویر پیدا کنند.

 

تصویر اصلی       |همجواری دو نقطه       

 

چشم بین دو نقطه حرکت رفت و برگشت انجام می دهد.

خط دیدگانی (Visual line)

     اگر در یک سطح حداقل سه نقطه در یک امتداد باشند، چشم آنها را به صورت خط دیدگانی درک می کند. اصولا خط از تعدادی نقطه تشکیل شده است بنابراین اگر تعدادی نقطه در یک امتداد قرار گیرند به صورت خط دیده می شوند.

 

تصویر اصلی       |خط دیدگانی       

 

در امتداد حرکت شترها خط دیدگانی ایجاد شده است.

مثلث دیدگانی (Visual Triangle)

     اگر در یک سطح سه نقطه مجزا سه راس یک مثلث را تشکیل دهند، چشم آنها را به صورت مثلث دیدگانی درک می کند. موقعیت مثلث تشـکیل شده بر ایستایی یا پویایی تصویر موثرخواهد بود.

 

تصویر اصلی       |مثلث دیدگانی       

 

سه نقطه مجزا تشکیل یک مثلث دیدگانی داده است.

شکل های دیدگانی (Visual shapes)

     توزیع تعدادی نقطه بر روی سطحی مشخص می تواند یک یا چند شکل دیدگانی را ایجاد کند. شکل های دیدگانی می تواند توجه بیننده را به بخش خاصی از تصویر معطوف نماید.

 

تصویر اصلی       |شکل دیدگانی       

 

چند نقطه بر روی سطح معینی تشکیل یک شکل دیدگانی می دهد.


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                   


منابع:

  1. Harald Mante (1977). La composition en photographie. Dessain et Tolra, Paris . (ترجمه فارسی: ترکیب بندی در عکاسی، پیروز سیار، چاپ 14، سروش،1391)
  2. Jeff Meyer (2012). 10 rules of photo composition. Retrieve from www.digitalcameraworld.com on Apr 20.
  3. David Peterson (2016). 18 Composition Rules For Photos That Shine. Retrieve from www.digital-photo-secrets.com on Apr 22.
  4. Romanas Naryskin (2012). What is Composition in Photography? Retrieve from https://photographylife.com on Apr 21.
  5. Michael Zhang (2015). 9 Photo Composition Tips, As Seen in Photographs by Steve McCurry. Retrieve from http://petapixel.com on Apr 24.
  6. Adam Dachis (2011). Basics of photography: Composition and Technique. Retrieve from http://lifehacker.com on Apr 22.
  7. KODAK (2016). Guidelines for Better Photographic Composition. Retrieve from http://photoinf.com on Apr 20.
  8. Digital art (2015). 12 pro tips to improve your artistic composition. Retrieve from www.creativebloq.com on Apr 20.
  9. Illuscientia (2017). Image formats and composition. Retrieve from www.illuscientia.com on Oct 29.
  10. Elliot Hook (2017). Aspect Ratios in Landscape Photography. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 29.
  11. Steven Bradley (2010). Points, Dots, And Lines: The Elements Of Design. Retrieve from http://vanseodesign.com on Oct 30.
  12. Darren Rowse (2017). 5 Elements of Composition in Photography. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 29.
تعداد بازدید از این مطلب: 399
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0
 مبانی بصری و ترکیب بندی

 
 
 
 
 
 

مبانی بصری و ترکیب بندی


اهمیت ترکیب بندی در عکاسی (Composition in Photography)


     ترکیب بندی (Composition) عبارت است از نحوه قرارگیری یا تنظیم عناصر بصری در یک اثر هنری بطوریکه آرایشی دلنشین و متعادل ایجاد نماید. ترکیب بندی اگر چه بر روی نحوه بیان موضوع تصویر تاثیرگذار است، اجزا و فنون آن مستقل از موضوع اثر، مورد بحث قرار می گیرد.

     ترکیب بندی در هر کار هنری از جمله موسیقی، شعر و همه هنرهای تصویری همچون نقاشی، مجسمه سازی، عکاسی، سینما و غیره کاربرد دارد. شاید بتوان گفت که ترکیب بندی یکی از جنبه های کلیدی آثار هنری است. در هنرهای تصویری گاهی از کلمات دیگری همچون ساختار شکلی (Formal Structure) یا طراحی (Design) به جای ترکیب بندی و یا جنبه هایی از آن استفاده می شود.

     ترکیب بندی و نحوه کادربندی تصویر در عکاسی اهمیت زیادی دارد. برای گرفتن یک عکس خوب، داشتن تکنیک بالا کافی نیست بلکه همراهی تکنیک با ترکیب بندی مناسب است که می تواند نتایج چشمگیری ایجاد نماید. ترکیب بندی بر نحوه دریافت مخاطب از تصویر تاثیر مستقیمی دارد. چینش اجزا و عناصر مختلف در کادر تصویر ، ارتباطی که با یکدیگر برقرار می کنند و در نهایت تصویری که تشکیل می دهند، محتوای عکس را ایجاد می نماید.

نمایی از دشت بیدسرخ در استان کرمانشاه

     بر خلاف سایر جنبه های تکنیکی عکاسی همچون فوکوس کردن یا نوردهی مناسب و مواردی از این دست که تعاریف مشخصی بر اساس نوع استفاده از آنها موجود است، برای ترکیب بندی صحیح مرزهای مشخصی وجود ندارد. به عبارتی دیگر، اگرچه روش ها و قواعد مختلف ترکیب بندی تعریف شده است ولی در نهایت ممکن است در یک عکس خاص هیچکدام از آن قواعد بکار نرود و در عین حال تصویر نهایی بهترین ارتباط را با مخاطب برقرار کند. از طرف دیگر به دلیل اینکه مخاطبان مختلف سلایق مختلفی دارند، فنون ترکیب بندی بکار رفته در یک تصویر خاص ممکن است همانطور که برای عده ای تصویر را خوشایندتر می کند، برای افراد دیگری جذابیت نداشته باشد.

     به همین علت، نتایج حاصل از بکارگیری فنون ترکیب بندی تا اندازه ای به سلیقه عکاس و مخاطبین او بستگی خواهد داشت. خیلی از صاحب نظران عقیده دارند که اولین قانون ترکیب بندی این است که قانونی وجود ندارد. به همین علت اصولا هیچ ترکیب بندی خوب یا بدی را نمی توان در حوزه عکاسی بطور قطع تجویز نمود. هر عکاس برای رسیدن به معنای مورد نظر خود ممکن است از ترکیب بندی ویژه ای در تصاویر خود استفاده کند.

نحوه قرارگیری عناصر بصری در جذابیت تصویر بسیارتاثیر گذار است.

     با این وجود روش ها و قواعد بسیاری برای ایجاد یک ترکیب بندی جذاب و تاثیرگذار در عکس ها ابداع شده است که با بکارگیری آنها می توان قدرت بصری عکس ها و اثرگذاری آنها را به میزان زیادی افزایش داد. یادگیری اصول ترکیب بندی می تواند توانایی های عکاس را در زمینه زیباشناختی افزایش دهد و او را در بکارگیری مناسب دوربین عکاسی برای رسیدن به نتایج تصویری مورد نظر خود قدرتمند سازد.

     البته این اصول نباید جایگزین خلاقیت های شخصی افراد گردد و در مواردی حتی لازم است قواعد متعارف در محدوده ترکیب بندی شکسته شود تا طرحی نو و بیانی نو شکل گیرد. توجه به این نکته مهم است که شکستن قواعد ترکیب بندی توسط یک هنرمند، وقتی معنی دارد که او قواعد را بلد باشد و ارائه یک ترکیب بندی ضعیف در تصاویر، الزاما نشان دهنده خلاقیت و نوآوری نخواهد بود.

ردیف درختان سپیدار در اواخر زمستان

عناصر پایه در ترکیب بندی (Composition basic Elements)


     در ترکیب یک عکس، اجزا و عناصر بصری گوناگونی بکار می رود که می توان آنها را در چند دسته کلی تحت عنوان عناصر پایه در ترکیب بندی، طبقه بندی نمود:

  • ›    قطع تصویر (Format)
  • ›    نقطه (Point)
  • ›    خط  (Line)
  • ›    شکل  (Shape)
  • ›    بافت (Texture)
  • ›    رنگ (Color)
  • ›    روشنایی (Lightness or Tone)

 

     حداقل تعدادی از عناصر پایه در ترکیب هر تصویری وجود دارد. ماهیت وجودی تصویر به دلیل حضور عناصر بصری مختلفی است که آن را شکل داده است. پس آشنایی با این عناصر و اثراتی که هر کدام از آنها بر شکل و محتوای تصاویر بر جای می گذارند بسیار پر اهمیت است. به همین علت لازم است هر یک از این عناصر پایه به صورت مشروح مورد بررسی قرار گیرند. در مقالات ( عناصر پایه در ترکیب بندی: بخش 1- قطع تصویر و نقطه ) ، (عناصر پایه در ترکیب بندی: بخش 2- خط و شکل ) و ( عناصر پایه در ترکیب بندی: بخش 3- بافت، رنگ و روشنایی) در سایت تک لنز به این موارد پرداخته شده است، برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به آنها مراجعه نمایید.

عناصر بصری پایه را می توان در هر تصویری مشاهده نمود.

فنون ترکیب بندی (Composition Techniques)


     علاوه بر عناصر پایه، فنون و تکنیک های متعددی نیز در ترکیب بندی وجود دارد. این تکنیک ها کمک می کنند تا نحوه چیدمان اجزای تصویر به بهترین شکل ممکن و منطبق با اصول زیباشناختی انجام پذیرد. به عنوان مثال می توان از تکنیک هایی همچون بکارگیری اصول ژرفانمایی (Perspective)، یا قاعده یک سوم ها نام برد. در این تکنیک ها روش های کادربندی و اثرات بصری آنها بر روی مخاطب مورد بحث قرار می گیرد.

     در هنگام عکاسی، نحوه تنظیمات دوربین همچون اندازه روزنه دیافراگم (Aperture)، فاصله کانونی لنز، زاویه دید دوربین و غیره می تواند بر ترکیب بندی نهایی عکس موثر باشند. مثلا با انتخاب یک روزنه دیافراگم بزرگتر می توان عمق میدان را کاهش داد و در نتیجه عناصری که در نواحی جلو و عقب ناحیه وضوح عمق میدان قرار دارند تار خواهند شد. در این حالت عناصر موجود در ناحیه حداکثر شارپی تصویر، مورد تاکید قرار می گیرند. این مثال نمونه ای از تاثیراتی است که تنظیمات دوربین عکاسی می تواند بر ترکیب بندی تصویر اعمال نماید.

     تعدادی از شایعترین تکنیک های مورد استفاده در ترکیب بندی عکس ها در قالب مقالات جداگانه ای در سایت تک لنز تشریح شده است. می توانید جهت کسب اطلاعات بیشتر به مقالات (فنون کاربردی در ترکیب بندی عکس ها) ، (ژرفانمایی در عکاسی) و (نسبت طلایی و قاعده یک سوم ها در عکاسی) مراجعه نماید.

با کم کردن عمق میدان می توان سوژه را از پس زمینه تصویر جدا کرد.

چرا توجه به ترکیب بندی مهم است؟


     ترکیب بندی کمک می کند تا تصاویری که خلق می کنید اثرگذار تر باشند. آگاهی از اصول و فنون ترکیب بندی به عکاس قدرت می دهد تا جزئیات بصری تصویر را با دقت بیشتری در کادر تصویر قرار دهد.

     با یادگیری تکنیک های ترکیب بندی به تدریج مهارت شما افزایش می یابد بطوریکه پس از مدتی در خلق آثار خود به صورت ناخودآگاه از آنها استفاده می کنید و توجه به ترکیب بندی به فرایندی طبیعی در عکاسی شما بدل خواهد شد. کسانی که برای ارتقای ترکیب بندی تصاویر خود تکنیک های آن را می آموزند و آنها را بکار می گیرند، پس از مدتی تغییرات فاحشی در کیفیت بصری عکس های خود مشاهده خواهند کرد و این موضوع به شکل روندی رو به رشد و فزاینده در تجربیات عکاسانه آنها ادامه می یابد.

     یکی از روش های موثر برای یادگیری و اجرای اصول ترکیب بندی در خلق تصاویر این است که پس از آموختن هر تکنیک، آن را در تعدادی از عکس هایی که می گیرید بکار بندید. یعنی قبل از عکاسی به آن فکر کرده، برای بکارگیری آن برنامه ریزی کنید و پس از انجام عکاسی، تصاویر ایجاد شده را تجزیه و تحلیل نمایید. با این روش می توانید تکنیک و نتایج عملی آن را به ذهن بسپارید. نکته مهم این است که تکنیک های ترکیب بندی را بایستی هدفمند و برای رسیدن به یک نتیجه خاص بکار گرفت.

     شاید بعضی افراد هدف از بکارگیری ترکیب بندی را این موضوع بدانند که تصویر ایجاد شده برای مخاطب دلپذیرتر باشد و با این کار تصویری لذت بخش و زیبا بیافرینند. اگرچه تا حدودی چنین نتایجی با استفاده از اصول ترکیب بندی حاصل می گردد ولی این عقیده در خصوص کارکرد ترکیب بندی در هنرهای تصویری و خصوصا عکاسی کمی سطحی به نظر می رسد. چرا که هر اثر هنری لزوما برای ایجاد زیبایی و خوشایند مخاطب خلق نمی شود.

     بعضی هنرمندان سعی می کنند با ایجاد آثار هنری، نظرات متفاوت و قوی تری ابراز کنند و برای این منظور از موضوعات و ترکیب بندی های خاص استفاده می نمایند. به عنوان مثال اگر عکاسی بخواهد حس تنش زا و ناراحت کننده ای در مخاطب ایجادکند، ممکن است به سراغ ترکیب بندی های غیر معمول و پیش بینی نشده برود. عکس های خبری یا عکس های جنگ نمونه بارز این نوع عکاسی است تا به این وسیله بتوانند عمق فاجعه و یا آثار ویرانگری را به نمایش گذارند. آنچه مسلم است، ترکیب بندی خوب در خدمت هنرمند قرار می گیرد تا به او کمک کند نظرات خود را با مفاهیم بصری مورد نیاز بیان نماید.

نبرد نرماندی در ششم ژوئن 1944 میلادی طی جنگ جهانی دوم.

آهنگ تصویر (Image music)


     فضای یک عکس همانند نت های یک ملودی است که آهنگی را تولید می کند. ترکیب قرارگیری عناصر تصویر در کنار هم آهنگ آن را می سازد. کیفیت یک تصویر با عناصر جداگانه بصری که به یکدیگر مربوط می شوند خود را نشان می دهد. تصویر بر اساس ساختاری که دارد مشخص می کند که محتوایش چگونه تاثیری بر مخاطب می گذارد، تاثیری روح افزا یا کسل کننده، آشفته یا منظم. این همان چیزی است که تمام اثر یا آهنـگ تصـویر (Image music) در باره آن صحبت می کند.

خلق یک تصویر بر پایه انتخاب در موارد زیر شکل می گیرد:

  • قاب تصویر
  • محل
  • زمان

      اینکه شما عکس مورد نظر خود را در کجا و در چه زمانی و با چه کادری از داخل دوربین می بینید و ثبت می کنید در نتیجه نهایی اثر مهم است. زبان تصویر با زبان کلامی (یعنی آنچه موضوع تفکر منطقی است) تفاوت هایی دارد. اصول هارمونی در تصویر در قالب نحوه ترکیب بندی و بکارگیری عناصر تصویری برقرار می گردد.

     یک عکس خوب همیشه محصول یک عکاسی سریع در مقابله با سوژه نیست، بلکه در موارد زیادی نیاز به مشاهده عمیق و طی مدت زمانی طولانی دارد. یافتن بهترین موقعیت در چیدمان عناصر تصویری و ایجاد ترکیب بندی قوی گاهی نیاز به تغییر مکان دوربین یا زاویه دید جدید خواهد داشت.

نمایی از تهران در یک صبح پاییزی.

     هنگام عکس گرفتن فراموش نکنید جذابیت سه بعدی صحنه که توسط چشمان شما دیده می شود، در یک تصویر تخت و دو بعدی جلوه متفاوتی خواهد داشت. نحوه کادربندی و بکارگیری ترفندهای ترکیب بندی می تواند در تقویت بیان تصویری عکس مورد نظر کمک کند. عکاسی دیجیتال این امکان را فراهم کرده است که تعداد بسیار بیشتری عکس از سوژه مورد نظر گرفته شود و عکاس بتواند با آزادی بیشتری از میان آنها ، عکس نهایی را با بهترین ترکیب تصویری انتخاب کند .

     برای بیان تصویر خاصی که مورد نظر عکاس است (مثلا معرفی یک سبک معماری)، نحوه انتخاب عناصر تصویری و چیدمان آنها در کادر مهم است. با حذف عناصر نامرتبط و یا منحرف کننده ذهن از هدف مورد نظر، می توان موجب تمرکز بیننده بر سوژه اصلی شد.

کوزه سفالی در بازار تاریخی شهر کاشان.

حرکت چشم بر روی تصویر (Viewer eyes movement)


     ترکیب بندی خوب عاملی است که بوسیله آن می توان چشم مخاطب را هنگام تماشای تصویر هدایت نمود. با هدایت چشم مخاطب می توان نتایج زیر را بدست آورد:

  • هدایت چشم مخاطب در طول یک مسیر مشخص
  • هدایت چشم مخاطب به سمت مهمترین عناصر مورد نظر در تصویر

     عناصر تصویر مثل خطوط یا اشکال، می توانند چشم را در امتداد خاصی هدایت کنند بطوریکه چشمان مخاطب در حین تماشای تصویر، عناصر خاصی از تصویر را به دنبال هم و در مسیری خاص دنبال کند.

     حرکت چشم در هنگام تماشای یک تصویر به شکل تصادفی نیست. نگاه چشم به سمت عناصر خاصی می رود که از نظر بصری مورد تاکید قرار گرفته اند. به عنوان مثال کنتراست نقش مهمی دارد خصوصا در عکاسی سیاه و سپید. چشم بیننده به سمت عناصر یا بخش های پر کنتراست جذب می شود. با نظم دادن هشیارانه به عناصر پر کنتراست می توان نگاه بیننده را هدایت کرد. با عواملی همچون رنگ، اندازه، شکل و فراوانی یک عنصر بصری می توان برای آن وزن بصری متفاوتی ایجاد کرده و توجه را به سمت آن جلب نمود.

     با تحقیقات انجام شده نشان داده اند که حرکت چشم ها هنگام دیدن تصاویر(Eye movement) در بیننده غربی به این صورت است که چشم ابتدا قسمتی از تصویر را می بیند که در سمت چپ محور عمودی و تا حدودی بالای محور تقارن افقی قرار دارد و سپس چشم به سمت راست حرکت می کند. بعضی عقیده دارند در کشورهایی مثل ایران که مسیر نگارش از سمت راست به چپ است، نگاه مخاطبین نیز از سمت راست و بالا شروع می شود و سپس به سمت چپ حرکت می کند.

     هنگامی که یک مخاطب به تصویری نگاه می کند، اگر فاصله اش از تصویر کم باشد، چشم او نمی تواند به خوبی همه نقاط تصویر را مرور کند و برعکس اگر فاصله مخاطب از تصویر خیلی دور باشد، چشم او جزئیات تصویر را نخواهد دید. توصیه شده است برای دیدن بهتر یک تصویر ، فاصله چشم فرد بیننده تا تصویر حداقل دو برابر قطر تصویر باشد. در این شرایط چشم مخاطب می تواند جزئیات تصویر را بطور کامل ببیند.

مسیر حرکت چشم هنگام نگاه کردن به تصویر و فاصله مناسب چشم مخاطب تا تصویر

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                               


منابع:

  1. Harald Mante (1977). La composition en photographie. Dessain et Tolra, Paris. (ترجمه فارسی: ترکیب بندی در عکاسی، پیروز سیار، چاپ 14، سروش،1391)
  2. Jeff Meyer (2012). 10 rules of photo composition. Retrieve from www.digitalcameraworld.com on Apr 20.
  3. David Peterson (2016). 18 Composition Rules For Photos That Shine. Retrieve from www.digital-photo-secrets.com on Apr 22.
  4. Romanas Naryskin (2014). What is Composition in Photography? Retrieve from https://photographylife.com on Apr 21.
  5. Adam Dachis (2011). Basics of photography: Composition and Technique. Retrieve from http://lifehacker.com on Apr 22.
  6. Torsten Andreas Hoffmann (2008). The Art of Black and White Photography: Techniques for Creating Superb Images in a Digital Workflow, 1th ed. Rocky Nook, USA.
  7. Viktor Elizarov (2017).Learning Composition in Photography – Practical Guide, Retrieve from www.phototraces.com on Oct 28.
  8. Steven Bradley (2014). How To Direct A Viewer’s Eye Through Your Design, Retrieve from http://vanseodesign.com on Oct 28.
تعداد بازدید از این مطلب: 453
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

ایجاد تاری با زوم کردن لنز (Zoom Blur Effect)


یکی از جلوه های تصویری در عکاسی که به روش سخت افزاری ایجاد می شود، تار کردن مناطقی از تصویر با زوم کردن لنز (Zoom Blur Effect) است. با این روش می توان احساس حرکت (Action) به تصویر اضافه کرد! گاهی به آن Zoom Burst Effect نیز گفته می شود.

یک نمونه عکس که با استفاده از روش ایجاد تاری با زوم کردن لنز گرفته شده است

برای انجام این کار بایستی دوربین عکاسی لنز زومی داشته باشد که بتوان فاصله کانونی آن را بطور دستی تغییر داد. در این روش شاتر دوربین در سرعت پایین تنظیم شده و در حالیکه با استفاده از لنز زوم بر روی سوژه بزرگنمایی (Zoom in) یا کوچک نمایی (Zoom out) انجام می گیرد، دکمه شاتر فشرده می شود و عکس ثبت می گردد. تصویر بدست آمده به صورت تغییر شکل یافته (Distort) خواهد بود و خطوط محوی با امتداد متمایل به مرکز در آن ایجاد می شود. استفاده مناسب از ترفند ایجاد تاری با زوم کردن لنز (Zoom Blur Effect) منجر به ایجاد خلاقیت در تصویر می شود. برای انجام بهتر این تکنیک، لازم است به موارد زیر توجه شود:

نمایش واید ترین حالت (Zoom out) و انتهای زوم (Zoom in) در یک لنز زوم 70-24 mm

   

کنترل زوم (Zoom Control)

برای بدست آوردن نتیجه بهتر، دوربین عکاسی بر روی سرعت های پایین شاتر تنظیم می شود (معمولا 1/8 ثانیه یا کمتر). پس از آن، سوژه مورد نظر در کمترین اندازه فاصله کانونی لنز زوم، و یا در بیشترین اندازه آن، فوکوس می شود (یعنی در متتهی الیه یک طرف زوم لنز). اگر دوربین عکاسی شما اجازه می دهد، می توان فوکوس و نوردهی (Exposure) را نیز قفل (Lock) نمود.

سپس در حالی که لنز را زوم می کنیم ( وقتی که با کمترین فاصله کانونی، سوژه را فوکوس کرده ایم) و یا از زوم خارج می کنیم (وقتی که در بزرگترین فاصله کانونی لنز، سوژه را فوکوس کرده ایم)، بطور همزمان با گرداندن حلقه زوم، دکمه شاتر فشرده می شود تا عکس مورد نظر ثبت گردد. بنابراین در این روش در حین زوم کردن و یا از زوم خارج کردن لنز، در هر یک از این حالت ها، همزمان دکمه شاتر دوربین فشرده می شود.

به این نکته دقت کنید که هر چه لنز دوربین دامنه زوم بیشتری داشته باشد (مثلا 28-300 mm) کنترل بیشتر و موثرتری بر روی تصویر و میزان اعوجاج آن وجود خواهد داشت. در این تکنیک لازم نیست که حتما از همه دامنه زوم لنز استفاده شود، بلکه می توان قسمتی از این دامنه را بکار برد.

    

 

بزرگنمایی یا کوچک نمایی (Zoom in or out)

برای انجام تکنیک ایجاد تاری با زوم کردن لنز (Zoom Blur Effect) می توان از دو طریق عمل نمود، یکی بزرگنمایی (Zoom in) یا زوم کردن و دیگری کوچک نمایی (Zoom out) یا از زوم خارج کردن تصویر. روش کوچک نمایی (Zoom out) بیشتر توصیه می شود. در این حالت ابتدا تصویر شفاف سوژه ثبت شده و سپس فرایند محو شدن در طی انجام زوم شکل می گیرد. در این وضعیت، حس دور شدن سوژه از عکاس بیشتر احساس می شود.

در هنگام فشردن شاتر بطور همزمان با زوم کردن لنز، با توجه به زمان مشخص شده برای سرعت بسته شدن شاتر، باید طوری عمل کرد که طول مدت بیشتری از زمان باز ماندن شاتر به سوژه اصلی تعلق گیرد، و مابقی مدت باقیمانده صرف زوم کردن شود. این کار باعث می شود سوژه در تصویر برجسته تر گردد.

ایجاد تاری با زوم کردن لنز با انجام بزرگنمایی (Zoom in) و کوچک نمایی (Zoom out). صحنه مورد نظر نیز در تصویر دیده می شود

   

 

سرعت زوم کردن (Zoom speed)

سرعت انجام زوم در حین عکس گرفتن تاثیر زیادی بر کیفیت تصویر دارد. بایستی تا جای ممکن، زوم کردن به آرامی انجام شود و درست قبل از پایان بسته شدن شاتر پایان یابد. هر چه زوم کردن بطور یکنواخت و پیوسته انجام شود، محوی ایجاد شده نیز یکدست تر می شود. اگر سرعت زوم کردن به اندازه کافی باشد، تاری ایجاد شده در تصویر تاثیر کمتری بر شفافیت سوژه اصلی خواهد گذاشت.

    

 

جهت دهی به زوم (Zoom orientation)

اگر عکاس مهارت زیادی بر کنترل زوم داشته باشد، می تواند همزمان با شروع زوم، کمی دوربین را حرکت دهد (شبیه Panning) و یا بچرخاند که این کار باعث می شود خطوط محو در کل تصویر به یک سمت منحرف شوند و احساس حرکت در سمت خاصی را القا کنند. این ترفند در عکاسی شب نتایج بهتری می دهد.

در حالتی که همزمان با زوم کردن، دوربین نیز حول محور خود چرخانده شود، یک اثر مارپیچی بر روی تصویر ایجاد می گردد. با این کار می توان تصاویر خلاقانه ای گرفت.

در این تصویر پس از فشردن دکمه شاتر، بطور همزمان لنز زوم شده و دوربین نیز حول محور خود به حرکت درآمده است

     

 

توجه به نور (Light)

با توجه به اینکه در این روش از سرعت های پایین شاتر استفاده می شود، برای کنترل بهتر نور، شرایط کم نور مثل شرایط ابری برای گرفتن عکس بهتر است. در مواردی که نور محیط زیاد است، برای کاهش آن، روزنه دیافراگم را به حداقل اندازه ممکن (بیشترین عدد) و ISO را بر روی حداقل شماره (معمولا 100) تنظیم می کنیم.

همچنین در مواردی که نور محیط زیاد است، می توان از فیلترهای کاهنده نور (ND filter) نیز استفاده کرد. با این کار می توان از سرعت های پایین تر شاتر استفاده نمود. در شرایط پرنور که نمی توانید سرعت شاتر را خیلی کم کنید، سرعت شاتر را تا 1/8 ثانیه افزایش داده و برای جبران نور زیاد، سرعت زوم کردن را زیاد کنید.

در نورمحیطی کم و استفاده از سه پایه ، کنترل بهتری بر روی سرعت شاتر وجود دارد

    

استفاده از فلاش (Flash)

با استفاده از یک فلاش با قابلیت همزمانی با سرعت پایین شاتر (Slow sync flash) می توان در ابتدا یا انتهای باز بودن شاتر با زدن فلاش ، تصویر سوژه را در فوکوس دقیق منجمد کرد. به عبارتی وضوح سوژه اصلی در میان خطوط محو ناشی از زوم افزایش می یابد.

بهترین زمان برای فلاش زدن وقتی است که سوژه، کادر تصویر را پوشانده است. مثلا اگر از کوچک نمایی (Zoom out) استفاده می شود، فلاش در حالت همزمانی ابتدایی با پرده (Front Curtain Sync) تنظیم شود و اگر روش بزرگنمایی (Zoom in) بکار می رود از حالت همزمانی انتهایی با پرده (Rear Curtain Sync) استفاده گردد.

       

 

 

 

 

بی حرکت نگه داشتن دوربین عکاسی

 

 

چرخاندن زوم دوربین در میانه عکس گرفتن می تواند منجر به تکان خوردن دست و ایجاد تاری ناخواسته شود. به همین علت لازم است انجام زوم به صورت نرم و در وضعیت کنترل شده تمرین شود.

دوربین عکاسی را در حالت راحت در دست بگیرید، در حالیکه به وضعیت مناسب بدن و دست خود نسبت به سوژه توجه می کنید. ثابت کردن دوربین بر روی یک سه پایه یا قراردادن روی دیوار، درخت یا امثال آن می تواند کنترل بیشتری بر روی عکاسی و زوم کردن بوجود آورد.

)

 

تنظیم دوربین عکاسی

در این تکنیک، ISO در کوچک ترین عدد خود قرار داده می شود و دوربین در حالت اولویت شاتر (Shutter priority) تنظیم می گردد. با توجه به نور محیط، سرعت شاتر آنقدر کم در نظر گرفته می شود که نورسنجی تصویر، نور بیش از حد را نشان ندهد. مثلا می توان از سرعت یک ثانیه شروع کرد و با توجه به وضعیت نور و نورسنجی انجام شده توسط دوربین، آن را تغییر داد. البته می توان از حالت تنظیم دستی دوربین نیز استفاده کرد. در این حالت تنظیمات دوربین همانطور که قبلا شرح داده شد انجام می گیرد.

 

اهمیت تمرین (Practice) با سوژه های مختلف

گرفتن عکس خوب با روش ایجاد تاری با زوم کردن لنز (Zoom Blur Effect) علاوه بر رعایت تنظیمات لازم و در نظر گرفتن محیط و شرایط مناسب، نیاز به تمرین مکرر دارد. در دست گرفتن دوربین بطور ثابت، زوم همزمان با فشردن شاتر و بکارگیری زاویه مناسب با سوژه از طریق تمرین و ممارست حاصل می شود.

اگر چه این تکنیک را می توان تقریبا بر روی هر سوژه ای اعمال کرد، ولی در مواردی که در صحنه رنگهای فراوان و یا بافت (Pattern) های بیشتری وجود دارد، نتایج حاصل بهتر است و حس حرکت بیشتری در تصویر نهایی حاصل می گردد.

 در این تصویر، رنگ های موجود در صحنه به ایجاد جلوه های تصویری برجسته ای منجر شده است

 

توجه شود که این نوع عکاسی کلا به زمان بستگی دارد و لازم است هنگام عکاسی صبور باشید. بهتر است عکسهای گرفته شده را بطور مدام در مونیتور دوربین کنترل کنید و در صورت نامطلوب بودن نتیجه، پس از انجام تغییرات مورد نیاز در تنظیمات یا نحوه اجرا، مجددا عکس بگیرید، تا زمانی که به نتیجه مطلوب دست یابید.

نکته ای که لازم است اشاره شود، اینکه در نرم افزارهای ویرایش عکس همچون فوتوشاپ نیز فیلترهایی برای ایجاد جلوه های تصویری (Blur Effect) شبیه به تکنیک استفاده از زوم لنز برای ایجاد تاری وجود دارد که بعضی از عکاسان گاهی از آنها استفاده می کنند، ولی عموما نتایج حاصل از آنها نمی تواند عمق تصویر ایجاد شده در روش فیزیکی را به خوبی تقلید کند و نتایج حاصل کمی تصنعی تر به نظر می رسد.

با تمرین می توان از روش ایجاد تاری با زوم کردن لنز ، بهترین نتایج را بدست آورد

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری          


منابع:

  1. Peter West Carey (2016). How to Use Zoom Blur to Add Action in Your Photos, Retrieve from http://digital-photography-school.com on Aug 3.
  2. Darren Rowse (2016). How to Take Photos with the Zoom Blur Effect, Retrieve from http://digital-photography-school.com on Aug 3.
  3. David Peterson (2016). Zoom Blur Effect in Camera, Retrieve from www.digital-photo-secrets.com on Aug 4.
  4. Unknown (2016). How to Take Stunning Zoom Burst Photos, Retrieve from www.photographymad.com on Aug 4.
  5. Mark Goldstein (2012). How to Create Zoom Blur Effect, Retrieve from www.photographyblog.com on Oct 25.
  6. Dave Johnson (2010). How to Blur Photos Artistically with Your Camera's Zoom, Retrieve from www.techhive.com on Nov 1.
تعداد بازدید از این مطلب: 316
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

عکاسی از آسمان شب: کهکشان راه شیری (Milky Way Galaxy)


در مناطقی که از شهر دور است و آسمانی تاریک دارند، ساکنان آنها این شانس را دارند که شب هنگام وقتی آسمان صاف و تاریک است نوار زیبا و درخشانی از ستارگان را در آسمان ببینند که کهکشان راه شیری (Milky Way Galaxy) نامیده می شود.

عکاسی از کهکشان راه شیری یکی از انواع عکاسی از آسمان شب (Night sky Photography) است. برای انجام این نوع عکاسی بایستی عکاس از تکنیک های آن آگاهی داشته باشد. همچنین تجهیزات مورد نیاز قبل از اقدام برای عکاسی تا حد ممکن مهیا گردد. با این وجود توجه به این نکته مهم است که یادگیری تکنیک و داشتن تجهیزات مناسب برای گرفتن یک عکس خوب کافی نیست و برای گرفتن عکس از آسمان شب باید به صورت عملی اقدام نمود و به کسب تجربه پرداخت.

تصویر کهکشان راه شیری در ناحیه روستای طره از توابع نطنز

وسایل لازم برای عکاسی از آسمان شب


  • دوربین عکاسی
  • لنز مناسب
  • سه پایه استوار
  • کنترل از راه دور و کابل آزاد کننده شاتر
  • چراغ قوه یا فلاش
  • کارت حافظه سرعت بالا
  • باتری اضافه
  • کیف حمل تجهیزات
  • لباس مناسب

دوربین عکاسی

انواع مختلف دوربین های عکاسی دیجیتال شامل دوربین های DSLR ، دوربین های بدون آینه (Mirrorless) و دوربین های بریج و کامپکت را می توان برای این منظور بکار برد. آن چه مهم است این که دوربین مورد نظر قابلیت تنظیم دستی داشته باشد. البته اندازه ، قدرت و حساسیت سنسور دوربین در نتیجه نهایی و کیفیت آن موثر می باشد. به همین علت دوربین های عکاسی DSLR و یا انواع بدون آینه جدیدتر برای عکاسی از آسمان شب مناسب تر هستند. این نوع دوربین ها دارای قابلیت بکارگیری حالت بالب (Bulb)، تنظیمات دستی و عکاسی با فورمت خام (RAW) می باشند. عامل موثر دیگری که برای انتخاب دوربین مهم است قابلیت آن در شرایط کم نور است. برای عکاسی از کهکشان راه شیری لازم است که به اندازه کافی نور ستارگان به دوربین برسد. بنابراین قابلیت افزایش حساسیت سنسور (ISO) در حدود 1600 ، 3200 یا بالاتر با حداقل نویز از خصوصیات یک دوربین مناسب برای این نوع عکاسی می باشد.

تنظیم دوربین عکاسی بر روی حالت بالب در دو نمونه دوربین از شرکت های نیکون و کنون

لنز مناسب

لنزهای زاویه باز (Wide angle) برای عکاسی از آسمان شب مناسب ترند زیرا زاویه دید بزرگتری ایجاد می کنند و ثبت پهنه گسترده تری از کهکشان را امکان پذیر می نمایند. برای این منظور لنزهای واید با فاصله کانونی 14mm تا 24mm مناسب خواهد بود.

بعضی عکاسان به منظور دسترسی به میدان دید وسیعتر و همچنین ایجاد جلوه های بصری ویژه از لنز های چشم ماهی (Fish eye) استفاده می کنند. البته در صورتی که قصد داشته باشید از هسته مرکزی کهکشان (Galactic Core) عکس بگیرید می توانید از لنزهای با فاصله کانونی بلند تر استفاده کنید.

برای جبران نوردهی هرچه ایزو (ISO) بالاتر انتخاب شود نویز عکس نیز بیشتر می‌شود، به همین دلیل سعی می شود شرایطی فراهم گردد که حتی الامکان دوربین با ISO پایین تر تنظیم شود. بنابر این بهتر است در عکاسی از آسمان شب از لنز های سریع استفاده شود. لنزهایی که حداکثر اندازه روزنه دیافراگم F/2.8 یا بازتر داشته باشند مناسب هستند. در این صورت می توان نیاز به استفاده از ISO بالا را کاهش داد.

نکته دیگر این که اگر سرعت شاتر از یک حدی کمتر شود، ستارگان حالت نقطه ای خود را از دست می دهند و به صورت کشیده در تصویر ثبت خواهند شد. با لنزهای وایدتر (فاصله کانونی کوتاه تر) می توان دوربین را با سرعت های شاتر کمتری تنظیم کرد و علاوه بر اینکه میزان نور ورودی را افزایش داد، از ایجاد خط کشیدگی ستارگان نیز جلوگیری نمود.

استفاده از لنز های وایدتر کمک می کند تا نیاز به ISO های بالا برای جبران نوردهی کمتر شود و بدون افزایش بیش از حد ISO ، امکان کاهش سرعت شاتر وجود داشته باشد. ولی با استفاده از لنزهای با فاصله کانونی بلند تر به علت اینکه سرعت حرکت اجسام در آنها سریعتر دیده می شود، برای جلوگیری از ایجاد خط حرکت ستارگان لازم است سرعت شاتر را بیشتر کنیم و چون نور کم است برای جبران نوردهی مجبور می شویم ISO را افزایش دهیم و در نتیجه کیفیت تصویر نهایی پایین خواهد آمد. به همین علت استفاده از لنزهای واید در عکاسی از آسمان شب اولویت دارند.

چند نمونه لنز زاویه باز (واید) با عدد f کوچک و مناسب برای عکاسی از آسمان شب

سه پایه استوار

در عکاسی از آسمان شب به دلیل استفاده از سرعت های پایین شاتر یا حالت بالب، مدت زمان نوردهی زیاد می باشد. برای بی حرکت کردن و ثابت ماندن دوربین در نوردهی‌های طولانی لازم است که از یک سه پایه محکم و استوار استفاده شود. سه پایه مورد استفاده باید برای تحمل وزن دوربین و شرایط استفاده در فضای بیرون (Outdoor) مناسب باشد. هر چه وزن سه پایه بیشتر باشد برای جلوگیری از لرزش دوربین خصوصا هنگامی که باد می وزد بهتر عمل می کند. با سه پایه های سبک وزن و لرزان نمی توان تصویر واضح و شارپی بدست آورد.

در صورتیکه سه پایه مورد استفاده شما از انواع سبک وزن می باشد می توانید یک کیسه پر از ماسه یا کوله پشتی خود را به قلاب سه پایه (که در اکثر سه پایه ها وجود دارد) آویزان کنید و وزن آن را بیافزایید تا در برابر باد مقاوم تر گردد.

 

کنترل از راه دور و کابل آزاد کننده شاتر

هنگام عکاسی در شب به علت نیاز به استفاده از سرعت های پایین شاتر و یا استفاده از حالت بالب (Bulb) دوربین عکاسی لازم است لرزش احتمالی دوربین به حداقل برسد. یک از روش ها برای این منظور استفاده از کنترل از راه دور (Remote Control) و کابل آزاد کننده شاتر (Shutter Release Cable) است.

استفاده از کنترل از راه دور (ریموت کنترل) کمک می کند بدون اینکه به دکمه شاتر دوربین دست بزنید اقدام به گرفتن عکس نمایید. فشردن دکمه شاتر با دست می تواند منجر به لرزش خفیف دوربین و در نتیجه تاری در تصویر گردد. می توان برای جلوگیری از لرزش دست در هنگام فشردن شاتر از تایمر 2 ثانیه ای دوربین هم استفاده کرد اگر چه کمی موجب محدودیت می گردد.

انواع مختلفی از کنترل از راه دور در بازار موجود است. بعضی از انواع آن قابلیت برنامه‌ریزی نیز دارند و می توان از طریق آنها تعداد زدن شاتر ، فاصله بین عکس ها و مدت زمان باز ماندن شاتر را بطور خودکار تنظیم نمود. باید دقت شود کنترل از راه دور (ریموت) مورد استفاده با دوربین شما سازگار باشد.

کابل آزاد کننده شاتر (Shutter Release Cable) وسیله بسیار مناسبی برای عکاسی در شب و همینطور عکاسی در شرایطی است که سرعت شاتر دوربین پایین می باشد. با استفاده از این کابل ها می‌توان دکمه شاتر دوربینی را که بر روی سه پایه ثابت شده است را بدون تماس دست فشار داد. این وسیله کمک می کند که عکاس علاوه بر کنترل بیشتر بر روی دکمه شاتر (خصوصا در مواقع استفاده از حالت بالب)، به میزان زیادی از احتمال لرزش دوربین در اثر فشردن دستی دکمه شاتر بکاهد.

نمونه هایی از کابل آزادکننده شاتر و کنترل از راه دور

چراغ قوه یا فلاش

چراغ‌قوه(Flashlight) وسیله بسیار مفیدی در فعالیت های عکاسی در شب می باشد. انواع چراغ قوه های دستی، یا با قابلیت نصب به پیشانی و یا حتی چراغ قوه تلفن همراه در تاریکی شب کاربرد زیادی دارند. تعیین محل عکاسی و استقرار در آنجا، انجام تنظیمات دوربین عکاسی، اتصال به سه پایه و نورپردازی نواحی پیش‌زمینهتصویر، از مهمترین کاربردهای چراغ قوه در هنگام عکاسی از آسمان شب می باشد. یک فلاش مناسب نیز می تواند برای روشن کردن عناصر پیش‌زمینهتصویر کاربرد بسیار زیادی داشته باشد.

کارت حافظه سرعت بالا

در هنگام عکاسی، پس از فشردن دکمه شاتر، نوردهی به سنسور انجام می شود و به دنبال آن اطلاعات دریافتی در دوربین پردازش و به تصویر تبدیل می گردد. در عکاسی از آسمان شب به علت طولانی بودن مدت نوردهی، مدت پردازش نیز طولانی می شود. هر چه سرعت کارت حافظه مورد استفاده بیشتر باشد این فرایند سریعتر انجام می پذیرد. کارت های حافظه‌ با سرعت‌بالا برای ذخیره سریع تر اطلاعات بسیار مفید می باشند.

باتری اضافه

عکاسی در حالت بالب (Bulb) و در حالت های نوردهی طولانی، به شدت مصرف باتری دوربین را افزایش می دهد. استفاده زیاد از منیتور دوربین نیز باعث افزایش مصرف باتری خواهد شد. به همین علت در عکاسی از آسمان شب که از نوردهی های طولانی استفاده می شود و شارژ باتری با سرعت بیشتری تخلیه می گردد، بهتر است باتری اضافی همراه داشته باشید.

نمونه ای از بعضی لوازم مورد استفاده در عکاسی از آسمان شب

کیف حمل تجهیزات

در هنگام شب دید چشم کاهش می یابد و احتمال گم کردن یا جا گذاشتن وسایل و تجهیزات عکاسی افزایش می یابد. در صورتیکه استفااده از یک کیف متناسب با تجهیزات مورد نیاز می تواند امنیت وسایل را بالا ببرد. کیف های مخصوص لوازم عکاسی معمولا از پوشش های مقاوم در برابر رطوبت ساخته می شوند تا در محیط های مرطوب از نفوذ آب و رطوبت به داخل کیف جلوگیری نمایند. این مسئله وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند که مکان عکاسی شما در طبیعت و یا در محیط بارانی قرار داشته باشد. در این موارد استفاده از پوشش (Cover) ضد باران نیز مفید می باشد. علاوه بر آن پارچه های داخلی این کیف ها عموما از رنگ هایی ساخته شده اند که در هنگام شب راحت تر دیده شوند و برداشتن یا قراردادن لوازم در کیف در نورهای کم نیز به راحتی امکان پذیر گردد.

لباس مناسب

با توجه به اینکه عکاسی از کهکشان و ستارگان در شب انجام می شود بایستی عکاس با آمادگی در مکان تعیین شده حضور یابد. داشتن لباس گرم و یا حتی همراه داشتن لباس‌هایی که برای ایستادن در زیر باران مناسب باشند می تواند شرایط لازم برای حضور فرد طی چندین ساعت در فضای بیرون را فراهم نماید تا با آرامش مشغول عکاسی از آسمان شب گردد.

چند نمونه کیف حمل تجهیزات عکاسی

مکان مناسب برای عکاسی


اگر چه می توان از هر مکانی برای عکاسی در شب استفاده نمود، ولی اصولا عکاسی از ستارگان و آسمان شب بایستی در مکانی انجام شود که به قدر کافی از شهر و روشنایی های آن فاصله داشته ‌باشد. نزدیکی به شهر باعث می شود نور پراکنده شده در محیط و فضای اطراف از وضوح ستارگان بکاهد و لایه هوا و غبار موجود در آن مانند حائلی در برابر نور ستارگان عمل کند. به این حالت آلودگی نوری (Light Pollution) می‌گویند. وقتی آلودگی نوری وجود دارد ستاره ها دیده نمی شوند یا خیلی کم دیده می شوند. هر چه آسمان تاریک تر باشد، آلودگی نوری کمتر و وضوح ستاره ها بیشتر خواهد شد.

در هنگام انتخاب محل عکاسی بهتر است به عناصر صحنه و مناظر پیش‌زمینه ای که در در کادر تصویر قرار می گیرند توجه شود. وجود عناصر بصری مناسب در پیش‌زمینه تصویر به جذابیت آن می افزاید. مثلا صخره ها، درختان، دریاچه، ساختمان ها و بناهای قدیمی یا هر چیز دیگری که بتواند جلوه زیبایی در کادر عکس ایجاد کند.

قبل از اقدام به عکاسی در شب، بهتر است در ساعات روز محل مورد نظر خود را بازدید نمایید و در خصوص موقعیت و عناصر موجود در آن اطلاعات بیشتری به دست آورید.

وجود عناصر بصری در پیش زمینه تصویر به جذابیت آن می افزاید.

انتخاب زمان مناسب برای عکاسی از کهکشان راه شیری


برای عکاسی از آسمان شب باید زمانی را انتخاب کرد که ماه (کامل یا غیر کامل) در آسمان نباشد. وجود هر گونه منبع نور که قدرتمند‌تر از ستارگان است به شدت از وضوح ستارگان و امکان رویت آنها می کاهد. بنابراین لازم است زمان بالا آمدن ماه، هنگام خروج ماه از میدان دید ما و همچنین موقعیت آن در آسمان به دقت بررسی گردد.

البته برای بررسی وضعیت ماه نرم‌افزارهای مختلفی عرضه شده است که می‌توان برای تعیین موقعیت و زمان بالا آمدن ماه از آنها استفاده کرد. آنچه مسلم است روزهای ابتدایی و انتهایی ماه های قمری که حضور ماه در آسمان خفیف بوده و آسمان تاریک و پر از ستاره است ، از بهترین زمانهای مورد استفاده برای عکاسی از آسمان شب می باشد.

کهکشان راه شیری در تمام فصول دیده نمی‌شود و مکان قرارگیری آن همیشه در آسمان ثابت نیست و براساس اینکه فرد در چه قسمتی از کره زمین است فرق می کند.

در کشورهایی که در نیم کره شمالی قرار دارند (مثل ایران) ، هسته کهکشان راه شیری (یعنی روشن ترین قسمت آن) در ماه های زمستان قابل مشاهد نیست. بهترین زمان برای دیدن هسته کهکشان راه شیری در نیم کره شمالی ، از اوایل اردیبهشت (ماه آوریل میلادی) تا اواخر تیرماه (ماه ژوئیه میلادی) می باشد. نرم افزارهایی نیز برای نمایش نقشه آسمان و یافتن محل کهکشان ساخته شده است که می توان از آنها نیز استفاده نمود.

کهکشان راه شیری در خرداد ماه بر فراز منطقه باداب سورت مازندران.

بررسی آب و هوا

پس از تعیین محل عکاسی و روزهایی که برای گرفتن عکس از کهکشان راه شیری مناسب است، بهتر است چند روز قبل و بعد از تاریخ مورد نظر خود را از نظر پیش بینی وضعیت آب و هوایی بررسی کنید. این مهم است که شب مورد نظر صاف و بدون ابر باشد. آب و هوای بارانی یا طوفانی بدترین شرایط برای عکاسی از آسمان شب است. می توان برای اطلاع از آخرین وضعیت و پیش بینی آب و هوا به سایت های تخصصی مربوطه مراجعه نمود.

اهمیت ترکیب بندی عکس


قبل از شروع تنظیمات باید سراغ سه‌پایه بروید و دوربین را روی آن استوار کنید. ترکیب بندی عکس را مشخص کنید و روی بخش‌های مورد نظر فوکوس کنید.

شاید دوست داشته باشید از چراغ قوه استفاده کنید تا برخی از سوژه‌های پیش‌زمینهرا با آن روشن نمائید و یا شاید بخواهید برخی سوژه‌ها نیمرخی سیاه داشته باشند. همه چیز به سلیقه‌ی شما بستگی دارد. در انتخاب ترکیب عکس توجه کنید که هیچ منبع نور مستقیمی همچون چراغ‌های خیابان در آن وجود نداشته باشد. با حوصله ترکیب بندی عکس را انتخاب کنید. در این موارد بکارگیری اصول ترکیب بندی همچون رعایت نسبت طلایی یا قاعده یک سوم ها در نتیجه عکس تاثیر فراوانی خواهد داشت.

وجود عناصر پیش‌زمینه(Foreground) در عکاسی از کهکشان راه شیری به ترکیب بندی تصویر کمک می کند و جایگاه کهکشان در آسمان و اندازه عظیم آن را بیشتر نمایش می دهد. می توان با استفاده از یک چراغ‌قوه، فلاش و یا چراغ‌های اتوموبیل قسمتی از عناصر موجود در پیش‌زمینه را روشن کرد. نور اتوموبیل برای عناصر ثابت مناسب تر است. عناصری که کمی حرکت و جابجایی دارند مثل شاخه های درختان که در باد تکان می خورند، بهتر است از نوردهی با فلاش یا چراغ قوه استفاده شود. نور چراغ‌قوه را می‌توان بر روی قسمت‌های مختلف پیش‌زمینه تاباند و با جاروب کردن سطح عناصر آن‌ها را مانند تکنیک نقاشی با نور (Light Painting) روشن نمود.

ناحیه پیش‌زمینه تصویر با کمک نور مصنوعی روشن شده است.

تراز سفیدی (White Balance) عکس


هنگام عکاسی با فورمت خام (RAW) می توان تراز سفیدی (White Balance) دوربین را بر روی حالت خودکار (AWB) قرار داد و در هنگام ویرایش عکس، تراز سفیدی آن را تنظیم نمود. ولی برای سهولت در کار و بدست آوردن رنگ مناسب در تصاویر کهکشان راه شیری، برخی عکاسان توصیه می کنند تنظیم تراز سفیدی دوربین بر روی حالت تنگستن (Tungsten ) قرار داده شود. در این حالت یک ته رنگ آبی به آسمان شب اضافه می شود. البته عکاسان مختلف سلایق گوناگونی دارند و همه آنها این روش را نمی پسندند. در هنگام روشن کردن عناصر موجود در صحنه با چراغ قوه، دقت کنید که رنگ نور چراغ قوه می تواند بر تراز سفیدی تصویر نهایی اثر گذار باشد. اگر نور چراغ قوه ته رنگ زرد یا آبی داشته باشد، تنظیم تراز سفیدی متفاوت خواهد بود. اگر تراز سفیدی دوربین بر روی حالت تنگستن تنظیم شده باشد، استفاده از چراغ قوه های LED یا انواعی که دارای نوری با ته رنگ آبی می باشند، باعث آبی شدن تصویر خواهند شد و نورهای گرم تر مناسب تر خواهد بود.

البته به این نکته توجه کنید که شما می‌توانید در زمان ویرایش عکس، تراز سفیدی عکس را اصلاح نمایید، خصوصا هنگامی که با فورمت خام (RAW) عکس گرفته باشید.

تاثیر تنظیم تراز سفیدی بر روی رنگ تصویر در عکاسی از آسمان شب

تنظیم دوربین و آماده شدن برای عکاسی


فاصله کنونی لنز

در عکاسی از کهکشان راه شیری همانطور که قبلا اشاره شد بهتر است از لنزهای با فاصله کانونی کمتر استفاده شود. بنابراین اگر از لنزهای زوم استفاده می کنید بهتر است بر روی وایدترین حالت آن تنظیم گردد. این کار علاوه بر اینکه اجازه می دهد طول بیشتری از کهکشان در تصویر ثبت شود، تنظیمات نوردهی دوربین نیز در شرایط بهتری انجام می پذیرد.

تنظیم قفل آینه

در شرایطی که برای عکاسی از نوردهی طولانی مدت استفاده می شود، به علت سرعت پایین شاتر و احتمال لرزش دوربین و ایجاد تاری در تصویر لازم است دوربین عکاسی بر روی سه پایه مستقر گردد. علاوه بر این، برای کاهش لرزش ایجاد شده توسط دست در هنگام فشردن شاتر، از کنترل از راه دور (Remote Control) و یا کابل رهاکننده شاتر (Shutter Release Cable) نیز استفاده می‌شود. در دوربین های DSLR برای رسیدن نور به منظره یاب، آینه ای در داخل دوربین تعبیه شده است که هنگام فشار دادن دکمه شاتر به سمت بالا حرکت می کند و همزمان شاتر باز شده و تصویر ثبت می گردد. حرکت باز و بسته شدن آینه می تواند موجب لرزش مختصری در تصویر گردد و برای جلوگیری از این لرزش می توان از سیستم قفل آینه (Mirror Lock) دوربین استفاده کرد. برای این کار از طریق منوی داخل دوربین، گزینه Mirror Lock را انتخاب کنید. با فعال کردن این گزینه در هنگام عکاسی، بعد از یک بار فشردن دکمه شاتر، ابتدا آینه بالا می‌رود و با فشردن مجدد آن، شاتر باز شده و تصویر ثبت می‌شود.

تنظیم قفل آینه از طریق دو روش مختلف در دو دوربین عکاسی متفاوت

تنظیم فورمت عکس به حالت خام (RAW)

دوربین را بر روی حالت RAW تنظیم کنید، زیرا به قدرت ویرایش پذیری فایل‌های RAW نیاز خواهید داشت.

روزنه دیافراگم (Aperture)

در عکاسی از آسمان شب دریافت حداکثر نور منتشر شده از ستارگان اهمیت زیادی دارد و به همین علت از بازترین روزنه دیافراگم استفاده می‌شود. در این حالت می توان از کوچکترین اندازه ISO که امکان نوردهی کافی را فراهم می کند استفاده کرد. هر چه لنز مورد استفاده سرعت بیشتری داشته باشد، اندازه بازترین حالت روزنه دیافراگم در آن بزرگتر است.

سرعت شاتر (Shutter Speed)

با توجه به اینکه زمین دور محور خودش می چرخد، با مشاهده آسمان به نظر می رسد که ستارگان در حال حرکتند. پس در عکاسی از کهکشان راه شیری برای اینکه تصویر ستارگان را بصورت نقطه ای ثبت کنیم باید سرعت شاتر به اندازه ای باشد که آنها را اصطلاحا منجمد (Freeze) نماییم بطوریکه تصویر ستارگان دچار کشیدگی نشود و خط نوری (Star Trails) ایجاد نشود.

برای این کار می توان از قاعده 500 (500 Rule) استفاده نمود. بر طبق این قاعده در دوربین های تمام کادر (Full frame) اگر عدد 500 را بر فاصله کانونی لنز (بر حسب mm) تقسیم کنیم، عدد به دست آمده کمترین سرعت شاتر است که در آن خط کشیدگی در ستارگان (Star Trails) ایجاد نمی شود.

به عنوان مثال اگر لنزی که بر روی دوربین فول فریم (Full Frame) بسته شده است دارای فاصله کانونی 24mm باشد، با تقسیم عدد 500 بر 24 عدد 21 ثانیه بدست می آید. به عبارتی تا عدد 21 ثانیه با استفاده از این لنز، کشیدگی در ستارگان نخواهیم داشت ولی اگر سرعت شاتر از این میزان کمتر شود، کشیدگی ایجاد می گردد.

البته بعضی از عکاسان به جای عدد 500 از عدد 600 استفاده می کنند و آن را قاعده 600 نام گذاری کرده اند. ولی در این حالت اعداد حاصل بزرگتر می شود و سرعت های پایین تر شاتر پیشنهاد می شود. اکثر عکاسان آسمان شب معتقدند با استفاده از قاعده 600 کمی کشیدگی و تاری در تصویر ستارگان ایجاد می شود بنابراین عموما قاعده 500 را بیشتر توصیه می کنند.

برای استفاده از قاعده 500 در دوربین هایی که فول فریم نیستند یعنی سنسور آنها کوچکتر از سنسور دوربین های فول فریم است (مثل سنسور های APS-C) ، نکته مهمی که باید توجه نمود این است که بایستی ابتدا فاصله کانونی لنز آنها در ضریب برش (Crop factor) دوربین ضرب شود و عدد به دست آمده را به عنوان فاصله کانونی در قاعده 500 بکار برد. به عنوان مثال این ضریب در دوربین های APS-C کنون(Canon) 1.6 و در دوربین های APS-C نیکون(Nikon) و سونی(Sony) معادل 1.5 است.

به عنوان مثال در یک دوربین APS-C نیکون که لنزی با فاصله کانونی 24mm دارد، ابتدا 24 را در ضریب برش 1.5 ضرب می کنیم و عدد 36 بدست می آید. حالا با تقسیم عدد 500 بر عدد 36 کمترین میزان سرعت شاتر برای جلوگیری از کشیدگی ستارگان تقریبا معادل 14 ثانیه خواهد شد.

نکته مهم دیگر اینکه هنگامی که از قاعده 500 استفاده می کنید بهتر است اعداد بدست آمده را به سمت بالا گرد نکنید. ترجیح بر این است که اعداد به سمت پایین گرد شوند. برای مثال اگر عدد بدست آمده 35.73 شده است، آن را 35 در نظر بگیرید نه 36.

حتی بعضی عکاسان از عدد بدست آمده چند ثانیه کمتر را برای تنظیمات دوربین استفاده می کنند تا از احتمال تاری یا کشیدگی احتمالی ستارگان پیشگیری نمایند.

البته کسانی که تمایلی به استفاده از قاعده 500 ندارند، می توانند از جداولی که به این منظور تهیه شده است استفاده نمایند. همچنین برنامه های نرم افزاری برای گوشی های همراه تهیه شده است که با تعیین نوع دوربین و فاصله کانونی، زمان نوردهی (به ثانیه) مشخص می شود.

جدول تعیین حداکثر مدت نوردهی بر اساس فاصله کانونی لنز و نوع سنسور

در عکاسی از ستارگان هنگامی که قصد داریم از خطوط کشیدگی آنها (Star Trails) عکاسی کنیم معمولا سرعت شاتر خیلی پایین تر از زمانی است که قصد داریم ستارگان به شکل ثابت و نقطه ای دیده شوند بطوریکه گاهی سرعت شاتر تا چندین دقیقه تنظیم می شود. یکی از معایب این کار این است که با باز نگه داشتن شاتر و نوردهی طولانی مدت به سنسور، احتمال داغ شدن بعضی از پیکسل‌ها و ایجاد نویز (Noise) وجود دارد. البته این موضوع در عکاسی از کهکشان راه شیری مطرح نیست.

با افزایش مدت زمان باز بودن شاتر، تصویر ستارگان دچار کشیدگی گردد.

تنظیم ایزو (ISO)

پس از تنظیم اندازه روزنه دیافراگم و سرعت شاتر لازم است برای جبران نوردهی مقادیر ISO را تنظیم کنید. بهتر است ابتدا از مقادیر کمتر ایزو استفاده شود. معمولا ایزو 1600 برای شروع توصیه می‌شود.

در دوربین های جدیدتر که قابلیت های پردازش آنها توسعه یافته است قابلیت افزایش ISO بدون اینکه نویز (Noise) شدید ایجاد کند بیشتر شده است. با این وجود دقت کنید که در دوربین های با سنسور APS-C یا کوچکتر، برای جلوگیری از کاهش کیفیت تصویر ، ایزو را حتی الامکان خیلی بالا نبرید. در دوربین های تمام کادر (Full Frame) معمولا تا ایزوی 3200 و حتی بالاتر نیز مشکل زیادی ایجاد نمی شود.

با توجه به امکانات دوربین های دیجیتال، بهتر است ابتدا یک عکس آزمایشی بگیرید و سپس آن را بررسی نمایید. اگر میزان نویز (Noise) تصویر خیلی زیاد بود ، ISO را کمی کاهش دهید و اگر امکان داشت برای جبران نوردهی کمی سرعت شاتر را کمتر کنید. به هر حال با توجه به اینکه روزنه دیافراگم را در بازترین حالت قرار داده اید، برای تنظیم نوردهی (بر اساس مثلث نوردهی) باید بیشتر با عناصر ISO و سرعت شاتر بازی کنید تا بالاخره به مناسب ترین نوردهی دست یابید. در خیلی موارد برای عکاسی از کهکشان راه شیری لازم می شود که از ISO حدود 3200 تا 4000 استفاده گردد.

تنظیم فوکوس دوربین عکاسی

در عکاسی از ستارگان اصولا فوکوس دوربین بر روی بینهایت تنظیم می شود. بهتر است دکمه فوکوس خودکار (Autofocus) لنز را خاموش کنید و دوربین را به حالت فوکوس دستی قرار دهید. سیستم فوکوس خودکار دوربین به علت نور کم و کنتراست بسیار پایین صحنه نمی تواند فوکوس درست را بدست آورد و در صورت استفاده از آن، دوربین در هنگام نوردهی، به طور مدام به دنبال نقطه فوکوس می گردد و در نهایت نقطه فوکوس را پیدا نمی کند. بنابراین برای عکاسی در شب از فوکوس دستی استفاده می شود.

در مواردی که قصد دارید در عکس خود عناصر پیش‌زمینه مثل کوه ها یا درخت و غیره را قرار دهید، باید فوکوس دوربین به گونه‌ای تنظیم شود که این عناصر نیز در فوکوس قرار گیرند. اگر چه در عکاسی از ستارگان معمولا از لنزهای واید (Wide)، اولتراواید (Ultra Wide) یا چشم ماهی (Fish Eye) استفاده می شود و در اکثر آنها با تنظیم فوکوس روی بینهایت، پیش‌زمینه هایی که از دوربین خیلی دور هستند همچون کوه ها نیز خود بخود در فوکوس قرار می گیرند.

ولی در مواردی که عناصر پیش‌زمینه خیلی دور نیستند بهتر است فوکوس را طوری تنظیم کنیم که آنها در عمق میدان لنز قرار گیرند. این کار نیز با توجه به استفاده از لنزهای واید که عموما عمق میدان بزرگی ایجاد می کنند بسیار ساده خواهد بود.

برای این کار می توانید قبل از تاریک شدن هوا و در روشنایی روز که چشم هنوز قادر به دیدن است بر نقطه مورد نظر فوکوس کنید (مثلا ساختمان یا کوه های دور یا ابر ها ) و سپس دوربین را از حالت اتوفوکوس خارج نمایید و پس از تاریک شدن هوا از همان تنظیمات فوکوس استفاده کنید. روش دیگر استفاد از مونیتور دوربین و حالت نمایش زنده (Live View) است که در اکثر دوربین های DSLR موجود می باشد. این حالت خصوصا در لنزهای زوم بسیار کاربرد دارد. پس از اینکه دوربین عکاسی را در حالت نمایش زنده (Live View) قرار دادید، لنز را تا انتها زوم کنید و در حالت دستی فوکوس، با چرخاندن حلقه فوکوس، نقطه مورد نظر را به شارپ ترین شکل ممکن برسانید. سپس لنز را از حالت حداکثر زوم خارج کنید و بر روی وایدترین حالت آن قرار دهید(Zoom Out). در لنزهای تک کانونی (Prime) نیز می توان از حالت نمایش زنده (Live View) استفاده کرد. با قرار دادن دوربین در این حالت با روش دستی بر روی ستارگان پرنور (یا عناصر صحنه که در دوردست قرار دارند) فوکوس می کنید.

همچنین در لنزهایی که برروی آنها نمایشگر فاصله نقطه فوکوس (Distance Scale) تعبیه شده است، می توانید با استفاده از روش هایپرفوکال(Hyper focal) نقطه بینهایت را به صورت دستی فوکوس نمایید. اگر چه خیلی از عکاسان حرفه ای ترجیح می دهند از این روش استفاده نکنند زیرا سنسور دوربین های دیجیتال با قدرت تفکیک پذیری بالایی که دارند بسیار حساسند و مختصری تنظیم نبودن فوکوس، می تواند منجر به تاری و ایجاد هاله در اطراف ستارگان گردد.

در هنگام شب برای فوکوس کردن بر روی عناصر موجود در کادر تصویر می توان از چراغ قوه های قوی یا حتی منابع نوری دیگری همچون نور اتوموبیل استفاده کرد و با روشن کردن قسمتی از آنها امکان فوکوس کردن را فراهم نمود.

قبل از گرفتن عکس اصلی می توان چند عکس آزمایشی گرفت و وضعیت فوکوس را با زوم کردن روی تصویر بررسی کرد. ستاره ها باید به صورت نقطه دیده شوند بدون اینکه هیچگونه هاله (Halo) یا بوکه ای (Bokeh) روی آنها تشکیل شده باشد.

نمایش تصویر ستارگان در وضعیت فوکوس و خارج از فوکوس

اقدام به عکاسی از کهکشان راه شیری


پس از آماده کردن دوربین و انجام تنظیمات لازم، عملیات گرفتن عکس از کهکشان راه شیری آغاز می شود. گرفتن هر عکس معمولا زمان نسبتا زیادی در حدود 20-40 ثانیه طول می کشد. این فرصتی است که عکاس می تواند در تاریکی شب و سکوتی که او را فرا گرفته است به آسمان بنگرد و یا شرایط محیط و تنظیمات خود را مرور کند. پس از پایان هر مرحله می توان تصویر ایجاد شده را دید. تصویری که جزئیات پنهان شده ای از صحنه آسمان و کهکشان را در خود دارد.

دوربین های دیجیتال این امکان را فراهم ساخته اند که بتوان قبل از گرفتن عکس نهایی چند عکس آزمایشی تهیه نمود و تا حدودی نتیجه کار را بررسی کرد. پس از دیدن نتیجه عکس های اولیه در صورت لزوم تنظیمات را تغییر دهید تا به کیفیت بهتری دست یابید. فقط دقت کنید به علت اینکه مدت زمان عکاسی از کهکشان راه شیری و قرارگیری آن در موقعیت مناسب برای عکاسی محدودیت دارد و از طرفی گرفتن هر عکس از آن نیز زمان‌بر است، حتما زمان را مدیریت کنید تا بتوانید عکس دلخواه خود را به دست آورید.

نکته دیگر اینکه بعضی عکاسان برای اینکه تصویر پیش‌زمینه خوبی در کادر تصویر ایجاد کنند خصوصا وقتی عناصر پیش‌زمینه به دوربین نزدیک هستند و امکان فوکوس همزمان آنها با ستارگان وجود ندارد، از روش انباشتن فوکوس (Focus Stacking) استفاده می کنند. به این شکل که بدون جابجایی دوربین، دو عکس مجزا از یک صحنه واحد می گیرند. یک تصویر با فوکوس بر روی کهکشان و یک تصویر با فوکوس بر روی عناصر پیش‌زمینه گرفته می شود. سپس با استفاده از نرم افزار ویرایش عکس آنها را بر روی یکدیگر ادغام (Merge) می کنند. به این ترتیب تصویر کهکشان با یک پیش‌زمینه واضح و شارپ ثبت می گردد. البته بعضی از عکاسان، این روش‌های مونتاژ را می‌پسندند و عده‌ای آن را پیشنهاد نمی‌کنند.

ادغام دو عکس از یک نمای واحد با دو نوع نوردهی و فوکوس و بدون جابجایی دوربین عکاسی

ویرایش عکس


در عکاسی از کهکشان راه شیری با توجه به نوع تنظیماتی که در هنگام عکاسی انجام داده اید خصوصا استفاده از ISO بالا و نوردهی طولانی ، لازم است که تصویر بدست آمده ویرایش گردد. ممکن است با دیدن عکس های قبل از ویرایش نا امید شوید و با آنچه قبلا از عکس های کهکشان راه شیری دیده اید قابل مقایسه نباشد. ولی دقت کنید این گونه عکس ها به علت نورپردازی طولانی، تمام نورهای محیط، حتی آنها که موردنیاز نیستند را جمع آوری کرده و عکس اولیه را با کنتراستی پایین تشکیل داده است. انجام ویرایش این امکان را می دهد که حتی الامکان جزئیاتی که نمی خواهید را حذف و جزئیاتی که می خواهید را آشکار و برجسته نماید.

با توجه به اینکه معمولا عکس ها با فورمت RAW گرفته می شوند استفاده از یک نرم افزار ویرایش فایل های RAW اجتناب ناپذیر است.

نرم افزارهای مختلفی در این زمینه وجود دارد. بعضی از شرکت های سازنده دوربین مثل کنون (Canon) نرم افزارهای ویرایش اختصاصی ارائه داده اند. نرم افزار های دیگری نیز با شهرت جهانی توسط شرکت ادوبی (Adobe) ارائه شده اند که مرتبا با ارتقای دوربین های دیجیتال و ایجاد فایل های خروجی جدید، نرم افزارهای خود را ارتقا می بخشند. مشهور ترین آنها نرم افزار فوتوشاپ (Photoshop) و پلاگین Adobe Camera RAW یا (ACR) می باشد. همچنین نرم افزار لایت روم (Lightroom) نیز در بین عکاسان دیجیتال از اقبال خوبی برخوردار است. در سیستم های متن باز (Open Source) نیز نرم افزارهای کاربردی همچون Gimp و برنامه های ویرایش فایل های RAW نیز وجود دارد که برای کاربران آنها قابل استفاده می باشد.

در ویرایش عکس های آسمان شب بایستی سعی شود حتی الامکان نویز(Noise) تصویر کاهش داده شود، جزئیات بازیابی گردد و رنگ و کنتراست افزایش یابد. با انجام ویرایش مناسب می توان کاری کرد که نور ستارگان بصورت برجسته و مناسب، شکل کهکشان را به خوبی نمایش دهند.

می توانید برای کسب اطلاعات بیشتر، ویرایش تصاویر در نرم افزارهای مربوطه را در مباحث ویرایش عکس های دیجیتال مطالعه کنید.

یک نمونه عکس از کهکشان راه شیری، قبل و بعد از ویرایش با نرم افزار ACR و فوتوشاپ

گردآوری و ترجمه:شیما طالقانی                        


منابع:

  1. Jack Fusco (2017). Night Sky Photography Tips With Jack Fusco. Retrieve from www.jasper.travel on Oct 15.
  2. Matt Quinn (2016). How to Photograph the Milky Way. Retrieve from https://petapixel.com on Oct 15.
  3. Trevor Williams (2013). A Complete Guide to Star Trailing. Retrieve from https://petapixel.com on Oct 15.
  4. Ian Norman (2013). Expose to the Right for Astrophotography in Light Pollution. Retrieve from www.lonelyspeck.com on Oct 15.
  5. David Kingham (2015). How to Avoid Star Trails by Following the ‘500 Rule’. Retrieve from https://petapixel.com on Oct 16.
  6. Phillip Van Nostrand (2015). Beginners Tips for Night Sky and Star Photography. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 16.
  7. Nasim Mansurov (2015). How to Photograph the Milky Way. Retrieve from https://photographylife.com on Oct 16.
  8. Jason D. Little (2016). How to Photograph the Milky Way in 12 Steps. Retrieve from www.lightstalking.com on Oct 16.
تعداد بازدید از این مطلب: 669
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0
 تکنیک های عکاسی

نحوه پیدا کردن مردمک ورودی (Entrance Pupil) یا نقطه گرهی(Nodal Point) در لنز


عکس پانوراما، تصویری وسیع یا گسترش یافته از دو یا چند عکس متوالی است. در عکاسی پانوراما (Panorama) لازم است عکس های متوالی طوری گرفته شوند که بتوان آنها را با کیفیت خوب به هم چسباند. برای اینکه تصاویر گرفته شده در هنگام ویرایش تصویر نهایی پانوراما در نرم افزار بتوانند کاملا با یکدیگر تطبیق داشته باشند بایستی چرخش دوربین حول محوری صورت بگیرد که از محل مردمک ورودی (Entrance Pupil) یا نقطه بدون خطای انطباق (No-Parallax Point) یا NPP می گذرد. به این نقطه بطور اشتباه نقطه گرهی (Nodal Point) نیز گفته می شود.

ابتدا در مورد خطای انطباق توضیحاتی ارائه می گردد و سپس به تعریف مردمک ورودی و نتایج استفاده از آن در عکاسی پانوراما خواهیم پرداخت.

 

خطای انطباق یا پارالکس (Parallax Error)

برای شروع یک آزمایش انجام دهید. یک جسم کوچک مثل یک قلم را در مقابل خود بگیرید و نگاه خود را بر روی پسزمینه صحنه روبرو فوکوس کنید. اگر شما سر خود را به راست یا چپ بچرخانید، خواهید دید که موقعیت قلم که نزدیک به شماست نسبت به ناحیه پسزمینه تصویر تغییر می کند و جابجا می شود. به این پدیده عدم انطباق (Parallax) گفته می شود. حال اگر به جای چشم شما، دوربین عکاسی قرار داشت و با این شرایط دو تصویر از صحنه مقابل خود می گرفتید، در عکس های بدست آمده می دیدید که اجزای پیشزمینه و پسزمینه در صحنه مقابل نسبت به هم عدم انطباق دارند و امکان قراردادن آنها بر روی یکدیگر و تطبیق آنها در نرم افزار وجود نخواهد داشت. نمونه ای از این مثال را در تصویر زیر مشاهده می فرمایید.

با چرخش سر به سمت راست و چپ، قلمی که در مقابل چشم گرفته اید به چپ و راست جابجا می شود.

در عکس های متوالی که به طور معمول در عکاسی پانوراما گرفته می شود، لازم است حداقل یک سوم از هر عکس با عکس قبلی و بعدی خود تطبیق داشته باشد تا توسط نرم افزار بطور دقیق به یکدیگر چسبانده شوند.

در هنگام چسباندن دو عکس متوالی بایستی این دو عکس از یک نقطه دید یکسان عکاسی شده باشند و در عین حال پرسپکتیو تصاویر با یکدیگر تفاوت نداشته باشد.

اگر در تصاویری که برای ایجاد پانوراما گرفته می شوند، در نواحی مشترک عکس ها، راستای عناصر تصویر نسبت به هم یکسان نباشد و در هر عکس با عکس بعدی تفاوت داشته باشد، در هنگام چسباندن عکس ها در نرم افزار، کاملا بر روی یکدیگر تطبیق نخواهند داشت و در پیوستگی تصویر نهایی اختلال ایجاد می شود بطوریکه ممکن است راستای خطوط موجود در صحنه یا امتداد آنها، در تصویر نهایی شکسته شود و یا عدم پیوستگی پیدا کنند. این عدم تطبیق معمولا در مناطقی از تصویر که خطوط هندسی داشته باشد بیشتر دیده می شود. به این عدم تطبیق در نواحی مشترک عکس های پانوراما، اصطلاحا خطای انطباق یا پارالکس (Parallax Error) گفته می شود.

در خطای انطباق، راستای خطوط موجود در صحنه یا امتداد آنها در تصویر نهایی شکسته می شود. (محل نمایش داده شده با پیکان های زرد رنگ)

 

مردمک ورودی (Entrance Pupil)

مردمک ورودی (Entrance Pupil) تصویر اپتیکی روزنه دیافراگم لنز است که از ناحیه جلوی لنز دیده می شود.

در مقابل آن، در ناحیه پشت لنز (محل اتصال به تنه دوربین) تصویر اپتیکی روزنه دیافراگم به نام مردمک خروجی (Exit Pupil) نامیده می شود.از نظر فیزیکی، مردمک ورودی محل تلاقی زاویه دید لنز (Angle of View) است.

بنابراین اگر از جلوی لنز به داخل آن نگاه کنید، تصویر دیافراگم را خواهید دید. محل این تصویر در روی بدنه لنز، مشخص کننده محل مردمک ورودی لنز است.

تصویر روزنه دیافراگم که از جلو لنز دیده می شود، نشان دهنده محل مردمک ورودی لنز است.

حال اگر از لنز زوم استفاده کنید، خواهید دید که با تغییر فاصله کانونی لنز (تغییر زوم)، محل مردمک ورودی نیز در داخل لنز تغییر می کند. بطوریکه هر چه آن را زوم کنید (Zoom in) سطح تصویر دیافراگم یا همان مردمک ورودی به سمت داخل حرکت می کند. بنابراین در لنزهای زوم، سطحی که مردمک ورودی در آنجا واقع شده است ثابت نیست و با تغییر فاصله کانونی لنز، جای آن هم تغییر می کند

این نقطه در عکاسی پانوراما بسیار مهم است زیرا دوربین عکاسی بایستی حول محوری که بطور عمودی از این نقطه می گذرد بچرخد تا عکس های بدست آمده قابلیت چسبیدن و انطباق با یکدیگر را بطور کامل داشته باشند، بدون اینکه خطای پارالکس اتفاق افتد.

بر اساس نحوه طراحی لنز، این نقطه می تواند در نواحی مختلف لنز یا حتی در جلو یا پشت لنز واقع شده باشد. معمولا مردمک ورودی در لنزهای واید تر به ناحیه جلوی لنز نزدیک تر است و هر چه فاصله کانونی لنز بیشتر می شود، در محور اپتیک لنز به سمت عقب تر حرکت می کند. البته در بعضی لنزهای زوم که فرمول اپتیکال پیچیده ای دارند، الزاما به این صورت نیست و ممکن است محل مردمک ورودی از نظم مشخصی پیروی نکند. به همین دلیل در هر لنزی بایستی محل مردمک ورودی را برای فواصل کانونی مختلف شناسایی نمود.

 

فاصله کانونی لنز 24mm    |فاصله کانونی لنز 70mm    

 

در این لنز زوم 24-70mm با زوم کردن لنز بر روی 70mm ، محل مردمک ورودی به سمت عقب تر جابجا می شود.

مردمک ورودی(Entrance Pupil) یا نقطه گرهی(Nodal Point)

مردمک ورودی و نقطه گرهی از نظر فیزیکی دو مفهوم متفاوت در داخل لنز می باشند که در عکاسی پانوراما از نظر تاریخی بطور اشتباه نقطه گرهی را (به جای مردمک ورودی) به عنوان محور چرخش دوربین ذکر کرده اند و خیلی از عکاسان قدیمی تر تحت همین عنوان آن را می شناسند. اصولا نقطه گرهی اصطلاحی در زمینه شکست نور در داخل عدسی ها می باشد و بکار بردن آن به جای اصطلاح مردمک ورودی خطا است.

اما آنچه مهم است اینکه به هر حال هر عنوانی که به این نقطه داده شود، در عکاسی پانوراما مکان مناسبی است که دوربین حول محوری که از آن می گذرد چرخش پیدا کند

اثر چرخش دوربین بر محور مردمک ورودی

اگر دوربین عکاسی بطور کلاسیک بر روی یک هد معمولی نصب شود، چرخش دوربین چه اثری بر پرسپکتیو دو تصویر متوالی خواهد گذاشت و اگر با استفاده از هد مخصوص پانوراما طوری بر روی سه پایه بسته شود که چرخش آن حول محور عمود بر مردمک ورودی باشد چه اثری بر پرسپکتیو خواهد داشت؟

هنگامیکه دوربین بر روی هد معمولی سه پایه بسته می شود، محور چرخش دوربین عقب تر از مردمک ورودی قرار می گیرد.

در این حالت با چرخش دوربین، میزان جابجایی عناصر پیشزمینه (Foreground) نسبت به عناصر پسزمینه (Background) تصویر متفاوت خواهد بود، بنابراین در عکسی که پس از چرخش گرفته می شود، نسبت به عکس اولیه مقداری جابجایی مختصر در راستای قرارگیری عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه بوجود خواهد آمد، یعنی در پرسپکتیو تصویر تغییر ایجاد می شود. مثل این می ماند که انگار فرد عکاس نسبت به صحنه به یک سمت حرکت کرده باشد.

در تصاویر بدست آمده از این طریق، نواحی مشترک دو تصویر متوالی کاملا بر هم منطبق نخواهند بود و در هنگام چسباندن آنها، نواحی مشترکشان کاملا بر روی یکدیگر قرار نمی گیرند.

با چرخش دوربین بر روی هد معمولی سه پایه، مقدار جابجایی ایجاد شده در راستای قرارگیری عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه در تصویر نشان داده شده است.

اما در حالتی که دوربین طوری بر روی سه پایه قرار گرفته است که محور چرخش آن با مردمک ورودی منطبق است (با استفاده از هد پانوراما)، با چرخش دوربین، راستای نواحی پیشزمینه و پسزمینه نسبت به هم تغییر نخواهند کرد و در هر دو عکس متوالی نسبت به هم جابجایی نخواهند داشت. بنابر این پرسپکتیو نیز تغییر نمی کند و در هنگام چسباندن تصاویر به یکدیگر، مناطق مشترک بر هم منطبق خواهند بود. به عبارتی خطای انطباق (Parallax Error) اتفاق نمی افتد.

اهمیت چرخش دوربین بر محور مردمک ورودی خصوصا زمانی بیشتر مشخص می شود که نقطه فوکوس لنز بر روی اجسام نزدیک تنظیم شده باشد، به عبارت دیگر فاصله دوربین تا نقطه فوکوس کوتاه باشد. در این موارد میزان جابجایی عناصر پیشزمینه نسبت به پسزمینه تصویر و تغییر پرسپکتیو در عکس های متوالی محسوس تر خواهد بود

با چرخش دوربین حول محور مردمک ورودی ، راستای نواحی پیشزمینه و پسزمینه تصویر نسبت به هم تغییر نخواهند کرد.

اگر به دو تصویر قبل در بالا دقت کنید. دو تصویر متوالی در حالی گرفته شده اند که دوربین بر روی یک هد معمولی سه پایه قرار داشته است و محور چرخش آن با مردمک ورودی منطبق نبوده است. همانطور که ملاحظه می کنید، جابجایی و تغییر فاصله عناصر پیشزمینه (مجسمه اسب) نسبت به عناصر پسزمینه ( ماکت درخت) و نیز تغییر پرسپکتیو کاملا مشخص می باشد.

ولی در تصویر بعدی، دوربین با استفاده از یک هد سه پایه پانوراما بر محور مردمک ورودی چرخش داده شده است. همانطور که دیده می شود، تغییر پرسپکتیو و جابجایی در عناصر پیشزمینه نسبت به عناصر پسزمینه وجود ندارد و این عکس ها در هنگام چسباندن کاملا بر هم منطبق خواهند بود.

چرخش دوربین بدون استفاده از سه پایه

برای عکاسی پانوراما در مواردی که امکان استفاده از سه پایه را ندارید و دوربین را بر روی دست گرفته اید، اگر در شرایط خارج از منزل و در فضای باز (Outdoor) باشید که عناصر گرافیکی صحنه نیز خیلی زیاد نباشد، احتمال گرفتن یک عکس پانورامای خوب افزایش می یابد.

عکاسی پانوراما روی دست خصوصا در عکاسی از صحنه هایی که عناصر گرافیکی زیاد دارند مثل مناطق شهری با ساختمان های زیاد یا صحنه های داخلی (Indoor) نتایج مطلوبی به دست نمی دهد و در هنگام مونتاژ عکس ها مشکلات زیادی خصوصا خطای پارالکس یا انطباق پدید خواهد آمد.

هر چه در تصویر، سوژه خیلی نزدیک نباشد و عناصر صحنه در دور دست قرار داشه باشند، مشکلات عدم استفاده از مردمک ورودی کمتر خواهد بود. در عکاسی پانوراما بدون سه پایه،در تصاویری که دارای هر دو نوع عناصر نزدیک و دور هستند، خطای پارالکس شدیدتری ایجاد خواهد شد.

هنگامی که دوربین را در دست گرفته اید، برای عکاسی پانوراما بهترین حالت این است که با محوریت دوربین ، خودتان به دور دوربین بچرخید و عکس ها را ثبت کنید. هر چه محور چرخش در ناحیه مردمک ورودی یا نزدیک به آن باشد، نتایج بهتری خواهد داشت.

 

چرخش دوربین حول محور مردمک ورودی

 

نحوه پیدا کردن مردمک ورودی

چند روش برای پیدا کردن مردمک ورودی (یا نقطه گرهی!) بکار می رود که در اینجا به دو روش آن اشاره می شود

روش اول

وقتی از محل سوژه که لنز بر روی آن فوکوس شده است، از جلو لنز به داخل آن نگاه کنید، تصویر دیافراگم باز را در داخل لنز خواهید دید. محل مردمک ورودی (یا نقطه گرهی) در سطح تصویر دیافراگم لنز می باشد.

توجه کنید که اگر در شرایطی قرار گرفتید که محل تصویر دیافراگم را خوب تشخیص ندادید، می توانید دکمه دستی پیش نمایش عمق میدان (DOF Preview Button) که بر روی تنه دوربین واقع شده است را بفشارید تا روزنه دیافراگم به سایزی که در موقع گرفتن عکس خواهد داشت تبدیل شود. در این حالت تصویر دیافراگم بهتر دیده می شود.

حال اگر لنز ما زوم باشد و آن را زوم کنیم (Zoom in) یعنی فواصل کانونی بلند تری انتخاب کنیم، خواهیم دید که این سطح یعنی تصویر دیافراگم، به سمت داخل حرکت می کند. برای مشخص کردن محل نقطه گرهی بر روی لنز می توانید انگشت خود را در کنار لنز و در سطحی که مردمک ورودی دیده می شود قرار دهید و محل تقریبی آن را بر روی بدنه لنز تعیین کنید.

اگر چه این روش خیلی دقیق نیست، ولی می توان با استفاده از آن محل تقریبی مردمک ورودی را بر روی لنز تعیین نمود و چرخش دوربین را بر اساس محوریت آن انجام داد.

تعیین محل تقریبی مردمک ورودی بر روی بدنه لنز با مشاهده آن از ناحیه جلو لنز

روش دوم

در این روش برای دوربین های SLR (بازتابی) و غیر SLR کمی متفاوت می باشد.

با استفاده از منظره یاب در دوربین های SLR (که تصویر صحنه قابل در واقع از میان لنز دوربین دیده می شود) و یا با کمک نمای زنده (Live view) در مونیتور دوربین وقتی به صحنه مقابل نگاه کنید، در صورتیکه دوربین در محور مردمک ورودی بچرخد، هیچ تغییری در پرسپکتیو مشاهده نخواهید کرد. بطوریکه اگر عکس بگیریم، در نرم افزار (مثلا فوتوشاپ) نیز خواهیم دید که نواحی مشترک بر هم منطبق خواهند بود.

ولی در صورتیکه در محور تنه دوربین چرخش انجام شود، تغییرات پرسپکتیو محسوس خواهد بود. در دوربین های غیر بازتابی که منظره یاب آنها از داخل لنز نمی بیند، نمی توان از منظره یاب برای پیدا کردن مردمک ورودی استفاده کرد. در این دوربین ها یا از مونیتور آنها برای دیدن تغییرات پرسپکتیو استفاده می شود و یا با گرفتن عکس و بررسی در رایانه (کامپیوتر ) این کار انجام می پذیرد.

برای سرعت بخشیدن به کار، می توان با استفاده از روش قبلی که در بالا شرح داده شد، محل تقریبی مردمک ورودی را تعیین نمود و سپس دوربین را بر روی یک هد سه پایه پانوراما متصل کرد و با جابجایی نقطه ای دوربین و مشاهده صحنه در حین چرخش دوربین در هر نقطه و بررسی تغییرات پرسپکتیو در آن نقطه، محل دقیق مردمک ورودی را پیدا نمود. در این روش مراحل پیداکردن مردمک ورودی به شرح زیر است:

مراحل پیداکردن مردمک ورودی

1) سر پانورامای سه پایه را تراز کنید. با استفاده از تراز روی سه پایه یا تراز جداگانه ای مثل ترازهای حبابی ، طوری سر سه پایه را تراز کنید که در محل محور چرخشی آن در تمام جهات تراز باشد.

تراز کردن سر سه پایه پانوراما در چند مدل مختلف (پیکان های قرمز محل تراز را نشان می دهند.)

2) دوربین عکاسی را بطور عمودی (در صورت امکان) و در حالتی که سطح سنسور آن تراز باشد بر روی سه پایه ببندید.

3) در ابتدا دوربین را طوری بر روی سه پایه تنظیم کنید که مرکز لنز دوربین در راستای مرکز محور چرخشی سه پایه قرار گرفته باشد. برای این کار از ناحیه جلو دوربین به آن نگاه کنید و آن را جابجا کنید تا خطی که بطور عمودی از وسط لنز می گذرد، در امتداد خط مرکزی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

دوربین را جابجا کنید تا خطی که بطور عمودی از وسط لنز می گذرد، در امتداد خط مرکزی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

4) با استفاده از ریل لغزنده سه پایه (Sliding rail)، دوربین را به سمت جلو یا عقب ببرید تا محلی که قبلا بطور تقریبی برای مردمک ورودی تعیین کرده بودید بر روی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد. برای این کار از زاویه کناری دوربین به آن نگاه کنید و آنقدر آن را جابجا کنید که محل تقریبی مردمک ورودی بر روی محور چرخشی سه پایه واقع شود. در لنزهای زوم دقت کنید برای هر فاصله کانونی مشخص، محل مردمک ورودی متفاوت است و محل مورد نظر برای فاصله کانونی خاصی که انتخاب کرده اید را به روش مذکور تنظیم کنید.

دوربین طوری جابجا شود که محل تقریبی مردمک ورودی بر روی محور چرخشی سه پایه قرار گیرد.

 

 

5) دوربین را در مقابل یک صحنه قرار دهید که دارای عناصر نزدیک در پیشزمینه و همچنین عناصر دور در پسزمینه باشد.

حالا برای پیدا کردن محل دقیق مردمک ورودی، به داخل منظره یاب (Viewfinder) نگاه کنید(یا می توانید از مونیتور Live view دوربین هم استفاده کنید). یک جسم در ناحیه پیش زمینه را با یک ناحیه در پسزمینه را در نظر بگیرید و ببینید در داخل منظره یاب (یا مونیتور دوربین) چه راستایی نسبت به هم دارند.

6) در این مرحله دوربین را به یک سمت (چپ یا راست) بچرخانید به اندازه ای که یک سوم از سطح کادر تصویر جابجا شود. یعنی دوربین را به همان میزان که برای گرفتن عکس های متوالی پانوراما جابجا می کنید از طریق محور چرخشی سه پایه به یک سمت بچرخانید.

فرض کنید دوربین را به سمت راست حرکت دادید، در این حالت مجددا به راستای جسم درنظر گرفته شده در نزدیک نسبت به ناحیه دور در پسزمینه توجه کنید. اگر راستای آنها تغییر نکرد، یعنی محور چرخش دوربین دقیقا بر روی مردمک ورودی است (و خیلی خوش شانس بوده اید که زود آن را پیدا کرده اید! ) ولی اگر با چرخاندن دوربین به راست، ناحیه دور در پسزمینه هم نسبت به جسم نزدیک، به سمت راست جابجا شد این نشان دهنده این است که مردمک ورودی عقب تر از محور چرخش سه پایه است و باید دوربین را بر روی سه پایه کمی به جلو جابجا کنید. این کار را با تنظیم ریل لغزنده سه پایه انجام دهید.

7) جابجایی دوربین به جلو (و یا عقب) را به صورت میلیمتری آنقدر انجام می دهید تا زمانی که با چرخش دوربین حول محور چرخشی سه پایه، تغییری در راستای اجسام نزدیک نسبت به نواحی پسزمینه تصویر ایجاد نگردد.

در این حالت مردمک ورودی (Entrance Pupil) لنز شما دقیقا بر روی مرکز چرخشی سر سه پایه قرار گرفته است. پس این ناحیه از لنز را که بر مردمک ورودی آن منطبق است به خاطر بسپارید و یا بر روی بدنه لنز علامت گذاری کنید تا در هنگام استفاده مجدد از این لنز برای گرفتن عکس پانوراما، محل مردمک ورودی آن مشخص شده باشد.

اگر لنز شما زوم است، برای هر فاصله کانونی مشخص بایستی مراحل بالا را جداگانه انجام دهید تا بتوانید برای هر فاصله کانونی، محل مردمک ورودی آن را بر روی بدنه لنز تعیین کنید.

روش مورد استفاده در دوربین های عکاسی غیربازتابی

در دوربین های عکاسی غیربازتابی مثل دوربین های کامپکت که منظره یاب از میان لنز صحنه را نمی بیند، برای تعیین محل مردمک ورودی لنز، می توانید پس از استقرار دوربین بر روی هد پانورامای سه پایه، ابتدا با روش اول ناحیه تقریبی مردمک ورودی را تعیین کنید و سپس برای تعیین دقیق آن، با انجام هر تغییر در محل دوربین، یک عکس بگیرید و آن را در مونیتور باز کنید. با بزرگنمایی 100 درصد آن را مشاهده کنید و تغییرات راستای اجسام پیشزمینه را نسبت به پسزمینه بررسی کنید، و بر اساس آن دوربین را به صورت میلیمتری به جلو و عقب آنقدر جابجا کنید تا محل مردمک ورودی را بیابید.

جداول تعیین محل مردمک ورودی (نقطه گرهی )

برای تعیین محل مردمک ورودی بر روی لنز های مختلف، جداولی تنظیم شده است که در لنز های مختلف، محل مردمک ورودی را بر حسب فاصله از ناحیه ابتدای لنز (Base) که به تنه دوربین متصل می گردد نشان می دهند. این فاصله معمولا تحت عنوان طول مردمک ورودی (Entrance Pupil Length ) یا L2 نامیده می شود.

مثلا در یک لنز Nikor AF 18mm f/2.8 D طول مردمک ورودی به میزان 36mm تعیین شده است. یعنی از محل اتصال لنز به دوربین اگر به اندازه 36mm ، نقطه ای را در سمت ناحیه جلوی لنز مشخص کنید، آنجا محل مردمک ورودی لنز می باشد. یا مثلا در مورد لنز Canon EF 24-70 f/2,8 L II وقتی که لنز بر روی فاصله کانونی 24mm می باشد، اندازه L2 معادل با 77mm و وقتیکه فاصله کانونی آن روی 70mm باشد، اندازه L2 به میزان 49mm تعیین شده است.

توضیح اینکه L2 برای نمایش اندازه طول مردمک ورودی بکار می رود و L1 برای نشان دادن فاصله بین محل اتصال سه پایه روی دوربین (از نقطه وسط مونت یا روزنه ای که سر سه پایه روی دوربین پیچ می شود) تا لبه تنه دوربین در جایی که پایه لنز بر روی آن متصل می گردد بکار می رود. به عبارتی L1 اصطلاحا نشاندهنده طول مونت سه پایه (Tripod mount length) بر روی دوربین می باشد.

نمایش اندازه طول مردمک ورودی (L2) و طول مونت سه پایه (L1) بر روی یک مدل دوربین عکاسی

در پایان لازم است از استاد عکاسی صنعتی و تبلیغاتی جناب آقای مجید پناهی جو که رهنمود های ایشان در شکل گیری این مقاله بسیار موثر بود قدردانی به عمل آورم.


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                


منابع:

  1. Arnaud Frich (2018). Finding the nodal point. Retrieve from www.panoramic-photo-guide.com on Mrc 8.
  2. Arnaud Frich (2018). Adjust Entrance Pupil. Retrieve from www.panoramic-photo-guide.com on Mrc 8.
  3. Josh (2018). Prime vs Zoom Lenses. Retrieve from http://expertphotography.com on May 24.
  4. Richard Korff (2005). Entrance Pupil Database. Retrieve from https://wiki.panotools.org on May 13.
  5. ohn Houghton (2013). Finding the No-Parallax Point. Retrieve from www.johnhpanos.com on Jun 2.
  6. Editors (2018). Nodal Points-Lens Types. Retrieve from https://dr-clauss.de on May 13.
  7. Bill Claff (2018). Where is the entrance for the pupil of a lens? Retrieve from www.nikonians.org on Jun 2.
تعداد بازدید از این مطلب: 399
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

اصطلاحات اصلی نورپردازی (Lighting) در عکاسی پرتره


     کلمه عکاسی در فارسی ترجمه لغت فوتوگرافی (Photography) در زبان لاتین است که معنی آن ایجاد تصویر از طریق ثبت نور می باشد. اهمیت و جایگاه نور و لزوم کنترل آن در عکاسی با توجه به این نکته مشخص می شود که وجود نور است که عکس گرفتن را ممکن می سازد. همانطور که خیلی از بزرگان عکاسی عقیده دارند می توان گفت که عمل عکاسی به معنی فرایند ثبت نور است.

     در هنگام عکاسی بایستی به وجود نور یا نبودن آن در نواحی مختلف صحنه توجه نمود. این نور می تواند از منابع مختلف تامین گردد. در فضای باز (Outdoor) عموما منبع نور مورد نیاز برای عکاسی از خورشید تامین می شود. نور مصنوعی از منابع مهمی است که در شب و همچنین در هنگام روز مورد استفاده قرار می گیرد. هنگام عکاسی در محیط های بسته و فضای داخلی (Indoor) علاوه بر استفاده از نور طبیعی خورشید که معمولا از نواحی پنجره، در و یا روزنه موجود در دیوار به محیط داخل ساختمان وارد می شود، منابع نور مصنوعی نقش بسیار مهمی ایفا می کنند.

نور طبیعی آفتاب یکی از منابع بسیار خوب نور برای عکاسی است.

     نورپردازی (Lighting) به منظور دستکاری در نور طبیعی محیط انجام می پذیرد تا نور مورد نیاز برای عکاسی را با کیفیت و شدت مناسب تامین نماید. با نورپردازی مناسب به سوژه می توان در یک تصویر دو بعدی ، تصور و حس سه بعدی ایجاد نمود. معمولا جلوه های ویژه بصری از همراهی نور با سایه (یعنی مناطق فاقد نور یا کم نور) بوجود می آید. نوردهی و ایجاد مناطق سایه روشن در عکاسی از افراد و ایجاد عکس های پرتره (Portrait Photography) می تواند به شکلی زیبا و خلاقانه بکار رود.

     برای عکاسی پرتره در محیط های داخلی و خارجی خصوصا در عکاسی استودیویی، روش های مختلفی در نورپردازی وجود دارد که برای یادگیری آنها لازم است ابتدا تعاریف و اصطلاحات رایجی را که در این حوزه وجود دارد فرا گرفت. در اینجا شایعترین این تعاریف و اصطلاحات شرح داده می شوند.

نورپردازی به روش های مختلفی انجام می پذیرد.

انواع نورها در نورپردازی پرتره


نور اصلی (Main Light )

     به منبع اصلی نور که برای روشن کردن سوژه استفاده می گردد نور اصلی(Main Light) یا کلیدی (Key Light) گفته می شود. نور اصلی با روشن کردن سوژه یا نواحی خاصی از تصویر ، آن را نسبت به سایر مناطق موجود در تصویر مشخص می کند. نور اصلی در واقع نوری است که اساس نورپردازی در یک صحنه با وجود آن شکل می گیرد.

     معمولا نور اصلی در موقعیتی بالاتر از سطح سوژه قرار می گیرد. قاعده کلی این است که منبع نور حدودا در زاویه 45 درجه نسبت به نوک بینی در بالاتر از سر سوژه قرار گیرد. البته ممکن است بر اساس چهره سوژه و یا چیدمان نورپردازی، منبع نور بالاتر یا پایین تر قرار داده شود زیرا طبق قاعده دیگری که در عکاسی پرتره بطور شایع بکار می رود، نور باید چشمان سوژه را روشن کند و سایه بینی فقط تا محدوده لب فوقانی گسترش یابد و به هیچ وجه تمام لب را در بر نگیرد. به همین علت در افراد مختلف که استخوان ابروی آنها و یا طول و فرم بینی و سایر ساختارهای صورت آنها متفاوت است، ارتفاع منبع نور بایستی متناسب با آنها تنظیم گردد.

کاربرد نور اصلی (Main Light) در عکاسی پرتره

نور ثانوی یا پرکننده (Fill Light )

     نور ثانوی (Second Light) یا پرکننده (Fill Light) به منبع نوری گفته می شود که برای روشن کردن یا نرم کردن سایه هایی که توسط نور اصلی ایجاد شده است بکار می رود. استفاده از این نور به منظور جلوگیری از تاریک شدن زیاد در نواحی سایه (Shadow) است. نور پرکننده کمک می کند تا ویژگی های برجسته صورت نرم تر شود. اصولا نور پرکننده برای کنترل کنتراست صحنه مورد استفاده قرار می گیرد.

     ساده ترین موقعیت برای قرارگیری نور پرکننده نسبت به سوژه، موقعیتی نزدیک به خط دید دوربین (محور دید دوربین) است. منتهی باید دقت شود منبع نور پرکننده نباید آنقدر به این محور نزدیک باشد که در کادر تصویر دیده شود. به همین دلیل یکی از منابع نوری که می توان برای استفاده به عنوان نور پرکننده در نظر گرفت، فلاش سرخود (Built in) یا فلاش خارجی متصل شده بر روی دوربین می باشد. ولی به این دلیل که نوردهی در محور دید دوربین ممکن است در مواردی بازتاب مستقیم نور به داخل دوربین را موجب گردد، خیلی از افراد ترجیح می دهند از این زاویه نور پرکننده را بکار نبرند. به جای آن منبع نور پرکننده را در خلاف جهت نور اصلی و در خارج از محور آن (Off axis) قرار می دهند. این کار باعث می شود که تاثیر آنها بر سایه های نور اصلی بیشتر باشد و در عین حال نوردهی کلی را نیز کمتر تحت تاثیر قرار دهد.

     هنگامی که نور پرکننده بصورت خارج از محور (Off axis) قرار داده می شود باید دقت شود که شدت آن کاملا کنترل گردد تا از ایجاد سایه جدید علاوه بر سایه نور اصلی جلوگیری به عمل آید. برای اینکه این مشکل پیش نیاید بهتر است که منبع نور پرکننده در فاصله دورتری نسبت به خط دید دوربین قرار داده شود تا سطح نور بزرگتر و در نتیجه نرم تری ایجاد نماید.

     استفاده نامناسب از نور ثانوی در عکاسی پرتره می تواند به کیفیت تصویر آسیب برساند بنابر این آموزش نحوه قرارگیری و شدت نور پرکننده برای بدست آوردن نتیجه مطلوب لازم است.

استفاده از نور پرکننده (Fill Light) به همراه نور اصلی(Main Light)

     هنگامی که در چیدمان نورپردازی بیش از یک منبع نور استفاده شود، اندازه شدت سایر نورها نسبت به نور اصلی سنجیده می شود که به آن نسبت نور (Light Ratio) یا نسبت نور پرکننده (Fill Light Ratio) می گویند. مثلا نور پرکننده می تواند به نسبت یک دوم، یا یک چهارم و یا یک هشتم نور اصلی، شدت داشته باشد. به عبارتی اگر مثلا نسبت نور پرکننده یک چهارم (1:4) باشد یعنی شدت آن به اندازه یک چهارم نور اصلی است. بر اساس شدت نور تابیده شده میزان پرشدگی سایه هایی که توسط نور اصلی ایجاد شده است تغییر می کند.

     در عکاسی پرتره توصیه می شود برای کاهش شدت سایه ها در تصویر از نسبت نور پرکننده (Fill Light Ratio) به میزان یک دوم استفاده شود. این میزان شدت نور باعث می شود ضمن کاهش سایه های شدید، سایه های سوژه بطور کامل ازبین نرود.

     روش دیگر برای تعریف شدت نور پرکننده در مقایسه با نور اصلی استفاده از اصطلاح گام (Stops) است که همانند جبران نوردهی با افزایش یگ گام (Stop) در شدت نور، میزان آن دو برابر و با کاهش یک گام در شدت نور، میزان آن نصف خواهد شد. در عکاسی پرتره، شدت نور پرکننده معمولا در حدود 1 تا 2 گام (یا گاهی بیشتر) از نور اصلی کمتر است.

     در عکس های پرتره که به روش کم نور (Low Key) گرفته می شوند برای ایجاد سایه های خوب و نسبتا تیره از نورهای پرکننده با شدت کمتر استفاده می شود و برعکس در عکسهای پرنور (High Key) از شدت نور بیشتری در نور پرکننده استفاده می گردد.

     نور پرکننده را می توان به راحتی با کمک یک فلاش یا رفلکتور (Reflector) ایجاد نمود. ولی آنچه مهم است دانستن این نکته است که صرف نظر از نوع منبع نور مورد استفاده، چگونه کیفیت نور پرکننده را کنترل کنید. استفاده از رفلکتور به عنوان نور پرکننده این مزیت را دارد که همان نور اصلی را منعکس می کند و تراز سفیدی (White balance) آن مشابه با نور اصلی خواهد بود. البته رفلکتورها نور ضعیف تری ایجاد می کنند که برای جبران آن رفلکتور را باید تا جایی که ممکن است به سوژه نزدیک کرد.

مقایسه نسبت های مختلف نور پرکننده در برابر نور اصلی

نور محیطی (Ambient Light )

     هر صحنه ای معمولا دارای مقداری نور است که یا به صورت نور طبیعی یا به شکل مصنوعی ایجاد شده است که به آن نور محیطی (Ambient Light) می گویند. گاهی به آن نور طبیعی (Natural Light) هم می گویند.

     در خیلی موارد نور محیطی از انعکاس و پراکندگی غیرمستقیم نور اصلی (Main light) به دیوارها یا سایر اشیای موجود در صحنه ایجاد می گردد. می توان نور محیطی را خصوصا در عکاسی استودیویی به عنوان نور پرکننده (Fill light) در نظر گرفت. توجه به تاثیری که شدت و رنگ نور محیطی می تواند بر روی نور صحنه بگذارد، مهم است.

     استفاده از فلاش های اکسترنال یا انواع استودیویی آنها که در مدت زمان بسیار کوتاه نوردهی انجام می دهند، می توانند تاثیر نور محیطی را به حداقل برسانند. در این موارد برای استفاده از نور محیطی لازم است از سرعت های پایین تر شاتر استفاده شود تا نور محیطی بتواند در نور کلی تصویر تاثیر داشته باشد.

     در محیط استودیو در مواقعی که می خواهیم تاثیر نور محیطی را به حداقل برسانیم، بایستی سرعت شاتر را نزدیک به سرعت سینک فلاش (flash sync speed) تنظیم کنیم. در این حالت کمترین مقدار نور محیطی توسط دوربین دریافت می گردد.

تاثیر نور محیطی در روشن کردن محیط اطراف سوژه

نور پسزمینه (Background Light )

     نور پسزمینه (Background Light) نوری است که برای روشن کردن ناحیه پشت صحنه بکار می رود. با این نور می توان جزئیات پسزمینه را آشکار نمود و یا با روشن کردن بخشی از ناحیه پشت صحنه، اثری هاله مانند در پسزمینه ایجاد کرد. مثالی از کاربردهای این نور هنگامی است که در پشت سوژه یک پرده سفید قرار داده شده است و با روشن کردن کامل پرده، یک پسزمینه سفید و یکدست ایجاد می شود.

     در محیط استودیو اگر قصد دارید که روشنایی پسزمینه با جزئیات آن همانطور دیده شود که چشم می بیند، شدت نور پسزمینه را باید به همان اندازه نوری که برای سوژه بکار می رود تنظیم نمایید. در استودیو با تغییر ارتفاع و زاویه منبع نوری که برای روشن کردن پسزمینه بکار می رود می توان جلوه های مختلفی همچون روشنایی دایره ای یا شعاعی شکل در پشت سوژه و در ناحیه پسزمینه ایجاد نمود.

استفاده از دو منبع نور برای روشن کردن پسزمینه تصویر

نور پشتی (Backlight )

     نور پشتی (Backlight) که به آن نور تشدیدکننده (Accent light) هم گفته می شود نوری است که از پشت یا از کناره های پشت به سوژه تابانده می شود تا آن را از پسزمینه تصویر جدا کند. نحوه استفاده از این نور همانند سایر نورهای فرعی که در نورپردازی پرتره بکار می روند بستگی به چگونگی چیدمان نورپردازی و نوع عکسی که مورد نظر است خواهد داشت.

     در عکاسی پرتره با استفاده از نور پشتی می توان نور حاشیه ای (Rim Light) در لبه های کناری سوژه ایجاد نمود. مثلا در حاشیه موها یا شانه ها. اگر رنگ پسزمینه تصویر تیره باشد، برجستگی سوژه در این حالت بیشتر خواهد بود.

     معمولا منبع نور طوری در پشت سوژه قرار می گیرد که مستقیما در داخل کادر تصویر دیده نشود و توسط خود سوژه یا یکی از عناصر صحنه از برخورد مستقیم نور به داخل دوربین ممانعت گردد.

     در نور روز خصوصا در ساعات ابتدا و انتهای روز که خورشید در یک زاویه پایین در آسمان قرار گرفته است، وقتی خورشید در پشت سوژه و در مقابل دوربین قرار می گیرد نقش نور پشتی (Backlight) را ایفا می کند و ناحیه پشت سوژه را روشن می نماید. در خیلی از مواقع در عکاسی پرتره برای ایجاد نور پشتی از منبع نور مصنوعی استفاده می شود.

     اکثر عکاسان از نور پشتی (Backlight) برای اضافه کردن عمق به تصویر استفاده می کنند. همچنین می توان با استفاده از این نور، اثرات نمایشی (dramatic) بیشتری در تصویر ایجاد نمود. البته اگر از نور پشتی به درستی استفاده نشود، می تواند منجر به افزایش نوردهی (Over exposure) و یا ایجاد سایه های ناخواسته در صحنه گردد.

با قرار دادن یک نور پشتی در قسمت لبه پشت سوژه ، نور حاشیه ای (ریم لایت) ایجاد شده است.

نور مو (Hair Light )

     نور مو (Hair Light) نوری است که در عکاسی پرتره برای روشن کردن موی سوژه بکار می رود. منبع نور معمولا در ناحیه پشت سوژه و در حدود یک متر بالاتر از سطح سر قرار می گیرد و با زاویه به ناحیه بالا و پشت سر و شانه سوژه تابیده می شود.

     معمولا منبع نور در یک طرف سوژه قرار داده می شود اگر چه می توان آن را مستقیما در ناحیه پشت سوژه نیز قرار داد. برای جلوگیری از ایجاد شراره نوری (Flare) در تصویر بایستی طوری منبع نور در نواحی پشت سوژه قرار گیرد که نور مستقیم آن به داخل دوربین وارد نشود. می توان با قرار دادن یک مانع در جلوی منبع نور و یا استفاده از اسنوت (Snoot) یا شیدر (Barn door) این کار را انجام داد.

     نور مو خصوصا وقتی که موی سوژه تیره است و در مقابل یک پسزمینه تیره قرار گرفته است برای برجسته کردن تصویر و جدا کردن سوژه از پسزمینه بسیار اهمیت خواهد داشت.

نور مو (Hair Light) لبه بالای موهای سر سوژه را روشن کرده است.

نور کیکر(Kiker Light )

     نور کیکر (Kiker Light) به نوری گفته می شود از ناحیه پشت یا پهلوها به سوژه تابیده می شود تا کناره های سوژه در مناطقی روشن تر شود. لغت کیکر یعنی چیزی که ضربه می زند و از Kick به معنی ضربه زدن گرفته شده است و منظور نوری است که در قسمتی از سوژه بصورت موضعی تابانده می شود.

     نور کیکر اصولا نور شدید و خارج محوری است که بصورت منطقه ای به سوژه نور می دهد. معمولا در زاویه حدود 95 تا 135 درجه نسبت به محور دوربین قرار داده می شود که زاویه نسبتا تندی نسبت به دوربین است. این نور منجر به ایجاد روشنایی در ناحیه کوچکی از تصویر می شود تا بر موضوع خاصی تاکید کند یا شکل آن را نمایش دهد. گاهی نور کیکر به صورت نور حاشیه ای (Rim light) بر روی سوژه ایجاد روشنایی می نماید. حتی عده ای از صاحب نظران، نور مو (Hair Light) را نیز نوعی نور کیکر تلقی می کنند.

     برای ایجاد نور کیکر می توان از هر نوع منبع نور مستقیم یاغیر مستقیم استفاده کرد. نور کیکر این امکان را می دهد که در مواقعی که قصد دارید جلوه ویژه ای به سوژه اضافه کنید یا ویژگی خاصی از سوژه را برجسته نمایید و کلا در هر جایی که لازم است بطور خلاقانه از نور اضافی در چیدمان نورپردازی استفاده نمایید بکار گرفته شود. از طرف دیگر استفاده نابجا و نامناسب از نور کیکر می تواند اثرات نامطلوب و گاهی جبران ناپذیر در نورپردازی از سوژه بر جا گذارد، به همین علت دقت در استفاده بجا از آن و تنظیم دقیق موقعیت، شدت و اندازه نور مورد نظر بسیار مهم می باشد.

یک نمونه نورپردازی پرتره با استفاده از نور کیکر (Kiker Light).

برق چشم (Catch Light )

     برق چشم (Catch light) به انعکاس تصویر منبع نور بر روی چشم گفته می شود. این تصویر کوچک و نورانی مربوط به منبع نور (مثلا فلاش یا سافت باکس) است که برای نورپردازی از سوژه بکار رفته است و انعکاس آن بر روی قرنیه در ناحیه سیاهی چشم (محدوده عنبیه) دیده می شود. این نور در تصویر چشم ها، عمق ، بعد و حس زندگی ایجاد می کند.

     برق چشم با عناوین دیگری همچون نور چشم (Eye light) یا ( Obies) نیز نامیده می شود. این کلمه از نام هنرپیشه هندی-انگلیسی به نام مرل ابرون (Merle Oberon 1911-1979) گرفته شده است که بطور مکرر از این تکنیک در تصاویر وی استفاده شده است.

     دقت در ایجاد برق چشم در چشمهای سوژه، تاثیر زیادی در جنبه نمایشی (dramatic) تصویر خواهد گذاشت. در برق چشم (Catch light) نور گرفته شده (Catching) توسط چشم، نواحی اطراف مردمک را روشن تر می کند و در چشم ایجاد درخشش و در چهره ایجاد حس زندگی و شادابی می نماید.

     شکل و اندازه برق چشم (Catch light) بستگی به شکل و اندازه منبع نور و همچنین فاصله منبع نور از سوژه دارد. به عنوان مثال اگر منبع نور دایره ای شکل باشد یا چندضلعی، تصویر برق چشم (کچ لایت) هم دایره ای یا چندضلعی خواهد بود. مثلا اگر منبع نور یک رفلکتور چتری (Umbrella Reflector) بزرگ و گرد باشد نسبت به یک فلاش پورتابل کوچک، برق چشم بزرگتری ایجاد می کند.

     در مواردی که بیش از یک منبع نور برای نورپردازی از سوژه استفاده می شود ممکن است دو یا چند برق چشم دیده شود. در این موارد عکاس تصمیم می گیرد که کدامیک را نگهدارد و کدامیک را توسط یک نرم افزار ویرایش عکس بردارد.

     در یک عکس پرتره که در استودیو گرفته می شود عموما برق چشم را با استفاده از تصویر نور اصلی(Key light) و در موقعیت ساعت 10 تا 2 بر روی دایره چشم ایجاد می کنند. این کار از نقاشان پرتره قدیمی الگوبرداری شده است. آنها فهمیده بودند که قرار دادن آن در این ناحیه بیشترین تاثیر زیباشناختی را خواهد داشت.

نمایش موقعیت برق چشم (Catch light) و تصویری از خانم مرل ابرون (Merle Oberon)

نور پنجره (Windowlight )

     نور پنجره به عنوان منبع نور برای عکاسی پرتره از سالهای دور و ابتدای اختراع عکاسی مورد استفاده قرار می گرفته است. علی رغم تکامل و تولید منابع خوب نور مصنوعی، هنوز استفاده از این نور در عکاسی پرتره کاربرد دارد. از اشکالات منبع نور پنجره می توان به مواردی همچون محدودیت هایی در صحنه پردازی نسبت به نورهای مصنوعی، سرعت های پایین تر شاتر و در موارد زیادی نیاز به استفاده از سه پایه اشاره نمود. نور پنجره از نظر جنبه های نمایشی (Dramatic) معمولا نور نرم و چشم نوازی ایجاد می کند.

     بهترین زمان استفاده از این منبع نور، ساعت های ابتدا و انتهای روز است که نور با شدت بیشتری از داخل پنجره به داخل وارد می شود. معمولا برای کنترل این نور از انواع رفلکتور و دیفیوزر استفاده می گردد.

نور پنجره یکی از منابع بسیار خوب نور طبیعی است.

تعاریف مربوط به مسیرهای نورپردازی


الف) محور دوربین عکاسی (Camera Axis)

     محور دوربین عکاسی (Camera Axis) شامل خط فرضی است که از دوربین تا سوژه کشیده شده است. به عبارتی مسیر بین دوربین تا سوژه را محور دوربین می گویند. خیلی مواقع برای آدرس دهی محل استقرار منبع نور در یک چیدمان نورپردازی، با تعیین موقعیت آن نسبت به محور دوربین استفاده می شود.

ب) نور هم راستا ( On-Axis Light)

     هنگامی که منبع نور مستقیما در مقابل سوژه و در همان محوری که دوربین قرار دارد واقع شده باشد، به آن نور هم راستا با دوربین گفته می شود. معمولا در این حالت محل استقرار منبع نور در موقعیتی در بالای دوربین قرار داده می شود.

ج) نور خارج از محور ( Off-Axis Light)

     هنگامی که منبع نور در امتداد محور دوربین نباشد، به آن نور خارج از محور دوربین گفته می شود.

نمایش موقعیت محور دوربین عکاسی، نور هم راستا و نور خارج از محور

د) نمای صورت ( Facial view)

     به قسمتی از صورت که در مقابل دوربین قرار گرفته است نمای صورت (Facial view) می گویند. به عبارتی زاویه ای که صورت نسبت به محور دوربین می سازد نمای صورت را مشخص می کند.

     اصطلاح دیگری که گاهی در توصیف نمای صورت مورد استفاده قرار می گیرد، محور گوش تا گوش (Ear to Ear Axis) است.این محور شامل خط فرضی است که از دو گوش سوژه می گذرد و با تغییر زاویه صورت فرد نسبت به دوربین، محور گوش تا گوش نیز زوایای مختلفی با محور دوربین خواهد می سازد. بر اساس چرخش صورت نسبت به محور دوربین، چند نوع نمای صورت تعریف شده است:

1) چهره کامل یا تمام رخ (Full face)

     این حالت وقتی است که نوک بینی مستقیما به سمت لنز دوربین باشد.

2) نمای سه چهارم (3/4 view)

     این نما وقتی ایجاد می شود که سوژه سر خود را در محور بدن به یک سمت آنقدر بچرخاند تا جایی که از داخل کادر دوربین گوش دورتر(نسبت به دوربین) دیده نشود.

3) نمای دو سوم (2/3 view)

     این نما هنگامی است که سوژه سر خود را در محور بدن به یک سمت آنقدر بچرخاند تا جایی که خط بینی به ناحیه گونه در سمت دورتر صورت برسد. در این نما باید چرخش صورت آنقدر باشد که بینی خط کناری گونه را قطع نکند.

4) نیم رخ (Profile)

     نیم رخ حالتی است که صورت به اندازه 90 درجه نسبت به دوربین به یک سمت چرخش پیدا کند. در این حالت فقط یک طرف چهره سوژه دیده می شود.

نمای صورت در زوایای مختلف با چرخش سر در محور بدن نسبت به محور دوربین

هـ) زاویه دوربین عکاسی ( Camera angle)

     محل قرارگیری دوربین عکاسی بر اساس ارتفاع، فاصله و زاویه ای که با صورت سوژه دارد زاویه ای را با آن ایجاد می کند که زاویه دوربین (Camera angle) گفته می شود. معمولا زاویه دوربین را بر اساس سطح چشم سوژه (Eye level) تعریف می کنند.

     انواع مختلفی زاویه دوربین تعریف شده است که مهمترین آنها عبارت است از زاویه در سطح چشم (Eye-level angle)، زاویه از بالا(High angle) که در آن زاویه دوربین بالاتر از سطح چشم است، زاویه دید چشم پرنده (Bird’s eye view) که دوربین از زاویه خیلی بالا و مایل نسبت به سوژه قرار می گیرد، زاویه از پایین (Low angle) که در آن زاویه دوربین پایین تر از سطح چشم است، زاویه خیلی پایین یا دید کرمی (Worm's Eye View) که دوربین از سطح خیلی پایین نسبت به سوژه مستقر می شود و زاویه از بالای سر (Overhead angle) که دوربین در بالای سر سوژه قرار می گیرد. این زوایا عموما در عکاسی پرتره استفاده می شوند. (برای اطلاعات بیشتر در مورد زاویه دوربین، می توانید به مطلب "انواع نماهای اصلی در عکاسی" در سایت تک لنز مراجعه نمایید.)

زوایای مختلف دوربین عکاسی در مقابل سوژه

و) محور شانـه (Shoulder Axis)

     این محور شامل خط فرضی است که از دو شانه سوژه می گذرد. بر اساس موقعیتی که به سوژه داده می شود این محور می تواند بر محور گوش تا گوش منطبق باشد و یا نسبت به آن زاویه داشته باشد.

     زاویه محور شانه نسبت به دوربین، ارتباطی با نیم رخ، نمای سه چهارم یا تمام رخ بودن سوژه ندارد و محور گوش تا گوش می تواند در محدوده حرکت گردن بطور مستقل نسبت به دوربین تنظیم گردد.

مقایسه زوایای مختلف بین محور شانـه، محور گوشها و محور دوربین

ز) دایره نورپردازی (Lighting Compass)

     اگر دایره ای فرضی را در نظر بگیرید که سوژه در مرکز آن باشد و دوربین عکاسی در موقعیت ساعت 6 و درست در مقابل سوژه قرار گرفته باشد، می توان منابع نوری را در هر یک از نقاط دایره نسبت به سوژه مستقر نمود. مثلا منبع نور در موقعیت ساعت 4 یا در موقعیت ساعت 9 قرار داده شود.

     وضعیت قرارگیری و پهنای سایه سوژه، به زاویه بین دوربین و منبع نور ارتباط دارد. با قرار دادن منبع نور در هر یک از نقاط دایره نورپردازی، نحوه تشکیل سایه متفاوت خواهد بود. وقتی منبع نور در بالا یا هم راستای محور دوربین قرار می گیرد، یک نور تخت ایجاد می کند که سایه قابل توجهی ندارد. این نوع عکس ها عمق زیادی نیز نخواهند داشت. وقتی نور بر روی دایره نورپردازی به یک طرف سوژه حرکت می کند، سایه ها ایجاد می شوند. در این حالت شکل و بافت بیشتر آشکار می گردد و سایه ایجاد شده در جهت مسیر نور به یک سمت افزایش می یابد. هنگامی که منبع نور دقیقا از یک طرف (چپ یا راست)به سوژه می تابد، سوژه در طرف سمت منبع نور بسیار روشن و در طرف سمت مقابل تاریک خواهد شد. اگر نور در دایره نورپردازی در قسمت عقب و در ناحیه پشت سوژه قرار گیرد، سطح سوژه که در مقابل دوربین است تاریک خواهد شد و عکس حالت ضد نور(Silhouette) پیدا خواهد کرد.

     دایره نورپردازی به نمایی گفته می شود که از بالا به موضوع و چیدمان نورپردازی نگاه می کند و موقعیت منبع نور، سایه ها و سوژه از زاویه بالا در آن دیده می شود.

     اگر منبع نور با شدت ثابتی تنظیم گردد و در یک نقطه از دایره نورپردازی قرار داده شود، وقتی نورسنجی از سوژه انجام می شود، در حالتی که دوربین و سوژه در محل خود ثابت باشند، اگر منبع نور بر روی محیط دایره نورپردازی حرکت کند، نیازی به نورسنجی مجدد وجود ندارد زیرا علی رغم اینکه جهت نوردهی به سوژه تغییر کرده است، ولی فاصله منبع نور تا سوژه و همینطور فاصله سوژه تا دوربین ثابت است. بنابراین میزان نور در نواحی روشن تغییری نخواهد کرد و در نتیجه نیازی به تغییر نورسنجی نخواهد بود.

دایره نورپردازی و موقعیت قرارگیری منبع نور نسبت به سوژه

انواع سطوح روشنایی در نورهای طبیعی


     نور یکی از عوامل مهمی است که بر اساس آن عمق، شکل و حس سوژه در تصاویر و عکس ها به مخاطب منتقل می گردد. با کمک نور در سطح تصویر و بر روی سوژه تونالیته های مختلف نوری ایجاد می شود و بیننده با مشاهده یک تصویر دو بعدی ، در ذهن خود حس سه بعدی دریافت می کند.

     امواج نوری پس از برخورد به یک جسم با توجه به زوایای موجود بر روی سطح آن ممکن است به جهات مختلف منعکس گردد. بر اساس نحوه انعکاس نور از سطح جسم و زاویه ای که به سمت چشم حرکت می کنند، سطوح جسم با روشنایی های متفاوتی دیده می شوند. نحوه روشنایی سطوح جسم بطور کلی به پنج نوع تقسیم می گردد.

1) درخشندگی آیینه ای (Specular Highlight)

     هنگامی که نور به سطحی صیقلی یک جسم برخورد می کند، سطح جسم شبیه به یک آیینه عمل کرده و بیشتر شعاع های نور را در جهت خاصی منعکس می نماید. وقتی انعکاس شعاع های نور به سمت دوربین باشد، منجر به ایجاد سطوح درخشنده و بسیار روشنی در تصویر می شود که به آن درخشندگی آیینه ای (Specular Highlight) می گویند.

     به علت خاصیت آینه ای این سطوح، با نگاه به محل ناحیه درخشنده می توان تقریبا مسیر نور را تعیین نمود. هر چه اندازه سطح منبع نور کوچکتر باشد و یا سطح جسم براق تر باشد، لبه ناحیه درخشنده، تیز تر (Sharp) است. نورهایی که از منابع با سطح وسیع تر می تابند لبه های نرم تری در حد فاصل روشنایی و تاریکی ایجاد می کنند.

2) درخشندگی منتشر (Diffused Highlight)

     هنگامی که نور به سطحی مات و غیر صیقلی یا غیر مسطح برخورد کند، سطح جسم روشن شده و بافت، رنگ و اجزای آن به خوبی دیده می شود. به روشنایی ایجاد شده بر روی این سطوح، درخشندگی منتشر (Diffused Highlight) می گویند. در عکاسی پرتره سطوحی که به این شکل روشن شده اند می توانند تونالیه صحیح رنگ پوست را نمایش دهند.

3) نور بازتابی یا انعکاسی (Reflected Light)

     هنگامی که امواج نورانی از منبع نور ساطع شده و ابتدا به جسم یا سطح دیگری برخورد کند و سپس انعکاس آن به سطح سوژه برسد، روشنایی ایجاد شده به نام روشنایی یا نور بازتابی (Reflected Light) نامیده می شود. به عبارتی در این حالت نور از مسیر دیگری غیر از مسیر منبع نور به سطح سوژه برخورد می کند. مثلا هنگام استفاده از یک رفلکتور، یا بازتاب نور از سطح یک دیوار یا یک میز می تواند نور بازتابی ایجاد نماید.

     روشنایی بازتابی به شدت درخشندگی آیینه مانند(Specular Highlight) نیست. گاهی نور بازتابی رنگ جسمی را به خود می گیرد که از آن منعکس شده است و در نتیجه بر روی سطح سوژه تاثیر رنگی بر جای می گذارد.

4) سایه (Shadow)

     وقتی نور به جسمی برخورد می کند، امواج نورانی مستقیما به ناحیه پشت جسم نمی رسند و باعث می شوند ناحیه ای تاریک در پشت یا اطراف جسم ایحاد شود که به آن سایه (Shadow) گفته می شود. سایه، موقعیت جسم را نسبت به محیط اطرافش مشخص می کند.

     شکل و موقعیت سایه علاوه بر اینکه از شکل سوژه تاثیر می گیرد، بلکه از بافت و شکل محیط اطراف سوژه نیز تاثیر می پذیرد. مثلا سایه ای که بر روی چمن می افتد، علاوه بر اینکه به شکل جسمی است که آن را تولید کرده است، شکل بافت چمن را نیز به خود می گیرد. اگر در پشت سوژه یک سطح صاف مثل یک دیوار باشد، شکل سایه ، خطوط اطراف سوژه را نمایش می دهد و به شکل ترکیب کلی سوژه دیده می شود. سایه در عکاسی، خصوصا در عکاسی پرتره قابلیت های زیادی ایجاد می کند و با کمک آن می توان افکت های تصویری خلاقانه ای خلق نمود.

5) سطوح تیره (Shaded Side )

     هنگام تابش نور به یک جسم، قسمتهایی از جسم روشن می شود و به قسمتهایی از آن نور برخورد نمی کند. به این نواحی که از منبع نورانی مستقیما نور دریافت نمی کنند سطح تیره (Shaded Side) گفته می شود. وقتی نور از یک طرف به سوژه برخورد می کند، سطح تیره (Shaded Side) دقیقا در طرف دیگر سوژه (سمت متضاد آن) ایجاد می شود.

     بعضی از افراد سطح تیره (Shaded Side) را با سایه (Shadow) اشتباه می گیرند. سایه به علت مانع شدن سوژه از رسیدن نور به ناحیه پشت یا پسزمینه سوژه ایجاد می شود ولی سطح تیره شامل قسمتی از سوژه است که نور مستقیم به آن نمی رسد.

     معمولا لکه ها و چین و چروک صورت در لبه مرز بین درخشندگی منتشر و سطح تیره (Shaded Side) برجسته تر دیده می شوند.

     سطوح منحنی و کروی برای اینکه در تصویر به صورت منحنی دیده شوند معمولا باید طوری نورپردازی شوند که روشنایی ایجاد شده بر روی آنها در یک طیف کم نور تا پرنور قرار گیرد به عبارتی از نواحی پرنور (درخشندگی آیینه مانند) تا نواحی با نور کمتر (درخشندگی منتشر) و نواحی با نور کم (سطوح تیره یا Shaded Side) تشکیل گردد. به همین دلیل اگر جسمی کروی در تصویر بصورت تخت دیده می شد، حتما یکی از سطوح طیف فوق الذکر را نداشته است. برای اصلاح آن می توان زاویه منبع نور یا دوربین را تغییر داد و یا از منابع نوری بیشتر یا متفاوتی استفاده نمود.

انواع سطوح روشنایی در اثر تابش نور بر سطح یک جسم کروی

سایر اصطلاحات



نورپردازی پر نور یا کلیدی بالا (High Key)

     این نوع نورپردازی برای عکاسی پرتره وقتی بکار می رود که رنگ غالب در تصویر، رنگ سفید باشد. در این روش عموما پسزمینه کاملا سفید شده و همزمان از چندین منبع نور دیگر برای روشن کردن سطوح مختلف سوژه استفاده می شود.

     منشاء این اصطلاح به زمانی بر می گردد که عکاسان آنالوگ به منبع اصلی نور، نور کلیدی (Key light) می گفتند و چون در این نوع عکاسی از منابع شدیدتر نور استفاده می شود، لفظ "کلیدی بالا" (High Key) به معنی نورهای اصلی زیاد و در نتیجه سفیدی بیش از حد عکس، بکار برده می شد.

دو نمونه عکس که به روش پر نور (High Key) گرفته شده است.

نورپردازی کم نور یا کلیدی پایین(Low Key)

     این نوع نورپردازی متضاد نوردهی با نور زیاد (High Key) است. در این روش در عکاسی پرتره قسمت های خاصی از چهره فرد روشن (Highlight) می گردد. در نورپردازی کم نور (Low Key) معمولا از منابع نوری محدود در حد یک یا دو عدد استفاده می شود. در این روش پس زمینه تصویر عمدتا تاریک و رنگ قالب در کل تصویر، رنگ سیاه است.

دو نمونه عکس که به روش کم نور (Low Key) گرفته شده است.

نور نرم و سخت (Soft & Hard Light)

     وقتی نور از یک منبع نور به سوژه برخورد می کند سطح سوژه در قسمت هایی روشن می شود و در مناطقی هم سایه بوجود می آید. هر چه کنتراست ایجاد شده در نواحی برجسته و در لبه سایه ها بیشتر باشد به نور تابیده شده نور سخت(Hard) گفته می شود و هرچه لبه ها و برجستگی ها دارای کنتراست کمتری باشند نور تابیده شده به عنوان نور نرم (Soft) خوانده می شود.

     هر چه منبع نور بزرگتر باشد، در زاویه بزرگتری نور خود را به سمت سوژه ساطع می کند و سایه های ایجاد شده نرم تر خواهند بود. و هر چه منبع نور کوچکتر و باریک تر باشد لبه سایه ها تیزتر تشکیل می شوند. در نور های سخت (Hard) جزئیات بافت و پستی بلندی های سطح پوست برجسته تر دیده می شود. در نور سخت احتمال بازتاب مستقیم نور از سطح پوست سوژه بیشتر از نور نرم است.

     نوری که مستقیما از منبع تولید کننده ساطع می گردد معمولا سخت است. از روش های دستیابی به نور نرم این است که نور ابتدا به یک سطح ثانوی برخورد کرده و بازتاب آن بطور غیرمستقیم به سوژه برسد. این روشی است که توسط رفلکتور ها بکار می رود. روش دیگر برای ایجاد نور نرم این است که ابتدا نور از میان یک سطح پرده مانند از جنس پارچه یا مواد نیمه شفاف عبور کند و سپس به سوژه بتابد. در این حالت نور خروجی نرم تر از نور اولیه خواهد بود. این مکانیسم در محفظه نور نرم (Soft box) و در دیفیوزر (Diffuser به معنی منتشر کننده) مورد استفاده قرار می گیرد.

نمونه ای از عکاسی پرتره با استفاده از نور نرم (راست) و نور سخت (چپ)

نورپردازی سه نقطه ای (Three Point Lighting)

     این نورپردازی روش سنتی نورپردازی برای عکاسی پرتره است که از سه نقطه مختلف نسبت به سوژه انجام می شود. این سه نور بطور کلاسیک شامل یک نور اصلی (Main Light) است که در زاویه 45 درجه نسبت به دوربین قرار می گیرد و یک نور پرکننده (Fill Light) که آن هم در زاویه 45 درجه نسبت به دوربین ولی در نقطه مقابل نور اصلی قرار داده می شود. نور سوم به عنوان یک نور پشتی (Backlight) است که در پشت و بالای سر سوژه قرار می گیرد.

     البته نورپردازی های مختلفی وجود دارد که در عکاسی پرتره بکار می رود و نورپردازی سه نقطه ای (Three Point Lighting) به عنوان شروع کار عکاسی پرتره و یک روش کلاسیک تلقی می شود و روش های مرسوم دیگری در نورپردازی موجود است که بسیار رایج تر از این نورپردازی می باشند.

 

نورپردازی چهار نقطه ای (Four Point Lighting)

     در این نوع از نورپردازی هر سه نور مورد استفاده در نورپردازی سه نقطه ای بکار می رود و علاوه بر آن از یک منبع نور چهارم شامل یک نور پس زمینه (Background Light) نیز استفاده می شود. کاربرد این نورپردازی عموما در عکاسی است.

نمایش نحوه چیدمان منابع نور در نورپردازی سه نقطه ای و چهار نقطه ای

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                        


منابع:

  1. Jane Conner ziser (2017).The Importance of Light: Classic Portrait Lighting Patterns. Retrieve from www.breathingcolor.com on Oct 9.
  2. Cambridge in colour (2017).Intro to Portrait Lighting. Retrieve from www.cambridgeincolour.com on Jul 8.
  3. Darlene Hildebrandt (2017). Using Facial View and Camera Angle to take Flattering Portraits. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 9.
  4. Photokonnexion(2017). Definition: Key light. Retrieve from www.photokonnexion.com on Jul 8.
  5. Improve Photography (2011). What is a Hair Light? Retrieve from https://improvephotography.com on Jul 9.
  6. Digital Photographer (2017).Essential one light portrait guide, Retrieve from www.techradar.com on Oct 9.
  7. Jane Conner ziser (2017).The Importance of Light: The Five Lights of Nature. Retrieve from www.breathingcolor.com on Oct 9.
  8. Adorama (2017). What is Ambient Light? Retrieve from www.adorama.com on Oct 10.
  9. David Johnson (2017). Catch lights – What are they and why are they important in Portrait Photography? Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 10.
  10. Jeff Smith (2017). Background Light. Retrieve from www.sekonic.com on Oct 10.
  11. Michael Gabriel (2015). An Introduction to Baklight Photography. Retrieve from https://contrastly.com on Oct 10.
  12. Ed Shapiro (2008). Kicker Usage In Fine Portraiture. Retrieve from http://tips.romanzolin.com on Oct 10.
  13. Syl Arena (2012). Lighting for Digital Photography: The Five Characteristics of Light. Retrieve from http://www.peachpit.com on Oct 10.
تعداد بازدید از این مطلب: 323
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

کاربرد هود در لنزها (Lens Hood)


ممکن است برای کسانی که به تازگی علاقه مند به عکاسی شده اند این سوال مطرح شود که هود (Hood) که همراه با لنزها به خریداران ارایه می شود به چه کار می آید و چرا شکل آن در لنزهای مختلف، متفاوت است.

طراحی لنز اصولا برای جلوگیری از ورود نورهای نامطلوب و کاهش شراره نوری (Flare) است ولی تا حدی نیز قابلیت محافظت از لنز در برابر صدمات احتمالی را دارا می باشد.

هود لنز شبیه به یک لوله کوتاه است که از طریق حلقه رابط به ناحیه جلوی لنز متصل می شود. جنس آن معمولا از پلاستیک ضخیم است. هود را بیشتر برای دوربین هایی می سازند که قابلیت تعویض لنز دارند، مثل دوربین های DSLR و یا دوربین های بدون آینه (Mirrorless).

عملکرد هود در جلوگیری از برخورد پرتوهای نور یه سطح لنز

نحوه عملکرد هود

قرار دادن هود بر روی لنز کمک می کند تا از ورود پرتوهای نوری مزاحم که از سمت کناره های لنز به سطح شیشه ای آن برخورد می کنند و منجر به ایجاد شراره نوری یا فلیر (Flare) می شوند، جلوگیری به عمل آید.

اینها نورهایی هستند که برای ثبت تصویر مورد نیاز نیستند. نورهایی که با ایجاد شراره نوری (Flare) منجر به کاهش کنتراست و وضوح تصویر شده و معمولا به صورت شعاع های نورانی، لکه های رنگی و یا اشکال شبح مانند بر روی تصویر تشکیل می شوند.

برای جلوگیری از ایجاد شراره نوری، لازم است از تابش مستقیم نور از منبع نور (مثل خورشید یا یک فلاش) به شیشه عدسی لنزها ممانعت نمود. برای این کار سعی می شود که زاویه لنز با سوژه حتی الامکان با منبع نور در یک راستا نباشد.

در مواقعی که مسیر تابش منبع نور با مسیر دید دوربین زاویه می سازد، یعنی منبع نور در نواحی کناری لنز قرار گرفته است، هود می تواند از برخورد مستقیم پرتوهای نور به سطح شیشه لنز جلوگیری کند.

در سطح داخلی خیلی از هودها خصوصا انواع دایره ای آنها با نمد یا موادی شبیه به آن پوشیده شده است. این لایه باعث می شود تا جای ممکن نورهای ورودی در داخل هود انعکاس نیابند و به سطح شیشه لنز برخورد ننمایند.

کاربرد دیگری که هود دارد، محافظت از صدمات احتمالی به لنز است. این صدمات می تواند از انواع خفیف آن مثل برخورد انگشت به سطح لنز و باقیماندن چربی آن بر روی لنز باشد که زحمت پاک کردن سطح لنز را بدنبال خواهد داشت و یا صدمات بزرگتری همچون وارد شدن ضربه به لنز و یا شکستن عناصر جلوی لنز را شامل گردد. در این موارد اگر بر روی لنز هود نصب شده باشد می تواند ریسک برخورد یا خراشیدگی سطح جلوی لنز را کاهش دهد.

هودهای مورد استفاده در لنز های واید از طول کمی برخوردارند و به همین دلیل اثر محافظتی آنها ناچیز است. بر عکس در لنزهای با فاصله کانونی بلند تر از هودهای بلندتری نیز استفاده می شود. این هودها می توانند ناحیه جلوی لنز را از باران و گرد و خاک نیز محافظت کنند.

عموم هودها را می توان بطور برعکس بر روی لنز قرار داد. در این حالت هود بر روی استوانه بدنه لنز قرار می گیرد. این خاصیت کمک می کند که حمل و نقل آنها بر روی لنز آسان تر شود و بتوان آنها را با لنز به راحتی جابجا نمود

قرارگرفتن برعکس هود بر روی لنز

انواع هود از نظر شکل ظاهری


بر اساس نوع لنز و فاصله کانونی آن، شرکت های سازنده لنز، هودهایی با اشکال مختلف تولید می کنند. شایع ترین انواع آنها را در اینجا بررسی می نماییم:

1) هود گلبرگی (Petal lens hood)

هود گلبرگی (Petal lens hood) یا هود لاله ای (Tulip lens hood) در لنزهای واید و خیلی از لنزهای زوم (Zoom) که دارای فواصل کانونی کوتاه هستند استفاده می شود.

با توجه به شکل خاص این نوع هودها، لازم است که بطور صحیح بر روی لنز بسته شوند. بطوریکه قسمت بازتر و فراخ تر هود در محور افقی دوربین قرار گیرد.

شکل گلبرگی این نوع هودها به گونه ای است که شکاف هایی منحنی شکل بر روی لبه آن وجود دارد بطوریکه قسمت های بالا و پایین لبه هود بلندتر از قسمتهای کناری آن است. این موضوع در لنزهای با فاصله کانونی کم که دارای میدان دید وسیع تری هستند مهم می باشد. زیرا سطح سنسور دوربین به شکل مستطیل افقی است و اگر لبه های کناری هود به بلندی لبه های بالایی آن باشد ، در کناره های تصویر جلوی دید لنز را می گیرد و لبه های هود در گوشه های تصویر دیده شود و در نهایت سایه های سیاهی به نام وینتینگ (Vignetting) در گوشه های عکس تولید می کند. به همین علت در لنزهای واید از هودهای دایره ای شکل که لبه های آن در تمام جهات به یک اندازه است استفاده نمی شود زیرا در این حالت هود می تواند در تصویر نهایی وینتینگ ایجاد کند.

در لنزهای زوم (Zoom) که دارای فواصل کانونی کوتاه می باشند نیز از هودهای گلبرگی استفاده می شود به این دلیل که وقتی لنز بر روی نواحی واید تر لنز تنظیم می شود (Zoom out) هود بتواند نورهای نامطلوب را پوشش دهد بدون اینکه در قاب تصویر دیده شود.

چند نمونه هود لنز از نوع گلبرگی برای لنزهای وایدانگل و زوم

2) هود گرد یا دایره ای (Round lens hood)

هود های گرد یا دایره ای (Round lens hood) شبیه به یک استوانه یا لوله هستند که یک طرف آن کمی بزرگتر است. عموما در در لنزهای پرایم (تک کانونی یا Prime ) و لنزهای با فاصله کانونی بلند (تله فوتو) استفاده می شوند و کمتر در لنزهای زوم (Zoom) بکار می روند. در لنزهای با فاصله کانونی بلند به دلیل اینکه زاویه دید لنز باریک است، اندازه بلندی لبه هود در نواحی بالا و پایین و کناری لنز بر روی ورود نور خیلی تفاوت محسوسی ایجاد نمی کند بنابراین طراحی هودهای این نوع لنزها معمولا به شکل گلبرگی نمی باشد و به صورت هودهای دایره ای ساخته می شوند.

چند نمونه هود لنز از نوع دایره ای برای لنزهای پرایم و تله فوتو

3) هود مربعی یا چهارگوش (Square lens hood)

هود های چهارگوش (Square lens hood) معمولا در لنزهای با فاصله کانونی کوتاه (واید) استفاده می شوند. این هودها کاربردی شبیه به لنزهای دایره ای دارند با این تفاوت که گوشه های مربعی آنها باعث می شود که سایه هود در تصویر نهایی دیده نشود.

از طرفی با توجه به اینکه سطح لنز ها دایره ای است و سنسور، مستطیل شکل می باشد، هنگامی که هود دایره ای بر روی لنز نصب می شود قسمتی از فضای هود در بالا و پایین و همچنین در طرفین اضافی است و می تواند نورهای اضافی از آنجا به دوربین وارد شود. با طراحی چهاگوش هود، سعی شده است تا این فضاهای اضافی در داخل هود حذف شود و کنترل بیشتری بر روی نورهای نامطلوب ایجاد گردد.

از مشکلات هودهای چهارگوش جاگیر بودن آنهاست و حمل و نقل آنها مثل لنزهای دایره ای (یا گلبرگی) راحت نیست. لنزهای دایره ای به راحتی به صورت برعکس بر روی لنز بسته می شوند و جای زیادی در کیف دوربین اشغال نمی کنند.

هود چهارگوش بیشتر در دوربین های فیلمبرداری استفاده می شود و در دوربین های عکاسی کمتر بکار می رود.

یک نمونه هود لنز از نوع چهارگوش

در چه مواقعی از هود استفاده می شود


در مواقعی که خورشید و یا هر منبع نوری در نواحی کناری دوربین قرار گرفته اند استفاده از هود بسیار مفید است و برعکس وقتی منبع نور در سمت دوربین و در ناحیه پشت میدان دید لنز قرار گرفته است و نور آن مستقیما به لنز برخورد نمی کند، نیازی به هود نمی باشد.

ولی عکاسان حرفه ای معمولا در اکثر مواقع یک هود بر روی لنز دوربین خود دارند. در مواردی ممکن است در صحنه، اجسام براقی وجود داشته باشد که نور را با شدت به سمت لنز بازتاب نمایند، در این صورت اگر مسیر بازتابش نور و مسیر دید دوربین در یک راستا نباشد، ممکن است با استفاده از هود بتوان از بازتابش شدید نور به داخل لنز جلوگیری نمود.

خیلی از عکاسان حرفه ای عقیده دارند که تا جای ممکن از هود استفاده شود. یکی از دلایل آن این است که به جز در موارد عکاسی های خاص مثل ماکروگرافی که ممکن است در مواردی استفاده از هود منجر به کاهش نور صحنه شود، عموما وجود هود بر روی لنز اگر مفید هم نباشد، زیانی نیز برای ثبت تصویر نخواهد داشت و گاهی ممکن است حتی از ورود نورهای ضعیف و نامحسوسی که اثرات نامطلوبی بر رنگ و کنتراست تصویر دارند نیز جلوگیری نماید.همچنین وجود هود بر روی لنز می تواند به محافظت لنز کمک کند و از بعضی صدمات احتمالی به لنز جلوگیری نماید.

از طرف دیگر حمل همیشگی هود با لنز دوربین باعث می شود هیچوقت آن را فراموش نکنید. توجه کنید که نگهداری جداگانه هود در هنگام جابجایی تجهیزات عکاسی گاهی سخت می شود، درحالیکه وقتی به لنز متصل است این کار راحت تر انجام می پذیرد.

ممکن است این تصور وجود داشته باشد که کاربرد هود تنها در هنگام عکاسی در محیطهای بیرونی (Outdoor) است. ولی این تصور صحیحی نمی باشد. استفاده از هود در محیط های داخلی (Indoor) بسیار مهم است زیرا در اغلب موارد منابع نوری همچون پنجره، نورهای استودیویی یا لامپ های روشنایی در این محیط ها وجود دارند و استفاده از هود می تواند به جلوگیری از بازتاب نامطلوب پرتوهای نوری و ایجاد شراره نوری کمک کند.

مواردی که نباید از هود استفاده شود


  • در هنگام عکاسی با دوربین هایی که دارای فلاش سرخود (Built in) می باشند ممکن است استفاده از هود، قسمتی از دامنه تابش نور فلاش را مسدود نماید و سایه ای بر روی صحنه ایجاد کند. گاهی این مشکل در خصوص فلاش های خارجی (External) نیز که بر روی دوربین نصب می شوند اتفاق می افتد. در این موارد، هر چه محل قرار گیری فلاش نسبت به دوربین فاصله بیشتری داشته باشد، میزان سایه ایجاد شده در تصویر نیز کمتر خواهد بود. بنابراین همزمان با فلاش بهتر است از هود استفاده نشود و اگر قصد داشتید که از هود استفاده کنید، توصیه می شود از یک فلاش خارجی (اکسترنال) که فاصله مناسبی تا دوربین داشته باشد استفاده گردد. گاهی لازم است با استفاده از رادیوفلاش یا سیم های رایط، فلاش اکسترنال را از دوربین دور نمود تا نور آن بر روی تصویر سایه ایجاد نکند.

    سایه ایجاد شده توسط هود در هنگام استفاده از فلاش دوربین در مقایسه با فلاش خارجی (اکسترنال)
    • در عکاسی ماکرو در مواقعی که سوژه خیلی به لنز نزدیک می شود، وجود هود ممکن است باعث مزاحمت و یا جلوگیری از رسیدن نور کافی به صحنه باشد.
    • هنگام استفاده از فیلترهای پلاریزه (Polarizing filter) اگر هود را بر روی لنز قرار دهید، چرخاندن حلقه تنظیم فیلتر دشوار یا حتی غیرممکن خواهد شد. بنابراین استفاده از هود در این موارد توصیه نمی شود. البته در بعضی از هودها دریچه ای تعبیه شده است که قابل باز شدن است و اجازه می دهد از طریق آن حلقه تنظیم فیلتر پلاریزه در دسترس قرار گیرد و امکان تنظیم آن وجود داشته باشد.

یک نمونه هود که دارای دریچه کشویی است .

نکات قابل توجه برای استفاده از هود


شرکت های سازنده لنز، در بعضی محصولات خود، هود را همراه با لنز می فروشند و در بعضی محصولات لنز را به تنهایی ارائه می دهند و لازم است هود را بطور جداگانه تهیه نمود.

هنگام تهیه و استفاده از هود دقت کنید هود مورد نظر برای فاصله کانونی لنز شما مناسب باشد. هود توصیه شده از طرف شرکت سازنده لنز بهترین گزینه خواهد بود.

هنگام استفاده از هود بایستی دقت نمود که بطور صحیح در جلوی لنز نصب گردد. در صورتیکه حلقه اتصال آن کامل جا نیفتد می تواند منجر به ایجاد سایه در کناره های تصویر گردد.

توصیه می شود وقتی هود را به صورت برعکس بر روی لنز بسته اید اقدام به عکاسی نکنید، زیرا در این حالت دسترسی به حلقه های تنظیم فوکوس و زوم لنز مشکل شده و نیز با توجه به اینکه دست نمی تواند به خوبی لنز را نگهدارد، تسلط بر کنترل دوربین بر روی دست کاهش می یابد.


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                  


منابع:

  1. Peter West Carey (2017). Why You Should Use Your Lens’ Hood. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Mar 8.

  2. Jim Harmer (2018). What Does a Lens Hood Do? Retrieve from https://improvephotography.com on Mar 8.
  3. Marlene Hielema (2014). Lens Hoods: Tube vs. Tulip. Retrieve from www.imagemaven.com on Mar 9.

  4. Studio9 (2016). 3 Reasons Why You Should Start Using a Lens Hood. Retrieve from https://snapshot.canon-asia.com on Mar 9.
  5. David Peterson (2014). How Important is a Lens Hood? Retrieve from www.digital-photo-secrets.com on Mar 10.

  6.  

تعداد بازدید از این مطلب: 378
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

فیلترهای کاهنده نور یا چگالی خنثی (ND Filters)


فیلتر های کاهنده نور یا فیلترهای چگالی خنثی (Neutral Density Filter) که بطور مختصر به آنها فیلتر ان دی (ND) می گویند، فیلترهایی هستند که به منظور کاهش نور ورودی به داخل لنز مورد استفاده قرار می گیرند. عملکرد این فیلترها شبیه به عینک آفتابی است که در جلو چشم قرار گرفته و از میزان نور ورودی به آن می کاهد. فیلتر های ND خاکستری رنگ هستند و مقدار نور ورودی به دوربین را بر اساس میزان تیرگی شان کاهش می دهند. به عبارتی از آنها برای کنترل میزان نوردهی (Exposure) استفاده می شود.

فیلترهای کاهنده نور (ND) بدون اینکه بر روی زمینه رنگی صحنه اثری بگذارند، بطور یکنواخت موجب کاهش نور ورودی به دوربین عکاسی می شوند و به همین علت به آنها فیلتر با چگالی خنثی گفته می شود.

فیلتر ND شبیه به عینک آفتابی نور ورودی به دوربین را کاهش می دهد.

با استفاده از این فیلترها به علت اینکه میزان نور ورودی به دوربین عکاسی کم می شود ، امکان عکاسی با دیافراگم های بازتر و سرعت شاتر طولانی تر فراهم می گردد. خیلی از عکاسان خصوصا عکاسان منظره و طبیعت (Landscape and Nature) از این نوع فیلترها به وفور استفاده می کنند.

نحوه نامگذاری فیلترهای ND

شرکت های سازنده فیلتر به روش های مختلفی آنها را نامگذاری می کنند. شماره های هر فیلتر بنشان دهنده میزان تیرگی یا چگالی آنها و در نتیجه قدرت آنها در مقدار کاهش نور صحنه می باشد.

بعضی از شرکت ها مثل Cokin ، Hoya و B+W از سیستم نامگذاری 2x استفاده می کنند. به این صورت که به ازای هر یک گام (f-stop) که فیلتر از میزان نور ورودی به دوربین می کاهد، یک ضریب 2 به شماره فیلتر اضافه می شود. به عبارتی یک فیلتر ND که به اندازه یک گام (استاپ) نور را کم می کند به صورت ND2 نمایش داده می شود و یک فیلتر ND که به اندازه 3 گام ، نور را کم می نماید به صورت ND8 شناخته می شود. زیرا در این مورد سه بار ضریب 2 بکار رفته است (به ازای هر استاپ یک ضریب 2 ) یعنی ( 2x2x2=8 ). پس فیلتری که 4 استاپ نور را کم کند، ND16 و فیلتری که 10 استاپ نور را کم کند ND1024 نامیده می شود. فیلتر ND1024 را گاهی به نام ND1000 نیز می نامند.

بعضی شرکت ها مثل Leica شماره فیلتر را به همان شکل ضریب 2 ولی در کنار حرف x نشان می دهند. مثلا یک فیلتر ND با کاهشی به اندازه 2 استاپ در نور ورودی را به شکل 4x و یک فیلتر با کاهشی به اندازه 5 استاپ را به شکل 32x نمایش می دهند. (2x2x2x2x2=32)

شرکت های دیگری همچون Tiffen و Lee از روش دیگری برای نام گذاری فیلترها استفاده می کنند. در این روش به ازای هر گام (f-stop) کاهش نور، عدد 0.3 (به اندازه مقدار چگالی اپتیکی آن ) به شماره فیلتر اضافه می شود. یعنی یک فیلتر ND که به اندازه یک گام (استاپ) نور را کم می کند به صورت ND 0.3 نمایش داده می شود و یا مثلا یک فیلتر که 4 استاپ نور را کم می کند به صورت ND1.2 نمایش داده می شود. (0.3+0.3+0.3+0.3=1.2) و همینطور در فیلترهای تیره تر به ازای هر استاپ کاهش نور، عدد 0.3 به عدد قبلی اضافه می شود.

نوع دیگری از نامگذاری نیز انجام می شود که شماره فیلترها بر اساس تعداد گام (استاپ)هایی است که در مقدار نور کاهش ایجاد می کنند. در این روش، عدد استاپ مستقیم ذکر نمی شود، بلکه در کنار عدد 1 و حروف ND نمایش داده می شود. (ND 1xx) مثلا فیلتر با شماره ND103 یعنی توانایی کاهش نور آن 3 استاپ است. یا ND105 و ND112 به ترتیب 5 و 12 استاپ در نور ورودی به دوربین کاهش ایجاد می کنند.

هر چه فیلتر از مقدار نور بیشتری ممانعت کند، رنگ تیره تری خواهد داشت. بطور کلی در همه انواع شماره گذاری فیلترهای ND ، فیلترهای با شماره بالاتر نسبت به فیلترهای با شماره کمتر از چگالی یا تیرگی بیشتری برخوردارند.

مقایسه چند سیستم نامگذاری فیلتر های کاهنده نور (ND)

کاربرد فیلترهای کاهنده نور

با بکارگیری یک فیلتر کاهنده نور (ND) می توان کنترل بیشتری بر روی نوردهی تصویر ایجاد نمود. استفاده از این فیلتر ها کمک می کند تا شما بتوانید با سرعت های پایین تر شاتر و یا دیافراگم های بازتری عکاسی کنید.

وقتی از یک فیلتر ND4 استفاده می شود، میزان نور ورودی به دوربین به اندازه 2 گام (Stop) کاهش خواهد یافت، بنابراین برای جبران نوردهی لازم است سرعت شاتر نسبت به قبل از قراردادن فیلتر، به میزان 4 برابر کاهش یابد. یا در فیلتر ND16 ، برای جبران نوردهی لازم است سرعت شاتر را 16 برابر کم نمود (یعنی معادل 4 گام) و یا اگر تنظیمات دوربین اجازه دهد اندازه روزنه دیافراگم (Aperture) را به اندازه 4 گام (f-stop) بازتر کرد.

نمایش تاثیر فیلتر ND با چگالی های مختلف بر روی تصویر

از فیلترهای کاهنده نور می توان برای گرفتن تصاویر با نوردهی طولانی (Long Exposure Photography) استفاده نمود. در این حالت اجسام متحرک به علت سرعت پایین شاتر به شکل محو (Motion blur) در تصویر دیده می شوند.

مثلا فرض کنید در محیط بیرون، قصد دارید از یک رودخانه طوری عکس بگیرید که جریان آب بصورت نرم و صاف دیده شود و از طرفی به علت نور زیاد محیط، امکان کاهش سرعت شاتر به اندازه کافی وجود ندارد. در این شرایط می توانید با استفاده از یک فیلتر ND مناسب با کم کردن چند استاپ از نور محیط، شرایط را برای کاهش سرعت شاتر و امکان نوردهی طولانی فراهم نمایید. هر چه نور محیط صحنه بیشتر باشد، از فیلترهای ND با شماره بالاتر استفاده می شود. مثلا با استفاده از یک فیلتر ND8 می توان با همان نوردهی قبلی به میزان 8 برابر سرعت شاتر را کم کرد و به عنوان مثال از این طریق حرکت آب در رودخانه یا آبشار را دچار کشیدگی و در نتیجه حالت آن را نرم و محو (Blur) نمود.

خیلی از عکاسان اندازه تیرگی فیلتر ND مورد استفاده برای نرم کردن حرکت ابر یا حرکت آب در آبشار را حداقل به میزان 6 تا 8 استاپ توصیه می کنند.

تاثیر بکارگیری فیلتر کاهنده نور در نرم کردن حرکت ابرها و امواج سطح دریاچه

استفاده از فیلتر ND می تواند برای شما این امکان را فراهم کند تا از دیافراگم های بازتر و عمق میدان (DOF) باریک تر استفاده کنید. در شرایط پرنور، اگر بخواهید برای ایجاد یک عمق میدان باریک از اندازه های بزرگ روزنه دیافراگم استفاده کنید، ممکن است حجم نور زیاد باشد. با بکارگیری یک فیلتر ND بدون نیاز به افزایش بیش از حد سرعت شاتر، نور ورودی کاهش داده شده و برای تنظیم نوردهی می توانید روزنه دیافراگم را بازتر کنید که در نتیجه آن، عمق میدان باریکی در تصویر ایجاد خواهد شد. این روش معمولا توسط عکاسان پرتره (Portrait) و یا عکاسان عروسی (Wedding) زیاد استفاده می شود. در این موارد معمولا فیلتر های ND با اندازه تیرگی در حدود 3 تا 9 استاپ کاهش نور توصیه می شود.

فیلترهای ND با شماره زیاد (معمولا بیش از 16 استاپ کاهش نوردهی) در عکاسی از خورشید (Solar Photography) یا خورشید گرفتگی (Solar Eclipse) استفاده می شوند.

بطور کلی شایعترین نوع فیلترهای ND مورد استفاده توسط عکاسان، فیلترهایی هستند که میزان کاهش نور در آنها به اندازه 1 ، 2 و 3 گام (استاپ) می باشد.

با استفاه از فیلتر کاهنده نور می توان از دیافراگم های بازتری استفاده نمود.

انواع فیلترهای کاهنده نور (ND)


فیلترهای ND معمولا از جنس شیشه یا رزین و به اشکال مختلفی ساخته می شوند. بعضی از آنها دایره شکل هستند و مستقیما بر روی دهانه لنز نصب می گردند. انواع دیگری به شکل مربع یا مستطیل ساخته شده اند و از طریق یک پایه نگهدارنده (Holder) که با واسطه یک حلقه (Adapter Ring) بر روی لنز نصب شده است، در مقابل لنز قرار می گیرند.

معمولا این پایه های نگهدارنده اجازه می دهند که دو یا سه عدد فیلتر بطور همزمان در جلوی لنز قرار داده شود. در این موارد قدرت فیلترها با یکدیگر جمع می شود. مثلا اگر یک فیلتر ND2 (یک استاپ کاهش نور) و یک فیلتر ND4 (با دو استاپ کاهش نور) را با هم بکار ببریم، نتیجه حاصل معادل یک فیلتر ND8 با 3 استاپ کاهش نور خواهد بود. به این روش که از چند فیلتر بر روی یکدیگر استفاده می شود، تکنیک پشته سازی (Stacking Technique) فیلترها گفته می شود.

نحوه نصب نگهدارنده، حلقه اتصال و فیلتر مربعی بر روی لنز و نمایش تکنیک پشته سازی فیلترها

چندین نوع فیلتر ND ساخته شده است که شایعترین انواع آن به این شرح است:

الف) فیلتر کاهنده نور یا چگالی خنثی ساده (Straight Neutral Density) یا ND

این فیلترها در تمام سطح خود دارای تیرگی یکنواختی هستند و نور کل صحنه را بر اساس میزان درجه تیرگی، بطور یکسان کاهش می دهند.

ب) فیلترهای کاهنده نور تدریجی (Graduated ND) یا GND

نوعی فیلتر کاهنده نور (ND) است که تمام سطح آن تیره نیست و در حدود نصف آن را ناحیه ای شفاف پوشانده است بطوریکه تیرگی فیلتر از ناحیه تیره به سمت شفاف به تدریج کاهش می یابد تا کاملا محو شود. این نوع فیلترها به نام فیلترهای کاهنده نور تدریجی (Graduated ND) نامیده می شوند. فیلترهای کاهنده نور تدریجی عموما به شکل مستطیل ساخته می شوند و از طریق پایه نگهدارنده در جلو لنز قرار می گیرند. به دلیل کاربرد زیاد آنها در ادامه مبحث به این نوع فیلتر بیشتر خواهیم پرداخت.

چند نمونه فیلتر کاهنده نور ساده و تدریجی به شکل های دایره و مستطیل

ج) فیلترهای کاهنده نور متغیر (Variable ND) یا VND

این فیلترها قابلیت تغییر در میزان فیلترینگ نور را دارند. به عبارتی می توان مقدار تیرگی و کاهش نور را در آنها تغییر داد. انواع مختلف آنها از 2 تا 8 گام (استاپ) قابلیت تغییر در افزایش یا کاهش میزان عبور نور را دارا می باشند. معمولا به شکل دایره ساخته شده اند و با کمک حلقه ای که بر روی فیلتر تعبیه شده است، افزایش یا کاهش تیرگی در فیلتر تنظیم می شود.

از معایب این فیلترها این است که گاهی در حالتی که بر روی حداکثر تیرگی تنظیم شده اند، موجب ایجاد بافت ظریفی بر روی تصویر می گردند. اگر چنین حالتی ایجاد شد، بایستی کمی حلقه تنظیم آن را به عقب برگرداند تا بافت ایجاد شده برطرف گردد.

د) فیلترهای کاهنده نور مرکزی (Central ND) یا CND

در این نوع فیلتر ها ، ناحیه مرکزی فیلتر نسبت به نواحی محیطی آن تیره تر است. این فیلترها بیشتر برای لنزهای زاویه باز (واید انگل) شدید استفاده می شوند تا تعادل نوردهی را در سطح آنها ایجاد نمایند. امروزه کاربرد این نوع فیلترها بسیار محدود شده است.

هـ) فیلترهای پلاریزه (Polarizing Filter)

اگر چه این فیلترها را اصولا در رسته فیلترهای ND طبقه بندی نمی کنند، ولی اکثر فیلترهای پلاریزه دارای خاصیت کاهش نور در حدود 2 گام (استاپ) می باشند. به همین علت هنگام استفاده از آنها باید به این موضوع توجه نمود تا تنظیمات نوردهی دوربین به درستی انجام پذیرد.

چند نمونه فیلتر کاهنده نور متغیر و مرکزی

فیلترهای کاهنده نور تدریجی (Graduated ND)


فیلتر های کاهنده نور تدریجی (Graduated ND) همانند فیلترهای ND هستند با این تفاوت که نصف آنها شفاف و نصف دیگر تیره است و ناحیه ای در وسط آنهاست که به تدریج ناحیه تیره را به ناحیه شفاف وصل می کند. بنابراین تاثیر تیرگی فیلتر ND در سرتاسر سطح شیشه ای آن اعمال نمی گردد. فیلتر های کاهنده نور تدریجی به نام GND و یا بطور مخفف Grad نیز گفته می شوند.

این نوع فیلترها بیشتر برای کنترل نور شدید آسمان بکار می روند. با استفاده از آنها می توان آسمان را تاریک تر نمود بدون اینکه نور پیشزمینه تصویر (در ناحیه زمین) کاهش یابد.

اکثر این نوع فیلتر ها خصوصا انواع مستطیلی آنها که از طریق یک نگهدارنده در جلو لنز قرار می گیرند، این قابلیت را دارند که با بالا و پایین کردن آنها سطح تیره فیلتر که تاثیر کاهندگی نور توسط آن انجام می گیرد به سمت بالا و پایین جابجا شود. وقتی که ناحیه تیره فیلتر به سمت بالا قرار داده شود، با حرکت دادن فیلتر به سمت پایین ، میزان بیشتری از سطح صحنه در منطقه تیره قرار می گیرد و برعکس با بالا بردن فیلتر ناحیه کمتری از سطح بالای صحنه توسط تیرگی فیلتر پوشش داده می شود.

در عکاسی از یک منظره مثل ساحل دریا که اختلاف نور زیادی بین نواحی پیشزمینه صحنه با آسمان وجود دارد، اگر نورسنجی بر روی آسمان انجام شود، پیشزمینه تاریک می شود و اگر نورسنجی بر روی ساحل انجام شود، آسمان بسیار پر نور خواهد شد و جزئیات آن از بین می رود. حال اگر در این شرایط از فیلتر کاهنده نور تدریجی (Graduated ND) استفاده کنید بطوریکه قسمت تیره آن بر روی آسمان تنظیم شود، فاصله بین اندازه روشنایی آسمان تا تاریکی زمین به حداقل خواهد رسید. با کمک این فیلتر می توان بدون اینکه اثری بر روی نور پیشزمینه گذاشت، نور آسمان را محدود نمود و در این حالت دوربین با تنظیمات نوردهی، جزئیات تصویر در هر دو منطقه روشن و تاریک صحنه را ثبت نماید.

تاثیر فیلتر کاهنده نور تدریجی بر روی نور آسمان

فیلتر های کاهنده نور تدریجی معمولا به دو صورت تولید می شوند. در نوعی از آن قسمت تیرگی فیلتر به آرامی به ناحیه شفاف تبدیل می شود و محو شدگی (Fade) آن در مسافت بلندتری در سطح فیلتر اتفاق می افتد.

به این نوع فیلتر ها، کاهنده نور تدریجی با لبه نرم (Soft edge) گفته می شود. انواع دیگری از فیلترهای کاهنده نور تدریجی وجود دارند که این محوشدگی در فاصله بین ناحیه تیره تا ناحیه روشن به سرعت اتفاق می افتد و یک لبه تند با تغییر ناگهانی در تیرگی در سطح فیلتر اتفاق می افتد. به این نوع، فیلتر کاهنده نور تدریجی با لبه سخت (Hard edge) گفته می شود. امروزه می توان اثرات فیلتر کاهنده نور تدریجی را توسط

مقایسه فیلترهای کاهنده نور تدریجی با لبه نرم و سخت

 نرم افزارهای ویرایش تصویر همچون فوتوشاپ نیز بر روی عکس اعمال نمود. البته اگر اختلاف گام (استاپ) بین نور نواحی روشن و تاریک زیاد باشد ممکن است این اصلاح در محدوده عملکرد دوربین و نیز نرم افزار قرار نگیرد. به همین علت در مواردی که اختلاف نور در نواحی تاریک و روشن تصویر زیاد می باشد، بهتر است اگر از فیلتر کاهنده نور تدریجی (Graduated ND) استفاده نمی کنید، از روش برکتینگ (Bracketing) استفاده کنید، یعنی چند عکس با نوردهی های مختلف از صحنه مورد نظر خود بگیرید و با روش HDR عکس نهایی را با اصلاح نوردهی بدست آورید.

استفاده از فیلتر کاهنده نور تدریجی(GND) معایبی نیز دارد. یکی اینکه در موارد زیادی پیش می آید که منظره مقابل دوربین تخت نیست و دارای پستی و بلندی هایی می باشد که سطح افق را قطع کرده است مثل یک درخت یا ساختمان، در حالیکه فیلتر کاهنده نور تدریجی در سطح صاف عمل می کند و این موضوع باعث می شود در هنگامی که محل تلاقی آسمان و پیشزمینه صاف نیست و خط افق کاملا وجود ندارد، نواحی خاصی از صحنه بطور نامناسبی نوردهی شده و اثر فیلتر بر روی عکس بطور نامطلوبی دیده شود.

از معایب دیگر فیلتر کاهنده نور تدریجی اینکه فیلترهایی که از نظر کیفیت بالا هستند گران قیمت نیز می باشند و تهیه آنها نیاز به صرف هزینه بیشتری خواهد داشت.

تاثیر فیلتر کاهنده نور تدریجی در تصویری از دریاچه خلیج فارس در منطقه چیتگر تهران

نکات قابل توجه در هنگام استفاده از فیلترهای کاهنده نور


• در فیلترهای ND که دارای تیرگی یا چگالی بالایی هستند ، هر چه درجه غلظت تیرگی آنها بیشتر باشد، فیلتر تیره تر دیده می شود و از میزان شفافیت آن به میزان زیادی کاسته می شود. بنابراین ممکن است در هنگام عکاسی سیستم فوکوس خودکار (Autofocus) دوربین نتواند به خوبی عمل کند. در این موارد بهتر است ابتدا بدون استفاده از فیلتر نواحی مورد نظر را فوکوس کنید و سپس سیستم خودکار فوکوس را به حالت دستی تغییر دهید تا فوکوس دوربین در هنگام فشردن دکمه شاتر از تنظیم خارج نشود. سپس فیلتر ND را بر روی لنز قرار داده و عکس بگیرید.

• بایستی اندازه فیلتر مورد استفاده با اندازه دهانه لنز شما متناسب باشد تا ایجاد سایه در اطراف تصویر (Vignetting) نکند. این موضوع خصوصا در فیلترهای مربعی یا مستطیلی که بوسیله نگهدارنده در جلوی لنز قرار می گیرند صادق است. بنابراین در صورت تغییر لنز دوربین و در نتیجه تغییر اندازه دهانه لنز (در لنز جدید)، لازم است از فیلتری با اندازه مناسب با آن استفاده شود.

• اگر از فیلترهای ND با شماره بالا برای عکاسی از خورشید استفاده می کنید، توجه اکید داشته باشید که به هیچ وجه از منظره یاب چشمی دوربین برای مشاهده خورشید استفاده نشود و فقط از درون مونیتور در حالت نمای زنده (Live view) یا از منظره یاب های الکترونیکی استفاده کنید. فیلترهای ND در مقابل اشعه های مادون قرمز (IR) و ماورای بنفش (UV) هیچ گونه محافظتی ایجاد نمی کنند.

 


گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                          


منابع:

  1. Elliot Hook (2013). 8 Tips for Long Exposure Photography. Retrieve from http://digital-photography-school.com on Jan 17.
  2. Peter Sawyer (2010). Quick Tip: When and How to Use a Neutral Density Filter. Retrieve from https:// photography.tutsplus.com on Jan 17.
  3. Andrew S. Gibson (2017). How to Use Neutral Density Filters to Make Better Landscape Photo. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Jan 18.
  4. Todd Vorenkamp (2017). A Guide to Neutral Density Filters. Retrieve from www.bhphotovideo.com on Jan 18.
  5. Jeff Meyer (2017). 5 essential photography filters (and why you can't live without them!). Retrieve from www.techradar.com on Jan 19.
تعداد بازدید از این مطلب: 463
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

گراند پاد یا پایه بشقابی (Ground pod)


     گراند پاد (Ground pod) که به آن پایه بشقابی نیز می گویند، بیشتر برای عکاسی از طبیعت و خصوصا در عکاسی حیات وحش (Wildlife) و عکاسی از پرندگان استفاده می شود.

     گراند پاد شبیه به سه پایه در زیر دوربین یا لنز نصب می شود. شکل بشقاب مانند آن کمک می کند که این پایه در هنگامیکه بر روی زمین قرار گرفته است، خصوصا در جایی که زمین نرم است، مثل شنزار یا گل و لای، به داخل زمین فرو نرود. همچنین لبه های بلند بشقاب آن باعث می شود تا حدی از ورود شن، آب، برف یا گل و لای به داخل آن جلوگیری شود.

عکاس حیات وحش از یک پایه بشقابی (Ground pod) استفاده می کند.

     ساختمان آن معمولا از یک بشقاب نسبتا عمیق از جنس فلز یا پلاستیک ساخته شده است که در وسط آن دارای پیچی می باشد که بر روی آن سر (Head) سه پایه و یا گیره آزادسازی سریع (Quick Release) متصل می گردد و از طریق آنها دوربین عکاسی یا لنزهای تله فوتو بر روی آن نصب می گردد. می توان از هر نوع سر سه پایه ای بر روی آن استفاده نمود.

     همچنین در انواعی از گراندپادها، قسمتی شبیه به دسته ماهیتابه تعبیه شده است که بر روی آن سوراخی وجود دارد که برای قرار دادن آن روی دیوار یا بستن به جایی( مثلا کوله پشتی) بکار می رود.

یک نمونه پایه بشقابی (گراندپاد) و طریقه قرارگرفتن سر سه پایه و گیره آزادسازی سریع بر روی آن.

     برای عکاسی از پرندگان و حیات وحش، پایه بشقابی ارتفاع مناسبی دارد. با استفاده از آن می توان دوربین را در سطح چشمان حیوانات (Eye level) قرار داد. اما وقتی سوژه کوچک است و بر روی زمین قرار دارد، استفاده از آن کمی مشکل می شود.

     کار با پایه بشقابی (Ground Pod) ساده است. معمولا در حالیکه فرد بر روی زمین دراز کشیده است، با حرکت دادن گراند پاد، کشیدن یا هل دادن آن، موقعیت مناسب برای قرارگیری دوربین را تعیین می کند. گرد بودن گراند پاد، باعث می شود در هنگام استفاده انعطاف پذیر و راحت باشد.

     برای عکاسی به صورت قطع پرتره، برای نصب دوربین عکاسی بر روی گراند پاد ، می توان از گریپ باطری استفاده کرد. همچنین در مواقعی که از لنز تله فوتو استفاده می شود و لنز بر روی گراند پاد نصب گردیده است، با چرخاندن لنز در داخل حلقه تنظیم پایه لنز، می توان دوربین را به حالت عمودی قرار داد.

موقعیت عکاس هنگام استفاده از پایه بشقابی

ساخت ابزار جایگزین

     ساده ترین جایگزین برای پایه بشقابی (Ground Pod) این است که خودتان یک وسیله دست ساز تهیه کنید. به این صورت که یک ماهیتابه گرد و عمیق در اندازه متوسط تهیه می کنید، وسط آن را سوراخ نموده و یک پیچ مناسب از میان آن عبور می دهید. البته این وسیله کمی وزنش بیشتر از گراند پاد خواهد بود و همچنین انتهای پیچ اتصال آن از زیر بشقاب ماهیتابه بیرون می ماند و باید هنگام استفاده مواظب باشید که به جایی گیر نکند.

ساخت یک گراندپاد با استفاده از یک ماهیتابه و پیچ مناسب

کاربرد های آن

     پایه بشقابی (گراند پاد) اصولا برای عکاسی از سطح پایین (Low shooting position) مناسب است. این وسیله بیشتر در عکاسی از پرندگان و حیات وحش مورد استفاده قرار می گیرد. مناطقی مثل ساحل دریا یا رمل های ماسه ای مکان هایی هستند که گراندپاد ها بهترین عملکرد را خواهند داشت.

     اگر چه در موارد دیگر نیز که عکاس بر روی زمین دراز می کشد یا در سطح پایین عکاسی می کند نیز بسیار مفید می باشد. در این موارد استفاده از پد های زانو و آرنج نیز می تواند به عکاس کمک کند تا راحت تر موقعیت خود را بر روی زمین تنظیم نماید. گراند پاد را می توان در مناطق پوشیده از گل و لای، بر روی برف، بر روی آب های سطحی و کم عمق، علفزار و سایر مناطق بکار برد.

     در صورت لزوم برای سنگین کردن گراند پاد و جلوگیری از لرزش آن می توان کیسه های لوبیا یا شن بر روی بشقاب آن قرار داد تا وزنش افزایش یابد.

     در عکاسی از حیات وحش در زوایای پایین، برای مخفی کردن دوربین از دید حیوانات از گراندپاد نیز به عنوان پایه دوربین استفاده می شود و معمولا به کمک آن راحت تر از سه پایه می توان دوربین را استتار کرد.

اتصال سر سه پایه گیمبال بر روی پایه بشقابی (گراندپاد)

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری             


منابع:

  1. Bryan Carnathan (2015). NatureScapes Skimmer Ground Pod II Review. Retrieve from www.the-digital-picture.com on Apr 21.
  2. Jari Peltomaki (2017). The beauty of low angle in bird photography. Retrieve from http://finnature.com on Apr 22.
  3. Jari Peltomaki (2017). Secrets of Digital Bird Photography Tools and Techniques: Accessories. Retrieve from www.digitalbirdphotography.com on Apr 22.
  4. Jeff Waugh (2013). Super-Telephoto Lens Support Options. Retrieve from www.jeffwaugh.com on Apr 23.
تعداد بازدید از این مطلب: 398
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

 تجهیزات جانبی


نکات مهم در انتخاب و خرید سه پایه (Tripod)


     سه پایه (Tripod) یکی از ابزارهایی است که در عکاسی به وفور استفاده می شود. این وسیله برای ثابت نگه داشتن دوربین عکاسی خصوصا در شرایط نوری نامناسب بکار می رود. سه پایه علی رغم اینکه یکی از ابزارهای مهم و کاربردی در عکاسی است ولی معمولا برای تهیه آن دقت کافی نمی شود. با تولید دوربین های عکاسی جدید و سیستم های ضد لرزش (Image Stabilization) بر روی لنزها به میزان زیادی تاری عکس ها در اثر لرزش دوربین کاسته شده است ، با این وجود سه پایه را هنوز می توان به عنوان قابل اعتماد ترین وسیله برای جلوگیری از لرزش دوربین عکاسی در نظر گرفت.

     سه پایه های موجود در بازار از لحاظ وزن، بلندی، میزان تحمل بار ، نوع سر (head) ، قیمت و ... دارای تنوع بسیار زیادی است و این موضوع همیشه این سوال را خصوصا برای غکاسان تازه کار مطرح می کند که کدام سه پایه انتخاب مناسب تری است. برای اینکه بتوان به این سوال پاسخ داد ابتدا لازم است شایعترین کاربردهای سه پایه در عکاسی را بطور مختصر مرور کنیم.

ثابت نگه داشتن دوربین از کاربردهای اصلی سه پایه است.

کاربردهای سه پایه در عکاسی


     سه پایه در عکاسی کاربردهای متنوعی دارد و هر فردی ممکن است بعضی از کاربردهای آن را استفاده نماید. تعدادی از شایعترین آنها عبارت است از:

  • در شرایطی که نور محیط کم است، برای اینکه بتوان از اندازه های کوچکتر روزنه دیافراگم استفاده کرد(برای تامین عمق میدان بیشتر) و یا امکان استفاده از ISO پایین تر فراهم گردد، لازم است دوربین بر روی سرعت های پایین شاتر تنظیم شود تا جبران نوردهی اتفاق افتد. در این حالت و همچنین در شرایطی که به نوردهی طولانی (Long Exposure) نیاز است، مثل عکاسی بدون فلاش در شب، عکاسی از آسمان شب، عکاسی از آتش بازی و موقعیت های دیگری از این دست، برای جلوگیری از لرزش دوربین عکاسی و ایجاد تاری در تصویر از سه پایه استفاده می شود.

  • وزن دوربین های عکاسی DSLR اصولا زیاد است خصوصا وقتی از لنزهای تله فوتو استفاده شود، در این موارد استفاده از سه پایه می تواند از خستگی عکاس در بلند مدت بکاهد.
  • با کمک سه پایه می توان ترکیب بندی کادر تصویر را با دقت بیشتری انجام داد.
  • برای گرفتن عکس HDR که لازم است کادر تصویر در نوردهی های مختلف دقیقا یک کادربندی داشته باشد، سه پایه مورد نیاز است.
  • در عکاسی پانوراما، استفاده از سه پایه می تواند در هدایت مسیر حرکت دوربین در هنگام گرفتن عکس های متوالی و افزایش دقت در کادربندی بسیار مفید باشد.
  • عکاسی در هنگام شب و عکاسی از آسمان شب، ماه و ستارگان و نیز سایر انواع عکاسی در شب همچون نقاشی با نور (Light painting) با کمک سه پایه انجام می پذیرد.
  • در عکاسی کلوزآپ و ماکرو که باید خیلی به سوژه نزدیک شد و کوچکترین تغییر فاصله دوربین از سوژه می تواند در وضوح تصویر تاثیر گذارد، از سه پایه استفاده می شود.
  • هنگام عکاسی از سوژه های متحرک برای ایجاد تاری حرکت (Motion blur) همچون عکاسی از رودخانه یا آبشار، به دلیل نیاز به سرعت های پایین شاتر، سه پایه بسیار کاربردی است.
  • برای نگهداری تجهیزات عکاسی همچون فلاش یا رفلکتور می توان از سه پایه استفاده نمود.
  • گاهی اوقات زاویه مورد نظر برای عکاسی وقتیکه دوربین را در دست گرفته ایم میسر نمی شود ولی می توان دوربین عکاسی را با کمک یک سه پایه در موقعیت مطلوب قرار داد.
  • وقتی عکاس بخواهد با استفاده از تایمر یا ریموت کنترل از خودش عکس بگیرد (Self Portrait) می تواند از یک سه پایه استفاده کند.
بکارگیری سه پایه در شرایط کم نور محیط

معایب استفاده از سه پایه:

     علی رغم کاربردهای زیادی که سه پایه در عکاسی دارد، می توان معایبی نیز برای کار با آن برشمرد:

  • سه پایه اصولا وسیله سنگینی است. بطوریکه در انواع سبک وزن آن که از جنس فیبر کربن است نیز در حمل کردن بلند مدت، وزن قابل توجهی خواهد داشت.
  • شکل و اندازه آن حتی در انواع کوچک، نامناسب و اصطلاحا بدبار است و برای حمل شدن مزاحمت ایجاد می کند.
  • در محیط های شلوغ استفاده از آن مشکل است و دست و پا گیر می باشد.
  • انواع خوب سه پایه معمولا گران قیمت است و هزینه قابل توجهی نیاز دارد.
  • قرار دادن دوربین عکاسی بر روی سه پایه و آماده سازی آن نیاز به زمان دارد و ممکن است در این فاصله سوژه عکاسی از دست برود.
  • در صورت استفاده ناصحیح از سه پایه و یا بکار بردن انواع نامناسب، می تواند به راحتی به دوربین و یا لنز صدمه برساند.
چند روش برای حمل سه پایه

اجزای اصلی تشکیل دهنده سه پایه:

     در این قسمت بطور مختصر اجزای اصلی سه پایه معرفی می شوند. پس از آن در ادامه بحث اهمیت و ویژگی های هر قسمت شرح داده خواهد شد.

  1. پایه ها (Legs)

    طول پایه در سه پایه های مختلف متفاوت است. پایه ها از چند قطعه تشکیل می شوند (معمولا از 3 یا 4 قطعه) که به صورت تلسکوپی به داخل یکدیگر می روند و از این طریق طول پایه ها کوتاه و بلند می گردد. جنس پایه ها از مواد مختلفی ساخته می شود که شایعترین آنها آلومینیوم و فیبر کربن است. البته سه پایه هایی از جنس بازالت، پلاستیک، فولاد یا آلیاژها و فلزات دیگری همچون منیزیوم و روی نیز ساخته شده است.

  2. سر (Head)

    سر یا هد سه پایه قسمتی از سه پایه است که دوربین عکاسی از ناحیه بدنه یا لنز بر روی آن نصب می گردد. سر سه پایه انواع مختلفی دارد که بعضی از آنها کاربردهای ویژه ای دارند. در ادامه مطلب شایعترین انواع سر در سه پایه ها شرح داده خواهد شد.

  3. ستون مرکزی سه پایه (Center Column)

    ستون مرکزی سه پایه یا (Centerpoint) قطعه ای میله ای شکل است که در ناحیه میانی سه پایه قرار گرفته است و اجازه می دهد که سر (هد) سه پایه به سمت بالا و پایین جابجا گردد. در بعضی انواع سه پایه ها ستون مرکزی نسبت به پایه های سه پایه، قابلیت صلیبی شدن دارد یعنی می توان آن را به صورت افقی با زاویه 90 درجه نسبت به خط عمود قرار داد.

  4. کفی(Feet)

    به ناحیه ای از پایه ها که بر روی زمین قرار می گیرد، کفی می گویند. کفی در سه پایه های حرفه ای قابلیت تعویض دارد. در بعضی انواع آن با انجام تنظیماتی برای استفاده بر روی سطوح صاف و نرم یا سطوح سخت و زبر تغییر حالت می دهند.

  5. اتصالات و سایر متعلقات

    در برخی انواع سه پایه ها قسمت هایی تعبیه شده است که قابلیت اتصال به بازوهای اضافی را دارد. این بازوها برای اتصال تجهیزات جانبی دوربین همچون فلاش، چراغ های نورپردازی، رفلکتور و غیره بکار می روند.

    در بعضی سه پایه ها در انتهای ستون مرکزی و در بعضی دیگر بر روی بدنه اصلی سه پایه، یک قلاب یا ناحیه قلاب مانند وجود دارد تا بتوان وسیله ای مثل کیف دوربین را به آن آویزان نمود. این کار منجر به افزایش وزن سه پایه شده و در ثبات آن بر روی زمین کمک می کند.

    تراز شیشه ای (حباب دار) بر روی بعضی انواع سه پایه ها وجود دارد. با استفاده از آن می توان سه پایه را در سطح افقی تنظیم نمود.

    سه پایه های ارزان قیمت معمولا قابلیت تعویض اجزاء را ندارند و عموما دارای سر ثابت می باشند. سه پایه های حرفه ای معمولا قابلیت تعویض و اتصال انواع سر و کفی را دارند.

سه پایه و اجزاء تشکیل دهنده آن

عوامل موثر در انتخاب سه پایه


     وقتی کسی قصد دارد برای عکاسی یک سه پایه تهیه کند با انتخاب های متنوع و گوناگونی روبرو خواهد بود. مثلا یک سه پایه کوچک و جمع و جور بخرد یا یک سه پایه سنگین و بزرگ. توجه داشته باشید که با در نظر گرفتن عوامل مختلف و آشنایی با ویژگی های هر سه پایه می توانید سه پایه مناسب خود را بهتر انتخاب کنید.

الف) میزان تحمل وزن 

     سه پایه های مختلف برای نگهداشتن دوربین عکاسی، وزن خاصی را پشتیبانی می کنند. استفاده از دوربین و تجهیزات سنگین بر روی یک سه پایه که فقط برای نگهداشتن چند کیلوگرم طراحی شده است مناسب نمی باشد و امکان صدمه زدن و تخریب دوربین، لنز و یا خود سه پایه وجود خواهد داشت. مسلما عملکرد چنین سه پایه ای نیز برای اهداف عکاسانه ضعیف و نامطلوب می باشد.

     به حداکثر وزنی که سه پایه می تواند تحمل کند بدون اینکه ثبات و عملکرد آن از بین برود، ظرفیت بار (Load Capacity) گفته می شود. قبل از خرید سه پایه لازم است از ظرفیت بار سه پایه مورد نظر آگاهی داشته باشید. توصیه می شود با توجه به تجهیزاتی که دارید، سه پایه ای خریداری شود که بتواند حداقل یک و نیم برابر بیشتر از مجموع وزن دوربین و سنگین ترین لنز شما را پوشش دهد. اگر چه بعضی عکاسان تا دو برابر آن را ترجیح می دهند.

     ضمنا به این نکته توجه کنید که ممکن است لوازم دیگری نیز مثل فلاش یا دسته گریپ به دوربین متصل کنید و یا از لنزهای بلندتر و بزرگتر استفاده نمایید و به عبارتی مجموع وزن ابزار شما از آنچه در نظر گرفته اید بیشتر شود. بنابراین بهتر است سه پایه درنظر گرفته شده حدود یک ونیم تا دو برابر بیشتر از وزن مورد نیاز فعلی شما را پوشش دهد.

سه پایه های مختلف ظرفیت تحمل بار متفاوتی دارند

ب) ارتفاع سه پایه

     پیشنهاد می گردد ارتفاع سه پایه ای که تهیه می کنید به اندازه قد خودتان قابل بلند شدن باشد بطوریکه هنگام عکاسی وقتی از داخل منظره یاب (Viewfinder) دوربین نگاه می کنید مجبور نباشید خم شوید. به عبارتی وقتی که دوربین بر روی سه پایه قرار می گیرد در سطح چشم (Eye level) عکاس باشد. اهمیت این موضوع وقتی بیشتر مشخص می شود که عکاس لازم است برای ثبت عکس خاصی مدت طولانی و بطور مکرر از داخل منظره یاب، سوژه خود را تحت نظر داشته باشد. اگر ارتفاع سه پایه از این مقدار بیشتر بود، مشکلی ایجاد نمی کند زیرا می توان با تنظیم طول پایه های آن ارتفاع مناسب را بدست آورد.

     اگر سه پایه ای که خریداری می کنید دارای سر(Head) ثابت است، ارتفاع سه پایه باید آنقدر بلند باشد که انتهای بالای سر سه پایه تا سطح چانه شما برسد. اگر سه پایه انتخابی شما از انواعی است که پایه آن بدون سر فروخته می شود و سر (Head) انتخابی بر روی آن قرار می گیرد (یعنی سه پایه های Modular tripod)، ارتفاع آن باید به اندازه ای باشد که انتهای پایه ها به سطح شانه شما برسد.

ارتفاع مناسب سه پایه در حالت بدون سر و در حالتی که سر بر روی آن بسته شده است. (Head)

ج) اندازه سه پایه در حالت جمع شده

     هنگامی که پایه های سه پایه را کاملا جمع کنید، اندازه سه پایه در کوتاه ترین حالت خود قرار می گیرد که به آن اندازه جمع شده (Collapsed Size) گفته می شود. در انواع مختلف سه پایه این اندازه، طول های مختلفی خواهد داشت. هر چه در این وضعیت طول سه پایه کوتاه تر باشد امکان حمل و نقل آن ساده تر است، خصوصا اگر بخواهید آن را در چمدان ، ساک دستی یا کوله پشتی جا دهید. سه پایه های کوتاه تر معمولا سبک تر هم هستند و برای حمل در هنگام پیاده روی، کوه پیمایی یا طی نمودن مسافت های طولانی مناسب می باشند.

مقایسه چند نمونه سه پایه در حالت جمع شده (Collapsed Size)

د) جنس سه پایه و وزن آن 

     در استفاده مکرر از سه پایه، وزن آن عامل مهمی است. اگر سه پایه سنگین باشد حمل و نقل آن مشکل خواهد بود و به جای اینکه در موقعیت های مختلف از آن استفاده کنید، آن را در منزل نگاه خواهید داشت.

     سبک ترین سه پایه های حرفه ای از جنس فیبر کربن (Carbon-fiber) ساخته شده اند. فیبر کربن بسیار مقاوم، بادوام و محکم است و شاید بتوان گفت که بهترین مواد برای ساخت سه پایه می باشد ولی متاسفانه بسیار گران قیمت است. جنس مناسب و سبک دیگری که در ساخت سه پایه به وفور استفاده می شود آلومینیوم (Aluminum) است که اگرچه از فیبر کربن سنگین تر است ولی از نظر قیمت بسیار ارزان تر از انواع کربنی است. ماده سبک وزن دیگری که در ساخت سه پایه استفاده می شود سنگ بازالت (Basalt) است که پس از خرد کردن و سپس ذوب نمودن، فیبرهای بازالت از آن بدست می آورند که حدود 20 درصد سبک تر از آلومینیوم است.

     سه پایه با جنس های دیگری نیز موجود می باشد. مثلا جنس پلاستیکی که عموما در سه پایه های ضعیف و ارزان استفاده می شود و یا جنس استیل که باعث می شود سه پایه وزن زیادی داشته باشد و بیشتر در سه پایه های مورد استفاده برای ضبط فیلم و در استودیو بکار می روند.

     در سه پایه های مورد استفاده در عکاسی حرفه ای، عموما وزن سه پایه بدون سر در انواع کربنی در حدود 1 تا قدری کمتر از 2 کیلوگرم و در انواع آلومینیومی در حدود 2 تا کمتر از 3 کیلوگرم می باشد. سه پایه هایی که از جنس بازالت ساخته شده اند ، وزن و قیمتی بینابین جنس های کربنی و آلومینیومی دارند.

     سه پایه های سنگین تر در مقابل باد مقاومت بیشتری دارند. البته در مورد سه پایه های سبک تر، می توان با آویختن یک کیسه سنگین (مثلا کیسه شن) به ستون مرکزی سه پایه ، آن را سنگین تر نمود تا ثبات بیشتری در برابر باد داشته باشد. معمولا در اکثر سه پایه ها قلابی در ناحیه ستون مرکزی سه پایه برای این منظور تعبیه شده است.

آلومینیوم، فیبر کربن و بازالت، سه نوع ماده ای که بطور شایع در ساخت سه پایه بکار می روند.

     در بعضی انواع سه پایه ها که جنس پایه های آن فلزی است (آلومینیوم یا سایر فلزات)، سطح قسمتی از پایه را با قطعه ای از فوم یا لاستیک می پوشانند که به آن گرم کننده پایه (Leg Warmer) می گویند. وجود گرم کننده باعث می شود که در دست گرفتن و حمل سه پایه راحت تر باشد خصوصا در هوای سرد که دمای پایه های فلزی سه پایه ممکن است تا حد انجماد پایین بیاید.

چند نمونه گرم کننده پایه (Leg Warmer) از جنس فوم و لاستیک.

ه) ساختار پایه ها (Legs)

     پایه ها معمولا به دو شکل لوله ای و غیر لوله ای ساخته می شوند. البته همه پایه هایی که از جنس فیبر کربن هستند به شکل لوله ای ساخته می شوند و سیستم قفل پایه ها از نوع پیچشی ( Twist-lock system) است. در این نوع سیستم قفل، با پیچاندن و کشیدن قطعات پایه به صورت تلسکوپی از داخل قطعه دیگر خارج می شود و در نتیجه طول پایه بلند می گردد. با پیچاندن برعکس آن مجددا پایه در همان محل قفل می شود.

     پایه های آلومینیومی، بازالتی و سایر انواع معمولا به شکل غیرلوله ای ساخته می شوند و قفل پایه ها عموما از نوع برگردان (Flip-lock system) است. این نوع قفل ها که به آنها اهرمی (Lever) یا اهرم بازکردن سریع (Quick release lever) نیز گفته می شود، معمولا راحت تر از انواع پیچشی باز و بسته می شوند. در آنها با کشیدن اهرم، پایه آزاد می شود و امکان حرکت تلسکوپی آن فراهم می گردد. با بستن اهرم، حرکت پایه ها به داخل یکدیگر قفل می شود.

     پایه ها در هر سه پایه معمولا از3 تا 5 قطعه تشکیل شده اند. انواع سه بخشی (Three section) شایعتر است. گر چه با افزایش حداکثر ارتفاع سه پایه، معمولا تعداد قطعات آن نیز بیشتر می شود ولی در مدلهای خاصی از سه پایه، انواع سه بخشی و چهاربخشی با ارتفاع یکسان موجود می باشد، که در نوع چهاربخشی اگرچه سه پایه در حالت بسته طول کمتری دارد و حمل و نقل آن راحت تر است ولی در حالت باز خصوصا وقتی در حداکثر ارتفاع خود قرار دارد، میزان ایستایی آن کمی ناپایدارتر است.

نمونه پیچشی و اهرمی قفل پایه ها در چند نوع سه پایه مختلف

     در بعضی سه پایه ها می توان زاویه هر پایه را نسبت به محور مرکزی تا 90 درجه باز کرد. معمولا در این نوع سه پایه ها، هر پایه در نواحی خاصی از محدوده حرکتی خود قابل قفل شدن می باشد. این قابلیت باعث می شود که بتوان سه پایه را بر روی زمین های ناهموار و در سطوح با ارتفاع مختلف تنظیم نمود.

زاویه پایه ها در بعضی انواع سه پایه ها بطور جداگانه قابل تغییر است.

و) کفی سه پایه (Feet)

     در سه پایه های حرفه ای قابلیت تعویض کفی (Tripod feet) وجود دارد بطوریکه می توان در وضعیت ها و شرایط مختلف از کفی متناسب با آنها استفاده نمود. معمولا در شرایط محیط داخلی (Indoors) از کفی های لاستیکی یا پلاستیکی استفاده می شود تا بیشترین چسبندگی را باسطح صاف سنگ، موزائیک یا سرامیک داشته باشند و از لیز خوردن پایه ها جلوگیری کنند. در محیط خارج از منزل (Outdoors) بیشتر از کفی های فلزی و میخی (Spikes) استفاده می شود. انواع دیگری از کفی نیز وجود دارد که بصورت بلبرینگی به پایه ها اتصال دارند و می توانند در محدوده خاصی آزادانه حرکت کنند.

     بعضی کفی ها هر دو نوع لاستیکی و میخی را با هم دارند. در این کفی ها قسمت لاستیکی آنها ناحیه میخ مانند آن را پوشانده است که در مواقع لزوم و در شرایط خارج از منزل می توان با تنظیم کفی، ناحیه لاستیکی را از روی قسمت فلزی دور کرد و حالت کفی را به صورت میخی درآورد.

چند نمونه کفی سه پایه از نوع لاستیکی و میخی و نوع قابل تنظیم

ز) ستون مرکزی سه پایه (Center Column)

     در بیشتر سه پایه ها ، پایه ستون مانند منفردی در بین هر 3 پایه و در میان آنها قرار گرفته است که سر(Head) سه پایه بر روی آن نصب می شود. ستون مرکزی سه پایه قابلیت جابجایی به بالا و پایین دارد و بوسیله آن می توان ارتفاع دوربین عکاسی را افزایش و یا کاهش داد. برای ستون مرکزی (Center Column) از نام (Centerpost) نیز استفاده می شود.

     بعضی از عکاسان بجز در موارد خیلی لازم، استفاده مدام از آن را توصیه نمی کنند. به این علت که وقتی ستون مرکزی بالا آورده شود حالت پایداری سه پایه کاهش یافته و احتمال لرزش دوربین افزایش می یابد. این موضوع خصوصا در مواقعی که از لنزهای سنگین (مثل لنزهای تله) استفاده می شود چشمگیرتر است. در هنگام خرید سه پایه، آن را طوری تنظیم کنید که ستون مرکزی در پایین ترین حالت خود قرار گیرد و دکمه قفل آن بسته باشد، سپس با قرار دادن دوربین بر روی آن استحکام و بی حرکتی آن را بررسی کنید. دقت کنید در این حالت، سه پایه باید هیچگونه لرزشی نداشته باشد

     در بعضی مدل های سه پایه می توان ستون مرکزی را کاملا از محل استقرار خود خارج نمود و مجددا بصورت برعکس در همانجا قرار داد. با این کار بخش سر سه پایه که به ستون مرکزی وصل است در ناحیه پایین و زیر سه پایه قرار می گیرد و امکان اتصال دوربین عکاسی و قراردادن آن در موقعیت های نزدیک به زمین فراهم می شود.

     در بعضی مدل های دیگر ، ستون مرکزی سه پایه را می توان از حالت محوریت عمودی خارج کرد و بصورت افقی بر روی سه پایه محکم نمود. در این حالت ستون مرکزی با زاویه 90 درجه نسبت به محور مرکزی سه پایه قرار می گیرد. به این نوع سه پایه ها ، سه پایه های صلیبی نیز گفته می شود. در این سه پایه ها با قرارگیری دوربین بر روی سر سه پایه، می توان مانورهای بیشتری برای موقعیت دهی به دوربین عکاسی در زوایای خاص انجام داد.

ستون مرکزی در برخی سه پایه ها قابلیت برعکس شدن یا چرخش 90 درجه دارد.

ح) انواع سر (Head) سه پایه

     سر (Head) یکی از مهمترین قسمت های هر سه پایه ای است. نگهداری دوربین بر روی سه پایه و کنترل حرکت آن توسط این قسمت انجام می شود. در سه پایه های ماژولار (Modular Tripod) که بخش های آن قابل جداشدن هستند، معمولا سر سه پایه جداگانه خریداری می گردد. سر های متنوعی برای انواع سه پایه ها طراحی شده است که کاربردهای مختلفی دارند.

     اولین نکته برای انتخاب سر برای سه پایه این است که سر مورد نظر توانایی تحمل وزن دوربین را به اندازه پایه های آن داشته باشد و از این نظر با پایه همخوانی داشته باشد.

     شایعترین انواع سر (Head) که بر روی سه پایه ها استفاده می شود شامل موارد زیر می باشد:

  1. سر پن- تیلت (Pan-Tilt Head)

         این نوع سر معمولا دارای دو دسته می باشد که یکی برای حرکت افقی و یکی برای حرکت عمودی است. به همین علت هم به نام پن- تیلت گفته می شوند زیرا با کمک این دسته ها چرخش دوربین بصورت افقی (Pan) و چرخش دوربین بصورت عمودی (Tilt) را میسر می نماید. اغلب یک حرکت جانبی به صورت پهلو به پهلو (side to side) نیز توسط آنها امکان پذیر می باشد. بنابراین در اکثر سرهای پن- تیلت قابلیت تغییر جهت دوربین به سمت بالا، به سمت جوانب کناری و در مسیر افقی وجود دارد به این جهت به این نوع سر، سر سه راهی (Three Way Head) نیز گفته می شود.

          اگر چه در سه پایه های ارزان قیمت تر بطور شایع از این نوع سر استفاده می شود ولی خیلی از عکاسان حرفه ای به دلیل کنترل خیلی خوبی که بر روی حرکت دوربین دارد از این نوع سر سه پایه استفاده می کنند. سر پن- تیلت در کنترل حرکت دوربین عملکرد بالایی دارد خصوصا در مواقعی که عکاس قصد دارد دوربین فقط در یک جهت (افقی یا عمودی) چرخش داشته باشد، مثل مواقعی که برای ردیابی سوژه هایی مثل اتوموبیل یا حیوانات وحشی بکار می رود. این نوع سر در عکاسی ماکرو، طبیعت بیجان و عکاسی Panning بسیار مناسب است.

    چند نمونه سر سه پایه از نوع پن- تیلت (Pan-Tilt Head).
  2. سر توپی (Ball Head)

         در سر توپی (Ball Head) محل اتصال به دوربین از طریق ناحیه ای گوی مانند بر روی پایه ای حفره ای شکل قرار می گیرد بطوریکه گوی مذکور و به تبع آن دوربین می تواند در تمام جوانب حرکت نماید. این نوع سر ، به نام سر گوی و حفره (Ball and Socket Head) نیز نامیده می شود.

         معمولا مکانیسم قفل کردن حرکت توپی با یک تک پیچ کنترل می شود که با بستن و باز کردن آن می توان حرکت توپی سر را آزاد یا مهار نمود. باز کردن پیچ منجر به شل شدن توپی شده و اجازه می دهد که در داخل حفره حرکت نماید و بستن پیچ در هر موقعیتی که توپی قرار داشته باشد، در همان موقعیت حرکت آن را متوقف می نماید.

          این نوع سر برای افرادی که از لنزهای خیلی بلند و سنگین استفاده می کنند و همچنین برای حرکت کنترل شده دوربین در یک جهت خاص (مثل Panning) مناسب نمی باشد. سر توپی بسیار انعطاف پذیر است و می توان با کمک آن حرکت نرم و همه جانبه دوربین به جهات مختلف را کنترل نمود. سرعت عمل و تغییر جهت در زوایای مختلف ( تقریبا 360 درجه) از خصوصیات این نوع سر سه پایه است.

    چند نمونه سر سه پایه از نوع توپی (Ball Head)
  3. سر گیمبل (Gimbal Head)

         نوعی سر برای سه پایه است که اختصاصا برای نگهداری لنزهای بلند و سنگین ساخته شده است. با کمک سر گیمبل (Gimbal Head) تعادل دوربین علی رغم اتصال به لنز های سنگین به خوبی برقرار می شود و می تواند سرعت عمل مناسبی برای عکاس فراهم کند. این نوع سر، قابلیت حرکت دادن دوربین عکاسی در هر امتدادی را دارد بطوریکه هنگام حرکت دوربین و لنز در هر بار نیازی به محکم کردن دکمه تنظیم نخواهد داشت. این نوع سر بیشتر مناسب افرادی است که مرتب از لنزهای بلند و سنگین استفاده می کنند.

    سر سه پایه گیمبل (Gimbal Head) برای استفاده از لنزهای بزرگ بسیار مناسب است.
  4. سر پانوراما (Panoramic Head)

         این نوع سر بطور اختصاصی به این منظور طراحی شده است که دوربین عکاسی بتواند حول یک نقطه دقیق (اصطلاحا نقطه گرهی یا Nodal ) که در بالای محور سه پایه قرار دارد بچرخد. یکی از بیشترین کاربردهای آن در عکاسی پانوراما است. با این سر فرایند ثبت تصاویر متوالی در هنگام چرخش دوربین تسهیل می گردد. همچنین با این نوع سر می توان از اشتباهات انطباقی (Parallax errors) در هنگام ترکیب تصاویر برای ایجاد تصویر واحد (پانوراما) اجتناب نمود.

         این نوع سر سه پایه برای لنزهای مختلف نیاز به تنظیم جداگانه دارد. اندازه بزرگ و وزن زیاد این نوع سر برای کاربردهای عمومی عکاسی مناسب نمی باشد.

    چند نمونه سر سه پایه از نوع پانوراما (Panoramic Head)

          علاوه بر مواردی که ذکر شد انواع سر (Head) های متنوع دیگری نیز وجود دارد که عموما برای کاربرد ویژه ای طراحی و ساخته شده اند. همچون سر ویدئویی (Video Head)، سر مایع دار (Fluid Head)، سر موتوردار (Motorized Tripod Head)، سر دسته تپانچه ای (Pistol Grip Head) و غیره.

         البته بعضی از آنها مثل سر دسته تپانچه ای (Pistol Grip Head) که به سر دسته بازی (Joystick Head) نیز شهرت دارد، مصارف عمومی تری دارند و به منظور افزایش سرعت عمل عکاس و راحت تر کردن استفاده از سه پایه طراحی شده اند. حتی انواعی از سر سه پایه وجود دارد که در داخل آنها موتوری تعبیه شده است که حرکت دوربین را در جهت خاصی به صورت اتوماتیک انجام دهد. این نمونه ها بیشتر در عکاسی پانوراما و در دوربین های فیلم برداری استفاده می شوند.

         بطور کلی شایع ترین انواع سر (Head ) که توسط عکاسان حرفه ای استفاده می شود معمولا از نوع پن- تیلت و توپی است. این دو نوع سر، سرعت عمل و انعطاف پذیری خیلی خوبی برای عکاس فراهم می کنند. اصولا سر توپی بیشترین آزادی عمل را دارد و سر پن- تیلت دقت بیشتر و توانایی حرکت در یک جهت خاص را میسر می کند.

    نمونه ای از سرهای سه پایه از نوع ویدئویی، مایع دار، موتوردار و دسته تپانچه ای

سیستم آزادسازی سریع (Quick-Release System)

     در ناحیه تحتانی دوربین های عکاسی سوراخی وجود دارد که محل اتصال به پیچ سه پایه (Tripod) یا تک پایه (Monopod) است. در لنزهای بزرگ و سنگین نیز پایه ای تعبیه شده است که سوراخی مشابه دوربین بر روی آن وجود دارد که بتوان لنز را مستقیما به سه پایه متصل نمود.

     در سه پایه های پیشرفته تر قطعه ای صفحه مانندی وجود دارد که بطور جداگانه بر روی دوربین بسته می شود و برای قراردادن دوربین روی سه پایه و یا جداکردن آن از سه پایه مورد استفاده قرار می گیرد. به این صفحه که بر روی سه پایه قرار داده می شود، صفحه آزادسازی سریع (Quick-Release Plate) یا اصطلاحا کفشک گفته می شود. معمولا این صفحه از طریق یک ضامن بر روی سه پایه چفت می گردد.

     وجود سیستم آزادسازی سریع (Quick-Release) یکی از خصوصیات سه پایه های خوب است که بوسیله آن می توان به سرعت دوربین را بر روی سر سه پایه قرار داده و آن را تنظیم نمود. این موضوع خصوصا در عکاسی خارج از منزل (Outdoor) اهمیت زیادی دارد.

مراحل نصب کفشک بر روی دوربین و قرار دادن آن بر روی سه پایه

میزان ثبات و پایداری سه پایه

     هر سه پایه ای که سنگین است الزاما ثبات و بی حرکتی بالایی ندارد. سه پایه های زیادی تولید شده است که علی رغم وزن زیاد و بکارگیری مواد بادوام در شرایط آب و هوایی مختلف پایداری (Stability) خوبی ندارند.

     وقتی که یک سه پایه خوب روی زمین مستقر می شود، علاوه بر مقاومت در برابر باد، بایستی در برابر ضربه و تکان احتمالی نیز از خود مقاومت نشان دهد. هنگام استفاده از سه پایه باید دقت کنید اتصال دوربین با سه پایه محکم بوده و به هیچ سمتی خم نشده باشند. تعادل دوربین و لنز بر روی سه پایه مهم است و اگر آنها بطور متعادل روی سه پایه بسته نشوند، خطر سقوط دوربین و لنز بر روی زمین محتمل خواهد بود.

طبقه بندی انواع مختلف سه پایه


     با توجه به تنوع بسیار زیاد سه پایه های موجود در بازار، می توان آنها را در پنج گروه کلی طبقه بندی کرد:

  1. سه پایه های جیبی (Pocket Tripods)

         طول این سه پایه ها وقتی کاملا جمع شده باشند بطور معمول از 12 تا 13 سانتیمتر (5 inch) کوتاه تر است و به راحتی در یک کیف یا جیب کمری جا می شوند. معمولا می توانند یک دوربین دیجیتال کامپکت را حمل کنند. نمونه هایی از آنها می توانند تلفن همراه را نیز (برای استفاده از دوربین آنها) بطور ثابت نگهدارند. بیشترین استفاده آنها در گرفتن خودنگاره (Self Portrait) و عکاسی دم دستی با استفاده از دوربین های کوچک می باشد.

  2. سه پایه های رومیزی (Tabletop Tripods)

         این سه پایه ها برای قرار گرفتن بر روی سطوح صاف غیر از روی زمین (مثل میز) مناسب می باشند. این سه پایه ها سبک، کوچک و ساده اند. به همین علت برای استفاده در مسافرت نیز بسیار مناسب می باشند. این سه پایه ها از انواع جیبی بزرگترند و طول آنها در حالت جمع شده معمولا کمتر از 30 سانتیمتر ( 12 inch) است. برای استفاده با دوربین های کوچک و همچنین عکاسی کلوزآپ و زوایای نزدیک به سطح زمین مناسبند.

  3. سه پایه های سفری یا قابل حمل (Portable Tripods)

         سه پایه های سفری (Travel Tripod) یا پرتابل (Portable) شامل سه پایه هایی می شوند که اندازه آنها در حالت جمع شده برای حمل و نقل راحت است. آنها برای حمل در هنگام کوه پیمایی و پیاده روی مناسب می باشند. عموما وزن یک دوربین DSLR با لنز متوسط یا یک دوربین ویدئویی کامپکت را تحمل می کنند. طول حالت بسته آنها معمولا بیشتر از 55 سانتیمتر (22 inch) نیست. بعضی انواع سه پایه های سفری که پایه گوریلی (Gorillapod) نامیده می شوند، پایه هایی انعطاف پذیر دارند و می توان آنها را به مکان های مختلفی متصل نمود.

         سه پایه های پورتابل برای سفر، فعالیت های ورزشی و حمل و نقل طولانی مدت بسیار مناسبند خصوصا اینکه تحمل وزن قابل قبولی نیز دارند.

  4. سه پایه های حرفه ای متوسط (Medium Duty Tripods)

         این سه پایه ها در محدوده بین سه پایه های پورتابل (قابل حمل و نقل) و سه پایه های بزرگ استودیویی قرار گرفته اند. به همین علت اگر عکاسی توان بدنی مناسبی داشته باشد می تواند آنها را حمل و نقل نماید. در عکاسی طبیعت و همچنین سایر انواع عکاسی همچون عکاسی ورزشی و حتی عکاسی استودیویی بکار می روند. این سه پایه ها عموما ارتفاع مناسب با قد عکاس را فراهم می نماید. می توان بر روی سه پایه های حرفه ای متوسط، دوربین های عکاسی DSLR بزرگتر و سنگین تر را حمل نمود. شرایط آب و هوایی مختلف را به علت وزن سنگین تری که دارند به خوبی تحمل می کنند و عموما قابلیت تعویض سر (Head) را دارند. در این دسته سه پایه ها مدل هایی که از جنس فیبر کربن ساخته شده اند به وفور یافت می شود که از وزن بسیار کمتری نسبت به انواع آلومینیومی برخوردار می باشند.

  5. سه پایه های حرفه ای سنگین (Sturdy Duty Tripods)

         این نوع سه پایه ها برای استفاده در استودیو بکار می روند. عموما توسط عکاسان حرفه ای تهیه شده و برای یک منظور حرفه ای خاص در نظر گرفته می شوند. بیشتر آنها ابعاد بزرگی دارند بطوریکه بعضی از انواع آنها قابلیت حمل و نقل زیادی ندارند. عمدتا سر (Head) اختصاصی و ویژه برای اهداف حرفه ای در آنها استفاده می شود. این سه پایه ها قابلیت نصب دوربین های سنگین با فورمت متوسط و بزرگ را دارند. اگر چه در دنیای عکاسی دیجیتال تولید و استفاده از آنها محدودتر شده است.

  6.  

    مقایسه چند نمونه سه پایه بر اساس طبقه بندی انواع سه پایه

چه سه پایه ای مناسب است؟


     تجربه نشان داده است بسیاری از عکاسان تازه کار برای اولین بار به سراغ سه پایه های ارزان قیمتی می روند که می تواند برای اولین دوربین عکاسی آنها مناسب باشد. شاید یکی از دلایل اصلی این انتخاب این است که اغلب نمی دانند که آیا واقعا به سه پایه نیاز دارند یا نه و اینکه سه پایه برای فعالیت های عکاسی آنها چقدر مورد استفاده قرار می گیرد.

     این افراد معمولا بعد از گذشت یک مدت که فعالیت های عکاسی خود را گسترش دادند، لنزهای بلندتر و سنگین تر خریداری نمودند و نیازهای جدیدی احساس کردند ناگهان متوجه می شوند که سه پایه آنها پاسخگوی این موارد نیست و آنها نیاز به چیزی مقاوم تر و پایدارتر دارند. حس می کنند که لازم است در مورد انواع سه پایه، مدل های موجود، امکانات جانبی، کیفیت و قیمت سه پایه ها تحقیقات بیشتری انجام دهند. در این مرحله خیلی از این افراد اقدام به تهیه یک سه پایه مدل بالا با سر جداگانه و قیمت نسبتا بالا می نمایند که نسبت به سه پایه قبلی آنها بسیار بهتر است. اما اتفاقی که می افتد این است که پس از یکی دو سال که از این ماجرا می گذرد متوجه می شوند که آخرین خریدشان نیز خوب نبوده است چون سه پایه بسیار سنگین است و کار با آن سخت است خصوصا اینکه در سفر نیز حمل و نقل و بکارگیری آن مشکل است ...

     ذکر این داستان برای این بود که یادآوری شود قبل از خرید یک سه پایه، بهتر است با افراد خبره مشورت کرد و بر اساس نوع عکاسی و شرایط فردی خود و مزایای موجود در هر نوع سه پایه اقدام به خرید سه پایه نمود. با این کار می توانید از تلف شدن زمان و هزینه زیاد جلوگیری کنید.

     البته عکاسان دیگری نیز ممکن است داستان متفاوت دیگری داشته باشند. افرادی که از ابتدا سه پایه های ارزان قیمت تهیه نموده اند و هنوز هم از آنها راضی هستند و به خوبی کارهایشان را انجام می دهند. این افراد معمولا جزو آن دسته عکاسانی هستند که بطور مرتب از سه پایه استفاده نمی کنند و گاهی آن را بکار می برند. برعکس در خصوص عکاسانی که شدیدا و مکررا از سه پایه استفاده می کنند مثل عکاسان منظره یا عکاسان معماری، در خیلی موارد مشاهده می شود که در طول دوره کاری خود چند بار سه پایه های مختلف خریداری می کنند تا بالاخره به نتیجه دلخواه خود برسند.

     در مورد افرادی که عکاسی را بطور جدی پیگیری می کنند و ادامه می دهند، ممکن است در ابتدا با توجه به اینکه خیلی از سه پایه استفاده نمی کنند خرید یک سه پایه خوب و نسبتا گران قیمت توجیه نداشته باشد، ولی تجربه نشان می دهد بیشتر این افراد به علت خریدهای مکرر برای رسیدن به نتیجه مطلوب ، در بلند مدت خیلی بیشتر از آن مبالغ را هزینه خواهند نمود. به همین علت عکاسان خبره همانطور که خرید ابزار های خیلی گران قیمت را توصیه نمی کنند، خرید ابزار نامناسب و بی کیفیت را نیز پیشنهاد نمی نمایند.

سه پایه در بعضی انواع عکاسی مثل عکاسی ماکرو کاربرد زیادی دارد.

     چند توصیه از عکاسان خبره برای خرید سه پایه در ادامه مطلب ذکر می گردد:

  • اگر شما به تازگی و بطور جدی عکاسی را آغاز کرده اید و یک دوربین عکاسی DSLR یا بدون آینه (Mirrorless) دارید و سه پایه هم ندارید، اگر قصد کرده اید که یک سه پایه بخرید ، توصیه می شود با توجه به مطالبی که در مورد سه پایه تا حالا آموخته اید ابتدا یک سه پایه آلومینیومی با سر (Head) متصل به آن و ارزان قیمت خریداری کنید. برای اینکه لازم است حداقل مدتی در حدود شش ماه تا یکسال بگذرد که متوجه شوید چقدر از آن استفاده می کنید، آیا به نوعی عکاسی می کنید که خیلی نیازی به سه پایه ندارد، یا اینکه مثلا بیشتر در حوزه عکاسی منظره یا عکاسی ماکرو فعالیت دارید که سه پایه به شدت مورد استفاده قرار می گیرد. یک سه پایه ارزان قیمت فرصت و اطلاعات کافی را به شما می دهد که نقش واقعی یک سه پایه در نحوه عکاسی خود را درک کنید.
  • اگر در حال حاضر یک سه پایه ارزان قیمت دارید و قصد دارید سه پایه بهتری تهیه کنید، بهتر است با توجه به نوع عکاسی خود، سه پایه مورد نیاز تان را از یک سه پایه با ارتفاع مناسب که دارای سیستم آزادسازی سریع (Quick-Release System) می باشد و پایه ها و سر آن تحمل وزن دوربین و بزرگترین لنزهای شما را دارد (ترجیحا تا یک ونیم برابر بیشتر) انتخاب نمایید. نوع سر سه پایه بستگی به نوع عکاسی شما خواهد داشت. همینطور وزن کلی سه پایه بر اساس نوع عکاسی که شما انجام می دهید مهم می باشد. سه پایه های سبک تر مثل آنهایی که از جنس فیبر کربن ساخته شده اند مسلما گران قیمت ترند و وقتی ارزش هزینه کردن را دارند که سه پایه بطور مکرر و در محیط خارج منزل (Outdoor) مورد استفاده قرار می گیرد. دقت شود نوع سر سه پایه، نحوه اتصال به دوربین و همینطور نحوه اتصال به پایه ها مهم است. اگر صفحه اتصال به دوربین ضعیف باشد و یا به خوبی با ناحیه سر (Head) محکم نگردد، هنگام عکاسی خصوصا با وسایل سنگین تر ممکن است موجب ناپایداری و چرخش دوربین نسبت به موقعیت پایه ها شود.
  • سه پایه های ارزان و کم کیفیت علاوه بر مشکلات فنی، به این دلیل که معمولا از جنس مرغوبی هم ساخته نشده اند، دوام کمی دارند و در شرایط مختلفی که در هنگام عکاسی برای آنها پیش خواهد آمد زودتر صدمه می بینند بطوریکه اکثر کسانی که از این نوع سه پایه ها تهیه کرده اند پس از مدتی به علت خرابی آنها مجبور می شوند برای تهیه یک سه پایه جدید اقدام کنند.
  • قبل از خرید سه پایه خصوصا مارک های ناشناخته، حتما در محل فروشگاه، پایه های آن را تا حد ممکن باز کنید و از بالا کمی آن را به سمت زمین بفشارید و میزان ثبات آن را بر روی زمین بسنجید. همچنین آن را کمی به چپ و راست و جلو و عقب متمایل کنید و ببینید سه پایه چقدر در محل خود استقرار دارد. پس از بستن دوربین عکاسی بر روی آن، ستون مرکزی سه پایه را تا حد ممکن پایین بیاورید و نحوه استحکام دوربین را بررسی کنید، در این حالت نباید دوربین هیچ لرزشی داشته باشد.
  • در هنگام انتخاب سه پایه هر چه میزان پلاستیک بکار رفته در اجزای اصلی آن کمتر باشد بهتر است، خصوصا ناحیه سر سه پایه بهتر است پلاستیکی نباشد.
  • در نهایت این نکته مهم است که تهیه هر نوع سه پایه ای بایستی با نیاز شما و کاربردی که از آن انتظار دارید متناسب باشد.
تعدادی از علائم تجاری شرکت های سازنده سه پایه

گردآوری و تالیف: امیر دولتیاری                     


منابع:

  1. Liz Walker (2011). The Complete Digital Photo Manual, 1th ed. Carlton Book Limited, UK.
  2. Nasim Mansurov (2017). How to choose and Buy a Tripod. Retrieve from https://photographylife.com on Oct 2.
  3. Nigel Atherton(2016). Choosing a Tripod, Retrieve from http://www.whatdigitalcamera.com on Oct 2.
  4. Gavin Hardcastle (2017). The Ultimate Guide to Buying a Tripod. Retrieve from https://digital-photography-school.com on Oct 3.
  5. Adorama (2016). Tripod Buying Guide: What Photographers Need to Know? Retrieve from www.adorama.com on Oct 3.
  6. Richard Scali (2016). Tripod Buying Guide. Retrieve from www.bhphotovideo.com on Oct 4.
  7. Tim Barribeau (2017). The Best Tripods (For Most People). Retrieve from https://thewirecutter.com on Oct 4.
تعداد بازدید از این مطلب: 389
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران