طرحها -نقاشي - صنايع دستي - صحافي و ...

آمار مطالب

کل مطالب : 465
کل نظرات : 0

آمار کاربران

افراد آنلاین : 12
تعداد اعضا : 81

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 42
باردید دیروز : 16
بازدید هفته : 543
بازدید ماه : 1474
بازدید سال : 2549
بازدید کلی : 2549
نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397
نظرات 0

بافت مشخصات سصح شكل را نشان می دهد و انواع ساده یا نقش دار، نرم یا زبر دارد. گاه لمس كردن بافت نیز مانند دیدنش دلپذیر است.

بافت آن عنصر بصری است كه بسیاری اوقات به عنوان بَدَل برای ارضای یكی از حواس، كه همان حس لامسه باشد، ایجاد می شود، اما در حقیقت، ما می‌توانیم بافت یك پدیده را با دیدن تنها لمس كردن تنها یا با تلفیق این دو بازشناسیم و ارزش آن را دریابیم.
به طور كلی هر شكلی یا هر شی، دارای ظاهر خاصی است كه به آن بافت گویند. درك كردن بافت از یك طرف به كمك حس لامسه و از طریق دیگر به كمك احساس بصری آسان می شود. البته گاهی برای درك بهتر از به طور مشترك برای درك بهتر استفاده می كنیم. 

انسان معمولا از طریق لمس كردن اشیا به خصوصیات آنها از نظر لطافت، سختی، زبری و صافی و هموار بودن آنها پی ببرد بنابر این حس لامسه یك حس بدون واسطه از اشیا به به انسان میدهد و حس های دیگر برای درك بهتر استفاده می شود. (به همین دلیل است كه در بسیاری از فروشگاهها بر روی قفسه های محصول نوشته اند: لطفا دست نزنید!) همانطور كه ممكن است با دیدن ظاهر اشیا، بافت سطوح بدون این كه لمسشان كنیم به به جنسیت آن پی می بریم و طراحان صحنه از این خاصیت در فیلم های خود اسنفاده می كنند مخصوصا در تئاترها.

انواع بافت :

الف) بافت های تصویری :

این بافت معمولا به صورت شبیه سازی از اشكال طبیعت خواهد بود به صورت واقع نما ساخته و پرداخته می شوند با دیدن آنها احساسی را كه قبلا از طریق لمس چیزها تجربه كردیم مجددا در ما بیدار خواهد شد. مثال ساده مثل یك عكس سبد میوه، كه شما جنسیت میوه ها را میدانید و لطافت، زبری و سختی آنها را درك كرده اید.

ب) بافت های ترسیمی

این بافت فقط برای ایجاد تاثیرات بصری خالص بوجود می آیند.

بافت های ترسیمی با استفاده از تراكم و تكرار خطوط در تركیب های متنوع، و یا با استفاده از لكه های تیره-روشن و رنگی یا با به كار گرفتن مواد و ابزار های مختلف بوجود می آیند.

روشهای ایجاد بافت :

با استفاده از روش های مختلفی می توان با استفاده از بافت تاثیرات بصری بر روی مخاطبان گذاشت كه این روش ها عبارتند از :

1) ترسیم و تكرار انواع شكل، نقاط، خطوط و یا نقش مایه های خاص در حالت ها و تركیب هایی گوناگون.

2) با استفاده از پاشیدن و مالیدن موار رنگین به روی سطوح گوناگون و یتا به كمك انواع قلم ها و كاردك های نقاشی و یا لبزار های دیگر از قبیل اسفنج، دستمال كاغذی، پارچه و .....

3) با استفاده از بافت های سطوح طبیعی كه بر روی آنها مركب بزنید و بركاغذ بزنید.

4) خراشیدن و تراشیدن و كنده گری بر سطوحی كه بر روی روی آنها مركب پاشیده شده است.

5) چوب، فلز، شیشه، پارچه، سنگ و سایر مواد طبیعی و مصنوعی نیز بافت های طبیعی آماده ای را ایجاد می كند و گاه به طور مستقیم در یك اثر به كار برده می شود

تعداد بازدید از این مطلب: 384
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397
نظرات 0

کادر یا قاب تصویر محدوده‌ی فضا یا سطحی است که اثر تجسمی در آن ساخته می شود. به طور کلی منظور از کادر در هنرهایی که با سطح سر و کار دارند و بر سطح بوجود می آیند همان محدوده ای است که هنرمند برای ارائه و اجرای اثر خود بر می گزیند. این اثر ممکن است یک عکس یک اعلان یک نقاشی یک نقش بر جسته و یا حتی محدوده‌ای باشد که در آن یک فیلم بر پرده‌ی سینما نمایش داده می شود. کادر می تواند اندازه و شکل‌های گو ناگونی داشته باشد مثل انواع چهارگوش با ابعاد و تناسبات مختلف به صورت مربع و مستطیل های متنوع عمودی و افقی. همچنین شکلهای دیگر هندسی مثل دایره بیضی مثلث یا حتی تلفیقی از این اشکال به صورت منظم و غیر منظم به کار عنوان کادر به گرفته می شوند.

هنرمندان معمولا ترکیب عناصر و نیروهای بصری کار خود را بر اساس کادر و فضای بصری که در اختیار دارند سازماندهی می کنند. محدوده و فضای اثر هنری به هر شکل که انتخاب شود در تاثیرگذاری بر نیروهای بصری و ترکیب آنها با یکدیگر موثر است. در واقع هنرمند با انتخاب بخشی از فضا و جدا ساختن آن از سایر بخش ها و فضای پیرامون توسط کادری مشخص دو عمل انجام می دهد: اول اینکه ارتباط کادر را با محدوده‌ی داخلی اثر برقرار می کند و انرژی بصری را که از درون به بیرون گرایش دارد محصور می سازد. دوم اینکه انرژی های بصری بیرون از کادر را که می‌خواهند آن نفوذ کنند در خواهد آورد.

انرژی های بصری که از درون کادر سر چشمه می‌گیرند و نیروهای مشابهی که از بیرون به آن وارد می شوند ساختار اصلی اثر و سازمان دهی عناصر بصری را در کادر تحت تاثیر قرار خواهند داد. میتوان گفت که با توجه به شکل کادر است که هنرمند عناصر بصری را در اثر خود سازماندهی می‌کند و روابط آنها را با یکدیگر در ترکیبی مناسب برای نمایش موضوعی خاص شکل می دهد. فضای درونی یک کادر زمانی معنا پیدا میکند که چیزی در درون کادر انرژی بصری آن را فعال کند. این چیز می تواند یک نقطه ساده یا عنصر بصری دیگر باشد و بسته به اینکه به چه شکلی و در کجای کادر قرار دارد معنای مختلفی بوجود خواهد آمد. 

تعداد بازدید از این مطلب: 859
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397
نظرات 0

یك گرافیست با كمك ابداعات، دانسته‌ها و ذهن خود می تواند در زمینه تكثیر اطلاعات فعال باشد و در این قرن توانسته اهداف حرفه‌ای خود را شكل دهد و با كمك سواد بصری و ابزارهای بیان بصری با مخاطب خود در مكان ها و زمان‌های مختلف ارتباط برقرار می‌كند. او در ارائه ایده باید نوآور و ابداع گر باشد و با تسلط بر روانشناسی رنگ و فرم، بهترین، سریعترین و موثرترین اثر را روی بیننده بگذارد و محتوای اثر را كه تعیین كننده مفهوم طرح و نیز چگونه خوانده شدن آن می‌باشد را به بهترین و صحیحترین شكل خود نشان دهد، همچنین می بایستی شكل ظاهری اثر را با مفهوم كلی آن هماهنگ كند.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 317
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : شنبه 31 شهریور 1397
نظرات 0

در معنای كلی عمل دیدن واكنشی طبیعی و خود به خود است، كه عضو بینایی در مقابل انعكاس نور از خود نشان میدهد، در حالی كه انسان عمل نگاه كردن را به طور ارادی و برای مقصودی خاص انجام می‌دهد. در عمل دیدن انسان به طور طبیعی رنگ، شكل،‌جهت، بافت، بعد و حركت اشیاء را بوسیله پیام های بصری دریافت می‌كند، در حالی كه در نگاه كردن علاوه بر دیدن اشیاء به روابط و تناسبات بین آنها دقت میكند. عمل دیدن یك امر كاملا طبیعی است، ما همه روزه چیزهای بسیاری را می‌بینیم، اما هنگامی كه دقیقا به اندازه، تناسبات، كاربرد و سایر جوانب چیزی كه به آن مینگریم، توجه میكنیم، این عمل نگاه كردن است، با توجه به توضیحات فوق میتوان گفت كه نگاه كردن عملی متعالی‌تر و عمیق‌تر از نگاه كردن است.

تعداد بازدید از این مطلب: 11611
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : سه‌شنبه 19 تیر 1397
نظرات 0

نتیجه تصویری برای نقاشي انواع ستاره

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای نقاشي انواع ستاره

نتیجه تصویری برای نقاشي انواع ستاره

تصویر مرتبط

 

تعداد بازدید از این مطلب: 1334
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : سه‌شنبه 19 تیر 1397
نظرات 0

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

 

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

تصویر مرتبط

تصویر مرتبط

نتیجه تصویری برای هندسه نقوش

 

تصویر مرتبط

 

 

تعداد بازدید از این مطلب: 3151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)

بخش پنجم: پیشرفت های فناوری در قرن بیستم


اگر چه عکاسی عملا در قرن نوزدهم میلادی اختراع گردید، ولی در قرن بیستم پیشرفت هایی که در عرصه فناوری در جهان رخ داد آن را شدیدا تحت تاثیر قرار داد. تکامل دوربین های عکاسی، شیشه های اپتیکی جدید، تکنیک های چاپ، تولید مواد شیمیایی با کیفیت، مدارات الکترونیکی، فناوری تولید باطری های کوچک و با دوام و همچنین ایجاد سیستم های تولید انبوه از جمله بعضی از دستاوردهای این قرن می باشد. در اواخر قرن نوزدهم، دوربین های مورد استفاده عکاسان عموما از نوع ویوکمرای تاشو (Viewcamera) بود که صفحات حاوی فیلم در قاب های چوبی در داخل تاریکخانه آماده می شد و سپس درون جعبه دوربین قرار می گرفت. برای سایه انداختن بر روی صفحه فیلم از پارچه سیاهی استفاده می شد تا عکاس فرصت کند درون دوربین، صفحه چوبی نگهدارنده فیلم را با یک قطعه شیشه تعویض کند بدون اینکه فیلم نور ببیند و سپس با باز کردن شاترهای ابتدایی و درپوش مانندی که بر این نوع دوربین ها سوار بود فیلم را نوردهی می کردند و عکس را به ثبت می رساندند.

دوربین عکاسی از نوع ویوکمرای تاشو و ساختار شماتیک آن

یکی از انواع شاترهایی که بیشتر در دوربین های ویوکمرا بکار منی رفت شاتر درپوش غلتکی (Roller-Blind Shutter) خوانده می شد. در این شاترها با کشیدن یک سیم آویز، شاتر بسته و کوک می شد تا امکان باز کردن درپوش نگهدارنده داخل دوربین فراهم گردد. با فشردن یک مخزن هوای لاستیکی (Bulb) که شبیه یک توپ کوچک بود و به لوله ای متصل شده بود هوا دمیده می شد و باعث می شد در انتهای لوله حباب بادکنکی کوچکی که قرار داشت از هوا پر شود و متورم گردد. تورم حباب، باعث خلاص شدن درپوش می شد و شاتر باز می شد. وقتی که نوردهی طولانی مورد نظر بود، مخزن هوا (Bulb) فشرده نگه داشته می شد و با یک ساعت بطور جداگانه زمان مورد نظر کنترل می شد. از آن زمان هنوز حرف لاتین B که مخفف Bulb (حباب) می باشد به عنوان علامت نوردهی های طولانی در دوربین های عکاسی بکار می رود.

ساختمان یک شاتر درپوش غلتکی به همراه مخزن هوای آن (Bulb)

در اواخر قرن نوزدهم دوربین ها اکثرا از عدسی های معروف به عدسی راست خط سریع (Rapid Rectilinear) و یا عدسی غیرآستیگمات داگر (Anastigmat Dagor lens) استفاده می شد که حداکثر دیافراگم باز آنها حدود f/8 بود. عدسی های با دیافراگم باز تر تحت عنوان لنز سه بخشی کوک (Cooke Triplet Lens) ابداع گردیده بود که برای پرتره بیشتر استفاده می شد ولی کیفیت پایین و ناواضح در حواشی عکس ایجاد می کرد.

لنز راست خط سریع (تصویر راست)، لنز سه بخشی کوک (چپ بالا) و لنز غیرآستیگمات داگر (چپ پایین)

در سال 1900 میلادی دوربین های قوطی شکل و ساده براونی (Kodak Brownie Camera) توسط شرکت کداک عرضه گردید که از دوربین های کداک اصلی (No-1) ارزان تر بود و مشتریان بسیاری بدست آورد. در سال 1910 میلادی دوربین های تاشو جیبی (Pocket roll film camera) به بازار عرضه شد. این دو نوع دوربین با استفاده از فیلم رول ارائه شدند و کداک برای آنها فیلم های رول تولید می کرد. در آن دوران مدل های مختلفی از این نوع دوربین ها طراحی و ساخته شد که هر کدام از آنها برای فیلم هایی با پهنای متفاوت و قرقره های مختلف طراخی شده بودند بطوریکه حدود 30 اندازه مختلف فیلم در بازار موجود بود. دوربین های جیبی رول فیلم دارای فانوس های چرمی تاشو بودند و از یک منظره یاب انعکاسی کوچک بهره می بردند که قابلیت چرخش 90 درجه داشت. این دوربین ها معمولا سه یا چهار سرعت شاتر و دیافراگم هایی حدود f/8 تا f/32 داشتند. دوربین های قوطی شکل و تاشو تا اواخر 1950 شایعترین نوع دوربین های مورد استفاده مردم بودند. سرویس های چاپ عکس به صورت دستی و در تاریکخانه های پشت مغازه ها انجام می شد.

دوربین قوطی شکل براونی کداک (تصویر راست) و دوربین تاشو جیبی (تصویر چپ)

در اواخر قرن نوزدهم میلادی تحقیقاتی که در آلمان انجام شد امکان ساخت لنزهایی با شیشه های بهتر و وضوح بالاتر را فراهم ساخت. در سال 1913 طراحی به نام اسکار بارناک (Oskar Barnack) که برای شرکت آلمانی لایتز (Leitz) که سازنده لنزهای میکروسکوپی بود دوربین کوچکی ساخت که دارای بدنه فلزی بود و فیلم 35 میلیمتری سوراخ شده مشابه با فیلم های سینمایی در آن استفاده می شد. حدود 10 سال بعد شرکت لایتز نوع پیشرفته تر دوربین مذکور را به نام لایکا (Leica ) که از دو کلمه (LEItz CAmera) اقتباس شده بود ارائه داد.

دوربین اولیه بارناک (تصویر بالا) و اولین دوربین لایکا (تصویر پایین)

در سال 1925 میلادی دوربین صفحه ای ارمانوکس (Ermanox) با منظره یابی در ارتفاع چشم و استفاده از یک لنز با f/1.8 ارائه شد که تا آن زمان سریع ترین لنز دوربین در جهان به حساب می آمد. در آن زمان با استفاده از حساس ترین فیلم ها امکان نوردهی های لحظه ای بدون استفاده از سوزاندن پودر فلاش در محیط های داخلی فراهم شد. از این پس می شد عکسبرداری مخفی نیز انجام پذیرد.

دوربین صفحه ای ارمانوکس

در سال 1930 میلادی اولین لامپ فلاش عکاسی توسط مخترع آلمانی به نام یوهانس استرمایر (Johannes Ostermeier) به شکل تجاری تولید شد و به نام واکوبلیتز (Vacublitz) نامیده شد. استفاده از دوربین های صفحه ای در سالهای 1930 میلادی در بین خبرنگاران شایع بود. دوربین صفحه ای اسپید گرافیک (Speed Graphic) آمریکایی از این دسته بود که دارای یک نگهدارنده فلاش حبابی بزرگ و یک منظره یاب قاب فلزی بود. روزنامه ها ترجیح می دادند عکاسان خبری از دوربین های صفحه ای استفاده کنند چون فرایند چاپ آنها بطور مجزا و به سرعت عملی بود.

لامپ فلاش عکاسی واکوبلیتز (تصویر راست) و دوربین صفحه ای با فلاش حبابی (تصویر چپ)

در سال 1928 میلادی دوربین رولیفلکس (Rolleiflex) پدید آمد. این دوربین های دو لنزی امکان ترکیب بندی و فوکوس بصری بر صفحه بالای دوربین به اندازه نگاتیو کامل را فراهم می کرد.این دوربین ها از نگاتیو مربع 6 سانتیمتری و لنز با کیفیت زایس مدل تسار (Tessar) با f/3.5 برخوردار بود.

دوربین دو لنزی رولیفلکس

در دهه 1920 میلادی دوربین های صفحه ای تک لنز انعکاسی (Single Lens Reflex) مناسب برای عکاسی روی دست و پرتره بکار می رفتند. آنها اساسا بر مبنای طرح کمرا ابسکیورا انعکاسی ساخته شده بودند که با استفاده از یک آیینه امکان دیدن و فوکوس کردن تصویری با جهت درست را بر یک صفحه مات افقی فراهم می کرد. لنز که بوسیله فانوس به دوربین متصل بود با چرخش دسته ای در بدنه جانبی دوربین برای فوکوس کردن به جلو و عقب حرکت می کرد. هنگام فشردن شاتر، آیینه بزرگ لولایی درون بدنه دوربین بالا می رفت و اجازه نوردهی به صفحه فیلم را می داد. اولین دوربین تک لنزی انعکاسی (SLR) 35 میلیمتری در سال 1936 میلادی در آلمان توسط شرکت آیهگی (Ihagee) به نام اگزکتا (Exakta) تولید شد. این دوربین را می توان پیشگام دوربین های تک لنزی انعکاسی امروزی دانست. این دوربین اولین دوربین کوچک و روی دست بود که امکان ترکیب بندی و فوکوس دقیق را فراهم می ساخت و بطور بالقوه امکان نصب لنزهای قابل تعویض را داشت.

دوربین اگزکتا آلمانی ، اولین دوربین تک لنزی انعکاسی (SLR) 35 میلیمتری

در طی جنگ جهانی دوم صادرات لوازم ساخت آلمان متوقف شد. فناوری ها در راستای نیازهای جنگی متمرکز گشت. در سال 1948 میلادی در سوئد برای اولین بار دوربین دقیق فیلم رول و تک لنز انعکاسی (SLR) توسط ویکتور هسلبلاد (Victor Hasselblad) ساخته شد. این دوربین به تدریج رقیبی برای رولیفلکس گشت.

اولین دوربین فیلم رول و تک لنز انعکاسی (SLR) هسلبلاد

در سالهای ابتدایی پس از جنگ جهانی دوم، ژاپنی ها شروع به طراحی و ساخت دوربین های دقیق کردند. در سال 1948 میلادی شرکت ژاپنی پنتاکس (Pentax) دیافراگم های جدیدی تولید کرد که تغییر سریع روزنه دیافراگم بدون برداشتن چشم از صفحه فوکوس را امکان پذیر می ساخت. در سال 1949 میلادی در آلمان شرقی شرکت زایس ایکون (Zeiss Ikon) اولین شرکتی بود که یک قطعه منشور شیشه ای پنج وجهی (Pent prism) در ساختمان منظره یاب دوربین خود به نام کنتاکس اس (Contax S) قرار داد بطوریکه دوربین SLR بتواند در ارتفاع چشم قرار گیرد.

دوربین عکاسی کنتاکس اس اولین دوربین دارنده منشور شیشه ای در ساختمان منظره یاب

در سال 1954 میلادی شرکت پنتاکس اولین آیینه بازگشتی در دوربین عکاسی را معرفی کرد. همچنین پنتاکس از اولین شرکت هایی بود که سیستم نورسنجی از میان لنز (Through The Lens = TTL) را در دهه 1960 میلادی مورد بهره برداری قرار داد. طی سالهای بعد دوربین های تک لنز انعکاسی به سرعت توسعه یافتند. کارخانه های مختلف همچون کانن (Canon)، نیکون (Nikon)، پنتاکس (Pentax) و مینولتا (Minolta) دوربین هایی با لنزها، موتورهای برقی (Motor Drive) و تجهیزات مخصوص به خود را تولید کردند. در دهه 60 میلادی راه های جدید طراحی لنز با کامپیوتر ، استفاده از پوشش های پیشرفته لنز و سطوح شیشه ای چند لایه جهت کاهش انعکاس های نامطلوب نوری، تحولات سریعی در عرصه ساخت و طراحی لنزها بوجود آورد. لنزهای مختلفی با فواصل کانونی گوناگون ، لنزهای زاویه باز، چشم ماهی (Fish eye)، تله فوتو و انواع لنزهای زوم با تصاویری شفاف و کنتراست عالی تولید شدند.

لنز دوربین های عکاسی SLR با فواصل کانونی گوناگون

علی رغم پیشرفت هایی که در دوربین های35 میلیمتری SLR اتفاق افتاده بود، به علت تمایل زیاد عکاسان حرفه ای در حوزه های مختلف عکاسی همچون معماری یا طبیعت بیجان استودیویی (Still life) ، اشکال جدید ویوکامرا با فیلم های سایز بزرگ در اواخر دهه 1950 میلادی به بازار آمد. آنها همچنان دارای فانوس بودند منتهی به جای چوب از فلز استفاده شده بود و از لنزهای پیشرفته بهره می بردند. عموما توسط یک ریل به سه پایه متصل می شدند به همین خاطر به آنها دوربین های تک ریلی (مونوریل) نیز گفته می شد. در این دوربین ها حرکات لنز و دوربین برای تنظیم زاویه و ارتفاع جلوی دوربین در تناسب با پشت دوربین جهت کنترل وضوح و پرسپکتیو تصویر کاربرد دارند. اغلب آنها از فیلم های تخت بزرگ (10 x 5/12 سانتیمتر یا 3x5 اینچ) استفاده می کنند اگر چه معمولا امکان نصب پشتی های پولاروید و فیلم رول هم در آنها وجود دارد.

نمونه ویوکامرا مونوریل با فیلم های سایز بزرگ و دارای فانوس

در طی دهه 1950 میلادی دوربین های ارزان قیمت و کوچک برای مبتدیان و افراد غیرحرفه ای عرضه گردید. دوربین هایی که کاست های فیلم 35 میلیمتری را در خود جای می دادند به تدریج روانه بازار شد. این دوربین ها عموما منظره یاب مستقیم داشتند و بدنه محکم و قابل قبولی ارائه می دادند. در سال 1963 میلادی کداک دوربین کوچک و ارزان قیمت اینستاماتیک (Instamatic) که فیلم با کارتریج کامل در آن جای می گرفت تولید نمود. در سال 1982 میلادی کداک دوربین دیسکی کوچکی را معرفی کرد (Kodak Disc Camera) که با فیلم مدوری از (فقط) نگاتیو رنگی پر می شد و 15 عکس 11x8 میلیمتر می گرفت.

دوربین عکاسی اینستاماتیک کداک (تصویر راست) و دوربین دیسکی کداک (تصویر چپ)

در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 میلادی دوربین های جمع و جور (Compact) که می توانستند بطور خودکار تصمیمات کنترل تصویر را بر عهده بگیرند تولید شدند. این دوربین ها که به عنوان دوربین های ببین و بگیر (Point and Shoot) مشهور شده بودند می توانستند سرعت شاتر، روزنه دیافراگم و فوکوس را بطور خودکار اندازه گیری کنند. این دوربین ها به شدت در عکاسان خانگی محبوبیت زیادی پیدا کرد.

نمونه دوربین های جمع و جور (کامپکت)

در دهه 1980 میلادی کارخانه های دوربین سازی، دوربین های عکاسی 35 میلیمتری با کیفیت خوب عرضه می کردند و به علت ارائه فراوان و متنوع امولسیون های رنگی و سیاه و سفید و همچنین طراحی اغلب لابراتوارهای چاپ عکس برای فیلم های 35 میلیمتری جاذبه فراوانی در بین متقاضیان ایجاد نموده بود. در طی سالهای آخر قرن بیستم و قبل از شروع عصر دیجیتال در دوربین های عکاسی، دوربین های کوچک و دوربین های تک لنز انعکاسی (SLR) شاهد پیشرفت های زیادی بوده اند. فلاش داخلی، نورسنج های الکترونیکی و دقیق، تنظیمات نوردهی برنامه ریزی شده، سیستم های خودکار و لنزهای با کیفیت بسیار بالا از جمله مواردی است که در سیر تکاملی دوربین های عکاسی، بشر شاهد پیشرفت آنها بوده است. تا اینکه در سال 1991 میلادی با تولید اولین دوربین عکاسی دیجیتال توسط کمپانی کداک که قابلیت استفاده توسط عکاسان حرفه ای را دارا بود، به سرعت عکاسی دیجیتال گسترش یافت و در اندک زمانی از نظر کیفی و کمی جایگزین اصلی عکاسی آنالوگ در سطح جهان گردید.

چند نمونه دوربین های SLR آنالوگ
مقالات مرتبط:

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش اول: آغاز تا سال 1850 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش دوم: از سال 1851 میلادی و دوران صفحات تر

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش سوم: از 1871 تا دهه 1900 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش چهارم: تکامل عکس های رنگی

 


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری                 


منابع:

  1. Naomi Rosenblum at al (2017). History of photography. Retrieve from www.britannica.com on Aug 12.
  2. Michael John Langford (1997). The Story of Photography from its beginnings to the present day, 2th ed. Focal Press, England. (ترجمه فارسی: داستان عکاسی، رضا نبوی، نشر افکار، 1389)
  3. Mary Bellis (2017). History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thoughtco.com on Aug 14.
  4. Liz Masoner (2017). A Brief History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thespruce.com on Aug 15.
  5. Haunty (2016). Leonardo da Vinci's Camera Obscura. Retrieve from https://owlcation.com on Aug 12.
  6. Ernest Purdum (2006). Shutters - History and Use. Retrieve from www.largeformatphotography.info on Aug 12.
تعداد بازدید از این مطلب: 504
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)

بخش چهارم: تکامل عکس های رنگی


برای بدست آوردن عکس رنگی ، شاید بتوان گفت اولین تلاش ثبت شده مربوط به سال 1861 می شود که جیمز کلرک ماکسول (James Clerk Maxwell) فیزیکدان اسکاتلندی اقدام به ثبت سه عکس سیاه و سفید از موضوعی واحد از طریق سه فیلتر رنگی قرمز، سبز و آبی نمود و از طریق سه فانوس اسلاید و عکس هایی که همان فیلتر های رنگی بر آنها نصب شده بود توانست تصاویر آنها را بر پرده نمایش منطبق کند و رنگ های اصلی تصویر را بر پرده بازسازی کند.

اولین عکس رنگی که توسط جیمز کلرک ماکسول گرفته شد.

در سال 1873 میلادی هرمان ووگل (Hermann Wilhelm Vogel) شیمیست آلمانی رنگینه های حساس به نور (Dye sensitization) را کشف نمود و قدم بزرگی در راه رنگی کردن عکس ها برداشته شد. در سالهای بعد یعنی در اواخر قرن نوزده میلادی روش های ابتدایی چاپ میان رنگ (Halftone) بر اساس عکاسی سه رنگ انجام پذیرفت.

صفحه ارتوکروماتیک تولید شده توسط هرمان ووگل

در سال 1906 میلادی ابتدا صفحات حساس به سبز و سپس صفحات پنکروماتیک (Panchromatic) به عکاسان این امکان را داد که نگاتیوهای تفکیک رنگ شده تهیه کنند اگر چه فرایند ایجاد آنها بسیار مشکل بود. تا اوایل دهه 1940 میلادی فرایندی به نام چاپ کربن (Carbon) بهترین روشی بود که برای ساخت عکس های رنگی از نگاتیوهای تفکیکی انجام می پذیرفت. ولی این روش بسیار مشکل و فقط معدودی می توانستند آن را انجام دهند.

در سال 1907 میلادی برای اولین بار برادران لومیر (Auguste and Louis Lumiere) در فرانسه صفحات مشبک رنگی را به بازار ارائه دادند. این صفحات به اتوکروم (Autochrome) معروف بودند. هر صفحه شیشه ای اتوکروم حاوی دانه های رنگی (Pigment) قرمز، سبز و آبی بود که در پشت آنها یک لایه امولسیون پنکروماتیک اندود شده بود. این دانه ها نقش فیلترهای رنگی میکروسکوپی را بازی می کردند که بر امولسیون پنکروماتیک قرار گرفته بودند. پس از یک نوردهی و فرایند معکوس تصویری مثبت ارائه می کردند و نتیجه آن ترنسپرنت رنگی بود که باید مقابل نور قرار می گرفت تا مشاهده گردد. این فرایند رنگهای خوشایندی در تصویر ایجاد می کرد.

نمونه تصویر رنگی که با صفحات اتوکروم ابداعی توسط برادران لومیر ایجاد شده است

در سالهای بعد مواد جدیدی حاوی رنگینه های موزائیکی ساخته شد که بر روی شیشه و بعدها بر روی فیلم ارائه شدند. مارک های معروفی همچون پاژه (Paget)، تیمز (Thames)، آگفا (Agfa) و فینیلی (Finley). اگر چه تا دهه 1950 میلادی معروف ترین آنها دوفی کالر (Dufaycolor) بود که به اشکال مختلف تخت، فیلم رول و فیلم سینمایی ساخته می شد. مشکل اصلی این نوع فیلم ها نیاز به نوردهی طولانی به علت افت بسیار زیاد نور در لایه فیلترها بود. روش های چاپ این نوع عکس های رنگی هنوز مشکل بود و لابراتوارهایی که سرویس چاپ رنگی ارائه می دادند بسیار اندک بود. به همین دلیل خیلی از عکاسان همچنان توجه خود را به روش های مونتاژی همچون کاربرو (Carbro) که نوعی روش تعدیل شده کربن بود معطوف کرده بودند. عکس های تولید شده با این روش ها گران قیمت بودند.

در سال 1932 میلادی در هالیوود (Hollywood) سیستم تکنی کالر (Technicolor) رایج گردید. در این روش با سه فیلم در حال حرکت 35 میلیمتری که بطور همزمان از میان یک دوربین عظیم سینمایی عبور می کرد. سپس این سه فیلم با استفاده از روش مکانیکی انتقال رنگینه چاپ می شدند و به دنبال آن چاپ نسخه های نمایشی سینما با رنگ کامل از روی آنها انجام می شد.

تهیه فیلم رنگی از مونتاژ سه رنگ در دوربین های تکنی کالر سینمایی

در سال 1935 میلادی شرکت ایستمن کداک در آمریکا ابتدا فیلم 16 میلیمتری و در سال بعد فیلم 35 میلیمتری کداکروم (Kodachrome) را تولید نمود. همچنین در سال 1936 میلادی در آلمان فیلم چندلایه آگفا به نام آگفاکالر (Agfacolor) روانه بازار شد. این فیلم نسبت به فیلم رنگی کداک از پیچیدگی فرایندی کمتری برخوردار بود. در دهه 1940 در خلال جنگ جهانی دوم ابتدا آگفا و سپس کداک فیلم های نگاتیو چند لایه ساختند که برای بزرگ کردن بر روی کاغذ های رنگی چند لایه طراحی شده بودند.

بعد از پایان جنگ که آلمان مغلوب شد، دیگر سازندگان بطور آزاد از امتیاز فرایندهای آگفا بهره مند شدند و شروع به ساخت انواع فیلم های اسلاید و به میزان کمتری فیلم های نگاتیو و کاغذ چاپ رنگی نمودند. موسساتی همچون آنسکو (Ansco)، ساکورا (Sakura)، فوجی (Fuji)، ایلفورد (Ilford) و فارانیا (Farrania).

با بهبود مواد و توسعه فرایندهای رنگی در دهه 1940 میلادی، عکاسان بیشتری از خود خلاقیت های جدید نشان دادند. مطالعات رنگی در باره پرندگان و طبیعت انجام شد. در سال 1953 میلادی اولین عکس رنگی در مجله لایف چاپ شد

نمونه فیلم های 35 میلیمتری کداکروم و آگفاکالر

در سال 1963 میلادی ادوین لند (Edwin Herbert Land) دانشمند آمریکایی و صاحب شرکت پولاروید (Polaroid) اولین عکس رنگی فوری خود را معرفی کرد. ماده نور خورده به صورت ترکیب چسبیده صفحات نگاتیو و عکس که از دوربین بیرون کشیده می شد و پس از حدود یک دقیقه پوسته آن جدا می شد و عکس آماده بود. در سال 1972 پولاروید عکس تک برگی را ابداع کرد که به صورت برگه ای سفید رنگ از دوربین خارج می شد و به تدریج عکس رنگی بر آن ظاهر می گشت.

به تدریج از دهه 1970 میلادی استفاده از فیلم های رنگی توسط عکاسان رایج تر شد و استفاده از آنها از فیلم های سیاه و سفید پیشی گرفت. لابراتوارهای رنگی توسعه یافتند و تعداد آنها بسیار زیاد شد. با این وصف عکاسی سیاه و سفید کنار گذاشته نشد و همچنان توسط عکاسان مورد استفاده قرار گرفت.

نمونه ای از عکس و دوربین های اولیه پولاروید
مقالات مرتبط:

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش اول: آغاز تا سال 1850 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش دوم: از سال 1851 میلادی و دوران صفحات تر

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش سوم: از 1871 تا دهه 1900 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش پنجم: پیشرفت های فناوری در قرن بیستم

 


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری           


منابع:

  1. Naomi Rosenblum at al (2017). History of photography. Retrieve from www.britannica.com on Aug 12.
  2. Michael John Langford (1997). The Story of Photography from its beginnings to the present day, 2th ed. Focal Press, England. (ترجمه فارسی: داستان عکاسی، رضا نبوی، نشر افکار، 1389)
  3. Mary Bellis (2017). History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thoughtco.com on Aug 14.
  4. Liz Masoner (2017). A Brief History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thespruce.com on Aug 15.
  5. Haunty (2016). Leonardo da Vinci's Camera Obscura. Retrieve from https://owlcation.com on Aug 12.
  6. Ernest Purdum (2006). Shutters - History and Use. Retrieve from www.largeformatphotography.info on Aug 12.
تعداد بازدید از این مطلب: 454
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)

بخش سوم: از 1871 تا دهه 1900 میلادی


در سال 1871 میلادی توسط یک پزشک و عکاس انگلیس به نام ریچارد لیچ مادوکس (Richard Leach Maddox) ژلاتین به عنوان جایگزینی برای کولودیون معرفی شد. به این ترتیب امکان ایجاد صفحات خشک به جای صفحات تر کولودیون فراهم گشت. در این روش از یک امولسیون ژلاتین حاوی برومید نقره بر روی سطح شیشه ای استفاده شد که پس از نوردهی ، مراحل فرایند ظهور و ثبوت نیز بر روی آن امکان پذیر بود. در سال 1878 میلادی صفحات اندود شده و آماده مصرف بصورت کارخانه ای تهیه شد و لازم نبود عکاسان برای تهیه صفحات کاری کنند.

صفحات خشک چند حسن مهم داشت. هنگام عکاسی نیازی به حمل چادر و لوازم عکاسخانه نداشت، همچنین کیفیت و ثبات آنها بیشتر بود. حساسیت به نور آنها خیلی بیشتر بود بطوریکه نوردهی با سرعت های در حدود 25/1 ثانیه در فضای خارجی میسر گشت. این امر موجب شد که دوربین ها برای کنترل زمان نوردهی به چیزی بیش از یک درپوش ساده نیاز داشته باشند و به همین دلیل پس از مدتی مسدود کننده مکانیکی (شاتر) در دوربین ها پا به عرصه وجود گذاشت. همچنین برای اینکه بتوان بدون تعویض نگهدارنده صفحات در داخل دوربین، چندین عکس متوالی گرفت، دوربین های خشاب دار (Magazine Camera) تولید گشت که قابلیت قرارگیری چندین صفحه خشک را بطور همزمان دارا بود که پس از هر نوردهی صفحه را از مسیر نور خارج می کرد و صفخه بعدی جایگزین می شد.

یک نمونه دوربین خشاب دار

صفحات خشک تحولی در دنیای عکاسی بوجود آورد. دوربین های جدید طراحی شد. خصوصا اینکه دوربین ها می توانستند قابلیت استفاده بر روی دست را داشته باشند. در دهه 1880 میلادی دوربین هایی ساخته شد که می شد بدون اطلاع فرد از وی عکاسی نمود. به آنها دوربین های کارآگاهی (Detective Camera) می گفتند. معمولا به نحوی ساخته می شدند که همچون یک بسته یا مثلا یک کلاه به نظر برسند.

نمونه ای از دوربین های کارآگاهی(1856-1853)

در سال 1880 میلادی یک عکاس آماتور آمریکایی به نام جورج ایستمن (George Eastman) موفق به اختراع یک ماشین صفحه اندود برای ساخت صفحات خشک شد و شرکت صفحه خشک ایستمن را در نیویورک تاسیس کرد. در سال 1884 میلادی اولین فیلم نگاتیو عکاسی به شکل رول(Roll Film) را ایجاد کرد و در سال 1888 میلادی اولین دوربین عکاسی خود را که قابلیت قرار گرفتن فیلم رولی در آن وجود داشت را با نام تجاری دوربین کداک (Kodak Camera) ساخت. این دوربین قطع نسبتا کوچکی داشت که حاوی 6 متر فیلم به اندازه 100 عکس گرد به قطر 6 سانتیمتر بود که پس از گرفتن 100 عکس، فیلم به کارخانه ایستمن مرجوع می شد تا ظهور و چاپ آن را انجام دهد. در ابتدا کمی هزینه آن زیاد بود ولی در نوع خود انقلابی در سیر تاریخی عکاسی به حساب می آمد بطوریکه تا مدتها به هر نوع دوربینی که به این شکل کار می کرد مردم لفظ کداک را بکار می بردند.

اولین دوربین کداک که فیلم رولی در آن استفاده می شد.

دوربین کداک به سرعت در تمام جهان به فروش رفت. دوربین های جدید با قابلیت های جدید تولید شد. در سال 1891 میلادی کداک فیلم های رولی که مصرف کننده خودش می توانست آنها را در دوربین قرار دهد به بازار معرفی کرد. ایستمن نقش بزرگی در متداول کردن عکاسی در بین مردم داشت. شعار او این بود: " شما دکمه را فشار دهید، بقیه را ما انجام می دهیم."

در این هنگام امکان تعریف زمان های کوتاه تر نوردهی در دوربین های عکاسی فراهم شد. عکس های ثابت یا منجمد (Freeze) از موضوعات متحرک قابل ارائه شدند و نتایج غیر منتظره ای را برای عکاسان به بار آوردند. از جمله عکاسان مشهور در آن زمان که جزئیات حرکت را ضبط نمود عکاس انگلیسی به نام ادوارد مایبریچ (Eadweard Muybridge) بود.

ثبت حرکات اسب در حین یورتمه- عکاس: ادوارد مایبریچ

او ثابت کرد که اگر هر عکس ثابت شده از یک شیء متحرک که به توالی ضبط شده است، به سرعت و به توالی مانند ورق زدن سریع کتاب نشان داده شود، به نظر می آید که آن شیء حرکت می کند. این عکس ها را در وسیله ای به نام زوئتروپ (Zoetrope) قرار می دادند که با چرخاندن گردونه آن و نگاه از میان شیارهایش تصاویر به صورت متحرک به نظر می رسیدند.

یک نمونه زوئتروپ برای نمایش تصاویر متحرک

در ادامه کارهای مایبریچ در فرانسه زیست شناسی به نام اتین مری (Etienne-Jules Marey) تصاویر متوالی از یک موجود متحرک را در یک توالی کامل با نوردهی های کوتاه بر روی یک صفحه انجام داد که جاذبه زیادی برای دانشمندان و طبیعت شناسان داشت. عکاسی متوالی او تحت عنوان گاه نگار یا کرونوفوتوگرافی (Chronophotography) نامیده می شد.

نمونه کارهای کرونوفوتوگرافی توسط اتین مری

در سال 1889 میلادی اولین فیلم انعطاف پذیر ار نیترات سلولز ساخته شد. این نوع فیلم ها به شدت قابل اشتعال بودند و ذخیره سازی آنها باید با دقت انجام می شد. در همان سال توماس ادیسون (Thomas Alva Edison) با کمک دستیارش فیلم های رولی با پهنای 35 میلیمتری که دارای سوراخ هایی در دو طرف بود را ایجاد نمود. بعدها فیلم 35 میلیمتری استاندارد تصاویر متحرک در صنعت فیلم سازی گشت. در سالهای بعد دوربین لایکا اولین دوربینی بود که از فیلمی با این پهنا استفاده می کرد.

نمونه اولیه فیلم های 35 میلیمتری که در لابراتوار ادیسون ساخته شد.

در اواخر دهه 1880 ده ها سازنده به ساخت صفحات عکاسی مشغول بودند.در سال 1882 میلادی صفحات اورتوکروماتیک (Orthochromatic)که حساس به نور آبی و سبز بود ارائه شد. در جاهای مختلف انواع مختلفی از فیلم های خشک جدید تولید شد. در آلمان در سال 1906 میلادی اولین فیلم ها و صفحات پنکروماتیک (Panchromatic) که به همه رنگ ها حساس هستند تولید شدند و پس از مدتی به جهت کیفیتی که داشتند به صورت رایج ترین ماده سیاه و سفید مصرفی دوربین درآمدند.

در سال 1890 میلادی دو دانشمند انگلیس به نام های فردیناند هرتر (Ferdinand Hurter) و وی سی دریفیلد (Vero Charles Driffield) اولین سیستم مستقل عدد گذاری برای حساسیت امولسیون ها را معرفی نمودند و امکان نسبت دادن اعداد H و D به مواد ایجاد شد یعنی سیستم H&D که امکان تهیه جداول نوردهی و نورسنج ها را فراهم می نمود. این امر سرانجام به سیستم اعداد ISO ختم شد که امروزه جهت نمایش حساسیت یا سرعت فیلم های آنالوگ و یا سنسور دوربین های دیجیتال بکار می رود.

در ادامه کارهای مایبریچ در فرانسه زیست شناسی به نام اتین مریدوربین های عکاسی و لنزها هم مسیر تکاملی خود را می پیمود. در سال 1889 میلادی شرکت زایس (Zeiss) اولین عدسی غیر آستیگمات (Anastigmatic) را ساخت. این لنزها تصاویری روشن تر و دقیق تر از انواع اولیه داشتند. در واقع آلمان تا پنجاه سال بعد از آن سرآمد لنزهای عکاسی جهان باقی ماند.

در سال 1900 میلادی در کنفرانسی در پاریس سری اعداد دیافراگم که امروزه هم مورد استفاده است (f/2 ، f/2.8 ، f/4 و ... ) مورد توافق بین المللی قرار گرفت.

در دهه 1890 میلادی دوربین های تاشو فیلم رول (Folding Rollfilm Camera) ساخته شد و پس از مدتی دوربین های دو لنز انعکاسی (Twin Lens Reflex Camera) در دسترس عموم قرار گرفت.

دوربین دو لنز انعکاسی (تصویر راست) دوربین تاشو فیلم رول کداک (تصویر چپ)

در ابتدای مسیر عکاسی منابع نور محدود به نور روز می شد اگر چه در سالهای بعد از لامپ های باطری دار برای این کار استفاده کردند. از حدود 1885 میلادی از لامپ های گازی برای چاپ کنتاکت استفاده می شد. از روشنایی آن برای مدل نیز بکار می رفت ولی موجب داغ شدن وی می شد. به تدریج لامپ های پرتوان قوس الکتریکی (Arc) توسط موسسات بزرگتر بکار گرفته شد. در سال 1877 میلادی اولین استودیو مخصوص چراغ برق در لندن افتتاح شد. در دهه 1880 میلادی فلاش پودری منفجرشونده (Explosive flash powder) شناخته شد که از رسوب منیزیوم و مواد شیمیایی دیگری تشکیل شده بود و با شعله یا جرقه سنگ فندگ منفجر می گشت. این فلاش ها رقیب ارزان قیمتی برای چراغ برق بودند و نور شدیدی با تداوم 10 ثانیه توام با دود و بوی شدید ایجاد می کردند. در سال 1925 میلادی فلاش های حبابی (Flash Bulb) اختراع شد و همزمان کردن شاتر دوربین با لحظه نور زدن فلاش امکان پذیر گشت.

فلاش پودری منفجرشونده (تصویر راست) فلاش حبابی (تصویر چپ)

برای چاپ عکس ها بر صفحات کاغذ و یا روزنامه لازم بود که فناوری های صنعت عکاسی تا سالهای پایانی قرن نوزدهم میلادی رشد کند. قبل از آن عکس فقط مرجعی برای حکاک ماهر به حساب می آمد تا با استفاده از عکس ها قالب های چوبی از تصاویر آنها برای چاپ روی کاغذ یا فلز مهیا نماید.

کلیشه ای ساخته شده از حکاکی بر روی چوب و نمونه چاپی آن

در سال 1866 میلادی فرایندی به نام وودبریتایپ (Woodburytype) امکان چاپ نگاتیو را بر روی یک لایه ژلاتین امکان پذیر نمود که قابلیت تبدیل به نقوش کم عمقی را در یک صفحه سربی داشت و در چاپ بر روی کاغذ مورد استفاده قرار می گرفت. در اواخر دهه 1870 میلادی قابلیت چاپ نگاتیو های عکاسی بر فلز حساس به نور بوجود آمد که با استفاده از اسید و حل کردن قسمتهایی از آن به صورت کلیشه نقش برجسته در می آمد که فقط قادر به ارائه رنگ های خالص سیاه یا سفید بود.

بعد از مدتی کشف شد که با استفاده از دوربینی حاوی یک صفحه شیشه ای با نقش مشبک، تمام درجات خاکستری به نقاط ریزی در اندازه های متفاوت تبدیل می گردد که هنگام چاپ بر کاغذ تقریبا مانند میان رنگ های متفاوت یک عکس به نظر می رسند. اولین عکس میان رنگ (Halftone) در سال 1880 میلادی در روزنامه نیویورک گرافیک (New York Daily Graphic) چاپ شد. کم کم ایجاد گراورها از عکس ها رایج گشت و در اواخر دهه 1890 اکثر روزنامه ها از عکس ها استفاده می کردند.

اولین عکس میان رنگ که در سال 1880 در روزنامه نیویورک گرافیک چاپ شد و صفحه چاپی آن.
مقالات مرتبط:

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش اول: آغاز تا سال 1850 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش دوم: از سال 1851 میلادی و دوران صفحات تر

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش چهارم: تکامل عکس های رنگی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش پنجم: پیشرفت های فناوری در قرن بیستم

 


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری             


منابع:

  1. Naomi Rosenblum at al (2017). History of photography. Retrieve from www.britannica.com on Aug 12.
  2. Michael John Langford (1997). The Story of Photography from its beginnings to the present day, 2th ed. Focal Press, England. (ترجمه فارسی: داستان عکاسی، رضا نبوی، نشر افکار، 1389)
  3. Mary Bellis (2017). History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thoughtco.com on Aug 14.
  4. Liz Masoner (2017). A Brief History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thespruce.com on Aug 15.
  5. Haunty (2016). Leonardo da Vinci's Camera Obscura. Retrieve from https://owlcation.com on Aug 12.
  6. Ernest Purdum (2006). Shutters - History and Use. Retrieve from www.largeformatphotography.info on Aug 12.
تعداد بازدید از این مطلب: 518
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


نویسنده : mandala
تاریخ : دوشنبه 18 تیر 1397
نظرات 0

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)

بخش دوم: از سال 1851 میلادی و دوران صفحات تر


در سال 1851 میلادی توسط فردی انگلیسی به نام فردریک اسکات آرچر (Frederick Scott Archer) روش صفحه تر کولودیون (Collodion wet plate process) ابداع گردید. وی کشف کرد با استفاده از ترکیب ماده چسبناکی به نام کولودیون و ماده شیمیایی اگر بر روی سطح یک قطعه شیشه ریخته شود و به آن نوردهی کند می تواند تصاویر را بر روی آن ثبت نماید. روش کار به این صورت بود که او صفحه تر کولودیون را در حالیکه سطح شیشه نمناک بود در داخل دوربین نوردهی می کرد. اشکال کار اینجا بود که اگر کولودیون خشک می شد دیگر عمل نمی کرد. به این ترتیب اولین نگاتیو کولودیون به نام فرایند صفحه تر (Wet plate process) شناخته شد. نسبت به روشهای قبلی در این روش نگاتیوهای با وضوح بیشتر و با کیفیت بالاتری ایجاد شد که نسبت به فرایند های کالوتیپ یا آلبومین بر شیشه، حساسیت بسیار بیشتری به نور نشان می داد.

یک نمونه نگاتیو کولودیون و یک نمونه عکس که به روش کولودیون گرفته شده است.

به علت فرایند پیچیده ای که برای ایجاد صفحه تر در پشت استودیو ها انجام می شد، امکان استفاده از آن برای عکس برداری در خارج از استودیو مشکل به نظر می رسید. با این وجود چنان جاذبه ای در ثبت مناظر و سرزمین های ناشناخته وجود داشت که منجر شد عکاسان تجهیزات کامل عکاسخانه خود را در چادر هایی به همراه خود به مناطق مختلف ببرند. پس از مدتی تاریکخانه های تاشو ایجاد شدند. به علت نیاز به آب جهت عکاسی به این روش، اغلب در کنار برکه ها یا مناطق دارای آب اقدام به عکاسی می کردند و معمولا عکاس مجبور بود در هنگام عکاسی در زیر نوعی پارچه مخفی بماند تا بتواند به صفحه کلودیون داخل دوربین نوردهی کند.

استفاده از پارچه در هنگام عکاسی (تصویر راست) و نمونه یک تاریکخانه در داخل چادر (تصویر چپ)

کاربرد استفاده از کلودیون روز به روز بیشتر می شد. بطوریکه در عکاسی از روند ساخت بنا ها یا کارخانه ها و یا حتی در صحنه های جنگی بکار گرفته شد. عکس های مستند راجر فنتون (Roger Fenton) از جنگ کریمه (Crimean War 1853-1856) و عکس های فرانسیس فریث (Francis Frith) از مناظر مصر و سوریه از مشهورترین عکس هایی است که در این دوران گرفته شده است.

یکی از عکس های مستند راجر فنتون از جنگ کریمه (1856-1853)
مجسمه ابوالهول و اهرام مصر – عکاس: فرانسیس فریث

اگرچه کولودیون به عنوان یک فرایند نگاتیو/پزتیو در نظر گرفته می شد، ولی در طی سالهای اوج استفاده از کلودیون، روش دیگری برای ثبت تصاویر رایج گشت. به این صورت که یک نگاتیو کولودیون که کم نور خورده بود، بدون اینکه ظاهر شود بر روی یک قطعه پارچه مخمل مشکی قرار می گرفت و و تصویر مستقیم مثبتی را شکل می داد. به این نوع عکس ها اصطلاح آمبروتیپ (Ambrotype) به معنی جاودانگی اتلاق شد.عموما از این روش در سالهای 1855 تا 1857 میلادی در عکاسی پرتره استفاده می کردند. به علت شباهت ظاهری با داگروتیپ، به غلط به آنها داگروتیپ شیشه ای هم می گفتند.

دو نمونه از عکس های آمبروتیپ مربوط به قرن نوزدهم میلادی

یک عکاس آمریکایی به نام همیلتون اسمیت (Hamilton Lanphere Smith) نوعی از آمبروتیپ را به ثبت رساند که به جای شیشه از فلز رنگ شده سیاه استفاده می شد. به آنها تین تیپ (Tintype) یا فروتیپ (Ferrotype) می گفتند. تهیه این نوع عکس ها بسیار ارزان تر تمام می شد و باعث شد پرتره وارد خانه های کارگری نیز بشود. تین تیپ ها از اواخر دهه 1860 میلادی از آمریکا به بریتانیا و اروپا رسید.

یک نمونه عکس پرتره تین تیپ

مقارن با همین سالها دوربین هایی تولید شد که دارای لنزهای دوبل بودند و می توانستند دو تصویر پهلو به پهلو بر روی یک صفحه کولودیون نوردهی کنند و شبیه به دید دو چشمی(معادل دید چشم انسان) از یک صحنه ارائه دهند. به عبارتی عکس های سه بعدی ایجاد می کردند. روش تماشای عکس ها به این شکل بود که عکسها را درون دستگاه تماشای عکس قرار می دادند بطوریکه چشم چپ تصویر گرفته شده از لنز چپ را می دید و چشم راست عکس راست را و به این ترتیب عکس به صورت سه بعدی دیده می شد. با استفاده از نگاتیوهای جفت (استریو) کولودیون امکان چاپ چندین عکس سه بعدی بر کاغذ و یا شیشه های اندود شده با آلبومین فراهم گردید که بطور وسیع به مردم فروخته می شد. رونق عکس های سه بعدی در سالهای 1860 و 1870 میلادی به اوج خود رسید.

یک نمونه عکس سه بعدی و دوربین عکاسی با لنزهای دوبل (تصویر راست) و دستگاه تماشای عکس های سه بعدی (تصویر چپ)

در سال 1854 میلادی یک عکاس فرانسوی به نام آدولف دیسدری (Andre-Adolphe-Eugene Disderi) دوربینی ساخت که دارای چهار لنز بود و عکس هایی به اندازه کارت ویزیت ارائه می داد. در این دوربین ها دریچه لنزها با هم و یا جداگانه باز می شدند بنابراین امکان ثبت حالت های مختلف از مدل وجود داشت. در سال 1860 عکاسی کارت ویزیت (Calling card) از پاریس به لندن و نیویورک سرایت کرد و به سرعت با جایگزینی به جای عکس های داگروتیپ، مد روز گردید. روزنامه ها آن را کارت شیدایی یا کاردومنیا (cardomania) نامیدند. این نوع عکاسی تاثیر زیادی بر عکاسی حرفه ای داشت و موجب شد استودیوهای عکاسی زیادی در آمریکا و اروپا دایر گردند. با این وجود در سالهای دهه 1870 میلادی کارت های ویزیت از مد افتادند.

عکس های کارت ویزیت با دوربین عکاسی چهار لنزی دیسدری

در اواخر دهه 1870 میلادی عکس های بزرگتر رومیزی یا کابینت (Cabinet) رایج شد. اغلب برای عکاسی از ستارگان تئاتر و بعدها در عکس های پرتره خانوادگی زیاد بکار می رفت. استودیوهای سطح بالا که امکان ایجاد صحنه های متنوع و گران قیمتی را داشتند ایجاد شد و تجارت عکس های گران قیمت رونق گرفت..

یک نمونه از عکس های رومیزی در دهه 1870 میلادی
می توانید ادامه مطلب را در بخش سوم تاریخچه مختصر عکاسی در سایت تک لنز مطالعه نمایید.
 
مقالات مرتبط:

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش اول: آغاز تا سال 1850 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش سوم: از 1871 تا دهه 1900 میلادی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش چهارم: تکامل عکس های رنگی

تاریخچه مختصر عکاسی (قبل از عصر دیجیتال)- بخش پنجم: پیشرفت های فناوری در قرن بیستم

 

 


گردآوری و ترجمه: امیر دولتیاری             


منابع:

  1. Naomi Rosenblum at al (2017). History of photography. Retrieve from www.britannica.com on Aug 12.
  2. Michael John Langford (1997). The Story of Photography from its beginnings to the present day, 2th ed. Focal Press, England. (ترجمه فارسی: داستان عکاسی، رضا نبوی، نشر افکار، 1389)
  3. Mary Bellis (2017). History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thoughtco.com on Aug 14.
  4. Liz Masoner (2017). A Brief History of Photography and the Camera. Retrieve from www.thespruce.com on Aug 15.
  5. Haunty (2016). Leonardo da Vinci's Camera Obscura. Retrieve from https://owlcation.com on Aug 12.
  6. Ernest Purdum (2006). Shutters - History and Use. Retrieve from www.largeformatphotography.info on Aug 12.
تعداد بازدید از این مطلب: 443
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران